Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت
بريتانياييها همه جا جاسوس دارن
ما هم همين رو لازم داريم
...اگه ميتوني کلم قاچاق کني
...ميتوني چيز باارزشتري هم قاچاق کني
اطلاعات
آنا استرانگ" خانوادهي تو نيست"
تو يه خائني
!و يه زناکاري، و جاسوس واشنگتن
ميدونم چطور خرابکاري رو درست کنم
انگلستان، سال 1777
نوزادان در لانه در آرزوي پر گشودن
جوجههاي گرسنه. جيک جيک جيک
بگو ببينم، هنري
تا به حال از تخم بيرون اومدن جوجهها رو در لانه ديدي؟
خير، اعليحضرت - آه، خب، مشکلت همينه، ميدوني؟ -
به طبيعت نگاه نميکني
ولي تمام اسرار و رازهاي خدا ...در دنياي طبيعت معلوم ميشه
اگر کسي خرد لازم رو داشته باشه و نگاه کنه
در لانهي پرستوي دريايي، ميشه جوجهها رو ديد
نوکهاي ريزشون باز ميشه و فرياد ميکنن تا مادرشون بهشون غذا بده
...ميدوني، انگلستان هم همين طوره
و قلمروها و مستعمرات فرد هم همين طوره
شما اهل آمريکا هستين، خانم رايت؟
بله، اعليحضرت، نيوجرسي
ولي خواهرم در پنسيلوانياي شما زندگي ميکنه
واقعاً؟ - بله -
...و حتماً با شادي بيشتري جيک جيک ميکنه
حالا که ارتش شما ...شورشيهاي منفور رو در فيلادلفيا
به بيرون از خونهاش رانده
درسته
پنسيلوانيا شمالي هست، درسته؟
يعني شمال تنباکو
هوم؟ - بله، اعليحضرت -
اعليحضرت، صحبتي دارم - !الان نه، بيل -
مگه نميبيني نبايد تکون بخورم؟
ميتونين به همين صورت بمونيد، قربان
همه برن بيرون
نبايد زياد طول بکشه
یه ساعت نشده از خزانهدار خسته ميشه
من که مشکلي ندارم
مادرم اسم منو "پيشنس" گذاشت تا هميشه کمي صبر داشته باشم
همهي ما مستفيض شديم، نه؟
...رابرت راجرز هستم
...سرهنگ دوم فرماندهي
تکاوران ملکهي پادشاه در آمريکا
و خادم وفادار شما
بايد تعظيم کنيم؟
يا درخواستي براي پادشاه داري؟
يه درخواست وقت ملاقات ديروز داشتم
و روز قبلش و درضمن روز قبل از اون
...آه، بله و يادمه در يکي از اون روزها
...کاملاً واضح گفتم که در فهرست هستي
و هر وقت احضار شدي، پذيرفته ميشي - !بيرون! برو بيرون -
...ميخوام براي تنديسم اينجا بشينم
و ديگه اين چيزها رو نشنوم
و بگين اون شارلاتان لعنتي فوراً برگرده اينجا
لطفاً
هند غربي رقتآور
...ميدونستم... ميدونستم هرگز نبايد
چطور جرأت ميکنن به من بگن ما بدهکاريم؟
اين منم که پول جمعآوري ميکنم
!من پول ميگيرم
جوري با من رفتار ميکنن انگار يه بچه هستم
...برام مهم نيست در بمبئي
چه يهايي داره
برام مهم نيست در جزاير کارائيب چه بهايي داره
.به من ميگه مسئوليت
بله، مسئوليت
نه، نه، نه
...اعليحضرت، خواهش ميکنم. ما بايد
اينا رو جمع کن
...اعليحضرت - داري چيکار ميکني؟ -
چرا من هر جا ميرم تعقيبم ميکني؟
حالا ديگه چهار دست و پا شديم، نه؟
مثل يه توله سگ؟ چيه، وقت سگ بودنه؟
!وقت سگ بودنه؟ واق واق واق
!واق واق واق واق واق واق واق
آره؟
عجب مرد کوتولهی مسخرهاي هستي
!اوه
آخ، چشمم رو لگد کردي
چشمهات رو لازم نداري
!نه
!بس کنين! بس کنين
!بس کنين! بس کنين
!بس کنين
!کافيه
دنبال تنديس پادشاه هستيم
کجاست؟ به کجا فرستاديش؟
به کاخ ورساي؟ به بنجامين فرانکلين در پاريس؟
چطور با وجود منع تجاري فرستاديش؟
...عاليجناب، خواهش ميکنم... من
...من
ميخواي سرش رو باز کنيم و اونجا دنبال چيزي بگرديم که دزديدي؟
نه، خواهش ميکنم اين پسر بي گناهه
اگر فرانسه نه، پس کجا؟
قارهي آمريکا
نه، آمريکا نه
داره ميره به ايالات متحده
اسم کشتي چيه؟
ديگه کاري ازتون ساخته نيست
...پس بذار اين گفت و گو رو
در کارگاهم ادامه بديم
قربان
رسيد ارسال محموله از کشتي مارگارتا
سه روز پيش "از شل هيون" حرکت کرده داره ميره به بروکلين
موريستاون، نيوجرسي
"افکار يک آزادمرد"
اين يه حملهي ناشناس به توانايي رهبري شماست
و داره توي اردوگاه پخش ميشه
ببينين، اولش از دست دادن فيلادلفيا رو به گردن شما ميندازه
و در آخر درخواست ميکنه شما رو تبعيد کنن
شما رو با شيطان بائل مقايسه کرده
..."شايعه شده که "هوراشيو گيتس
و "چارلز لي" هر دو ...به کنگره نامهاي نوشتن
که شما رو از فرماندهي کل قوا عزل کنن
من درخواست يه گزارش اطلاعاتي ...از حرکات دشمن رو کردم
اون وقت تو با شايعه پيش من اومدي
...قربان، من خودم رو چشم و گوش شما
عليه تمام تهديدات عليه رهبريتون ميدونم
پس توي فيلادلفيا چي ميبيني و ميشنوي؟
...خب
قربان، تازه شهر رو ازمون گرفتن
هنوز وقت نداشتم که منبعي رو اونجا پرورش بدم
پس نيويورک
...به اندازهي کافي وقت داشتي که کسي رو
براي خبرگيري در اون شهر بذاري
...که اطلاعات اون براي ما حياتيه
اگه بخوايم اون شهر رو پس بگيريم
وضعيت نيروهاي دفاعيشون چطوره؟
...من به تو تکيه ميکنم
که ما رو آگاه کني
...اون جاسوست "کولپپر" در لانگآيلند
تازگي چه اطلاعاتي داده؟
خب، اسمش "کولپر" هست، قربان
و هنوز خيلي خطرناکه که باهاش ارتباط برقرار کرد
قبل از اينکه اردوگاه رو منتقل کنيم گزارش کاملي از لنگرگاه نيويورک ميخوام
بايد کولپر رو وارد عمل کني
يا رئيس اطلاعات جديدي رو جای خودت بهم پيشنهاد کني
بله. بله، قربان
...الان قاصد من توي اردوگاه هست
و امشب براي رفتن آماده ميشه
اينجا، بجنب
يالا! همين جا
درست توي بيضهي سفيد من
ها؟ بجنب، وحشي
!مردمت رو سربلند کن. درست اينجا
!يالا
!اين شد حرف حساب
نوشيدني به حساب من، رفقا
چي بهت گفتم؟ ها؟
بهت چي گفتم؟ درست اينجا
هدفگيري خوبي بود، نه؟
حتماً براي اين تدارکات درخواست لازم رو انجام دادي؟
ها؟ درخواست؟ نه
نه، اينا هديهي من به آرمان ماست
آه، که اين طور. پس بازار سياه
آره، اين طوره
...خب، شايد مشتاق باشي
که امشب داد و ستد ديگهاي بکني
شايد به زادگاه قديميمون سري بزني
با يه دوست قديمي ديدار کني
نه، امشب نه
متاسفانه اين يه درخواست نيست، کيلب
اين يه دستوره
يه دستور؟ - درسته -
فکر کنم ديگه با دستورات کاري ندارم
کاري نداري؟ - آره -
چي، با دستورات کاري نداري؟
دستورها، کولپر، ارتش
آخه همهش زحمت زياد و مزد کمه، درسته؟
...اما با ايني که اينجاست، روغن وال
بيرون شهر نيوهيون ...از قايق يه هوادار چاق انگليس ارزون خريدم
و توي باريکهي لانگآيلند 12 پوند فروختمش
اين سوده که ميتونه مردي رو ...به فکر خروج از ارتش بندازه
و به کنگره درخواست مجوز مزودر ناو کنه
اين طوري ميتونم شهروندهاي وفادار پادشاه رو به دلخواه خودم اذيت کنم
و از طرفي هم پولي کاسب بشم
...و بهترين بخشش... بهترين قسمتش
...اينه که تنها کسي که جونش رو به خطر ميندازم
خودمم
!"هان يري"
ببين، کيلب، اين دستور من نيست
دستور واشنگتنه - اوه، واشنگتن -
خب، بايد بهش بگي که داري طبق توافق عمل ميکني
...کولپر تا وقتي اوضاع امن نباشه علامت نميده
و دو ماهه که علامتي نفرستاده
پس امن نيست - کيلب، گوش کن -
دارم گوش ميدم، بن
الان دارم گوش ميدم مثل قبل که بايد گوش ميدادم
مثل وقتي که دستور دادي بذارم "سيمکو" زنده بمونه
بايد به عقل خودم گوش ميدادم و اون تبر رو تو سرش ميزدم
ولي اين کارو نکردم
و اون زنده موند و عموم رو کشت
خون اون گردن منه
ميخواي "ايب" رو به کشتن بدي؟
خونش گردن خودته
کيلب
دو تاي ديگه اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.