Star Trek: Starfleet Academy

Star Trek: Starfleet Academy

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Star Trek Starfleet Academy S01E08 1080p WEB h264-ETHEL
Komentář od amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-02-26
Stažení: 49
Pro sluchově postižené: No
FPS: 23.976

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫یادداشت شخصی دکتر.

‫تاریخ ستاره‌ای ۸۶۹۳۷۲.۱.

‫"آسمون کم‌کم داره یه رگه‌های نوری

‫از سمت شرق نشون می‌ده."

‫تا حالا چند تا طلوع خورشید دیدم؟

‫تنها، در حالی که بیشتر خدمه ‫تازه دارن بیدار می‌شن،

‫با یه دیدگاه تازه

‫که نتیجه‌ی یه خواب راحت شبونه‌ست.

‫می‌خوام بگم همش توهمه.

‫من تمام مدت اینجا بودم، ‫و هیچ‌چیزی تغییر نکرده.

‫ولی زمان، هیولای اوناست.

‫زمان، هیولای منه.

‫ما رو به شکل‌های متفاوتی گاز می‌گیره.

‫دانشجو تاریما سادال ‫امروز داره پیش ما برمی‌گرده

‫بعد از اینکه از کماش ‫بهبود کامل پیدا کرده.

‫بتازوییدها بهش یه مهارکننده‌ی عصبی ‫تکامل‌یافته‌ی جدید دادن

‫که بهش اجازه می‌ده ‫توانایی‌هاشو کنترل کنه

‫بدون اینکه خطر آسیب زدن به خودش رو داشته باشه.

‫تصمیم گرفته شده ‫که اونو منتقل کنن

‫به آکادمی استارفلیت برای ‫باقی‌مونده‌ی تحصیلاتش.

‫در حالی که بدنش خوب شده،

‫ذهن و روحش ‫احتمالاً زمان بیشتری نیاز داره.

‫دانشجو سادال، خوش اومدی.

‫دکتر و من می‌خواستیم ‫موقع ورودت اینجا باشیم.

‫بله، صدراعظم. ‫فکر کنم به خاطر همین شما...

‫معلومه که به خاطر همین اینجاییم.

‫مطمئنم اینکه ‫شورای استارفلیت،

‫صدراعظم کلرک و شخص خودم

‫تصمیم گرفتیم ‫شما رو منتقل کنیم

‫از کالج جنگ ‫به آکادمی استارفلیت

‫باید چالش‌برانگیز باشه.

‫دانشجو سادال،

‫توانایی‌های همدلی فوق‌العاده‌ای ‫که نشون دادی

‫روی میازاکی، جون خیلی‌ها رو نجات داد،

‫با هزینه‌ی شخصی گزاف.

‫با این حال، شبکه‌ی ‫نورون‌های آینه‌ای شما

‫از یه حادثه‌ی مشابه دیگه جون سالم به در نمی‌بره.

‫شما توی یه تعادل پیچیده ‫زندگی می‌کنید.

‫قربان.

‫تعهد به یه تخصص ‫در علوم یا تحقیقات

‫برای امنیت شما حیاتیه.

‫این توی کالج جنگ ‫امکان‌پذیر نبود.

‫م-من این تصمیم رو ‫درک می‌کنم، قربان.

‫ما مشاوره و حمایت ارائه می‌دیم.

‫هر چی نیاز داشتی بهمون بگو.

‫چیه؟

‫می‌خوای کاری بکنی؟

‫آره، همین فکر رو می‌کردم.

‫پسر، اینجا اوضاع ‫خیلی داره بیخ پیدا می‌کنه.

‫بچه‌ها، من دارم یه جهش غیرعادی ‫توی پیروکسین می‌گیرم...

‫نه بابا، ما توی ‫یه میدان سیارکی هستیم، اوکام!

‫وحشت کردن باعث نابودیمون می‌شه.

‫دانشجوها توی کنار اومدن با هم ‫مشکل دارن.

‫تأثیرات موندگار میازاکی ‫هنوز باهامونه.

‫باید مسیرمون رو عوض کنیم.

‫باید سپرهامون رو فعال کنیم.

‫اینجا کی دستور می‌ده؟

‫شما قراره ‫با هم کار کنید.

‫تماس ناشناس داره میاد.

‫آره، شوخی نکن.

‫- همه‌مون قراره بمیریم! ‫- یه ستاره‌ی دنباله‌داره.

‫می‌خواید چیکار کنم؟

‫- پیشران‌های عقب. ‫- پیشران‌های جلو.

‫کدومش بالاخره؟

‫هیچ‌کدوم! جدی داری ‫این رو می‌پرسی؟

‫آسیب فاجعه‌بار.

‫تمام خدمه از دست رفتن. ‫شبیه‌سازی کامل شد.

‫تبریک می‌گم.

‫یه شکست جانانه ‫توی کار تیمی بود.

‫همه، گورتون رو از روی پل فرماندهی ‫گم کنید بیرون، همین الان. ممنون.

‫مشاوره‌ی تروما

‫انگار کافی نیست.

‫بچه‌هامون کمک بیشتری لازم دارن.

‫ما به یه سری ‫نیروی کمکی جدی نیاز داریم.

‫فکر نمی‌کنی باید...

‫فکر می‌کنم، باید انجام بدیم،

‫و من همین الان دارم ‫یه چیز عجیب رو امتحان می‌کنم.

‫کمربندها رو ببندید، اون هر لحظه ‫ممکنه برسه.

‫هی. چرا ما اینجاییم؟

‫معلوم نیست. پد من مسیرم رو تغییر داد به اینجا.

‫مال منم همین‌طور.

‫- حالت خوبه؟ ‫- من خوبم.

‫راستش، داشتم امروز صبح وسایلمون رو جابجا می‌کردم،

‫و مسواکت رو انداختم ‫توی توالت.

‫- چی؟ چندش. ‫- ببخشید.

‫چرا داشتی وسایلمون رو جابجا می‌کردی؟

‫خب، چون تاریما ‫قراره هم‌اتاقی‌مون بشه.

‫توی لیست دیدم، پس...

‫صبر کن. اینجا؟

‫تاریما داره میاد اینجا؟

‫اوه، همه‌تون هنوز خوابید.

‫پاشید، پاشید، ‫وقت قهوه و کلوچه‌ست.

‫حواسا جمع، دانشجوها.

‫من ستوان سیلویا تیلی هستم.

‫من به صورت چرخشی توی ربع بتا ‫با سال‌سومی‌ها هستم.

‫با این حال، طبق دستور صدراعظم،

‫این کلاس برای شما ‫اجباری شده، پس من زودتر به پستتون خوردم.

‫دانشجو ریمی، ستوان.

‫می‌تونم بپرسم ‫این چه درسیه؟

‫تئاتر.

‫ببخشید، ستوان، ‫تئاتر چه ربطی داره

‫- اصلا به... ‫- هشت تا از هر ده دانشجو

‫این سوال رو می‌پرسن.

‫اون دوتای دیگه کاپیتان می‌شن.

‫- ولی کاپیتان‌ها که... ‫- چی می‌گی اگه بهت بگم

‫که تئاتر یکی از ‫قدرتمندترین ابزارهاست

‫برای تغییرات اجتماعی و سیاسی؟

‫تئاتر سیاست‌مداریه.

‫سیاست‌مداری تئاتره.

‫این از اون چیزاییه که شما خرخونا ‫حسابی براش

‫ذوق‌مرگ می‌شید، پس باهاش کلنجار برید

‫تا وقتی بفهمیدش ‫و زندگیتون رو تغییر بده.

‫لطفاً زندگی منو تغییر بدید، ‫ستوان.

‫مورد علاقه. تکلیف خونه: یه نمایشنامه پیدا کنید.

‫من یکیش رو انتخاب می‌کنم ‫که به درد اهدافمون بخوره.

‫با صدای بلند می‌خونیمش، ‫بحث می‌کنیم، کالبدشکافیش می‌کنیم،

‫و برای اونایی که هنوز درگیرن

‫با گیجی و دلخوری،

‫برام مهم نیست.

‫- این درس رو بیفتید، ترم رو مشروط می‌شید. ‫- چی؟

‫پس هیجان‌زده بشید، جوجه‌های کوچولو.

‫فردا، تئاتر کار می‌کنیم.

‫من تازه از تئاتر موزیکال کلینگان ‫سوییچ کردم

‫به ملودرام‌های قرن بیستم زمین.

‫این فوق‌العاده‌ست.

‫نصفش رو خوندم.

‫کدوم نمایشنامه؟

‫همه‌شون.

‫عاشق نمایشنامه‌هام.

‫- باشه. ‫- اونا هنرن.

‫اونا-اونا وجود نداشتن

‫تا وقتی که از مغز ‫یکی اومدن بیرون.

‫مثل این بالشت می‌مونه.

‫این بالشت تظاهر بیرونی ‫انگیزه‌ی خلاقانه‌ی یه نفره.

‫ای-این بالشت تئاتره.

‫ببخشید.

‫فهمیدم که من خیلی زیادی‌ام.

‫توی یه روز خوب، ‫یه کوچولو زیاده‌روی‌ام.

‫در مواقع نادر...

‫من "سم"ام!

‫"کند در واکنش.

‫"من هنوز حتی بیدار نشدم، و اصلا ‫نمی‌تونم انرژی وسط روز تو رو تحمل کنم

‫قبل از اینکه حتی شورتم رو ‫از لای پام بکشم بیرون."

‫اوه.

‫- داستان واقعیه. ‫- عذرخواهی نکن.

‫راستش، تو اولین ‫نفر اینجایی

‫که مثل یه هیولای تمام‌عیار بهم نگاه نمی‌کنه.

‫آیا... قبل از الان خندیده بودی؟ ‫منظورم اینه، از وقتی...

‫از وقتی اومدی اینجا؟

‫آره، گیج‌کننده‌ست.

‫یه اتفاقی میفته، ‫یه چیزی... بزرگ.

‫و... اون همیشه ‫با توئه،

‫ولی تو فقط ‫مجبوری به زندگی ادامه بدی.

‫و هنوزم ‫دلایلی برای خندیدن پیدا می‌کنی،

‫که مسخره‌ست.

‫این-این حسش مثل...

‫حس هیچی نداره.

‫اوه.

‫ببخشید.

‫نه.

‫سم، م-من متاسفم.

‫- خوبی؟ ‫- آره.

‫من خوبم.

‫من خوبم.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی

✦ @ LuminoxSub | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫« پــیــشــتــازان فــضــا: آکــادمــی اســتــارفــلــیــت »

‫ستوان سیلویا تیلی.

‫خب، شایعه حقیقت داره. ‫اون اینجاست.

‫می‌دونی، می‌تونستم حسش کنم ‫توی دندونام.

‫مثلاً، درست تهِ ‫دندونای آسیابم.

‫شروع کردن به درد گرفتن ‫مثل وقتی که خمیر کوکی می‌خوری.

‫عشق ورزیدن اشکالی نداره...

‫واقعاً؟ این خوش‌بینیِ ‫بی‌وقفه‌ی تو کابوسه.

‫ما زنانی هستیم که زمان فراموشمون کرده.

‫خوش‌بینی یعنی من دارم ‫قایقِ لعنتیِ خودمو پارو می‌زنم.

‫- چی می‌خوریم؟ ‫- یه چیزی که درصد الکل داشته باشه.

‫آره.

‫من، من خوندم ‫در مورد میازاکی.

‫اونا چطورن؟

‫درست وسط معرکه.

‫اون ضرب‌المثله چی می‌گه؟

‫"این بار نیست که می‌شکندت، ‫بلکه نحوه‌ی حمل کردنشه"؟

‫اونا هیچ ایده‌ای ندارن ‫که چطوری حملش کنن.

‫هیچی. واسه همینه که صدات کردم.

‫اونا به مشاوره‌ی جدی تروما نیاز دارن

‫بدون اینکه بدونن ‫این مشاوره‌ی تروماست.

‫آره.

‫می‌خوام که جادوت رو ‫روی اونا پیاده کنی.

‫خب، جاه‌طلبی باعث می‌شه بعضیاشون ‫حداقل مشارکت کنن.

‫بقیه، که قابل درکه، ‫معیارشون رو گم کردن.

‫تاریما.

‫تجربه‌شو داشتم.

‫چی باعث شد شماها دووم بیارید؟

‫استارفلیت.

‫این رو یادم می‌مونه.

‫داشتم فکر می‌کردم ‫که کل این تلاش فقط

‫خیلی زیاده، خیلی زوده.

‫هیچ‌کس هیچ‌وقت آماده نیست، کاپیتان.

‫سم رو دیدی؟

Star Trek: Starfleet Academy subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left