Prvních 200 řádků.
aakbarr ترجمه و زيرنويس از
تسليم نشو
اوه, من هرگز تسليم نميشم
ممکنه ببينم؟
کاره خودت هست, درسته؟
-سلام, رد لوتر
زندگيت آسونتر ميشد اگر ميتونستي يه وي اچ اس رو اجرا كني
درسته
کلمات درست تر هرگز بيان نميشن
بزار ببينم
بيا بريم
اين قشنگه
اين خيلي خوبه, اون اينجا نيست
---به هر حالا , من به اون گفتم
--كه مريض هستم---
--پس تو ميتوني راحت باشي---
خوش باش
من برميگردم
تو اون رو دوست داري, درسته؟
اوه, آره
پس تو ميخواي بازي کني, آره؟
تو خوبي؟
اين رو دوست داري؟
-تو به من سيلي زدي؟ -به من سيلي نزن
هرزه کوچولو
آلان, چيکار داري ميکني؟
آلن
تمومش کن
آلن, تو داري من رو اذيت ميکني
خوشم مياد اذيتت کنم
تو داري من رو اذيت ميکني
آشغال
دوست داري اذيت بشي؟
من اذيتت ميکنم
-بزار بده -ميزاري؟
دوستش داري؟
آشغال
-برو گم شو -هرزه لعنتي
-برو گم شو - برگرد اينجا
برگرد اينجا
تمومش کن
تمومش کن
چيکار داري ميکني؟
هرزه
هرزه
ميخواي بازي کني؟ به تو نشون ميدم چطور بازي کني
لعنتي عوضي
عوضي
دوستش داري؟
برگرد اينجا
بزار برم
--هرزه, دستم رو بريدي
--اون رو بنداز-
کوني لعنتي
-من ميکشمت -هرزه
کمک
کمک
تو اون رو کشتي؟
راه ديگه اي نداشتم, قربان
حالا بايد چيکار کنم؟
يا مسيح, تيم, ما چيکار کرديم؟
راه ديگه اي نداشتيم
اون صداي چي بود؟
اوه, لعنت
خداي من
اوه, خداي من
مسيح مقدس
شما درک ميکنيد چه بلائي به سر ما اومده؟
يالا, به من بگيد
هيچ چيز براي گفتن نيست ايشون براي کمک داد زدن
شما هيچ صداي خشونتي تا اون موقع نشنيديد؟
هيچ چيز قبل از اون نشنيديم
-شايد بايد به پليس زنگ بزنم - مسيح مقدس
چي؟
بيل؟
چرا در مورد اين فکر نميکني
--فقط يه دقيقه صبر کن
و در موردش فکر کن----
فکر واقعي
--لعنتي---
--سخت
---اين احتمالاً
يه ايده خوب نيست---
اينجا چه اتفاقي افتاده
--کريستي بيچاره
--تنها اومده خونه---
--و بايه دزد روبرو شده
به نظر منطقي هست؟
آره, حتماً
ما بايد اينجا رو از نظر بهداشتي مرتب کنيم
تو با اون سکس داشتي؟
نميدونم
توبايد اون رو معاينه کني
-من متخصص زنان نيستم -من تو رو متخصص درست ميکنم
مسيح
- من ميبرمش -اثر انگشت هر دوتاشون روي اين هست
براي دقتت ممنونم
گلوريا؟
- من اون رو کشتم؟ - همه چيز مرتبه, بيا
فقط نگران اون نباش
- اوه, خدا - حالا مواظب باش
فقط خون روي تو نباشه
من مراقب همه چيز هستم, فهميدي؟
درست مثل کارهائي که هميشه انجام ميدم
- لعنت - چيه؟
کيف خانم
خانم راسل بزاريد من بگيرمش
ممنون
- من نگهش داشتم - خوبه
مودب وآروم قربان
خداي من
چاقو نيست
- چيه؟ - چاقو کجاست؟
تو اتاق خواب
- يالا - بريد برش داريد
لعنت
لعنت
برو
معذرت ميخوام
من شماره ماشين رو برداشتم
بچه ها شايد اون مرد سايه بود
فراموش کرديد زير تخت رو چک کنيد شما ممکنه ما رو نابود کنيد
من شماره ماشينش رو برداشتم, يادت مياد؟
تو فکر ميکني اون اينجا منتظر ما نشسته بود, آشغال؟
آروم باش, خانم راسل
هر دوتاتون خفه شيد, فهميديد؟
چي پيدا کردي؟
اوه, پسر
بسيار خب, تيم
يه راه ديگه از آينه
ما بهتره بريم دنبال شماره ماشين
اون تنها چيزي هست که ما داريم
اون چاقوي نامه بازکن رو داره
خون
اثر انگشت
يا مسيح
فکر کن اون چيکار ميتونه بکنه
اون مرد دزد هست
يه دزدي که شاهد قتل بود
به نظر مياد که يه دسته پول رو دزديده
من به شما ميگم اون چيکار ميکنه
اون به سمت جهنم ميره
اونا با هفت تا ما رو شکست دادن
با هفت تا
کي فکرش رو ميکرد
کيت
براي من يه خرده دير شده, درسته؟
منظورم آهسته دوئيدن هست
يه جورائي سخت هست که شروع کنم, درسته؟
---اما من ميخواستم
با تو حرف بزنم---
در مورد؟
در واقع ميخواستم در مورد آب و هوا حرف بزنم
طرفاي غروب هوا سرد ميشه
معمولاً اين موقع سال هميجوري هست
--من تو فکر رفتن
به جائي بودم که هواي ملايمتري داشته باشه----
---فکر کردم از اونجائيکه تو تنها فاميل من هستي
در اين مورد با تو حرف بزنم---
لوتر, تو فاميل من نيستي
من يه بچه نشون ميدم درسته؟ بگو که منظور از اين ملاقات چيه؟
--اين نقل مکان يه
نفر رو ميخواد که پايه باشه, ميفهمي؟---
ما ديگه هرگز همديگه رو نميبينيم
از وقتي که مامان مرده من تو رو نديدم يکسال هست
--نگاه کن
تو حق داري زندگي خودت رو انتخاب کني---
تو هرگز اينجا بخاطر من نبودي
خوبه
من هم برنامه اي براي اينکه با تو باشم ندارم
يه دقيقه صبر صبر کن
تو داري دروغ ميگي, درسته؟
تو دوباره کارت رو شروع کردي؟ اون دليلي هست که تو حالا اينجا هستي؟
من حرفت رو باور نميکنم
اوه, مسيح
پدر, تو چيکار کردي؟
کريستي ساليوان
همسر والتر, بيشتر شبيه به اينه که اومده خونه و با يه سارق درگير شده
چند تا سارق
من دوست دارم فرشهاي منم به اين تميزي باشه
من حتي يه اثر انگشت درست و حسابي پيدا نکردم
-راست ميگي, لورا؟ -مثل اينکه مري پاپينز اينجا بوده
آقاي ساليوان کجاست؟
متاسفم ست
تمام خانوداه ساليوان دو روز قبل رفتن به باربادوس
براي کمکت ممنونم
نه صبر کن موضوع از اين بدتر هست
از اينجا شليک شده
--اگر اون به طور اتفاقي با يه دزد برخورد کرده
اون بايد اينجا اتفاق ميفتاد اما اون دقيقاً اينجا کشته شده
اثرات خون اين رو نشون ميده
اون اينجا چيکار ميکنه؟
به نظر مياد يکي اينجا نشسته بوده ولي هيچ اثري پيدا نکردم
فکر ميکني ساليوان پير اينجا نشسته بوده و برنامه همسرش رو نگاه ميکرده؟
اوه, خدا من اميدي ندارم
ساليوان مرد با شخصيتي هست
دقت کن با دقت بيرون بيارش
به نظر مياد قاتل گلوي اون رو فشار داده
بعد قاتل به سمت در رفته تا از پشت به اون شليک کنه؟
قاتل مهبل(آلت زنانه) اون رو هم بررسي کردن
No comments yet. Be the first to leave one.