Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت
لعنتی - حالت خوبه برادر؟ -
خوبم . خوبم
دارم تمرین میکنم - برای چی داری تمرین میکنی؟ -
برای یه مسابقه دور دنیا
اسمم جکه - من دزموند هستم -
به امید دیدار دوباره
دقیقا چیزی که بهت میگم رو تایپ کن، فهمیدی؟
چهار ... هشت
... 15 ...
... 16 ...
... 23 ...
حالا دکمه اجرا رو بزن
چه اتفاقی میفته؟ - فشارش بده -
کیت ، لاک
اون دیگه کیه؟
تکون بخوری می کشمش
مایکل ، ساویر - جین -
اونا ، اونا ، اونا
چی؟ - دیگران -
پسر من کجاست؟
هی
چه بلایی سر پسرم آوردی؟ داری میشنوی؟
برگرد اینجا
میخوای اون بمیره؟ اسلحه رو بنداز
این چیزی بود که در موردش حرف میزدی، لاک این سرنوشتت بود؟
تو گفتی تمام راهها به اینجا ختم میشه
این هفته، مادرم دوباره از من دزدید
پولم رو، حتی در کیفم نمیزارم، اونو پنهان کرده بودم
ولی وقتی که یه نوشیدنی خواست
حدود 30 دلار دزدید
میدونم که برای شما پول زیادی نیست
ولی برای من زیاده میخوام پولم برگرده
چیزی میخوای بگی؟
جان، تو یه ماهه که اومدی اینجا
فکر نکنم 30 دلار ارزش عصبانی شدن رو داشته باشه
... فرانسیس احساس میکنه که 30 دلار
فرانسیس مسئله رو خیلی بزرگ میکنه اگه از من میپرسین
همه شما همینطورید
منظورم اینه که با این کارها چیزی درست نمیشه
گفتش که مادرش 30 دلار دزدیده من حتی والدینم رو نمی شناختم
چند سال پیش، مادرم منو پیدا کرد
... و
... به من گفت
خیلی بخصوص هستم
و توسط اون، پدرم رو ملاقات کردم خبر خوبیه درست؟
اون وانمود کرد که دوستم داره طوریکه تونست یکی از کلیه هام رو بگیره
برای اینکه مجبور بود که پیوند عضو کنه
بعدش منو مثل یه تیکه آشغال دور انداخت
دقیقا مثل همون روز که متولد شدم
تو میخوای 30 دلارت برگرده؟ من میخوام کلیه ام برگرده
چه جالب میشد اگه
کلیه ای که داده بودی، سرطانی بود
جالبه
متاسفم اگه جلسه شما رو بهم ریختم
تو چیزی گفتی که من همیشه دوست داشتم بگم
بیشتر مواقع، میخوام بزنم و بگم تمومش کنید، احمقها
پس چرا این کار رو نمیکنی؟ - باید جلوی دهنم رو بگیرم -
اگه داغ کنم، دیگه چیزی نمیتونه جلوم رو بگیره
فکر کنم تا هفته بعد برنمی گردی، درسته؟
مطمئنا نه
خیلی بد شد. من آدمهای کچل رو دوست دارم
من کچل نیستم - میتونم منتظر بمونم -
به هر حال اسمم هلنه
سلام هلن. من جان هستم
کیت کجاست؟
اسلحه ات رو بنداز وگرنه کله اش رو منفجر میکنم
کیت کجاست؟
بندازش - من اسلحه ام رو نمیندازم -
جک، آروم باش. چیزی نیست
حرکت کن - ... نکن -
چیکار نکنم؟ - اون اسلحه نداره -
اون اسلحه رو به سمت کله ات نشونه گرفته بود
چیکار کردی؟
همه ما می میریم
باید تعمیرش کنم - اون در مورد چی داره حرف میزنه؟ -
گوش کن اگه اجازه ندی بلند شم همه میمیریم
... تکون نخور، وگرنه قسم میخورم - به دیوار نگاه کن، اونو میبینی؟ -
اون یه شمارشگره و داره شماره میندازه
باد کد رو به دستگاه وارد کنم
اگه نکنی چی میشه؟ - جک بذار بلند شه -
به من نگو چیکار کنم. چه اتفاقی میفته؟
چی میشه؟
من تو رو می شناسم؟
حواست بهش هست؟
حرومزاده
چی شده؟ - هیچی، جک -
هی
داری چیکار میکنی؟
کجا داری میری؟ - ... هیچ جا. من -
من ... فقط وقتی رختخوابم عوض میشه مشکل خوابیدن دارم
مشکلی نیست. قول میدم. من واقعا دوست دارم
متاسفم. بعدا باهات تماس میگیرم
صبح بخیر
جان، میدونم که دوست داری اطراف خونه ام رانندگی کنی
و میدونم در همه وقت دوست داری خارج از خونه ام پارک کنی
فکر کنم بهتره برای متوقف کردنت، از اینجا برم
اینکارو میکنم. اول فکر کردم داری شوخی میکنی
حالا دیگه شورش رو در آورده
چطوره بهم بگی چی میخوای؟
چرا؟ - ببخشید؟ -
چرا؟
هیچ علتی وجود نداره
تو فکر میکنی اولین نفری هستی که فریب میخوری؟
تو نیاز به یه پدر داشتی و من احتیاج به کلیه
حقیقت ماجرا این بود
تمومش کن
جان، دیگه برنگرد
تو نیاز به چیزی نداری
فکر کنم نیازی به اون نباشه کیت
اگه دنبال چیزی هستی، ممکنه بتونم کمکت کنم
میتونی یه کامپیوتر رو تعمیر کنی؟
پس نمیتونی کمکم کنی - سعید میتونه تعمیر کنه -
برو بیارش. برو سعید رو بیار - از اون طناب میتونی بالا بری؟ -
یه در باید اینجا باشه
انتهای راهرو، سمت چپ محکم بچرخونش، غلطکهاش چسبیده
پیداش کردم
حالا بهم بگو اینجا چه خبره - جک، وقت نداریم -
همینطوری هم وقتمون تموم شده - خواهش میکنم اجازه بده -
میخوای برگردی سر کار؟ بهم بگو چطوری اومدی اینجا
سه سال پیش، تنهایی به دور دنیا سفر میکردم
قایقم با یه صخره برخورد کرد و کلوین اومد پیشم
کلوین؟ - اون از جنگل میومد -
گفت: عجله کن، عجله کن، با من بیا
اون منو اینجا آورد
اولین کاری که انجام داد بعد از اینکه صدای بوق اومد
یه کد وارد کرد و دکمه رو فشار داد و اون صدا متوقف شد
بهش گفتم: دلیل این کار چیه؟
اون گفت: به خاطر نجات دنیا
نجات دنیا؟ - اون گفت، نه من -
پس منم شروع به فشردن دکمه کردم
و ما برای چند لحظه، دنیا رو با هم نجات دادیم. خیلی شیرین بود
بعدش کلوین مرد و حالا من تنها هستم
همین بود
به من نگو که حرفاش رو باور کنم احمقانه است
تو فکر میکنی با عقل جور در میاد؟ یه دکمه رو فشار بدیم؟
تو قصد داری حرفش رو باور کنی؟ - تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که باور کنیم، جک -
مجبور نیستی باور کنی. میتونی فیلم رو ببینی
چی؟ - قفسه کتاب. ردیف اول -
پشت کتاب. یه فیلم پروژکتوریه
... اینجا
رفیق، باید بگم که فکرش رو نمیکردم بتونیم شب رو به صبح برسونیم
حتی فکر نمیکردم به قسمت بچه دزدی برسم
باید بگم که خیلی هیجان انگیز بود
بالاخره اوضاع داره به حالت طبیعی برمیگرده
سعید
وای
سعید به کمکت نیاز داریم
چی میدونی؟ اونا چه بلایی سرت آوردن؟
اونا کی هستن؟ اونا کی هستن؟
دیگران
والت رو ندیدی؟ - دیگران؟ چند نفرن؟ -
چند نفر هستن؟
اونا چشمش رو بسته بودن. چشمبند زده بودن - آره -
میتونن 100 نفر باشن
کمک کنید برم بالا - چی؟ -
کمک کنید برم بالا میخوام سعی کنم از اینجا بریم بیرون
زود باشید کمک کنید بریم
اونا یه چیز سنگین روش گذاشتن اون یه جایی بسته شده
زود باشید، منو بالاتر ببرید
یه دختره
میشه بگی قبل از اینکه من بیام چه اتفاقی اینجا افتاده، جان؟
کیت بسته شده بود. دزموند اسلحه روی من کشیده بود. فکر کردم متوجه شدی
دزموند
اون خیلی مشتاق بود در مورد ما بدونه
اینکه چطور اومدیم اینجا و آیا مریضی داریم
تو چیزی در مورد خودش نپرسیدی؟ - اسلحه دست اون بود، نه من -
تو در برابر کسی که اعتقاد داره جهان ظرف مدت 45 دقیقه به پایان میرسه خیلی خونسردی
اون تعمیرش میکنه
تو درک میکنی که اون چی میگه؟ دیوانگیه. غیرممکنه
چرا دیوانگیه؟
آخرین باری که کامپیوتر رو دیدم
به نظر نمیومد اینجور باشه
آیا تو به خاطر حرف اون که گفت تو رو میشناسه عصبانی هستی؟
به خاطر اون، غیرممکنه
خوش آمدید. من دکتر مارویل کندل هستم و این فیلم آموزشی
برای ایستگاه شماره 3 است
در چند لحظه دیگه به شما چند دستورالعمل ساده داده خواهد شد
که چطور شما و شریکتان، مسئولیت جهت
همکاری با این ایستگاه رو به عهده بگیرید ولی در ابتدا یک تاریخچه مختصر میگم
ابتکار دارما در سال 1970
توسط جرالد و کارت دیگروت
دو نفر از دکتران دانشگاه میچیگان خلق شد
به دنبال آن، محلی برای
تحقیقات وسیع همگانی ایجاد شد
جایی که دانشمندان از سرتاسر دنیا میتونستن
در زمینه هواشناسی، روانشناسی فرا روانشناسی، جانورشناسی
الکترومغناطیس به تحقیق بپردازن و
آلوار هانسو، یکی از کارخانه دارهای دانمارکی
توانست از لحاظ مالی
ساختمانهای تحقیقاتی چند منظوره را پشتیبانی کند
شما و شریکتان در حال حاضر در ایستگاه شماره 3 یا قو هستید
و تا 540 روز آینده خواهید ماند
ایستگاه شماره 3 در اصل بعنوان آزمایشگاه به حساب میاد
جایی که دانشمندان میتوانند کار کنند و
نوسانات الکترومغناطیسی
منشا گرفته از این جزیره رو متوجه بشن
هنوز چیزی از آغاز به کار این پروژه نمی گذشت که اتفاقی روی داد
از اون وقت به بعد، قراردادی وضع شد
هر 108 دقیقه دکمه باید زده بشه
No comments yet. Be the first to leave one.