Prvních 200 řádků.
دادگستری ایالت خالیسکو، سال 1985
یکی که میگه می شناستت، سر و کله اش پیدا شده
و واسه چیزی که متهمت میکنه، شهادت داده
کی؟
"گوستاوو بالبوئنا"
یه خانواده اس
کارشون اینه
می دزدن
رئیس شون آکیلس گریکو عه
یکی از پسر هاش خیلی مشهوره، چوگان بازی میکنه
آندرس گریکو
اون تحویل دهنده اس
و دربون جهنمه
قاضی تصمیم گرفته، فردا تو رو با اون
رو در رو بکنه
!اندرس نه
اندرس، نکن
ترجمه از : سونیا بارکزهی
Telegram: @sonyasubtitle
"راز خانواده ی گریکو"
سلام
هوگو - السیتا، منو داخل راه داد -
اوه
چه طوری؟
خب، بهتر شدم
اره
نمیدونم اون روز چم شده بود
بازم متاسفم - نه مارتا، جدی میگم، نیازی نیست -
بیا وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیوفتاده، هر دوتامون خیلی حساس شده بودیم
میگذره
آکیلس خونه اس؟
اره، یکم پیش رسید
بیا تو - ببخشید -
اجازه اس؟
هوگو، دوستم
مزاحم فکر کردنت که نشدم؟
نه، یه جورایی
دارم شعر می نویسم تا تخلیه روانی بشم
خیلی اتفاق ها افتاده
سلام
کاپیتان
چه طوری، عمو؟
فقط خودمو سرگرم میکنم تا ذهنم مشغول بشه
منم همینطور
داشتم واسه تمرین می رفتم
تو مسابقه بعدی می بینمت - دوست دارم اونجا ببینمت -
چرا بهم دروغ گفتی؟
منظورت چیه؟
لوزانو
همکارت
میدونستی کیه
همیشه میدونستی، چند سال قبل دستگیرش کردی
لعنتی
تو چت شده؟ دیگه بهم اعتماد نداری؟
نه، ولی خوشم نمیاد که با اینجور ادما باشی
تو و خانوادت تنها چیزی هستین که دارم
میخوام در امان باشین
نگران نباش، ترتیبش رو دادم، اون رفته
و اره، حق با تو عه
اون حروم زاده میخواست از پشت بهم خنجر بزنه
دستگیر کردنش رو یادم نمیاد
وانمود کرد یه ادم دیگه با یه اسم دیگه اس
و راستش رو بخوای، اون عملیات رو فراموش کرده بودم
وقتیکه بهم گفتی که داره دور بر ابریل می پلکه
خونم بجوش اومد
باید جلو خودمو می گرفتم تا پدرش رو درنیارم
ولی خوب ترسوندمش
مطمئن باش دیگه اذیت تون نمیکنه
بهت دروغ نگفتم، هیچوقت همچین کاری نمیکنم
عصبانی نشو
در موردش حرف زدیم
با همدیگه یه خانواده تشکیل میدیم
تازه مامانم اونقد بد برداشت نکرد - چی بهت گفت؟ -
گفت می دیمش به فرزند خوندگی بگیرنش
نه - نگران نباش، کلی وقت داریم -
وقت داریم
ولی اون کشیش رو نمی بخشم
قسم میخورم که دیگه هیچوقت اعتراف نمیکنم
ولی اعترافت دروغ بوده
چون میدونستم واسم دام پهن کرده
حقیقت رو به هیچکس نمیگم
نگران نباش
لطفا، نکنین
نیازی نیست
خیلی نیازه
فکر میکنی عدالت بدست کیه، خانم؟
بدست خدایا ست
افرین
جواب راستی بود
در حالیکه ما صادقیم
فکر میکنی کِی سر و کله خدا پیدا میشه و در حقمون عدالت اجرا میکنه
اگه خدا هم فقط یه ایده خوب مثل این ایده دزدیدنت داشته باشه چی؟
تو خانوادم هیچکس با باج دادن مخالفت نمیکنه
چه قد میتونیم بگیریم، خانم؟
یکم بهمون راهکار بده
تو کاسبی نه؟
فکر میکنی پسر هات چه قد واست میدن؟
یه میلیون دلار میخوایم
اگه یه میلیون دلار داشتم که مرده هارو نمی شستم
دروغ نگو
تو به هر حال مرده شوی خونه راه می نداختی
بچه هام باید تمام دار و ندار مونو بفروشن
بیشتر از یک سال طول میکشه تا انقد دربیارن
مشکل چیه؟
هر چه قدم طول بکشه، تو جات اینجا راحته
متوجه نیستی؟
اینجا رو مخصوصا واسه تو درست کردیم
فکر کن یه تنبیهه
انگار یه بچه ای که بی ادبی کردی
و فرستادنش یه گوشه
همین
شنیدی خانم
هر چه قدرم طول بکشه
از این وقت واسه فکر کردن استفاده کن، خانم
رو سیگنال تو
الو؟
پول رو جور کردی؟
واسه ما غیر ممکنه
یکم بیشتر بهمون وقت بده
حال مادرم رو بپرس، ببین دارو هاشو میخوره
مادرم چه طوره؟
حال مادرت خوبه
دارو هاشو میخوره؟
میخوایم بدیم دست رابطت
دارو هاشو میخوره
خیالت جمع، ازش خوب مراقبت میشه
میدونی چرا ژنرال های ناپلئون با جلیقه قرمز می جنگیدن؟
نه، نمیدونم
تا زخم هاشونو استتار کنن
و سرباز هاش باورشون بشه که جاودانه ان
مادرتم یکی از اوناست که جلیقه قرمز پوشیده
اون زن قویه
و واسه شما خیلی قویه
فردا، ساعت 10:00 صبح دوبار تماس می گیریم
تا بهت بگیم کجا تلفن رو جواب بدی
ولی
لعنتی
چیزی دستگیرت شد؟
نه، رئیس
لازمه که اروم بمونی
اگه این ادما بفهمن که به ما اطلاع دادی
جون مادرت از دست میره، فهمیدی؟
بذار گوشش بدم
از ماشین پیاده شو، نمیتونی بیای اینجا
با بابام حرف میزنم که اجازه بده با همدیگه باشیم
نمیخوام با تو باشم
چرا؟
ناامید شدم
از من؟
تو امید وار نشدی؟
نه
من شدم
منم شدم، ولی این اخرین باره
واسه من اولین باره
اگه بابات ما رو با همدیگه ببینه، منو میکشه، میخوام زنده بمونم
داری شلوغش میکنی، بابام انقد ادم بدی نیست
مشکل تو اینکه
تو از بابام نمی ترسی
می ترسی که با من وارد رابطه جدی بشی
پیاده شو
پیاده شو
"برادر ها و پسر عمو ها"
کی فکرشو میکرد، بالبوئنا؟
دوباره از بین ما
چی کارا کردی؟
گمونم با دوست دخترت بهم زدی
چند وقته که ندیدمش
از چشم شون افتادم
خدا رو شکر
میدونی چرا گروه ها گیر می افتن؟
به لطف دهن لق ها گیر می افتن
خبرکش هایی که همیشه لو میدن
اومدم اینجا تا بهت بگم، به خاطر دو پزو
و دو بطری شراب، دیگه این کارو ادامه نمیدم
نه - به حرفم گوش کن، نگران نباش -
این دفعه، خوب پولی میده
مساوی تقسیمش می کنیم
به لوزانو بطری شراب رو میدم
اون حروم زاده گند زد، و داره کارای پیش پا افتاده رو میکنه
عجب زندگی
یه روز تو عرشی
فرداش به فرش می شینی
به خودت بستگی داره
ولی بهت هشدار میدم
تو میتونی حتی پایین تر هم بیای
شیش فوت زیر زمین، زیر خاک باشی
پس تا حالا، به هم دیگه خیانت نکردیم
ولی یادت باشه، اگه من بی افتم، تو هم می افتی
امیدوارم پسر های لاریا
هیچوقت شیک و رنگ پریده
توی تابوت باز نبیننت
به هر حال
بیا از اول شروع کنیم - باشه -
خبری از خانواده مرده شوری هست؟
خوبن
به پلیس زنگ نزدن و دارن سعی میکنن پول رو جور کنن
همین رو میخواستم بشنوم
فکر میکردم انسان ها واسه تحمل درد
و خواری حدی دارن
ولی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی میتونیم تحمل کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.