Prvních 200 řádků.
مصاحبهی اختصاصی با کلر ریورز ] [ درخصوص کتاب جدیدش
«مجلهی «لیترری ] [ مجلهی نویسندگان
همیشه از وجودش آگاهی داشت
حضورش محسوس نبود
مانند سایهای پشت سرش بود
کلر ریورز: مصاحبهی اختصاصی ] [ با نویسندهی برندهی جوایز متعدد
... ولی اکنون
... به گونهای بود
که انگار تاریکی
او را بلعیده بود
او اکنون جزئی از آن شده بود
... جزئی از
... تاریکی
چرنده
جلسه رو پاک کن
.«سلام، «کلر «دوباره من هستم، »آلیس
.منتظر خبرت هستم لطفاً بهم زنگ بزن
این دعوتنامه برای حضور شما در «خلوتگاه» میباشد
جایی که فصل جدید کتابتان انتظارتان را میکشد
.باز هم آلیس هستم هرچه سریعتر بهم زنگ بزن
بیشتر از این نمیتونم ناشرها رو دست به سر کنم
.سلام، کلر ببین، به عنوان دوست و مدیر برنامههات
میدونم یه مشکل بزرگ پیش اومده
ولی هر مشکلی که هست باید راهی واسه حلش پیدا کنی
از یه نفر کمک بگیر
با یه روانشناس حرف بزن
برو به یکی از این خلوتگاههای تخصصی
صبر ناشرها سر اومده
فقط 1 ماه فرصت داری
حالا بهم زنگ بزن
این دعوتنامه برای حضور شما در «خلوتگاه» میباشد
جایی که فصل جدید کتابتان انتظارتان را میکشد
پس این دعوت رو به تأخیر نندازید
دعوتنامهتون رو قبول کنید
تا دفترک راهنمای اختصاصیتون رو دریافت کنید
به سرآغاز خود خوش آمدید
«ترجمه از: هــادی» Ha.va.Di
سلام؟
.کلر هستم کسی اینجا نیست؟
به «خلوتگاه» خوش اومدین، خانم ریورز
باعث افتخاره که بالاخره باهاتون دیدار میکنم
من در طول 30 روز اقامت شما پیشکارتون خواهم بود
دستیار اختصاصیتون در حال حاضر داره سفارشیسازی میشه
خواهش میکنم راحت باشین و نگاهی به اطراف بندازین
ما یه واحد توی ضلع جنوبی براتون در نظر گرفتیم
ولی اگه ضلع شمالی رو ترجیح میدین
میتونم ترتیبی بدم که واحدتون عوض بشه
نه
... همینجا خوبه. فقط
خیلی سوتوکوره
فوقالعادهست، مگه نه؟
عمداً اینجوری طراحی شده
تمام در و پنجرهها طوری تقویت شدن
که مانع ورود هر صدایی از بیرون بشن
و دمای دلخواه واحدتون رو هم ثابت نگه دارن
تمام مواردی که برای اقامتتون درخواست کرده بودین
تهیه و در واحدتون قرار داده شده
شراب سفید و گس کمل ولی» «مخصوص منطقهی کورنوال
جسارت نباشه انتخاب بینظیریه
این یکی از شرابهای انگلیسی ناب ماست
امنیت شما در خلوتگاه اولویت اصلی و اول ماست
دستیارتون به طور کامل تجهیزه
تا با به نوع فوریت پزشکی رسیدگی کنه
حالا که حرفش شد
دستارتون به طور کامل بروزرسانی شده و آمادهی خدمترسانی به شماست
بفرمایین، خانم ریورز
اون با صدای شما فعال میشه
چی...؟
سلام؟
سلام، کلر
اسم من «ریتا» هستش
از آشنایی باهات خوشبختم
من در طول 30 روز آینده دستیارت هستم
من با این هدف اینجا هستم که تا حد ممکن اقامت راحتی برات فراهم کنم
و در تکمیل کتابت
بهت کمک کنم
الان دیگه میرم و چمدونهات رو باز میکنم
به خلوتگاه خوش اومدین
اقامت 30 روزهی شما به طور رسمی از الان شروع شد
اوه، نه
اون رو باز نکن
حس میکنم ناراحتت کردم، کلر
عذرخواهی میکنم
... من
خودم بقیهشون رو باز میکنم
کار دیگهای با من نداری، کلر؟
نه
ممنون
ریتا
شب بخیر، کلر
صبح بخیر، خانم ریورز
به اولین روزی که مهمان ما در خلوتگاه هستین، خوش اومدین
امیدوارم خوب خوابیده باشین
امروز روز بزرگیه
مایلین منوی صبحانه رو براتون بخونم؟
... نه، فقط
یه قهوه کافیه
متوجه درخواستتون شدم
فنجون قهوهتون به زودی آماده میشه
دوست دارین هر روز صبح رو با یه فنجون قهوه شروع کنین؟
البته
چرا که نه؟ - بسیار عالی -
درخواستتون بروزرسانی شده
... اولین چیزی
که یادت میاد دیدی، چی بود؟
اولین خاطرهت
دری بود که از اون وارد شدین
این اولین تصویر توی آرشیو تصویری منه
پس هیچوقت بیرون نرفتی؟ - نه، کلر -
مأموریت من مختص این واحد بوده
به مدت 2 سال و 42 روز و 16 ساعت گذشته
... یه ذره هم کنجکاو نیستی
که چه چیزی پشت در هست؟
که چی بیرون پنجره هست؟
نه، کلر
مأموریت من مختص این واحده
من با این هدف اینجا هستم که تا حد ممکن اقامت راحتی برات فراهم کنم
و در تکمیل کتابت
بهت کمک کنم
... دوش
باز بشه؟
صبح بخیر، خانم ریورز
امیدوارم از دوی صبحگاهیتون لذت برده باشین
میبینم که برای جلسهی اولتون آماده هستین
دستگاه ما که به لحاظ پیشرفته بودن نظیر نداره
طوری طراحی شده که واکنشهای عصبی رو افزایش بده
و قوهی خلاقیت مغز رو تحریک کنه
به همین دلیله که ما یعنی خلوتگاه
تبدیل به چنین منبع حیراتانگیزی شدیم
کمک دیگهای از من برمیاد؟
از اینجا به بعد، خودم از پسش برمیام
نویسندگی خوش بگذره
جلسهی اولتون چهطور بود؟
بعضی از نویسندههامون دوست دارن بدون دستگاه کار کنن
اگه کار کردن باهاش براتون سخته
میتونم یه پیشنهاد کمکی بهتون کنم؟
من چندتا مقالهی بینظیر
درمورد «سد نویسندگی» جمعآوری کردم
چراغها روشن
هرچهقدر میزان آسیب بیشتر باشه
طبیعیه که بهبودی هم بیشتر طول میکشه
ولی هرچهقدر از عضلهتون بیشتر استفاده کنین، قویتر میشه
و نتایج هم اثربخشتر هستن
ولی این فناوری فقط محدود به حافظهی عضلانی نمیشه، درسته؟
بعضیها میگفتن این فناوری کمکشون کرده
به خاطرات سرکوبشده دسترسی پیدا کنن
تجربیاتی که خیلی وقت بود فراموششون کرده بودن
اتفاق عجیبی نیست
با تجدید حیات فعالیت عضلانی
طبیعیه که تجارب نهفته در اون عضله نیز
حیات دوباره میگیرین
پس از منظر پزشکی
میخواین بگین که مدارک و شواهدی
برای اثبات علمی بودن رویههای شما در خلوتگاه وجود داره
مدارکی مبنی بر این که
با تحریک عضلات آسیب دیده یا عضلات نادیده گرفته شده
میتونیم به تجربیات فراموش شده یا سرکوبشده دسترسی پیدا کنیم
ما این کار رو خیلی جدی میگیریم
تلویزیون خاموش
ریتا؟
ریتا
صبح بخیر، خانم ریورز
امیدوارم خوب خوابیده باشین
مایلین منوی صبحانه رو براتون بخونم؟
دیشب داشتی چیکار میکردی؟
توی اتاق نشیمن
به نظر داشتی یه چیزی رو شارژ میکردی
من نیازی به شارژ شدن ندارم
عمر باتری من حدود 50 ساله
خب پس داشتی چیکار میکردی؟
سرویس روزانهم رو انجام میدادم
باید هر شب به سیستم اصلی وصل بشم
تا یه آزمون تشخیصی کامل رو پشت سر بذارم و بروزرسانی بشم
من دائم در حال اصلاح هستم تا بهتر بهتون خدمت کنم
... وزیر
به خانهی D4
رخ به خانهی E6
لعنتی
خونسرد باش
بیا دعا کنیم توی بروزرسانی بعدیت
حس شوخطبعی بهت اضافه کنن
به درخواستتون رسیدگی میکنم، خانم ریورز
اینقدر بهم نگو، خانم ریورز
تو 5 بار پشت هم من رو شکست دادی
فکر کنم الان دیگه بتونی با اسم کوچک صدام کنی
با کمال میل، کلر
ولی من چی صدات کنم؟
چه اسمی رو ترجیح میدی؟
... به نظر اسم
هنری» بهت میاد»
هنری»؟»
اسم قشنگیه
همین الان جستجوش کردم
معنیش میشه «رییس خانواده»
و ظاهراً رییس صفحهی شطرنج هم هستم
دوست داری یه بار دیگه بازی کنیم؟
هروقت خواستی میتونم تنظیماتم رو برگردونم به سطح مبتدی
یه بندهخدایی حس شوخطبعی پیدا کرده
با هر بازیای یه چیز جدید یاد میگیری
فکر میکنم به دام افتادم
No comments yet. Be the first to leave one.