Prvních 200 řádků.
برات قهوه آوردم
با شکر اضافه ... مثل خودت
چرا اينطوري نگام ميکني ؟
... بار اخري که برام قهوه درست کردي
... پول ميخواستي تا باهاش علامت ماشين مسابقه
! رو ماشين کلانتري رنگ کني
ميدوني چي ناراحت کنندست ؟ - بي پولي ؟ -
... اينکه نميتوني يه کار خوب رو
همونطوري که هست قبول کني
"ديکسون لم"
دست به اسلحه هاتون بزنيد سر اين پسرک رو ميترکونم
"اقاي "لافورج
نميدونم امروز صبح چي ديديد
مارجي" سير تا پياز رابطتون رو برام تعريف کرد"
! همش رو
اشتباه گرفتيد
ما فقط ورق بازي ميکرديم
راست نميگم "مارجي" ؟
به من دروغ نگو
فرد" ؟" يه عده دارن اينجا کار ميکنن
! پسرت با زنم سر و سري داره
درسته ؟
"فرد"
تو مرد بدي نيستي
ميخوام يه نفس عميق بکشي
و ميخوام که لوله اسلحت رو پايين بياري
فقط يه ذره ، باشه ؟ افرين
... "حالا من و "ديکسون
قراره يه صحبت خيلي طولاني در اين مورد داشته باشيم
اما الان ازت ميخوام که
اروم بگيري و بري خونه
"زنم قلبم رو شکسته "رالف
فرد" ، "مارجي" زنته"
و دوست داره مگه نه "مارجي" ؟
... فقط اتفاقي يه عده ديگه رو هم
! دوست داره
چرا اسلحه رو به من نميدي ؟
... و نگه ميدارمش و بهت تا
يه هفته ديگه پسش ميدم ... تا وقت داشته باشي که
دربارش فکر کني ، باشه ؟
... "الان سرکار "لم
شما دو تا رو تا خونه ميرسونه
تا تو راه بتونين سنگاتون رو وا بکنيد
باشه ؟
الان گفت که ميخواد منو بُکُشه
فرد" بهش بگو که نميخواي بُکُشيش"
نميکشمت
ديدي ؟ نميخواد بُکُشدت
حالا راه بيفت
قبل اينکه خودم نفلت کنم
"يالا "مارجي
ممنون بابت قهوه
همه برگردين سر کار
چرا يکشنبه ها کار ميکني ؟
... فقط من نيستم که
هفت روز هفته رو کار ميکنه
... اونطوري که "رالف لم" ميگه
هيچ روزي براي تعطيلي تو کتاب مقدس ذکر نشده
فکر ميکنه تعطيلي من در آورديه
اينقدر زيبايي که ادم رو نابود ميکني
اينو قبلا نوشته بودي و حفظش کرده بودي ؟
نه . چرا بايد اين کار رو کنم ؟
تو رو درک نميکنم
اونقدرا هم پيچيده نيستم
نميدونم
فقط هنوز دستم بهش نرسيده
دستت به چي نرسيده ؟
اعماقت
اوه ، من از اونا ندارم
همه يه دونه دارن
مخصوصا اونايي که ميگن ندارن
حالا اينو از کجا ياد گرفتي ؟
شيکاگو
بابام
هر مردي مکه تا حالا ديدم
اين يکي نداره
ميخواي من جواب بدم ؟
حرف نزن ، تکون هم نخور
باشه
ازم خواستن که وقتي اون قماربازهاي حرفه اي
از کانزاس اومدن خبرتون کنم
دارن تو اتاق اختصاصي طبقه بالا پوکر بازي ميکنن
تا يه لحظه ديگه ميام - ... نميدونم تا کي ميخوان -
موندگار بشن
دارن دار و ندارشون رو ميبازن
سلام ، يکم واسه بازي کردن زود نيست "لئو" ؟
مگه نه ؟
پول کجاست اقاي "ساوينو" ؟
جانم ؟
دارم از بانک ميام
حساب هات خاليه پاک پاکه
منظورت چيه که خاليه ؟
اولين قسط قرضي که بهت داديم
"براي "تامبلويد مبلغ 275هزار دلار ... نيستش
حتما يه اشتباهي شده
... هنوز ساخت و ساز رو شروع نکردي و
نصف وام رو مصرف کردي ... هنوز يه هفته تا زدن کلنگ مونده و
داري زير آبي ميري
لئو" کسي به پول دست نزده"
هر مشکلي که باشه حلش ميکنم
کاري نکن مثل يه احمق جلوه کنم
اون يارو عينکيه
برت رابينسون"ـه" بار اخري که اينجا بود
تو يه دست "بلک جک" 40 هزار تا باخت
اون کُت آبيه که اونطرفه
هنري دلويت"ـه" دو ماهي ميشه که اين اطرافه
اون يارو چي ؟
اسمش "هال" يا يه چيز تو همين مايه ها
اينجا سوئيت اونه تمام هفته رو اون پايين داشته ميباخته
خواست که يه بازي خصوصي اين بالا داشته باشه
دست کامل بنده شد شاه ، کارت 9 رو شکست ميدهد
دستم خوب اومد رفقا
نميخوام مزاحم بشم
اما بايد سلام عرض ميکردم ... اينجا تعداد زيادي
چهره هاي اشنا دور ميز هست "برت"
هري" به "ساوي" خوش اومدي"- "خانم "ريزو -
و اقاي ؟
"ويتفورد" ، "هال ويتفورد"
ممنون که دست دهنده به اين قهاري رو به ما قرض دادين
خواهش ميکنم تعجب ميکنم که قبلا با هم ديدار نداشتيم
من خيلي به وگاس نميام
من از "پراويدنس" واسه کسب و کار اومدم
... شما بايد "جيمي املو" از
مستعمراتي رو بشناسيد
خير ، نميشناسم
... اما به هر حال
بازيکن خيلي حرفه اي نيستم
نه مثل اين اقايون
پس اميدوار باشيم که باز هم شانس باهاتون همراه باشه
ممنون اقايون
نظرتون چيه پسرا ؟ يه دور ديگه ؟
زنگ بزن "پراويدنس" پرس و جو کن ... ببين چي ميتوني
از اين يارو پيدا کني
چطور مگه ؟
اونا يه عده از بهترين ... بازيکن هاي وگاس بودن که
دور ميز نشسته بودن اونوقت همشون يه دفعه افت کردن
و يکي از "رود ايلند" اومد و جيب همشون رو جارو کرد ؟
فکر نکنم
htk2006 TVCenter تيم ترجمه
! به به ببين کي اومده
وسط صحرا داشتن تعميرات ميکردن
دو تا لاين رو يکي کرده بودن
... اين چند روزه بدجور توي
ترافيک گير ميکني
شهر شلوغ شده
ديگه بايد يه هليکوپتر برات جور کنيم
بازم ترافيک ؟
ديگ به ديگ ميگه روت سياه
شنيدم اقاي "لافورج" امروز صبح زودتر به خونه برگشته
و ماشين پسرت رو جلوي خونش ديده
... خدا کارهاش رو از راههاي مختلفي
انجام ميده
... کلانتر يه تلفن از مالک
کلوپ "مانتي ترف" داشتيم
... داشت درخواست يه مامور ميکرد که
يه دفعه تلفن قطع شد
خواستم دوباره تماس بگيرم اما جواب نداد
محض احتياط يه مامور بفرست
بله قربان خوشحالم که بالاخره اومدي
حالا مگه چي شده ؟
!مگه چي شده ؟
275هزار تا گُم شده
اين يه وامه بايد پسش بديم
بايد خوشحالم باشي
يه راه جديد واسه بانک دزدي پيدا کرديم
حتي احتياج به اسلحه هم نيست
همه برنده ميشن
جدي حرف ميزني ؟
حالا کجا هست ؟
نصفش رو فرستادم خونه
پيش دوستامون تو شيکاگو
و نصف ديگش رو سرمايه گذاري کردم
تو چي؟ صنعت خودرو؟
تو کارهاي خيابوني سرمايه گذاري کردم
نزول دادم ... خودرو اون سودي که من ميخوام
رو نداره
اون پول واسه "تامبلويد" بود
پس بازم پول جور ميکنيم
275هزار تا تو کمتر از يه هفته ؟
ميريم سراغ يه بانک ديگه
همينکه "فاروود" به بقيه بگه که چي کار کردي
ديگه کسي نزديکمون نمياد
من خودم با "فاروود" صحبت ميکنم شيرفهمش ميکنم
نه ، نه ، نه از اين راه مشکلات رو حل نميکنيم
کدوم راه ؟
کلانتر ؟
... من سرکار "هاوارد" رو نيم ساعت پيش
به اون بنگاه شرط بندي فرستادم
هنوز برنگشته
بهش بيسيم زدي ؟
جواب نميده
خوشحالم که تماس گرفتي
چند هفته اي ميشد
يه چيز تازه دارم
... "يکي از مراکز پولشويي "ريزو
از نزول هايي که تو وگاس ميده
از کجا پيداش کردي ؟
تو جيب کُت "وينسنت" پيداش کردم
بعدش هم شنيدم که هفته پيش داشت در موردش با "ريزو" صحبت ميکرد
چي در مورد "دايان دزموند" ميدوني ؟
No comments yet. Be the first to leave one.