From - First Season

From - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

From S01E10 Oh the Places Well Go 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E10 2160p WEB-DL DDP5 1 x265-TEPES
From S01E10 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E10 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E10 PROPER WEBRip x264-ION10
From S01E10 Oh the Places Well Go 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S01E10 Oh the Places Well Go 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S01E10 Oh th Places Well Go 480p WEBRip x264-RMTeam
From S01E10 Oh the Places Well Go 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Komentář od Hami.Mogheyci
🅱️🅼🅱️ حامی مغیثی و کیارش نعمت گرگانی | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagy

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
480p
480
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Zveřejněno: 2022-04-10
Stažení: 234
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫کسی صدام رو نداره؟

‫فقط خش‌خش دریافت کردم.

‫ولی کار کرده بود.

‫به نظرم اگه بتونیم ‫ارتفاعش رو از دارمرز بلندتر کنیم...

‫و برقش رو درست و حسابی تأمین کنیم، ‫بتونیم سیگنالی ارسال کنیم.

‫- وارد یه «درخت راه‌دور» شده بودی! ‫- چی؟

‫ویکتور گفته بود آدم ‫ممکنه سر از هرجایی دربیاره،

‫پس احتمالا خودش جای دیگه‌ای رفته.

‫باید پیداش کنیم!

‫قدم به قدم پیش می‌ریم. ‫عه، جولی.

‫جریان چیه؟

‫داریم تو زیرزمینمون چاله حفر می‌کنیم.

‫قراره منشأ برق اینجا رو پیدا کنیم.

‫کسی ویکتور رو ندیده؟

‫احتمالش زیاده که بتونیم ‫این شکلی بریم خونه.

‫می‌دونی چیه؟ برو دیگه.

‫من اینجا می‌مونم ‫و خودم راه‌حلش رو پیدا می‌کنم.

‫خودم می‌دونم اخیرا ‫بهت سخت گذشته...

‫و همه چشم‌انتظار این برجه هستن،

‫ولی باید بهم قول بدی، خب؟

‫اگه از هم پاشید، ‫اگه خودت از هم پاشیدی،

‫باهام صحبت کن ‫و بذار کمکت کنم.

‫چیزی نیست.

‫احتمالش هست رادیوئه واقعا کار کنه.

‫خودمون چه حس و حالی پیدا می‌کنیم؟

‫ما که فقط همین‌جا ‫با هم رابطه داشتیم.

‫منبع انرژی نداریم.

‫برق لازم داری؟

‫آره.

‫ولی نمی‌شه چیزی تو پریز زد.

‫اصلا معلوم نیست محتوای این سیم‌ها هنوز...

‫پشم‌هام. ‫فهمیدم چیکار کنم.

‫چی شده؟

‫گمون کنم به تهش رسیدم.

‫صداشون رو می‌شنوم! صداشـ...

‫نه، نه.

‫باهم صحبت کن. ‫باهـ... باهام صحبت کن.

‫این دفعه فرق می‌کرد.

‫صدای خانمی بود. ‫بهم گفت:

‫«به جناب نان و ماهی بگو...»

‫«اشتباه می‌کردم.»

‫«اینجا موجوداتی هستن ‫که از اون هیولاها هم بدترن.»

‫نباید می‌اومدیم اینجا.

‫هیس! ‫چیزی نیست. چیزی نیست.

‫به نظر من که چیزی هست.

‫«بریم دم برج.»

‫«این هم از برج.»

‫عه، من که این‌ها رو می‌شناسم.

‫می‌خوای داستانی برات تعریف کنم؟

‫نمی‌خواد. ‫الان دیگه خودم می‌تونم داستان تعریف کنم.

‫خب، آفرین به تو.

‫دیگه بزرگِ بزرگ شدی، مگه نه؟

‫داستانت از چه قراره؟

‫دارن سعی می‌کنن ‫راه برگشت به خونه‌شون رو پیدا کنن.

‫کسی نیست؟

‫اومدم! ‫دارم میام!

‫کسی نیست؟

‫- چه مرگته؟! ‫- فهمیدم!

‫چی رو فهمیدی؟

‫مشکل برقمون رو حل کردم.

‫چی؟

‫- کدوم چراغتون رو... ‫- چیزی نیست.

‫از همه کمتر دوست دارین؟ ‫این یکیه. خیلی زشته.

‫- کدوم چراغمون چیه؟ ‫- همین رو برداریم. صبح به خیر!

‫بیدارتون که نکردم، ها؟

‫جریان چیه؟

‫نه، نه، نه. وایستا. ‫چیکار...

‫چیکار می‌کنی؟ ‫اینجا که...

‫بزرگ‌ترین مشکلمون ‫در راستای تأمین برق سیگنالمون چیه؟

‫ها؟ ‫نمی‌شه چیزی تو پریز زد، مگه نه؟

‫پریزهامون تخمی‌ان! ‫اِم... ببخشید.

‫این سیم‌ها که اصلا سیم برق نیستن، ‫یعنی این چراغ...

‫اصلا نباید روشن بشه.

‫ولی می‌شه، مگه نه؟

‫یعنی...

‫فرقی نداره جریان پریزها ‫یا سیم‌هامون از چه قراره،

‫خروجی حاصل از اینجا...

‫برقیه که موجب روشن شدن چراغه می‌شه.

‫تا اینجاش رو فهمیدی؟

‫- آره. ‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫خب، این پشت ماشین ‫یکی از ساکنین این شهر بوده،

‫یعنی این وسیله...

‫تو دهکده کوچکمون...

‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

‫بفرما.

‫ولی اگه ته سیمش رو برداریم...

‫و به سوکتی که واقعا...

‫ازش برق خارج می‌شه...

‫وصلش کنیم و دوباره...

‫چراغه رو بذاریم سر جاش،

‫بعدش...

‫خانم.

‫وای!

‫دیدین؟

‫اگه مقدار مناسبی چراغ و سیم جمع کنیم...

‫می‌تونیم باتری عظیمی ‫از خانه اجتماعات بسازیم.

‫دقیقا!

‫یه کارت صدآفرین به گوگولی خان بدین!

‫مطمئنم خودت هم در نهایت ‫به همین نتیجه می‌رسیدی.

‫یوهو!

‫خوراکی ندارین؟ ‫خیلی گرسنه‌ام.

‫به نظرتون خودشون می‌دونن اینجا کجاست؟

‫چی؟

‫حشرات،

‫گاوها و پرنده‌های...

‫اینجا رو می‌گم.

‫به نظرتون خبر دارن...

‫تو چه محیط وحشتناکی به سر می‌برن؟

‫یعنی می‌دونن جای اشتباهی به سر می‌برن یا...

‫آقا کرمه با خودش می‌گه:

‫«اینجا خاک پیدا کردم» ‫و یعنی خاک عادی باهاش برخورد کنه؟

‫می‌دونستی ‫اگه کرمی رو نصف کنی،

‫مجددا رشد می‌کنه و دو کرم ایجاد می‌شه؟

‫منظورتون چیه؟

‫منظورم اینه که کرم‌ها خیلی ترسناکن.

‫مطمئنم اینجا خیلی هم راحتن.

‫به نظرتون چی داشت چادرمون رو می‌کشید؟

‫نمی‌دونم.

‫به نظرتون کجاییم؟

‫به نظرم دیگه وقتشه بفهمیم کجاییم.

‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫تلگرام، توییتر و اینستاگرام: Bamabinofficial@

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫خب، ببینین چی می‌گم.

‫اصل کارمون هدایت سیم‌هاست، خب؟

‫علاوه بر سیمی که باید ‫رادیومون رو...

‫باهاش به سقف خانه اجتماعات متصل کنیم،

‫باید واسه اتصال چراغ‌های ‫خانه اجتماعات را خود رادیومون...

‫هم سیم داشته باشیم.

‫بهشون بگو از کجا سیم جمع کنیم گوگولی خان.

‫خب، اساسا از هرچیزی که تو ماشین ملت بوده...

‫و سیم داشته، می‌شه جمع کرد.

‫از لوازم خانگی و الکترونیکی گرفته...

‫تا سیم‌کشی‌های خود ماشین‌هامون.

‫اِم، آمبولانس کنار درمانگاهمون رو دیدین؟

‫احتمالا کلی سیم داشته باشه.

‫خب، اینجا کلی وسیله انبار شده،

‫اینه که من و بچه‌هام ‫از همین‌جا مشغول می‌شیم...

‫و هر کسی بخواد، می‌تونه کمکمون کنه.

‫بقیه‌تون هم هرچی می‌تونین جمع کنین.

‫اگه بتونیم مقدار مناسبی ‫سیم جمع‌آوری و متصل کنیم،

‫می‌تونیم تا شب نشده، سیگنالی ارسال کنیم.

‫خیلی‌خب، شنیدین که چی گفت.

‫به بقیه خبر بدین ‫که مشغول بشیم.

‫بجنبین ملت. بجنبین.

‫باشه.

‫خیلی‌خب، ایول پسر.

‫شرمنده. باید برم.

‫آهای! آهای!

‫اسمش جیمه‌ها!

‫چی؟

‫اسم پدر من جیمه.

‫اِم، آها. نه، خودم... ‫خودم بلد بودم.

‫خیلی بی‌شعوری.

‫ببخشید. یعنی...؟

‫خیر سرم باید چیکار کنم؟

‫جولی؟

‫چیزی نیست. ‫الان میام.

‫آها، خیلی‌خب.

‫از اون...

‫لحظات مهم پدر و دختری پیش اومده.

‫اِم، لحظه... ‫لحظه خیلی قشنگیه.

‫طرفداری بابات رو می‌کنی.

‫آفرین بهت.

‫این‌قدر «گوگولی خان» صداش نکن دیگه.

‫قبوله.

‫ولی خودت رو از این به بعد «شمع» صدا می‌کنم.

‫ازت خوشم میاد. ‫خوش گذشت.

‫بالای تپه می‌بینمت.

‫سخنرانی مهم جید از دستت رفت.

‫آره، احتمالا خیری در کار بوده.

‫خیال می‌کردم تا الان دیگه ‫رفته باشی دم خونه‌مون.

‫نه، می‌خوام به کریستی کمک کنم...

‫تا می‌تونه از آمبولانسه سیم جمع کنه.

‫این همه شهر متفاوت...

‫و جاده متفاوت در کار بوده،

‫ولی همه‌شون به همین‌جا ختم شدن.

‫واقعا گمون می‌کنی ارسال...

‫سیگنال رادیویی تفاوتی حاصل می‌کنه؟

‫امیدوارم بکنه.

‫امواج رادیویی خیلی بیشتر از ما حرکت می‌کنن،

‫اینه که معلوم نیست، مگه نه؟

‫آره.

‫خب، پس لابد بهتره بریم تو کارش دیگه.

‫ممنون.

‫خب، چه حسی به تروی دست داده ‫که باید اجناسش رو تحویل بده؟

‫خب، خیلی هم خوشحال نشده بود،

‫ولی یه گپی زدیم دیگه.

‫جریان چراغه چیه؟

‫اِم، وارد این شهر که شده بودیم،

‫تو صندوق عقب ماشینم بود.

‫اِم... دانشجو که بودم، ‫چراغ رومیزیم بود.

‫چه ناز.

‫اِم، اینجا کار نمی‌کنه ‫و اصلا نمی‌شه تو پریز ردش، ولی...

‫حس خوبی داشت ‫که یکی از وسایل...

‫خونه‌ام دم دستم باشه، متوجهی؟

‫خود کره‌اش باز می‌شه.

‫دست هم‌اتاقی خوابگاهم یه مقدار کج بود،

‫واسه همین کره‌اش مخفیگاهم محسوب می‌شد.

‫واقعا؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left