Prvních 200 řádků.
ترجمه فيلم از ميلاد طاهرخاني و محمد _خ از دينا##
ييرايش نهايي از/ عبدالمنان عمادي##
...دوره ي حکومت انگليسي ها داشت به پايان ميرسيد
..نقشه کشهاي انگليسي مشغول ترسيم نقشه ي هند بودن
همه ي روستا ها رو داخل نقشه کشيدم
فقط اين روستاي کوچيک باقي مونده
...آقا شنيدم
بزرگترين ديونه خونه ي شهر تو اون روستاست
شما نميترسيد؟
...ديونه ها, تو ديونه خونه ان
وسط خيابون منتظر خوش آمدگويي به ما که نيستن
چي شد؟
آقا
چي شده؟ فرار کردن
ديونه خونه رو خراب کردن و فرار کردن
کي فرار کرده؟
فکر کردي از ديونه خونه اسبا فرار کردن
ديونه ها فرار کردن, ديونه ها
همه ي روستا رو تصرف کردن
اونا شورش کردن
خودتونو نجات بديد. ...گوش کن آقا حالا چيکار کنيم؟
ما بايد وارد شهر بشيم
فقط همين يه روستا باقي مونده
و من بايد به هر قيمتي فردا صبح اين گزارش رو ارائه بدم
آقا اين يه روستاي کوچيکه
کي ميفهمه تو نقشه هست يا نه؟
...ولي ...اگه ما امروز وارد اون روستا بشيم
ماشينو گردش کن
و اينجوري شد که اون روستاي کوچيک
براي هميشه از نقشه ي هند گم شد
"جوکر"
"جوکر"
هي,صبر کن
صبر کن
چي شده؟
باز يه علامت بيخوده ديگه
...يا من اشتباه ميکنم که
خارج از اين دنيا هم کسايي زندگي ميکنن
يا من قابليت اينو ندارم که ,ماشيني بسازم..
که بتونه با اونا ارتباط برقرار کنه
اميدتو از دست نده آگاستيا
....تو اولين ماشين دنيا رو ميسازي که
ميتونه با فضايي ها ارتباط برقرا کنه
کار به اين سختي,يکم وقت ميبره ديگه
صبور باش. -ديوا,من تمام صبر دنيا رو دارم
اما اونايي که براي درست کردن اين ماشين به من پول دادن, نتيجه ميخوان
...من براشون براورد کردم که
که تو دو سال حتما يه نتيجه اي بهشون ميدم
و ميدوني,امروز. امروز دو سال کامل شده
و فردا با اونا جلسه دارم
پس ميخواي بهشون چي بگي؟
من وقت بيشتري ميخوام
ما تو آزمايشگاهاي فضايي حمايتت کرديم
تا حالا...جلوي چشماي خودت
با کلي پول و حمايتهاي فني
به خاطر اين از شما ممنونم
و اون فقط ميگه ممنونم
با ساختن ميليون ها دلار امواج راديويي که حتي کارم نکرد
ببخشيد
اون امواج راديويي از پيچيده ترين و مشکلترين امواج دنياست.
و اگه تو فکر ميکني ارتباط برقرار کردن با موجودات فضايي اينقدر آسونه...
چرا اين گوشي تلفن رو امتحان نميکني؟
نميتوني با من اينجوري صحبت کني
...آگاستيا,با تمام ايماني که بهت داشتم
فقط ميتونم اون ايمانو بزارم کنار
حالا اگه تو نميتوني نتيجه بگيري
...اونوقت آزمايشگاه فضايي مجبوره
تا يه آدم شايسته رو انتخاب کنه که اين پروژه رو به عهده بگيره
و همونطور که ما ميدونيم,اون منم
خيلي وقت بود که منتظر اين فرصت بودم
خانم ها و آقايون
و ميخوام ازتون تشکر کنم قربان
که بالاخره فهميديد کي لياقت اعتمادتون رو داره
عجله نکن, سايمون
اگاستيا, ما بهت يه ماه فرصت ميديم
چي... يه ماه - قابلي نداره
يک ماه
اگه تا اون موقع نتيجه اي نگيري
ما مجبوريم که پروژه ي تو رو لغو کنيم
کجا بودي؟ از صبح دارم بهت زنگ يمزنم
هيچي. گوشيم خاموش بود
لطفا چيزي ازم نپرس
من فقط خبر بد دارم
منم يه خبر بد برات دارم آگاستيا
بهت زنگ زده بودن
از هند
کسي که زنگ زده بود گفت که برادرته
حال پدرت خيلي بده
داره نفساي آخرش رو ميکشه
اون ميخواد تو رو ببينه
من بايد برم هند
ما بايد بريم هند؟ ما؟
اره, ما
و ما همين امشب ميريم
من بليط رزرو کردم
...تو نميتوني بياي هند, تو ميخواي بياي که
من چيزي نپرسيدم
دارم بهت ميگم من باهات ميام هند
ما چهار ساله که با هميم آگاستيا
تو هيچوقت بهم نگفتي که
تو هند پدر و برادر داري
هميشه بهم گفتي که کسي رو تو اين دنيا نداري
متاسفم.
چرا اين موضوع رو ازم مخفي کردي آگاستيا؟
چرادر مورد پدر و برادرت چيزي نگفتي ؟
تو داري مياي هند ديگه؟
خودت ببين
آگاستيا,اسم روستاتون چيه؟
"پاگلاپور"
"پاگلاپور؟"
په اسم عجيبي
اين تازه شروعه کاره
پاگلاپور چند ايستگاه بعده؟
اين قطار پاگلاپور نميره
اين ميره راتناپور
و از اونجا بايد سوار اتوبوس بشيم
بفرماييد , دو تا بليط براي پاگلاپور
دو تا بليط براي پالنپور
پاگلاپور
چي؟ پاگلاپور
پالنپور,دو تا بليط براي پالنپور
درسته اما خانم ميخواد بره پاگلاپور
ولي ما که مي خوايم بريم پاگلاپور اين اتوبوس پاگلاپور نميره
ما پالانپور پياده ميشيم از اونجا با ريشکا ميريم
اول بگيد کجا ميخوايد بريد؟
پاگلاپور
پول اضافي بگير
ما رو ببر اونجا
اگه بگيد افغانستان پرواز ميکنم و ميرم
اما هيچوقت به اون روستاي عجيب غريب نميرم
لطفا.
خدايا کمک کن ...داداش همچين ترسيدي که انگار
اهالي روستا ميخوان با تبر به ريشکاي تو حمله کنن
خدايا
وايسا, کجا ميري؟
من پاگلاپور نميرم,فرار کنيد
سوندي !اين از کدوم گوري اومد؟
باپان
باپان .مراقب باش
باپان
زخمي که نشدي؟
داداش ساتو,ديگه عادت کرديم
هر وقت يه شاخه رو قطع ميکنيم اين اتفاق مي افته
ما شانس نداريم
بيا اينجا
ديوا, اين باپانه
برادر من. بابان, اين ديوائه
دوست من سلام
اون با کي حرف ميزنه؟ با اونا
بازم شاخه شکست, اينم از شانس بد ما
نترس,هنوز ديدن کل روستا مونده
...خب بچه ها
...هر کي بين شما خوب درس بخونه
اون وقتي بزرگ بشه فرمانروا ميشه
چي ميشه؟ فرمان روا
اره
آلمان ها
هيتلر
قايم شيد, بريد
قايم بشيد. اونا هر روز ميان
رفت
مو, مو نجات پيدا کرديم چي؟
خطر از بيخ گوشمون رد شد
اما استاد,چرا اين آلماني ها هر روز همين موقع حمله ميکنن
نميدونم پسرم
کي اين جنگ جهاني دوم تموم ميشه
نميدونم
تو ,توي اين مدرسه درس خوندي و دانشمند شدي؟
اره تا کلاس سوم
ساتو, تو اومدي رفتي
کی اومدی
همين الان رسيدم
دارم ميرم بابا مو رو ببينم
کدخدا حالش بده
اون خيلي مريضه
و فقط چند روزي تو اين دنيا مهمونه
بلند بگيد درود بر الهه
حالا جدول ضربو بگيد 2x1=2
2x2=4 آفرين
آگاستيا, اون چيه؟
اينجا خونه شاهه
جناب شاه با ديدن داداش ساتو خيلي خوشحال ميشه
جناب شاه, داداش ساتو
...شاه شاهان, شجاع ترين شجاعان
جناب شاه وارد ميشود
چي؟
پدربزرگ اين تو ديونه خونه ي اينجا بود
يه زماني واسه خودش شاه بوده
اون هنوزم فکر ميکنه شاهه.
سلام,جناب شاه
ساتو,آخرين اميد امپراطوريه من
تو برگشتي پسرم
اين دوست منه
دوستمه
بيا,دنيا رو بگير دستت مواظب باش
داشتم ميرفتم پيش بابام گفتم يه سري هم به شما بزنم.
پسرم,دلم ميخواد يه اواز برات بخونم اما.... اما چي؟
کدخدا حالش خوب نيست
اون خيلي مريضه
و فقط چند روزي تو اين دنيا مهمونه
No comments yet. Be the first to leave one.