Prvních 191 řádků.
آنچه گذشت
اونا دارن میان. شما سه تا انتخاب بیشتر ندارید فرار کنید، پنهان بشید یا بمیرید
ما یه نقشه داریم - آره، برید توی جنگل -
چند تا ینامیت بیارید و دریچه رو منفجر کنید تا همه داخلش پنهان بشن
نه
صبر کنید، صبر کنید
دست نگه دارید، ما نباید این کارو بکنیم
42 ، 23 ، 16 ، 15 ، 8 ، 4
چهار، هشت، ما مردیم پانزده، محکوم به مرگیم
16 ، 23 - هارلی، حالت خوبه؟ -
هان؟ آره باید برم بشاشم
فکر خوبیه، رفیق یه نگاهی به گودال مرگ بکن
این چیه؟
مهم نیست که چیه
ما در رو منفجر کردیم برای اینکه بتونیم بریم داخل و امنیت داشته باشیم
نقشه بی فایده است هرگز نمی تونیم بقیه رو به موقع اینجا بیاریم
آبه - کم عمقه. مثل اینکه یه چاله است -
حدود 40 پا عمق داره؟ - بالای 50 پا -
... ما می تونیم از سیم هواپیما برای
جان، باید از اینجا بریم - آره فکر خوبیه. بزن بریم -
خیلی سختی کشیدیم تا به اینجا برسیم - نردبان شکسته -
میخوای 40 نفر رو دونه دونه بفرستی پایین
بقیه منتظر ما هستن که برگردیم و بهشون بگیم چکار کنن
پس فراموشش کن - ... جک -
چیه؟
چرا باید بی خیال بشیم؟
اگه اکتشاف رو به فردا صبح موکول کنید خوبه ولی امشب کار ما تموم شده
من میرم دینامیت هایی که استفاده نکردیم رو بردارم، بعد برمیگردیم به غار
چطوره امشب رو بیخیال بشی جان؟
باشه، خیلی خب
خوبه
چرا نمیخوان بری این داخل، جک؟
زن، بیست ساله، هویت نامعلوم در طول راه دو بار از حال رفته
بقیه کجا هستن؟ - تو راه هستن -
آتش نشانی مجبور شد از گیره استفاده کنه - این کیه؟ -
زن، بیست ساله، تصادف با ماشین - این چیه؟ -
یه تیکه از ستون ماشین بریم. سرش رو محکم نگه دار
پدرم رو پیج کن. بگو ببینم - لاستیک ترکید و به سمت گارد ریل منحرف شد -
به یه ماشین دیگه کوبید - ضربان قلب داره پایین میاد -
دیواره قلب سوراخ شده. اون راننده بوده؟
آره. تنها بوده - راننده اون یکی ماشین کجاست؟ -
دارن میارنش
آدام راسرفورد، 57 ساله، آسیب دیدگی از ناحیه قفسه سینه، صدای نفسش به سختی میاد
لوله اکسیژن بزارید - من نمیتونم، خودت باید انجامش بدی -
دکتر شپرد، ضربان قلبش از 80 به 60 رسیده - خیلی سخت نفس میکشه -
یه کاری باید بکنیم - یه سرنگ بزرگ نیاز دارم -
تو فشارش رو اندازه بگیر - پنج درجه -
مردمک چشم؟ - گشاده -
نزدیک شاهرگه
ضربان پایینه
میدونم. میدونم ریه خونریزی داره
کجاست؟ - بیا. گرفتی؟ -
بله
تنفس داره قطع میشه، زود باش - دکتر، داریم از دستش میدیم -
ضربان ثابت شد
زمان مرگ 8:15 صبح
خیلی خوب، یه گاز استریل بهم بده - بذارش به عهده من، دکتر
ببریدش به بخش آی سی یو و بستریش کنید
میخوام در روز عروسیم برقصم
شنیدی چی گفت؟ - باید آروم باشی، فهمیدی؟
فقط آروم باش - او چی گفت؟ -
اون گفت میخواد روز عروسیش برقصه
میخوام برقصم
کسی اون بیرون نیست کسی قصد نداره بیاد اینجا
... ولی اون زن فرانسوی گفت
اون زن فرانسوی عشقش رو از دست داده
منظورم اینه که همش چرند بود واقعیت نداشت
اون خودش آتیش رو روشن کرده
چیه؟
هیچی
کسی وینسنت رو ندیده؟
اون سگه، کسی اونو ندیده؟ - نه، ندیدم -
کسی اون سگه رو ندیده؟ - نه -
کجا داری میری؟ - اون سگ لعنتی رو گم کردم -
چرا اون کارو کردی؟
چرا فتیله رو روشن کردی؟
چرا نباید روشن میکردم؟
به این دلیل که داشتم به سمتت میدویدم و دستم رو تکون میدادم
و داد میکشیدم که این کارو نکن
خب، اون نظر تو بود
فکر کنم بیش از حد هیجان زده بودم که در رو باز کنم به همین دلیله که اینجا اومدیم، درسته؟
و به همین دلیله که به صخره سیاه رفتیم
و برای منفجر کردن در، دینامیت آوردیم
این کارها رو کردیم که داخلش بشیم، هوگو
و زندگی بقیه رو نجات بدیم
درسته، و زندگی بقیه رو نجات بدیم
یا ممکنه سرنوشتمون اینجوری بوده، درسته جان؟
ممکنه
بچه ها. بیایید و روی این دریچه رو نگاه کنید
وینسنت - فکر خوبی نیست -
من اونو پنج دقیقه پیش دیدم
بعلاوه اینکه خودت گفتی توی جزیره کسی نیست
من گفتم کسی رو ندیدم
اون سگه خودش برمیگرده. همیشه اینکارو میکنه
ازم خواسته شده که از اون سگه مراقبت کنم
... اگه اتفاقی براش بیفته
چه مدته که نخوابیدی و چیزی نخوردی؟ تو خسته شدی
نمیتونم به اون بچه بگم که به خاطر اینکه خسته بودم، سگش رو گم کردم
میرم اطراف رو نگاه کنم - باشه -
وینسنت
سعید
کجایی؟ سعید
سعید
والت؟
اینجا چیکار میکنی؟
شانون
اون چیه؟
چی شده؟
چرا اینقدر دلت میخواد بری اون پایین
باید بگی بدجوری میخوام برم اون پایین
جک فکر میکنه من دیوونه ام، درسته؟
چرا؟ برای اینکه میخوای از توی یه دریچه ای که از داخل قفله
و توسط یه دریچه فولادی که روش نوشته پایین بری؟
جنبه مثبت قضیه رو نگاه کن، دریچه رو باز کردیم
البته
و اگه جک فکر میکنه باید این قضیه رو فراموش کنیم واقعا اونو سرزنش نمیکنم
دوباره یادآوری میکنم که پنج ساعت پیش توسط
یه دود سیاه داشتم به یه گودال کشیده میشدم
اونو دیدی کیت؟
بنابراین فکر کنم که هر دوتامون دیوانه ایم
متعجبم که جک فکر میکنه چی دیده
باید زودتر راه بری، رفیق نمیخوام لاک مخ دوست دخترت رو بزنه
شوخی کردم رفیق
جالب نبود هورلی
جدی؟ تو که همیشه خنده رویی
بیخیال. زندگی اونقدر هم سخت نیست، درسته؟
منظورم اینه که اونا دارن میان تا همه مارو بخورن
و هر از گاهی یه نفر از ما سر به نیست میشه
و تنها کاری که میکنیم اینه که راحت میخوابیم
جریان شماره ها چیه؟
چی؟ - تو گفتی اون شماره ها بد یمنه -
وقتی داشتم روت می پریدم اینو فریاد میزدی
آره، داستانش مفصله - من وقت دارم -
آخه اگه بگم، فکر میکنی دیوانه ام - بگو -
یه مدت پیش به یه تیمارستان رفتم یه مردی به اسم لئوناردو اونجا بود
هروقت اونو میدیدم این شماره ها رو تکرار میکرد
بارها و بارها شماره های 4، 8، 15، 16، 23، 42 رو تکرار میکرد
و دیگه اونا رو حفظ شده بود
چند ماه بعد از اونجا خارج شدم
یه بلیط بخت آزمایی خریدم
و فکر کردم از شماره هایی که در ذهنمه استفاده کنم
و 114 میلیون دلار برنده شدم
اتفاقات یکی بعد از دیگری افتاد و پدربزرگم مرد
خانه ام آتیش گرفت
جایی که کار میکردم توسط یه سنگ آسمانی ویران شد
خب در حقیقت یه شهاب سنگ بود
امشب هم این شماره ها رو روی اون دریچه دیدم
کنار در نوشته شده بود
برای همین بود که سعی داشتم جلوش رو بگیرم چونکه نفرین شده بود رفیق
تو در یه تیمارستان بودی؟
من دیوونه نیستم - نمیگم که هستی -
پس منظورت چی بود؟ - چی میخوای بگی؟ -
حرفم رو باور نمیکنی؟ - هارلی اونا فقط چند تا شماره هستن -
اون اسمش چیه که دکترها با صحبت کردن احساس شادابی به بیمار میدن؟
روان درمانی - آره، همون -
تو برعکس اونا به آدم تشنج میدی رفیق
چه اتفاقی براش افتاده؟
سعی کن استراحت کنی، باشه؟
به ماشینی برخورد کردم یه راننده پیر داشت
اون تو اتاق عمل مرد
هیچ چیزی نمیتونم احساس کنم
میدونم
چه اتفاقی برام افتاده؟
تو یه شکستگی در ناحیه ستون فقرات داری
همراه با جابجایی مهره ها
کمرت شکسته
استخوان لگنت شکسته
و خونریزی داخلی داری
من تا جایی که بتونم برای ترمیمش اقدام میکنم
ولی در خوشبینانه ترین حالت برگرداندن احساس
یا تحرک دوباره قسمت پایین کمرت
خیلی بعیده
دکتر شپرد، میشه باهاتون حرف بزنم؟
کار خطایی انجام دادم؟ - مگه انجام دادی؟ -
آخه اخم کردی - من قیافم این شکلیه -
پدر، زود باش بگو چی شده
تو قصد داری کسی رو قطع امید کنی؟
حتی اگر 99 درصد شانس باشه که
جراحی جواب نده
باید به مردم، اون یک درصد شانس باقیمونده رو بگیم
که همه چیز درست میشه
ستون فقراتش خورد شده
من بهش گفتم که هر نوع احتمالی وجود داره اون فقط یه امیدواری بیخوده
ممکنه. شاید
ولی اسمش امیده
X-ray to the ER.
میدونم که چی دیدم. خودش بود. والت بود
لطفا صدات رو پایین بیار - من صدی پچ پچ شنیدم -
کجا؟ - همه جا -
چه پچ پچی؟ کی بود؟ - نمیدونم -
فکر میکنی برای قایق اتفاقی افتاده؟ - هیچ اتفاقی برای قایق نیفتاده -
No comments yet. Be the first to leave one.