Borderline

Borderline

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Borderline
Komentář od masoodap
تقدیم به تمامی پارسی زبانان درسراسردنیا

Tagy

other
Zveřejněno: 2021-01-04
Stažení: 253
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

::.تقديم به تمامي پارسي زبانان در سراسر دنيا.:: ::.(پسر عمه).::

اين زيرنويس بدون ديدن فيلم وفقط توسط ترجمه زيرنويس انگليسي تهيه شده کم وکاستي هاي آن زا به بزرگي خودببخشيد

من هيچ محدوديتي ندارم

همانطورکه چروکهاي من ميگه

من بامحدوديت مشکل دارم

من نميتونم ازبيرون درون راببينم

من پوستي عالي دارم

و همه درون من محکم وقويه

ميتونم احساس کنم که همه درون منوميبينند

من ناپيداهستم

آنقدر ناپيدا که بايدبراي ديده شدنم توسط مردم فريادبکشم

اين چکيه

پروفسورکوچولوي من

من ديوانه وارعاشقش بودم

اون بيست سه سال ودوماه ازمن بزرگتره

فرانسويه,

ازدواج کرد و هرگز مال من نبود

بهرحال

کي تاحالابراي من بوده؟

من هيچ استعدادي درعشق ندارم

اما من ازتحقيرشدن وناديده گرفته شدن خسته شدم

من يک کيک شکلاتي بزرگ ميخوام که همش مال خودم باشه

براي همين تصميم گرفتم داستانم رابراتون تعريف کنم

ايزابل بلايس

حدوسط

آنجل کوتو

سيلوي دراپو

لارنس کاربونو پير لوک برليانت

ماري شانتال پرون آنتوني برتراند

ترجمه زيرنويس ازپسرعمه

کيکي..خداي من

داري چيکارميکني؟

دوباره داري ازخودت يک احمق ميسازي

من به يک آدم بد ميفروشمت

که تورو به بردگي بگيره

کيکي

اگه درست رفتارنکني

يک رواني مياد و تو رو تيکه تيکه ميکنه

بعد مثل يک استيک ميپزه

اين چيزيه که توميخواي؟

...بهرحال

اين چيزيه که توميخواي؟

...بهرحال

ميخواستي همسرت روترک کني؟

ميخواستي بخاطرمن همسرت روترک کني؟

عشق منو ديوونه کرده

گاهي اوقات حس ميکنم

سکس

منوتاحدبردگي تنزل ميده

اون آزادي من رو ازبين ميبره

منوميکشه

مشکل من اينه که

نميتونم باهيچکس بخوابم

زنها،مردها،کوتاه،بلند،لاغر،چاق..هرچي که اسمش رابگذاري

من نميخوامش

..من همسروبچه هام رودوست دارم اما

به خودم افتخارميکنم

من دوازده روزه که سراغ سايتهاي پورن نرفته ام

يکبار

خنده دارنيست ...من خودموپيش يکي پيداکردم

...و

اين ازخودبيزاري حتي منو بيشتربه فناميده

سرم..آلتم

وهمه چيزهاي مثل اون

متأسفم

اين اولين باره که درموردش حرف ميزنم

من به سرپرستم زنگ زدم

دعاکردم

من بهش چسبيدم

اما اون منو خيلي دوست داشت

وقتي به من نگاه ميکردچشمهاش درخشش بي نظيري داشت

اون ماهها منوتعقيب ميکرد ...احساس ميکردم انگار

بهش نيازدارم

وقتي يک مردبه من احساس مهم بودن ميده

من پاهام روازهم بازميکنم

من فکرميکنم يک عشق مشترک ميتونه پاهاي منوتاحدبينهايت ازهم بازکنه

لنگهام روازهم بازميکنم

تاآسمون رادربهشت کوچولوي خودم ببينم

من لنگهام روازهم بازميکنم تافراموش کنم کي بودم پس زدن هاروفراموش کنم

من لنگهام روازهم بازميکنم تا مثل يک ستاره کوچولو بدرخشم

کيکي؟

کيکي لابرش؟

اريک

خيلي باحاله که توروميبينم ديروز داشتم بهت فکرميکردم

چقدرگذشته؟

ده سال

ده سال بعدازروزي که تولديازده سالگيت بود

توروزتولدمنو يادته؟- البته-

وديگه بعدازاون نه

آره درسته

توحافظه فيلي داري

توهم هنوزاحساساتت روبروز نميدي

آره..من هميشه دلقک بازي ميکردم درسته؟

بچه توئه؟

ازدواج کردي؟

آره ازدواج کردم ودوتابچه هم دارم اين يکي بزرگتره است

وتو؟

ميدونم توروزنامه نگاري

خوب بايدبراي زندگي کسب درآمدکنم ديگه

کتابت چي؟ اصلاًنوشتيش؟

نه هنوزننوشتمش

خوب فصل اولش هستم...آره

حالامراقب مادرم هستم خوب بايدتمامش کنم

متأسفم

نميتونم به عقب برگردم

متأسفم

....خيلي وقته که ميخوام

بهش اهميتي نميدم..چيزي نيست

مسئله اي نيست

کيکي؟

بله اريک

توحتي يکبارهم منونبوسيدي

کيکي خيلي ازديدنت خوشحالم

داشت ميخوردزمين

شانسي بود توبايدمراقبش باشي

اون افتاد؟- درست کف زمين-

خيلي خوب حواسم بهش هست

خوبه اينکاروبکن اما اين مرتبه واقعاي

مامان بزرگ؟

من کيکي ام

آره من اومدم

واقعيت دارم ميخواستي بيفتي؟

ببين مامان بزرگ..تومعمولاًميفتي؟

بخاطراينکه تيناتازه بهم گفت

اون يک ديوونه لعنتيه

خوب برو بيمارستان تابفهمي مشکل چيه

تو مريضي کيکي؟

من بيمارستان نميرم اوناهمه شون نازيستن

توبرو بيمارستان اونهاروت آزمايش انجام ميدن

موضوع بعدي که ميفهمي

اينه که تو ديگه مردي

بي خيال مادربزرگ

يک فرصتي بده

ميخواي ازدست من راحت بشي؟

....بهرحال

ميخواي بري مادرت روببيني؟ اون تنهاست

ومثل تينا ميتونه حرف بزنه

پليسها اومدن واون مرده روگرفتند به نظر ميرسه کتکش زده

ميدونم اينکارو کرد چون من همه چي رو شنيدم

لعنت به مردها همه شون مثل هم هستند

درست يااشتباه

...هومربزرگترين شاعر

درسته

به پيرمارکوت بگو دوستت دارم کيکي

خيلي خوش تيپ

فقط ببين

داري اذيتم ميکني

گوش ميکني؟

حتماً

...بهرحال

کلودويا چطوري؟

چي هست؟

تو ديوار دوش قديمي تو روکش نکردي؟

من ازتو پولي خواستم؟

بي خيال کلود ويا

من برات يک بيسکوئيت خوش مزه گرفتم

بله؟

به به تورنادوي کوچولوي من خوب چه خبرتازه؟

چي شده؟

من ننوشتم

خوبه..هفته آينده

نميتونم بنويسم

ديگه نميدونم چطور بايدبنويسم

وازاون بدترچي بنويسم

بعلاوه مادربزرگم زمين خورده

هم اتاقيم مرتب داره سکس ميکنه

حرف سکس شد کي ميتوني توي من فروکني؟

اين هفته اوضاع پيچيده شده همسرم استراحت داره

اما درموردداستانت فصل اولش معرکه بود همينطورادامه بده

ازدردورنجت بنويس

براي الهام گرفتن ازخانواده ات استفاده کن

زمين خوردن مادربزرگت يک نشانه است

خانواده ام

کودکي من مثل پوست سيب زميني توي گلوم گيرکرده

خانواده ام مثل برطرف شدن چروکهام صاف شدند

بهرحال چکي اگه من بخوام اززندگي خودم بنويسم

بايدازتو بنويسم

اگه من درميدون بازي کنم بايدازدرخت زنانگي هام بيام پائين

خوب اون وقت تو هم توي ميدون هستي

صبرکن تو نميتوني درموردمن بنويسي ..کيکي اين

دپارتمان درباره اين موضوع صحبت ميکنه ودردسرساز ميشه

قرارمون نبود

شايدمن بايداستادراهنمام روعوض کنم

شايدخوابيدن باتو سبب شده نتونم بنويسم

ميدوني

من بهش فکر ميکنم

خيلي جدي،شايداين بهترين کارباشه

دراتاقت قفله؟

آره براي چي؟

...کيکي

نه

ميتوني منو تحريک کننده ترببيني

اگه من دانشجوي تونبودم

بي خيال کيکي ...اينجانه ببين

فقط خيلي سريع

فئودور

فئودورکوچولوي من

تونبايداونو فئودورصداکني کارولين

من نميخوام مادرخوانده فئودورجراردباشم

من هرگز چيزي درباره فئودورنشنيده ام

Borderline subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left