Fränk

Fränk

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Frank 2025 720p WEB DL PaHe Skydl Co TranslatedByAshkanHidi
Komentář od Yashar Québec 1996

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-06-24
Stažení: 5
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

توجه!

در این فیلم، بچه‌ها فحاشی می‌کنند، مشروب می‌نوشند، سیگار می‌کشند،

چسب استنشاق می‌کنند، دعوا می‌کنند و نظم عمومی را بر هم می‌زنند.

شاید تماشای آن برای شما ناخوشایند باشد.

این فیلم بر اساس داستان‌های واقعی‌ است.

دایی خیلی وقته ندیدتت.

سلام، پل.

سلام.

چقدر دیگه طول میکشه؟

چند روز وقت لازم دارم تا کارها رو ردیف کنم.

نه، منظورم اینه تا کی میخوای بذاری این وضعیت ادامه پیدا کنه؟

از اونجا فاصله بگیر! جدی میتونم کمکت کنم.

بی‌وجود عوضی. آخه کی با یه بچه این کارو میکنه...

اون نکرده... نه...

- ببین، اون... - چی؟ لابد نمیخواسته اینکارو با بچه بکنه؟

نه، اون اینکارو نکرده.

- تو هیچی نمیدونی. - خب روشنم کن.

فقط چند روز وقت لازم دارم...

فردا تولد پُله.

ممنون.

گرسنته؟ میتونم برات یه ساندویچ درست کنم.

نه.

- مامانم چی گفت؟ - اینکه اون...

...اینکه زود برمیگرده.

مثلاً چقدر زود؟

یکی دو روز دیگه.

از دیدنت خوشحالم. بزرگ شدی.

کصشعر نگو...

میخوای کل روز اینجا وایسی؟

اوه! صبر کن...

از طرف مامانت. تولدت مبارک!

ممنون.

باشه پیش خودت.

تازه راند سومه. خسته شدی؟

- نه، میتونم ادامه بدم. - لعنتی، دندونم...

چیزی نیست دندونای شیریشه. حالا برو!

- بزن تو گوشش، بزن! - داغونش کن!

آره، عالیه! خیلی خوبه!

دوباره بزنش، دوباره!

دوباره بزنش! بیشتر، بیشتر!

خوبی؟

از سر راه برو کنار.

میخوای تا فردا بخوابی یا چی؟

- نه، پامیشم. - کسی سیگار داره؟

هی، به چی زل زدی؟

- دارم... - داری چی؟

سیگار.

قبلاً ندیدمت.

از شهر اومدم. چند روز اینجام.

یه یارو کج و کوله تو ایستگاه قطاره.

- اوه، منظورت فرانکه؟ - فرانکی؟

آره خب، مثل هیولای فرانکنشتاین. یه فیلم معروفه، بیخیال!

خفه شو تانل.

چیکار کرد؟ رو اعصابت بود؟

والا، راستش هیچ کاری نکرد،

ولی منو ترسوند، گوشیم شکست.

وسایلتو بذار اینجا.

وسایلتو بذار زمین. بجنب.

هرکی صورتشو صاف کنه یه آبجو جایزه میگیره.

سنگ کمه...

با شماره سه.

یک، دو...

ساشا! لعنتی!

من اینجام!

تکون نخور.

اون داداششه. آدم داغونیه...

بزن بریم.

- باشه واسه یه وقت دیگه. بزن بریم! - کی اونجاست؟

بدو بدو بدو!

بچه تیزی هستی.

بریم سمت رودخونه، یه چیزایی واسه خوردن داریم.

یا کار بهتری داری انجام بدی؟

گور باباش، بریم. سمت رودخونه!

شما دوتا، برین وسایلمون رو بیارین!

وسایل پل رو هم بیارین!

چه عجب، تصمیم گرفتی برگردی؟

فرقی می‌کنه؟ کسی منو نمی‌خواد.

دارن منو مثل یه تیکه نخاله پرت می‌کنن تو این خراب‌شده.

اصلاً می‌دونی نخاله یعنی چی؟

خیلی خب.

نمی‌خوام بهت درس بدم یا به هر شکلی کنترلت کنم،

فقط هر شب سر یه ساعت معقول خونه باش.

تا وقتی مادرت برگرده.

قبوله؟

تولد ۱۳ سالگیت مبارک!

- بفرما. - ممنون!

- خداحافظ! - خداحافظ!

سلام! سلام!

خب...

اولیش واسه امروز.

با کنسرو سوپ؟ لعنتی، عجب اسطوره‌ای هستی!

آبجوی برند آ. له کاک بهتره.

میدونی کاک تو انگلیسی یعنی چی؟

چیزیه که بخاطر شکم گنده‌ت هیچ‌وقت نمی‌بینیش.

- چیه؟ - کیرتو میگم احمق.

- چه مرگته؟ - خیکیِ گنده!

بابا مامانت چیکار میکنن؟

گمشو بابا!

مامانم فنلانده. مشغول کاره.

بابام... خیلی وقته که گذاشته رفته.

بابای منم چند سال پیش رفت سفر کاری.

- اون دیگه برنمی‌گرده. - برمی‌گرده!

سفر کاری، سفر کاری، بابات خیلی وقته مرده.

اگه من بابات بودم، خداییش منم ولت می‌کردم میرفتم.

پدر و مادرت هنوز باهمن؟

نه.

میدونی پدر و مادرِ کی نباید با هم سکس می‌کردن؟

معلومه، فرانک.

اصلاً چشه؟ چرا اینجوریه؟

داداشم میگفت بچه که بوده انداختنش تو وان اسید.

مثل جوکر تو بتمن.

قبلاً واسه خودش خوش‌تیپی بود، حالا تبدیل شده به یه کوفته‌قلقلیِ تخمی متحرک.

کوکاکولا! لعنتی، یارو واسه‌ش هر کاری می‌کنه.

اون آب‌نبات‌فروش ویلم یه بار بهش داد...

کاتیا!

بزن بریم از اینجا! لعنتی، زود باش برو!

سلام، جوونک.

چرا فرار نکردی؟

اگه بخوام، خودم راه میافتم میرم.

تو کی هستی و چی میخوای؟

میخوام بدونم اون بچه‌ای که

یه ساعت پیش داشت خرابکاری و دزدی، کی بود؟

پلیسی یا چی؟

حالا که گفتی...

و این همون برندیه که همین الان دزدیده شده.

تو یه کارآگاه واقعی هستی.

- خیلی خب، پس بیا بریم. - آخ! آخ...

یارمو! دفعه بعد محکم‌تر شوت بزن!

همین‌جا منتظر بمون.

خواهرزاده‌ته؟ شماره‌اش رو بهم بده، لطفاً.

الان تو دسترس نیست.

میدونی، سوپ و آبجو برام مهم نیست،

ولی انگشت نشون دادن به پلیس...

باهاش حرف میزنم، دیگه تکرار نمیکنه.

معذرت میخوام.

خب امشب چی؟ میای؟

سعی میکنم بیام، آره.

باشه.

آهان، خودت شراب رو بیار، من دیر کارم تموم میشه.

شما دوتا با هم سر و سری دارین؟

من باید با تو چیکار کنم؟

هیچی. حالا هر چی، به زودی میرم.

- بالاخره از دستم خلاص میشی. - گوش کن، من...

خفه شو! تو خفه شو!

- باید... - آره، برو.

چه خبره؟ هی!

- اون شروع کرد! - مهم نیست کی شروع کرد.

خواهشاً این انرژی رو بذارید برای بازی.

چی پیدا کردی؟

الو؟

اصلاً چیزی حالیت میشه؟

اینو میگی؟

این چه کوفتیه آخه.

آره...

میخوای با پل هم حرف بزنی؟

خیلی خب... خداحافظ.

مامانم بود؟

آره. گفت به زمان بیشتری نیاز داره.

گفت باید بفهمه چیکار کنه.

بفهمه...

خدا خیرت بده!

لبخندت مثل خورشیده که خرید کردن رو برام لذت‌بخش میکنه... از طرف «ی» برای تینا.

ممنونم، روز خوبی داشته باشید. خداحافظ.

سلام! سلام یاسپر.

امروز یه بنای یادبود تو موهو بازگشایی شد.

نمیدونم اونجا هم همین‌قدر گرمه یا نه.

- نگاه کن! - چی؟

- نگاه کن! - چی؟

بنای یادبود امروز بازگشایی شد...

بازگشایی شد... افتتاح نه ها!... توی موهو...

- چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟ - نه، ممنون.

بفرما.

- روز خوبی داشته باشی. - خداحافظ.

هی!

لعنتی، خواهرت عجب ممه‌هایی داره. با کسیه؟

خفه شو! اون شش سال ازت بزرگتره.

خب که چی؟ من بیشتر از بابات پرس سینه می‌زنم!

- سن فقط یه عدده. - دقیقاً!

اونایی که سن‌شون یه کم بیشتره، بهترن.

ولی واسه به دست آوردنشون، باید سر کیسه رو هم خوب شُل کنی.

اونا به گداها محل سگ نمیدن.

بعد فارغ‌التحصیلی می‌تونم تو شرکت بابام کار کنم.

- شاید یه روزی مدیر اجرایی بشم... - آره، بعدش می‌خوای خانم بخری؟

چیه؟

چی تلاوت کردی؟

چی گفتی؟ دوباره بگو.

چه گُهی خوردی؟ هان؟!

فقط داشتم شوخی می‌کردم، باشه.

فقط شوخی بود، خب؟

دفعه بعد دهنتو ببند.

شوخی مزخرفی بود.

چه مرگته؟

چرا همیشه اینقدر خوشحاله؟ همیشه...

اگه منم از این کتونی‌ها داشتم، همین‌طور بودم...

خفه شو، تانل.

چرا اینقدر زر می‌زنی؟

وقتی بابام برگرده...

لازم نیست همش حرف بزنی.

خیلی خب، دلقک. بیا.

بیا یه شوخی کنیم.

Fränk subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left