Prvních 200 řádků.
آماده ای دلیا؟ - باشه بریم -
و یک و دو و یک دو سه چهار
خیلی خب اینو امتحان کن - اره باشه -
قزل الا اماده است
ادامه بده. بپزش
فقط روغن بریز هلو بپر تو گلو
اره، اما دستور پخت چی؟
فقط روغن رو بریز تو ماهتیابه و ماهی لعنتی رو بپز لویس
اما تو گفتی دستور پخت رو درست میکنی
نظرم عوض شد
گاها چیزها عوض میشه لویس
خب من وقتی چیزها همون میمونن خوشم میاد
.امتحان کن یه روزی باید یاد بگیری
و میخوام قبل اینکه بریم شهر غذا بخورم
وقتی من ماهی میپزم فقط از روغن استفاده میکنم
لویس میشه فقط بیخیالش شی؟
خب چیکار کرد؟
فقط حقیقت رو بهم بگو
باشه باشه
وقتی بابا مرد من رو کشید نزدیک
تو بیرون داشتی به پرندههات میرسیدی یا همچین چیزی
گفت یه زندگی دیگه رو سالها داشته
گفت وقتی ۱۹سالش بوده به یه بچه زده و در رفته
...همینطوری به اعتراف کردنش ادامه میداد اما من بهش گفتم
گفتم زود باش و بمیر
رازهای من با خودم به گور میره
حقیقت مال پرندههاست
کلاغ سیاهها بهتر از طوطیها میتونن مارو تقلید کنن
کلاغ سیاهها مطمئنا خیلی باهوشن
اینطوریه؟
جلوی داروخونه بزن بغل لویس
پنج دقیقه دیگه اینجا میبینمت باشه؟
.پنج دقیقه - .خوبه -
اونو برای چی میخوای دلیا؟
بعضی چیزهارو فقط با یه تفنگ میگیری
این درست نیست
این دنیا درست نیست
اما باید توش زندگی کنیم، نه؟
اون مسابقه رو دیشب دیدی؟
نه داشتم بازی باکایز رو میدیدم
تو آخرین دور پای عقبیش به جلو خورد
پاش داغون شد
دیگه به اون اسب اعتماد نکن
اره، من همیشه سر این مسابقهها میبازم
زیاد به اسبها اهمیت نمیدم
اره، باید بدی
چندتا ستون بردار میخوام ببینم اون پسرها
تو جریان اب اصلی چیکار میکنن
اره
نمیشه خوردش وقتی انقدر کِدِره
نه یکم مواد شیمیایی برات خوبه
.هی فرنک - عصربخیر کلانتر -
"یکم مواد شیمیایی برات خوبه؟"
پس اون همه تصفیه کننده برای چیه؟
این کار بدنمونه
اینروزها خیلی ادم حساسیت دارن
ببخشید لویس
باید وانتت رو جابجا کنی
به اون شیر اتشنشانی خیلی نزدیکه
بله قربان. خیلی نزدیکه
میدونم دارم گیر میدم
اما اگه سه چهار فوت بدی عقب طلایی هستی
من چه رنگی ام؟
.فقط وانت رو جابجا کن لویس ممنون
.وانتت رو جابجا کن وانتت رو جابجا کن
اینجا چی کار میکنی حالا؟
منتظر دلیام
روز خوش رفیق
روز خوش
برو
!برون
برگردیم خونه
نباید دزدی کنی
هیشکی دیگه نمیتونه از پس پول دارو بربیاد
...قفسه کلی قرص داشت پس
اره اما نباید دزدی کنی دلیا
اما اینها برای توئه لویس
تو مرد شیرینی هستی لویس
میدونی که چقدر دوستت دارم، درسته؟
مردم همیشه تورو متفاوت میبینن اما مشکلی نیست
چون تو بهتر از اونهایی
این واقعا از ته دلم حقیقته
بیا
بذار یادت بدم چطوری با یه زن برقصی
بیا
همینه
...میدونم که تو
تو از تغییر خوشت نمیاد
پس عصبی نشو باشه؟
من از کار جدا شدم
اما اونها یه پیشنهاد برای کار تو خط نزدیک تولدو میدن
میخوام جابجا شم اونجا
واقعا متاسفم لویس
تو نمیتونی بری غرب
.چاره ای ندارم باید کار کنم لویس
اما تو اینجا زندگی میکنی، با من
الان برات قرص ۶ماه رو گرفتم
تمام وقت تو ابزارفروشی هستی
میتونی خودت از پسش بربیای
نمیخوام
اون دو هفته که با مورگ رفتم شکار زنده موندی
هی ببین متاسفم
لویی متاسفم
بیا بریم بار یه نوشیدنی بخوریم
اونجا در موردش حرف میزنیم
نه نه، من ساعت ۹:۳۰ میرم بخوابم
...میدونم - من نوشیدنی نمیخورم -
میدونم اما یه ابجو که تورو نمیکشه
من نمیخورم چون باعث میشه بدجنس شم
.بابا رفته لو میتونی هرکاری میخوای بکنی
فقط امشب باهام بیا بیرون !خوش میگذره
!من ۹:۳۰ میرم بخوابم
!او! او
!ولم کن لویس اذیت میشم
.اروم باش لویس داری بهم اسیب میزنی
تو نمیتونی بری دلیا
.باشه خیلی خب خیلی خب
امشب همینجا میخورم همم؟
میتونی بری بخوابی
۹:۳۰
تو یخچال ابجو دارم
فقط اروم باش. زود باش
صبح یکاریش میکنیم قول میدم
من فقط... فقط میرم ابجو بیارم باشه؟
دلیا؟
اره همینجا
دلیا
دلیا
دلیا
دلیا
دلیا بیدار شد
لویس؟
لویس اونجایی رفیق؟
...اوه نه
هی دلیا اونجایی؟
...اوه نه
..هی لویس من خوبی رفیق؟
یکم خون روی دستهاته
یه دزدی از داروخونه شده
باید با دلیا حرف بزنیم
دلیا رفته
چی؟ - چی؟ -
دلیا رفته و من نمیدونم اون بالا پشت اسمون چی هست
...هی رفیق، ما فقط
فقط باید یه نگاه بندازیم لویس
چرا عقب نمیری باشه؟
فقط یه نگاه به داخل میندازیم
...کس دیگه ای !یاخدا
دلیا؟ اوه خدا
اوه لعنتی
چیشد لویس؟
.یه امبولانس بفرستین - نمیدونم -
...نمیدونم، من
من داشتم دیشب عرق میخوردم
همه اینکارهارو تو کردی؟
اره اره
به خواهرت اسیب زدی؟
اهم اهم
.زدم زدم. من گرفتمش - چرا گرفتیش؟ -
من گرفتمش دیشب چون داشت میگفت داره میره
گفت داره جابجا میشه
اما تو نمیخواستی بره؟
نه میدونی میتونستم باهاش برم
اما بهش گفتم من هرشب ۹:۳۰ میرم بخوابم
!هرشب، ۹:۳۰ !خیلی احمقم
.باشه باهامون بیا - !خیلی احمق -
اروم راه برو لویس
خب رفیق. این چیزیه که لازم دارم
ازت میخوام بری بیرون
.اروم بیا بیرون باشه حالا لویس
به سمت بیرون در بیا و به سمت چپ سمت وانت
همه چیو درست میکنیم
باشه رفیق
مدافع لطفا برمیخیزه؟
اقای هالینز مایلید بیانیه خودتون رو بگید
که ممکن باشه قبل از ارایه حکم در نظر بگیرم؟
...من داشتم فکر میکردم
هیچ چیزی برای گفتن نداره عالیجناب
مشاور لطفا
شما میدونید در یه ادعای گناه به قتل اگاه
وارد شدید؟
خب من میفهمم خواهرم رو کشتم
و خدا میگه هرکس جان انسانی را بگیرد
باشد که کشته شود
من لایقشم
پشیمانی شما در نظر گرفته شد
لویس هالینز بدین وسیله شما رو
در موسسه اصلاحی ایالت اوهایو محکوم میکنم
!لویس
.خیلی خب تام از اینطرف
خیلی خب همگی روز قشنگیه
.بیاید یکم ورزش کنیم جن تو خوبی اونجا؟
.از همینجا از سمت راست برید
.نردههارو بگیرید هی لویس -
ما میریم لب دریاچه یکم ورزش کنیم
باهامون بیا
کلی پرنده هم اونجا هست
بیا بریم
به من نگاه کن
لری بهم گفت حادثه رودخونه رو پیش کشیدی
No comments yet. Be the first to leave one.