Quantico

Quantico

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Quantico S01E16 HDTV x264-LOL
Quantico S01E16 HDTV XviD-FUM
Quantico S01E16 HDTV XviD-AFG
Quantico S01E16 480p HDTV x264-mSD
Quantico S01E16 480p HDTV x264-RMTeam
Quantico S01E16 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Quantico S01E16 720p HDTV x265 ShAaNiG
Quantico S01E16 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Quantico S01E16 720p HDTV X264-DIMENSION
Komentář od mazi3fic
تیم ترجمه تی وی سنتر

Tagy

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
Zveřejněno: 2016-04-06
Stažení: 29
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

...آنچه گذشت

ما همه جا رو بسیتم ، خانم

توی نگهبانی دم در اتفاقی افتاده

به مادرت زنگ بزن

پدر و مادرم زنده هستند

ببین ، من میدونم

چارلی ممکنه به نقشه حمله امروز کمک کرده باشه

الان وقتشه که بهم بگی مارک ریموند کیه

میخوای چی بدونی؟

ما هرچیزی رو که لازمه بهم دیگه بگیم به هم میگیم

و دیگه هیچوقت همدیگه رو نمیبینیم

توی کیف سناتور یک بطری دقیقا مثل این هست

تو باید اونا رو عوض کنی

من به تلفن همراه ناتالی زنگ زدم . جواب نمیده

تو داشتی حقیقتو میگفتی بهمین سادگی

واو

خیلی زیادیه که بشه هضمش کرد

آره

توطئه برمیگرده به زمان کوانتیکو

...تروریست

ما بهش "صدا" میگیم

من فکر میکردم که یک نفر از کلاسمون باشه

اما میتونه ... میتونه هرکسی از اونجا باشه

راجب چی فکر میکنی ؟

راجب چی؟

چجوری به یک کمیته بررسی کنگره دروغ گفتی

وقتی گفتی که الیاس هارپر تنهایی عمل کرده؟

یا بمبی که به مامور واسکوئز بسته شده بود

تا تو رو مجبور کنند

یا شاید میخوای من بهت فکر کنم

که به واسکوئز با اون بمب کمک کردی دزدکی وارد اداره ما بشه

تا اطلاعات طبقه بندی شده رو از سرور اف بی ای بدزدید

منظورم اینه که ، امیدوارم که چیز مهمی اونجا نبوده

بعلاوه ، اوه، من همه معیارهای امنیتی

برای انتخابات آینده ریاست جمهوری رو نمیدونم

من انتخابی نداشتم

آه، آره

همون بهونه راحت همیشگی

که هرکسی از اول تا حالا با اون تروریست

همکاری کرده میارتش

الیاس هارپر ، دانکن هاول هکر

ناتالی ... و نتیجه کارشون چی شد ؟

تو خودت بهم گفتی که این تروریست

که ظاهرا از طریق یک گوشی همراه باهاش در تماسی

مامور واسکوئز رو منفجر کرده

زندگی همه کسایی رو که برای تو مهم هستند رو تهدید کرده

و به تو دستور داده که منو گول بزنی

که اون داروهای یک

سناتور ایالات متحده رو عوض کنم

با چیزی که تو باور داری

اما نمیتونی مطمئن باشی که بی خطره

من ... من چیزی رو از قلم ننداختم ؟

نکات جزیی؟

از کجا میتونی مطمئن باشی که این قرص ها خطرناک نیستند؟

آزمایشگاه تو اونا رو بررسی کرده

اونا داروی فشار خون هستند

تنها تاثیر جانبیش بالا رفتن دمای بدنه

و این تروریست گفت

اگر کس دیگه ای از اتفاقاتی که داره میوفته باخبر بشه

جون اونا هم در خطر میوفته

و تو با این وجود به سایمون و من گفتی

... نمیتونم

من نمیتونم درکت کنم پریش

منظورم اینه که تو هیچ ترسی از

اعتراف به یک دوجین جرائم فدرال نداری

لازم نیست که دقیقتر اشاره کنم ، همدستی در قتل

و اگر بهرحال بخوای قبول کنی

تو منو هدف قرار دادی تا جون

خودت بدون هیچ پشیمانی ای نجات بدی

پس اگر تو به جای من بودی

یک کلمه از حرفایی رو که الان زدی باور میکردی؟

هممم؟

نمیدونم ،هانا

تو چی فکر میکنی؟

خوب ، آره ، من باورت میکردم

و حلا من میخوام برم و همه جیزو برای مدیر توضیح بدم

من از زمان حمله نگران پریش بودم

وضعیت مشاورش در چه حاله؟

اون قویه ... یک بازمانده

واسه این ساخته شده که یک مامور بشه درست مثل پدرش

درو پرالز

اون کسیه که به مهاجم مسلح شلیک کرد

کشتن یک نفر هیچوقت آسان نیست

اما بنظر نمیرسه که زیاد تحت تاثیر قرار گرفته باشه

هی- هی-

جلسه مشاوره چطور بود؟

بیشترشو راجع به فوتبال حرف زدیم

اون طرفداره شیرهاست . میتونی باور کنی؟

همه حرفاتون همین بود؟

فلچر! داری میری صبحانه ؟

آره ولی اگر خانمها بازم میزمون رو شلوغ کنند

... تو باید منو هم سهیم کنی . اینو بعد از من تکرار کن

این برندونه . قلبش تازگی شکسته "

"میتونی درستش کنی؟

شلبی ویات یک مقدار علامت سواله

اون وقتی که پرالز ترتیب تروریست رو داد اونجا بود

اما بنظر نمیاد که تاثیری روش گذاشته باشه

من عقیده دارم که اون راهی برای اینکه از پسش بر بیاد پیدا کرده

شلبی ؟هی . چه خبره؟

مثل اینکه تو خبر هستی

حالا ساکت باش یا ویل رو بیدار میکنی

ویل اولسن

ویل اولسن بنظر میاد که اون با محیط احساسی کمپ راحت نیست

اون داره خودشو توی کارش دفن میکنه

رفیق، راجب درس خوندن قبل از ساعت 9 صبح بهت چی گفتم؟

چرا داری اونو میخونی؟

من الانشم همه چیزایی رو که لازمه بدونی بهت گفتم

نه . تو بمن گفتی که چجوری یک شخصیت دروغی خلق کردی تا بهشون نفوذ کنی

وچجوری بهشون قول پول دادی

تا سریعتر از سلسه مراتبشون بری بالا

و چجوری مخفیانه از داخل کار کردی تا همش رو نابود کنی

اما خیلی چیزای دیگه هم هست مثل اینکه اونا چجوری آدما رو میدزدند

و به مزرعه های کشورهای دیگه میفرستند

یا چجوری رد پولشون رو مخفی میکنند

یا اونا چجوری باور دارند که پوست ما سمیه

فکر میکنی کاری که من دارم میکنم دیوونگیه؟

نه من فکر میکنم باحال و خطرناکه

و منم میخوام که راجبش بین پنج تا هفت دقیقه حرف بزنم

آره

شاید بعدا

دوقلوهای امین

بعدا بررسیشون میکنیم

اونا در ارتباط مستقیم با ترورستا بودند

ما تا وقتیکه تحیقات او پی آر تموم نشده

نمیتونیم راجبش صحبت کنیم

او پی آر ... اداره مسئولیت حرفه ای

اونا از هردوی شما اظهاریه میخوان

اونا الانشم میدونند که رینا توی اون گروهک مامور مخفی بوده

اونا فقط نمیدونند که شما سرخود اونجا بودید

یا بدستور میراندا

میراندا چطوره ؟

روز به روز داره بهتر میشه

... او پی آر پیغام گذاشته ، اما اون

اون به پسر خودش شلیک کرده

خوب، نباید اجازه میداد که کار به اونجا بکشه

اون توی دردسر افتاده لیام

ارزیابی کلی تو از کلاس چیه؟

اینکه به یک مشاور بگی حالت خوبه یک چیزه

و یابنکه واقعا حالت خوب باشه یکچیز دیگه

تمرین امروز بهم نشون میده که اونا واقعا حالشون چطوره

سلام

خوب خوابیدی؟

..ام..، راجب... دیشب

و امروز صبح . باحال بود نه؟

آره، آره

ام ، اما من فقط ،ام، میخواستم مطمئن بشم

که راجب بقیه چیزا هم حرف بزنیم

منظورت والدینمه؟

درواقع چیزی برای حرف زدن نیست

با قبلا فرقی نکرده

اونموقع واسه من مرده بودند . الانم واسه من مردند

شلبی، نمیتونه واقعا منظورت این باشه

خیلی راههای بهتری برای گذروندن ده دقیقه آینده وجود داره

تا اینکه راجب والدینم حرف بزنیم

من نمیدونم که چکار کنم

این یک ماموریت غیر رسمی بود و منم فقط یک کارآموز هستم

اگر بهشون بگم که میراندا واقعا دست داشته اون اخراج میشه

و اگر دروغ بگم ، خودمو میندازند بیرون

زوجهایی زیادی نیستند که میتونند بگن

هردو از اف بی ای اخراج شدند

خنده دار نیست و ما هم زوج نیستیم

من فقط از اینکه میبینم اینقدر ناامید هستی ناراحتم

هنوزم میتونم این آخر هفته ببینمت؟

از زمان سال نو تا حالا ندیدمت

نمیدونم . اومدن خیلی سخته

اگر راجب خودمون به خواهرت میگفتی زیاد سخت نبود

.... سایمون

بعدا باهات تماس میگیرم

برای هممون هفته گذشته یادآور چیزی بود

زندگی در یک آن میتونه برخلاف میلمونه بچرخه

شماها چیز آزار دهنده ای رو تجربه کردید

و باید مورد ستایش قرار بگیرید

همتون نه فقط پرالز

اما مسئله اینه

در عملیات ، اتفاقی که براتون میوفته

بهش میگن دوشنبه

و تمرکز تمرین امروز رو اینه که چجوری باهاش روبر میشید

مدیریت بحران

به عنوان مامور شما باید قادر باشید

در همه حال درست اندیشیتون رو حفظ کنید

شما باید توانایی اینو داشته باشید که با شک و ترسی

که درون همه ما هست روبرو بشید

چون اگر نتونید

در برابر آدم بدا شانسی نخواهید داشت

پس وسایلتون رو جمع کنید ما سفر کوتاهی خواهیم داشت

آخرین باری که حرف زدیم

میدونم که قضایا یکم پیچیده شد

اما امیدوارم که بتونم روت حساب کنم

واسه چی؟

خوب در زمان بحران ، گروه به یک رهبر نیاز داره

و تو اون رهبر هستی

من همچین چیزی نخواستم

آره ، خوب، یک رهبر هیچوقت نمیخواد

اما اگر به دوستات اهمیت بدی ، پا پیش میزاری

اونا امروز بهت نیاز دارند

دور اول با توئه مایه دار

هانا صبر کن ، اگر به مدیر بگی

یکی دیگه که واسه من مهمه میمیره

باشه . اف بی ای برای مبارزه با آدمای دیوونه یک سیستم داره

بهش میگن سلسله مراتب

More Farsi Persian subtitles for Quantico

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left