Prvních 181 řádků.
الان وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست، الان زمانشه
الان وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست، الان زمانشه
الان وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست، الان زمانشه
الان وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست، الان زمانشه
الان وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست، الان زمانشه
الان وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست، الان زمانشه
حالا وقته شه، الان زمانشه
حالا وقته شه، جادو مال ماست
قدرت مال ماست
باید صندلیتون رو
در حالت عمودی قرار بدید، لطفاً
بدو، بریم
بدو عزیزم، تاکسی منتظره
داره بارون میاد
اوه، نه
آره بابا، اینجا خیلی خشکتره
اوه، خدای من
باید سقف رو درست کنیم
آره
ولی بزرگه
خیلی بزرگه
از این کفپوشهای چوبی خوشم میاد
پردههای داماسک خیلی بهش میاد
آره
آره، باید بدم این سقف رو تعمیر کنن عزیزم
آره
این رو اون پشت پیدا کردم
میخوایش؟
نه
آروم باش، چته آخه؟
آروم باش
بابا
چی؟ چی شده؟
چیه؟
هی
هی
این دیگه چی بود؟
گورت رو گم کن از اینجا
چه مرگشه؟
سارا، خوبی؟
آره، خوبم
فقط یهو غافلگیرم کرد، همین
آره، فکر کنم
مطمئنی؟
آره، خوبم
بابا
میتونی صبر کنی
میدونی، تا وقتی که لباس فرم مدرسه بگیری
مجبور نیستی الان بری
نمیتونم تا آخر عمرم
بشینم خونه و تلویزیون تماشا کنم
چرا که نه؟
من که میتونم
فقط میخوام شروعش کنم. باشه، نه، نه عزیزم
و تمومش کنم. عالی شدی
عالی شدی
عالی شدی، موفق باشی
جنی میاد دنبالت
پیاده میرم
مطمئنی؟
آره
هی، خبردار، سلیطهی ترسناک اومد
اوه، خدا
فکر کردم شیطانه
وای خدای من، یا عیسی مسیح
داره نگاه میکنه؟
اوه، خدا
آره، داره نگاه میکنه
یه جای گرم پیدا کن
یه جای امن و گرم
تقویم نجومی میگه امروز
یه چیزی از راه میرسه
آره، عالیه، منم که دارم پریود میشم
"یه کمال جدید و به همراهش، یه تعادل جدید"
"خاک، هوا، آب، آتش."
شاید اون نفر چهارممون باشه
ما نفر چهارم نمیخوایم
نانسی، ما به یکی نیاز داریم که جهتها رو صدا بزنه
شمال، جنوب، شرق و غرب
چهار نفر دایره رو کامل میکنه
شاید اون بتونه نفر چهارممون باشه
بیا دیگه
عاشق زنهای لباس فرمپوشم
اوه، منظورت اینه که با کسی خوابیدم؟
اون اراذل اونجا دارن پشت سر من چی میگن؟
میدونی، اینجا الایه، باید مکزیکی یاد بگیریم یا یه چیزی تو این مایهها
اون اسپانیاییه، نابغه
آره، اسپانیایی
اومد
"کی" اومد؟
یکی که نفر چهارممون باشه
خودِ خودشه
حالت خوبه؟
خودشه
هی، بچهها اشکالی نداره منم پیش شما بشینم؟
چون باید یه گروه آزمایشگاهی پیدا کنم
باشه
نه، تو، تو میتونی اینجا بشینی
خوشحالی؟
چی؟
سلام
تو سارایی، درسته؟
آره
سلام، من کریسم
فقط میخواستم بابت اون عوضیهای کلاس فرانسه معذرتخواهی کنم
اونا خیلی آشغالن
میدونی چی میگن، آدم با هرکی بگرده مثل همون میشه
آره، لابد
وایسا، الان به من گفتی آشغال؟
گفتی، نه؟
ببخشید
گارد گرفتم
آدمهای اینجا با من خیلی بدرفتاری کردن
اوه، واقعاً؟
دیگه کی؟
این سه تا دختر
پشت سرتن
زل نزن
عجب کلکیه
اوه گندش بزنن، اینا همون جادوگرای شهر ایستریکان
چی؟
هر کاری میکنی، ازشون دور بمون
چرا؟
خب، اون یکی که سمت راسته رو میبینی؟
اون یه هرزهی به تمام معناست
البته، من از روی تجربه شخصی
یا چیزی نمیگم، اما
و اونی که وسطیه
تمام بدنش جای سوختگیه
من ندیدم، ولی دوستام دیدن
به هر حال، اونا
نه، ولش کن
چی؟
اونا جادوگرن
جادوگر؟
خب، مردم اینطوری میگن
خب، بعد از مدرسه چیکارهای؟
نمیدونم
هیچی، فکر کنم
واقعاً؟
واقعاً
من سرم شلوغه
تمرین فوتبال دارم
میتونی بیای تماشا کنی
تمرین فوتبال
واقعاً وسوسهانگیزه
سارا
دنبال کسی میگردی؟
نه
بعضی از این احمقهای فوتبالی دوستدختراشون رو مجبور میکنن
بیان تمرینشون رو ببینن، انگار خیلی جذابه
آره، مثل اون دوستدختره اونجا
کریس هوکر؟
من اصلاً نمیشناسمش
نانسی بابت اتفاقی که تو کلاس زیست افتاد معذرت میخواد
اون کلاً با همه بدرفتاره
پس به دل نگیر
تو نانسی هستی؟
اون نانسیه، من بانیام و اونم روشل
سلام، من سارام
آره، میدونیم کی هستی
میخوای بریم قهوه بخوریم؟
نه، نمیتونم، باید برم خونه
بابام منتظرمه
میتونی یه بهانهای جور کنی
روشل داره از تمرین جیم میزنه
سارا، اون به هر چی که تکون بخوره پا میده
به جز من
من تماشاش نمیکنم
اون مریضی پخش میکنه
دارم از روی تجربه شخصی میگم
بدو کریس
برو جلو
پاس بده، عزیزم
اون یه عوضیه
No comments yet. Be the first to leave one.