From - Second Season

From - Second Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

From S02E06 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S02E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S02E06 1080p x265-ELiTE
From S02E06 720p x264-FENiX
From S02E06 WEBRip x264-LAMA
From S02E06 WEBRip x264-ION10
From S02E06 WEBRip x264-XEN0N
From S02E06 720p WEB x265-MiNX
From S02E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
From S02E06 1080p WEB H264-CAKES
Komentář od Hami.Mogheyci
🅼🅶 کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی 🅽🅶

Tagy

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
Zveřejněno: 2023-05-28
Stažení: 142
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 192 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫موجودات این شهر...

‫از شکار خوششون میاد.

‫از به بازی گرفتن ملت خوششون میاد.

‫این‌قدر لبخند نزنین!

‫اگه بیای بیرون، حالت بهتر می‌شه‌ها.

‫دیگه از پس این شرایط برنمیام.

‫حس کردم شاهد آغاز از دست رفتن ‫اون بخش از وجودش بودم.

‫پس تو باید جای اون بخش رو پر کنی.

‫تو باید به بخشی از وجودش بدل بشی...

‫که این شهر نتونه ازش بگیره.

‫زیاد وقت نداریم.

‫ازت می‌خوام من رو بکشی.

‫خون من و تو دیگه یکی شده.

‫اگه دیگه عین سابق نباشم چی؟

‫تو هنوز خودتی. ‫من هنوز خودمم.

‫بقیه‌اش رو هم ‫با همدیگه ردیف می‌کنیم.

‫این اینجا چی می‌خواد؟

‫ممکنه بتونه کمک کنه تا سرنخی...

‫درمورد این شهر پیدا کنیم.

‫نباید به کسی بگی همراه منه.

‫ناسلامتی بابام رو کشته!

‫بابام رو تیکه‌تیکه کردن ‫و جنابعالی هم خبر داشتی!

‫کنی، لطفا آروم باش.

‫دیگه خودت هوای خودت رو داشته باش.

‫می‌خواستم باهات صحبت کنم.

‫راستش، نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

‫می‌خوام بدونی از صمیم قلبم باور دارم...

‫تصمیمم راجع به سارا...

‫به صلاح کل ساکنین شهره.

‫ولی دلیل نمی‌شه...

‫دلیل اون کارش...

‫که عزیز خودت و کنی رو ازتون گرفت،

‫اصلا مهم نیست.

‫اگه بابت محافظتم از سارا ‫و پنهان کردنش...

‫ازم متنفری، درکت می‌کنم.

‫خودم درک می‌کنم ‫وقتی این شهر...

‫عزیز آدم رو ازش می‌گیره،

‫چه حسی بهش دست می‌ده.

‫ولی...

‫ببین.

‫از وقتی اومدم اینجا،

‫سعی کردم به ملت حس امنیت القا کنم.

‫خیال می‌کردم اگه قوانینی داشته باشیم...

‫و طبق کارهای درست پیش بریم، ‫احساس امنیت می‌کنن.

‫از این بابت مطمئنم:

‫شرایط داره عوض می‌شه...

‫و اگه تمام قوامون رو به کار نبریم،

‫اگه از جون و دل مایه نذاریم، بـ...

‫باید تمام تلاشم رو بکنم...

‫که این ملت رو برگردونم خونه،

‫خودت و کنی رو برگردونم خونه،

‫حتی شاید مجبور بشم...

‫مامان.

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫خیلی‌خب.

‫ها؟

‫واسه چی اومدی اینجا؟

‫بسه دیگه.

‫الان وقت دعوا نیست.

‫نه، نه، نه. اشکالی نداره.

‫اشکالی نداره.

‫صرفا می...

‫مرسی که گوش دادی.

‫حالت خوبه؟

‫سارا؟ می...

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫- وای، پشـ... ‫- بوید؟

‫آروم باش!

‫آروم باش، آروم باش.

‫حالت خوبه؟

‫ببخشید، یهو... ببخشید.

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫وای، عذر می‌خوام.

‫نه، اِم، بهتره بری درمانگاه.

‫وای.

‫شرمنده که اذیتتون کردم.

‫ببرش پیش کریستی.

‫نه بابا.

‫نه، نه. چیزیم نیست.

‫حالم خوبه. ‫مرسی.

‫چیزیم نیست. ممنون.

‫آره بابا.

‫خیلی‌خب. باشه.

‫- نه، نه. ‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، بیا بریم.

‫خیلی‌خب، مرسی.

‫خواهش.

‫«منشأ» ‫«فصل دوم، قسمت ششم: باله دو نفره»

‫سیب‌زمینی همین بود.

‫امیدوارم دانا قصد داشته باشه ‫مقداریش رو برگردونه.

‫این رو بار بزنم؟

‫آره، بذار کمکت کنم.

‫خودم می‌برمش.

‫دعوا نمک زندگیه؟

‫- آخریشه؟ ‫- آره.

‫همه رو بار زدیم.

‫چیزیمون نمی‌شه.

‫همه‌مون زنده می‌مونیم، ‫جیره‌بندی رو رعایت می‌کنیم...

‫و دوام میاریم.

‫جیره‌بندی این‌ها تو خونه خانواده لو...

‫امشب زیاد طول می‌کشه،

‫واسه همین شما باید ‫ناظر چفت و بست خونه باشین.

‫یادتون باشه حتما رو کل درها قوطی بذارن.

‫راستی، اِم، بابت جریان غذا ‫به بقیه چی بگیم؟

‫آها، فعلا رو می‌گی؟

‫سعی می‌کنیم اطلاعات زیادی بهشون ندیم.

‫کافیه بگیم... اِم...

‫سیستم جدیدی چیدیم.

‫نمی‌خوایم کسی وحشت کنه.

‫مشکلی براتون پیش نمیاد؟

‫نه. ‫نه، از پسش برمیایم.

‫هوم.

‫ ‫

‫راستی، تو ندیدی...

‫این چیه؟

‫ساکم رو گشتی؟

‫دنبال کلیپس می‌گشتم.

‫ببین.

‫آخه... تو گفته بودی...

‫داشتی می‌رفتی خونه خاله‌ات.

‫گفتی سوار اتوبوس شدی ‫که بری خونه خاله‌ات.

‫آره، آخه نمی‌خواستم...

‫مشکل خاصی نیست.

‫مشکل خاصی نـ... ‫تو بهم دروغ گفتی.

‫آخه نمی‌خواستم نگران بشی.

‫همه‌چی تحت کنترله.

‫داشتی می‌رفتی مرکز ترک اعتیاد، ‫ولی از اینجا سر در آوردی.

‫اصلا هم تحت کنترل نیست.

‫آخه حال تو که خیلی خوب بود، ‫متوجه نمی‌شـ...

‫چند وقته که دوباره مصرف می‌کنی؟

‫این‌جوری نگو.

‫من که...

‫چند ماهی بیشتر نیست.

‫به خاطر ناپدید شدن من مصرف کردی.

‫دلایل متعددی داشت.

‫ببین، می‌خواستم بهت بگم، ولی...

‫خاک بر سرم.

‫کجا می‌ری؟

‫کجا می‌ری؟

‫نه، چنین کاری نکن، ‫چنین کاری لازم نیست.

‫ببین چی می‌گم! ‫داروهای ما اینجا...

‫خیلی محدود و حیاتیه!

‫نباید خطر کنم ‫که چیزی گم بشه!

‫لزومی نداره بزرگش کنیم، خب؟

‫من که می‌خواستم ترک کنیم، ‫پس می‌تونیم همین‌جا ترکم بدیم.

‫می‌تونیم همین الان ترکم بدیم. ‫لزومی نداره...

‫می‌شه لطفا بس کنی ‫و باهام حرف بزنی؟!

‫ای وای! خودم برمی‌دارمش!

‫می‌شه لطفا بس کنی؟!

‫چی رو بس کنم؟

‫جوری وحشت نکن که انگار ‫من معتادم و می‌خوام...

‫راستش، واسه همین بهت نگفته بودم.

‫از اینجا چیزی برداشتی؟

‫راستش رو بهم بگو.

‫فقط کمی مرفین برداشتم...

‫که حالم سر جاش بیاد. ‫همین و بس.

‫خب؟ می‌تونی بذاری تو همون کابینت بمونه.

‫من چیزی برنمی‌دارم.

‫ماریل.

‫باشه، قبوله،

‫هر گهی دلت می‌خواد بخور!

‫- کجا می‌ری؟ ‫- می‌رم قدم بزنم...

‫که بتونی اجناس ارزشمندت رو...

‫از دست دوست‌دختر معتادت قایم کنی!

‫نباید بری بیرون. ‫به زودی هوا تاریک می‌شه.

‫گه نخور بابا!

‫آره، من هم متوجه شده بودم.

‫برگ‌ها دارن تغییر رنگ می‌دن و می‌ریزن.

‫تا حالا سابقه نداشته.

‫آره.

‫ببین...

‫کنی، خودم می‌دونم...

‫راستش، اِم، انگار الان دیگه...

‫بهتر می‌تونی راه بریم، پس من...

‫اِم، احتمالا خودت بتونی باقی مسیر رو بری.

‫امان از دست زندگی!

‫بوید، چی شده؟

‫دیگه داره درد می‌کنه.

‫همیشه معلوم نیستن، ‫ولی الان دیگه حسشون می‌کنم.

‫بوید، منـ... ‫منظورت چیه؟

‫ببین، نمی...

‫وقتی رفته بودم جنگل،

‫اتفاقی برام افتاده بودم،

‫اتفاقی افتاد که درکش نمی‌کنم...

‫الان چیزی درون بدنمه.

‫مشتی کرم زیر پوستم می‌خزن.

‫ضمنا... ضمنا...

‫تو هم صداش رو می‌شنوی؟

‫بوید؟

‫بوید!

‫بوید، کجا می‌ری؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left