Quantico

Quantico

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Quantico S01E21 720p WEB-DL VinaDL 632 MB
Komentář od a_atabak
Time=> 42:58 (هماهنگ شده) @Terminatorss :ارائه ای از گروه ترجمه و کانال

Tagy

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Zveřejněno: 2022-04-07
Stažení: 29
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

آنچه در " کوانتیــکو " گذشت

شلبی ، من سعی میکردم ازت محافظت کنم

چطور دلت اومد که این دروغ ها رو بنویسی؟ اقای هاس، موضوع درباره والدینمه

ازتون میخوام کمکم کنید تا من خودشون

و جنایت هاشونو به دست قانون بسپارم

فهمیدم شاید دلت واسه خونه تنگ شده باشه

واسه همین برات عصاره پرتقال آوردم

واشنگتن دی سی

من کارمو از دوهفته بعد شروع میکنم یا بهتره بگم " ما " شروع میکنیم؟

یه فلش مموری هست

که رمز های کامپیوتر رایان رو واست میشکونه

چه غلطی کردی؟

داخل اون فلش چه جیزی بود؟

یه بیانیه که رایان رو بعنوان تروریست معرفی میکنه

این ماشین رایانه

تو دستورالعمل های زیادی رو باید انجام بدی

و اگه کارایی که بهت میگم نکنی

سایمون رو میکشم و بمب هسته ای رو پرتاب میکنم

توی بزرگراه اصلی بمون تا به خیابون ۵۱ برسی

از کجا میدونی دارم کجا میرم؟

توی ماشین یه چی پی اس هست که به تبلتم وصله

اگه از مسیر منحرفشی، بمب منفجر میشه

منم دارم میبینمت

درو ، فقط ببهم من گوش کن. باشه؟؟

بیا حرف بزنیم

تو و من

من ممکنه که تو کوانتیکو فارغ التحصیل نشده باشم

اما میدونم که میخوای چیکار میکنی

... اولین قانون وضعیت بحرانی اینه که

یه ارتباط برقرار کنی

اره تو همیشه میتونستی فکرمو بخونی

میدونی، بعد از اینکه تو رفتی

... من فک کردم ممکنه ما باز همو ببینیم

دوباره با هم ارتباط داشته باشیم؟

با هم شام بخوریم؟

تا ببینی میتونی دوباره زندگیمو به فنا بدی؟

میدونم تو عصبی هستی

این قرار نیست مشکلی رو حل کنه

متاسفم اما تو انتخاب خودتو کردی

سمت چپ خیابون 51

هر نقشه ای که داری،‌ هر جایی که داری منو میبری

نمیتونی ازش فــرار کنی

ریان، میراندا، نیماه ... همه، همه چیز رو دیدن

احتمالا اف بی ای همین الانی که داریم حرف میزنیم داره رد من رو میگیره

انتظارشو دارم

من مچ الکس رو وقتی که داشت این فایل ها رو روی کامپــیوتـرم آپـلـود میکـرد گـرفتم

... من سعی کردم ازش حرف بکشم

این ها یه نمودار برای یه بمب هسته ای ان

میراندا ، باید اینو ببنی

چیو؟

الکس گفت که یه بمب هسته ای بیرون از اینجا هست

میراندا ، ببین

خانم

اینا دوربین مداربسته پارکینگ هستن

قبل از از اینکه پریش فـــرار کنه

باشه اقایون

من درخواست عملیات توقیف یه سلاح کشتار جمعی رو صادر میکنم

به فرمانده " هاسکینز " و نماینده " اوکـانر " تماس بگیرین

همین حالا لطفا

فرین، با اداره پلیس شهر نیویورک تماس بگیر

و بهشون بگو امکان تخلیه شهر وجود داره

نیاز دارم FEMA , DOE , NASA من به

امروز روزی نیس که بمب هسته ای تو نیویورک منفجر شه

امین،‌ مامور بوث رو به محل جدید ببر

چی؟

میخوای منو بفرستی بغل دست کیلب؟

من همین الان خبرت دادم که الکس علیه من مدرک ساخته

و بمب توی ماشین تو ـه

و نقشه ها توی کامپوترت هستن

تا زمانی که من بفهمم که چه خبره

توی این تحقیقات تو یه مظنونی

امین انجامش بده

در عرض یک هفته آموزش شما کامل خواهد شد

اینکار ممکن بود ۱۴۰ روز طول بکشه

ولی ما شما رو به چند گروه تقسیم کردیم و واسـتون پـشـتـیـــبان گـذاشـتـیـم

شما راه طولانی رو اومدین که برسین اینجا

من هیچ وقت اینو بهت برش نگردوندم

بهترین فرد کلاس هستی

پدرت بهت افتخار میکنه

... مطمئن نیستم که این آرامشه

یا مصیبت؟

خودمم نمیدونم

میدونم منو تو شروعه سختی داشتیم

من مطمئـن نبودم که تـو از اومـدن بـه اینجا قصد درستی داشته باشی

ولی تو ثابت کردی اشتباه میکـردم

و من از اینکه ی روز

سر یه پرونده باهات کار کنم، افتخــار میکنم

شما همتون به عنوان غریبه اومدین این جا

ولی شما یه اعتمـاد عمیق و یه قدرت درونی رو ساختـین

- هی سلام - سلام

اوکانر بهـم پیـشـنهـاد داد که منو با خودش به واشنگتن ببره

شما دو تا از هم جدا نمیشین، نه؟

خب این یه ترفـیعــه بزرگه و مزایای دیگه ای هم توشه

از واشنگتن تا نیویورک با قطار سه ساعت راهه

جایی که داری میری

عالیه

امیدوارم قبولش کنی

توی شروع بهش نیاز پیدا میکنین

دفتر انجام ماموریتمون ... بالاخره

اعلام سطح دسترسی منو به تاخیر انداختن

البته

چرا اونا به هرحال زحمت فارغ التحصیلی منو کشیدن ؟

شلبی؟

کجا افتـادی؟ "تمپـا"؟ *یه شهر تو جنوب فلوریدا*

"هی من رو انداختن تو شهر آفتابی "سان دیو گو *اینم یه شهر تو فلوریدا هس*

- تو افتادی کجا؟ - تو بیماری

متاسفیم، اما در دسترس نبودیم "

"... اما شرایط خارج کنترل ما

بهت گفته بودم که از این کارات دست برداری

یکی دیگه از اینا ببینم گزارشتو میدم

من اینو ننوشتم

اون ماه های اول ممکنه حس کنید گم شدید

... مطمئن نیستید به کی اعتماد میتونین کنید

دو روز پیش یه زنی که از اسم مستعاره مادرت استفاده میکرد

به مونتریال اومد

خودشه؟

من اینطوری فکر میکنم، ولی نمیتونیم مطمئن شیم

ببین شلبی

میدونم میخوای پدر مادرت رو به دست عدالت بدی

... ولی وقتی که این کار رو کنی دیگه راه برگشتی در کار نیست

یا خطرایی که باهاش مواجه میشید

خبر خوب ... اینتل گفت ما یه راه واسه * اینتل یه شرکت تولید کننده سخت افزار و پردازنده تو امریکاست*

نفوذ به سلول کوری داریم

- ولی باید الان حرکت کنیم - همین حالا؟

شما ۱ روز وقت دارید تا به زندگیتون برسید

پس فارغ التحصیلی چی؟

فرض کنین فارغ التحصیل شدین

-مگه اینکه احساس کنید اماده نیستید -ما اماده میشیم

اما به یاد داشته باشید همیشه روشنایی هست

دلم واسه موقعی که پدیکوریست بودی می سوزه *پدیکوریست کسیه که ناخن ها را پدیکور میکنه*

من نه ، اون منه قدیمی بود

منه جدید هیچ دردی حس نمیکنه و چیزی براش اهمیت نداره

چی به سرت اومده ؟ از کی تا حالا انقدر شبیه کایلو رن شدی ؟ *کایلـو رن از شخـصیت های شـرور جنگ ستـارگان هست*

ببخشید ، ولی توام زدی تو خط شخصیتای بد و تیره ؟

! مسخره

حقا که دوست خودمی

خیلی خب چی شده ؟ در مورد کیلبه ؟

ببین ، جدا نمیخوام درموردش حرف بزنم

ولی به عنوان دوستم ، میخوام که بدونی

پس اگه بت بگم قول میدی

- یه عالمه سوال نپرسی - اره

من درباره پدر مادرم اشتباه میکردم

اونا علاقه ای نداشتن به شناختن من نداشتن

-اونا دوباره فقط پولمو منو میخواستن - منظورت چیه؟

من فک کردم وقتی دیدیشون همه چیز خوب پیش رفته

اون نامه ها ... ؟

اون نامه ها رو کیلب مثه یه روانی مینوشتشون

- چرا اون باید ... ؟ - قول دادیا

میدونی اینکه میگیم " دیگه دربارش حرف نمیزنیم " رو

بیا دیگه اینکارو نکنیم

من بخاطر تو اینجام باشه؟

- درخدمتم -باشه

همه کارآموزا رویای خروج از کوانتیکو

و تبدیل شدن به ی قهرمان رو دارن

ولی همیشه موضوع این نیست

بیست هفته پیش اولین ماموریته شما

گشتنِ اطراف و متوقف کردنِ حمله های تروریستی بود

قبله اینکه این حمله اتفاق بیوفته

ولی هر اتفاقی بعد از یه حمله تروریستی بیوفته هم

به همون اندازه مهمه

هر تیمی مامور میشه

که درباره یه حمله تروریستی مطالعه کنه

پرواز 103 پان آمریکن اوماها، المپیک پارک

9/11، بوستون ماراتون، سان برناردینو

و شما این موقعیتو دارین

که تجربه های دست اول این مامورین رو یاد بگیرین

و ما یه ماموریت داریم : تا مظنون ها رو دستگیر کنیم

و به دست عدالت بدیمشون

چونکه شما حق ندارین وسط مسابقه ماراتن بمب بذارین

صبحی که این اتفاق افتاد ،‌من تو رستوران لینکن بودم

که با اوهاما ۱ ساعت فاصله داره

فکر کردن دربارش هنوزم سخته

اون روز توی یه لحظه 200000 نفر جــونــشــونــو از دســت دادن

مثه روز اول کار آموزی من

ترسیده بودم و گیج شده بودم

اما فقط برای یک لحظه بهت تلنگر میخوره

وقتی میفهمی که همین الان یک هواپیما دیدی که صاف رفت تو دل ساختمون

طی چند روز اینده

شما قراره رو این پرونده ها از زوایا داخل و بیرون کار کنین

میشه من روی پرونده اوهاما کار کنم؟

منـظورم اینه که این پرونده ای بود که پدرمو برا همـیـشـه تـغییر داد

و این میتونست برای خاتمه دادنش کمک کنه

هیچ ماموری نمیتونه رو پرونده ای کار کنه که باهاش ارتباط شخصی داره

منظورم اینه که میبینی مثلا شلبی رو " یازدهم سپتامبر" کار نمیکنه

من اووم

من درمورد چیزی که بهم گفتی فکر کردم

و من امادم که به هر قیمتی

عدالت رو برای والدینم اجرا کنم

اوکی خب من فکر میکنم قدم اول این باشه که

واسـه بیـرون کـشـیدنشون از لـونه شون طعمه بشی اما اگه بتونی همچین کاری کنی

باشه

از پنجره به بیرون نگاه کنین

هیچکدوم از این مردم بی گناه نیستن

اونا بی تفاوت هستن

این کشور فقط زمانی واکنش نشون میده که اوضاع بحرانی باشه

خب من میخوام بهشون یکی بدم

من باید همین الان با کلیر صحبت کنم

از خانم کاندیدا عکس گرفتن

و شوهر خانم کاندیدای ریاست جمهوری دیر کرده

- و داخل برنامه نیست - میدونم که اون این داخله

More Farsi Persian subtitles for Quantico

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left