Batman & Robin

Batman & Robin

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

batman robin
Komentář od timooti.casra
timooti.casra

Tagy

other
Zveřejněno: 2012-06-07
Stažení: 71
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

به نامِ خالقِ زيبايي

تقديم مي کند M.tiMooti

Batman & Robin بتمن و رابين محصول 1997 هاليوود

من يه ماشين مي خوام

يه جوجه ماشين ِ حفاري

براي همينه که سوپرمن تنها کار مي کنه

محاکمه کنيد که پشتتون يکي ديگرو هم داريد، قربان

منتظر نباش آل

پيتزارو کنسل مي کنم

بتمن

تَبَه کارِ جديد گوتهام در موزه اس

اون مثله يخ زده هايِ باستانيه

اون مأموران امنيتي رو به يخ تبديل کرده

اون خودش رو "مَردِ يخي" ناميده"

مَردِ يخي

...بايست، اسلحتو بنداز

وگرنه شليک مي کنم...

مَرد يخي اومد

لطفاً، از خودت بخشش نشون بده

بخشش؟

مي ترسم وضعيت من نخواد درخواستِ ببخشِ تورو بپذيره

...در اين جهان

تنها يک مطلق وجود داره

...همه چيز

يخ هان...

سلام يخ

من بتمن ام

تو نمي توني منو تو کولر بفرستي

قشنگ گرفتيش

اگه مي شکست، بايد مي خريديش

الماس رو بگيريد قهرمان هارو بکُشيد

بکُشيدشون، بکُشيدشون

همه چيزو نابود کنيد

اينا تيمِ هاکي از جهنم اند

...تو الماس رو بگير

من مَردِ يخي رو...

مرسي

عزيزِ دلم

گرفتمش

چيکارش مي کني؟

چي مُنجر به انقراضِ دايناسورها شد؟

عصرِ يخبندان

بندازيدش پسرا

ممنون بابتِ بازي

اميدوار بودم بي خيال شي

...عقربه هارو ببين

براي اوناييِ که... از مجازاتِ خودشون جلو گيري کنند

مي توني آيندت رو احساس کني؟

فضاي سرد و يخ زده

در سي هزار پايي ...قلبت منجمد مي شه

و ضربانت از کار مي افته...

،بعد به خواب مي ري مقبره ي يخ زدت در گوتهام فرود مي ياد

مردِ يخي، تو ديوونه اي

،اين کپسول منفجر بشه هزاران نفر مي ميرن

مَردِ يخيِ خوب

کي گفت تو بياي؟ _ من اون بيرون آويزون بودم _

،فکر کردم مي خواي تو موزه بموني تا اون اراذل و جمع کني

،بهتر نيست بگي "خوشحالم ميبينمت "مرسي براي نجاتِ جونم

يه بُمبِ خفاشي؟

،ما بايد با اين بُمب، اينو قبل از اينکه به گوتهام برسه منفجرش کنيم

الان چي کار کنيم؟ تاکسي بگيريم

اول نگاه کن

حالا بپر

گرفتمت

تخته سواري

جهنمِ مَرد يخي

من انجام مي دم

...خونسرد باش

پسره ي جوجه...

مي توني سرما رو تحمل کني بتمن؟ يازده دقيقه طول مي کشه تا يخِ اون جوجه آب بشه

...مي خواي دنبالِ تَبه کار کني

يا اونو نجات بدي؟...

احساسات تورو ضعيف کرده

به همين دليلِ که اين روز مالِ منه

دفعه ي بعد مي کُشمت

گرفتيمش؟

غم انگيزه

آزمايشِ من بَر رويِ جفت گيريِ مارِ ...ارغوانيِ روشن و زَنگي دوباره شکست خورد

اما هنوز اُميد دارم براي پيوند زدنِ گياه با حيوان...

...اگه من بتونم دوزِ مناسب زَهر رو پيدا کنم

،اين گياهان قادر به مبارزه خواهند بود... مثلِ حيوانات

...گياهان فلورا به من

شانسي مي دن در برابرِ... نابِساماني هاي ناشي از بي فکري انسان

:توجه داشته باشيد

...کارِ من سريعتر ادامه پيدا مي کرد

...اگر "دکتر وودرو" نمونه ي زهرِ من رو پاک نمي کرد...

اون وقت برمي گشتم به اون شاخه ي گيلگامشِ مرموز

چرا اون نمي زاره واردِ آزمايشگاه بشم؟

اون داره اونجا چه کار مي کنه؟

...خانم ها و آقايان از سازمانِ ملل متحد

...و...

...اونو بياريدش...

...معرفي مي کنم...

...آنتونيو ديگو...

...قاتل سريالي، محکوم به زندگي...

...در زندان...

...و تنها بازمانده از...

داوطلبين...

و چه دلرُباست

...با حفاري 3 چاله به طورِ مستقيم

...در جمجمه ي آنتونيو...

مي خوام راه رويي ايجاد کنم... ...در ابتدايي ترين بخش از مغز اون

سيستمِ ليمبيک

...و بهش تزريق کنم

...سُرُم سوپر سربازم رو...

...به نامِ...

..."زهر"...

...به دستورِ پختِ خودم استروئيدِ بيشتري مي ريزم...

و زهرِ بيشتر...

بهش وصل کردم

وقتِ جيغ و داد کردنه

من نابغه ام

...ببينيد

ماشين کشتارِ ايده آل رو...

...من اسم اين ماشين رو مي زارم

"زهردار"...

زهرِ بشريت

تَصوُر کنيد

ارتِشِتون با هزاران تن از اين سربازانِ فوق العاده ساخته بشه

...مناقصه شروع مي شه با

ده مليون دلار...

دُکمه

نشون بده به بابايي

دکتر آيزلي

به اتاق من خوش اومدي

چي؟

تو يه هيولايي

چه طور تونستي؟

حاميان ما از اختراعاتِ نظاميِ ما سرد شده بودن

مي خواستن بودجه ي مارو قطع کنن

قطع کنن؟ _ بدونِ تحقيقاتِ تو _

من نمي تونستم خيلي پيش برم...

به من ملحق شو

خودمون دوتا، با هم، در کنارِ هم

به تو ملحق شم؟

من زندگيم رو صَرف تلاش براي حفاظت ...از گياهان در برابرِ انقراض کردم

...و حالا تو...

...تحقيقاتِ من رو فاسد کردي...

با طرحِ قاتلي ديوونه براي تسلط بر جهان

...اونوقت من به خاطرِ تو

نتونستم يه شغلِ تدريس تو دبيرستان شيمي گير بيارم

مي شنوي چي مي گم؟

تو رواني هستي

...خُب

...من به نظرِ تو احترام مي زارم

متاسفانه، من در قبول نکردن خوب نيستم

بدبختانه، تو بايد بميري

...اجازه ي پخش سَم و سُموم براي تو در قبر

در اعماقِ زمين صادر شد... خيلي دوست دارم

خداحافظ عزيزم

...همکارانِ ديوانه

...مناقصه...

آغاز مي شود...

،ويدئوي امنيتيِ آزمايشگاهِ دانشگاهِ گوتهام دو سالِ پيش

...دکتر ويکتور فِريز

دو بار بَرنده ي المپياد رياضي و جايزه صُلح نوبل براي زيست شناسيِ مولکولي شده

بعد از اينکه همسرش به يک بيماري نادر ...دچار شد

...سندروم مک گرگور...

اميدوار بود که اون رو در خواب بُرودتي يخ تا وقتي که مي شه زنده نگهداره، تا درمان رو پيدا کنه

حالا، در اينجا همه چيز عوض مي شه

داغون شد که

دمايِ اين آب زير 50 درجه ست

اما اون به نحوي جونِ سالم به دَر مي بره

قانونِ رَوِشِ انجماد در فار، در بدنش جَهش پيدا مي کنه

براي زنش چه اتفاقي افتاد؟ _ هيچکس نمي دونه _

احتمالاً مُرده

فريز براي زنده موندن به سَرماي شديدي نياز داره

در لباسش از روش انجماد در فار و الماس پيشرفته ي ليزري استفاده شده و تا دماي صفر درجه ازش نگهداري ميکنه

...اگه الماسِ اون مَردِ يخي رو داشتم

آلفرد

آلفرد

دارم ميام قربان

بله قربان؟

ما به الماسِ وِين احتياج داريم

که بريم تو تله يِ آدم برفي؟

بله، بعد از اينکه تو 10 ساعت تو دستگاهِ شبيه سازي تمرين کردي

ببين متأسفم، اشتباه از من بود دوباره اين اتفاق نمي افته

تو هيجان زده شدي و تقريباً کشته شدي

من خوبم، مي بيني من، اينجام، زنده

چه جوري مي خوايم با هم کار کنيم وقتي به من اعتماد نداري؟

واقعاً چه جوري؟

اون بي فکر و شکننده س

نه مي تونم بهش اعتماد کنم نه بِرَنجونمش

شايد واقعيت اينه که شما به هيچکس اعتماد نداريد

دوباره بهم نگو درونِ من هستي

...با تمام استعداد هاتون

شما هنوز در راهِ خانواده يه تازه کارين...

...ارباب ديک

...دنبالِ همون ستاره اي هست که...

در شما وجود داره...

شما بايد ياد بگيريد به اون اعتماد کنيد اين ماهيتِ خانواده ست

من به تو اعتماد دارم آلفرد

اما من براي هميشه اينجا نيستم

شب بخير، ارباب بروس

شب بخير آلفرد

اوه عزيزم، ارباب بروس

خوشگلم، خوردي زمين

تو پسرِ شجاعي هستي

بله قربان

،خوشحالم که برنده ي مناقصه شديد شما فوق العاده بي رحميد

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left