Outlander

Outlander

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

Outlander S03E09 WEB XviD-AFG
Outlander S03E09 WEB h264-CONVOY
Outlander S03E09 WEBRip x264-RARBG
Outlander S03E09 480p WEB x264-mSD
Outlander S03E09 720p WEB h264-CONVOY
Outlander S03E09 480p WEB x264-RMTeam
Outlander S03E09 1080p WEB h264-CONVOY
Outlander S03E09 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Outlander S03E09 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Komentář od SuRouSH_AbG
╠► حسام‌الدین و سروش ¦ TakMovie.CO ◄◄¦

Tagy

web
XviD
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
480p
480
1080
Zveřejněno: 2017-11-15
Stažení: 38
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

...آنچه گذشت - !بابا -

بابا، این خانومه کیه؟

بابا؟ - !جادوگر انگلیسی -

لیه‌ری؟ - .الان دیگه اون شوهر من‌‍ه -

لیه‌ری چی می‌خواد؟

.شاید با نفقه بشه دهنشُ بست

پول نفقه‌اشُ می‌خواین از کجا بیارین؟

...یه جعبه‌ای

پر از سکه‌های باستانی و عتیقه .توی جزیره‌ی سلکی هست

نمی‌تونی شنا کنی... نه تا .وقتی‌که دستت خوب بشه

.من می‌تونم تا اونجا شنا کنم - آخه دیگه مطمئن نیستم که هنوزم -

.متعلق به هم باشیم یا نه

چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

خیلی سخت‌تر از چیزی بود .که تصورشُ می‌کردم

،تو توی سرنوشت منی .عشق‌مون اَبدی‌‍ه، انگلیسی

...جیمی

ایان کجاست؟ - !ایان -

!برگرد

!ایان

::. مترجـم: سـروش ، حسام‌الدین .:: « Nora , SuRouSH AbG »

::. "سریالِ "غریبه .::

« قسمت نهم: اوضاعِ آشفته »

.پس حل شد دیگه

تو میشی مسئول فروش کالاها .و محموله‌های کشتی

ارباب "رینز" خوش‌حال هم میشه که .مسئولیتش‌هاش کمتر بشه

...کشتیِ خیلی مجهزی نیست، ولی - .کارمونُ راه می‌ندازه -

.هوا دیگه کم‌کم داره خطری میشه

حتی همچین کشتیِ غول‌پیکری هم تو این .آب و هوا مثل چوپ‌پنبه روی آب بالا و پایین میشه

اِم... ولی خب حداقل وقتی دریا زده شدین ،و دل‌وروده‌تون اومد تو دهن‌تون

.یه طبیب کنار دست‌تون دارین

.حالا یه‌کاریش می‌کنم

الان دیگه فقط ایانِ جوان مهم‌‍ه

.بله

خب، مأمور بندرگاه فقط گزارش یه

ناوِ سه دکله رو داشت که

.با یه پرچم پرتغالی سفر می‌کرده

ناوِ "بروشا"، بندرگاه اصلی و مبدأش .توی جاماییکاست

و خیلی‌هم نزدیک به سطح دریا .درحال حرکت بوده

.حتماً محموله‌ی خیلی سنگینی داشته

پس به احتمال زیاد تو راه برگشت به خونه‌ان

نگران نباشید، یه مرد سالم توی جاماییکا

بالای 30 پوند فروخته میشه

،تا وقتی‌که دردسری درست نکنه

.ایان چیزیش نمیشه

.پس بهترین شانس‌مون "وست ایندیز"‌‍ه

.ممنونم، جرد، واقعاً کمک بزرگی بهمون کردی

...به سلامت، خدا به ‌همراه‌تون

.و همین‌طور همراهِ اون پسره

برای این‌که خواستم از اون پول استفاده کنم

،تا نفقه‌ی لیه‌ری رو بدم و با تو زندگی کنم .بدشانسی یقمُ گرفت

.شاید بخاطر زیاده‌خواهی دارم تنبیه میشم

جیمی، هیچ خداوند قادری نمیاد

،فقط بخاطر اینکه تو زندگی‌ات خوش‌حالی

.خواهرزاده‌ات رو ازت بگیره

یعنی می‌شیم؟

خوش‌حال؟

.حرفی‌که زدم الکی نبود

.تو توی سرنوشت منی، به من تعلق داری

،اگه واقعاً می‌خوای برگردی

خودم تا کنار سنگ‌ها همراهی‌ات می‌کنم

الان مهم‌ترین چیز اینه که

.ایانِ جوان‌رو پیدا کنیم

.کاپیتان... رینز دیگه می‌خواد راه بیُفته

.اگه نریم، به جزر و مد می‌خوریم

.شاید بهتر باشه فردا که جزر و مد تازه‌ست، بریم

جزر و مدِ تازه"؟"

.فرقی با هم ندارن که، کله‌پوک

.خیلی می‌ترسه - - .آره، "ترس" نیست -

...من توی عمرم دو بار کشتی‌سواری کردم

یه بار وقتی‌که به‌عنوان یه برده‌ی قراردادی

،از اسکاتلند بردنم .دومی هم وقتی‌که برگشتم خونه

،اگه بخاطر مک‌دوب نبود دوباره نمی‌خواست پامُ تو اون

.گه‌دونی بذارم

خب، اگه آروم می‌شین یگم که

.منم خیلی اهل سیر و سفر دریایی نیستم

.ولی خیلی از کمک‌تون ممنونیم

ویلوبی رسیده؟ - .آره، الان رو عرشه‌ست -

پس به ناخدا ریز خبر برسونید که

دیگه خدمه‌ی کافی روی عرشه داریم

.فقط منتظر فرگوس‌ایم - اون بزمچه که -

...الان روی عرشه‌ست، مک‌دوب، به همراهِ

...به‌همراه چمدونی که از

.لالی‌براخ آورده

.پسره براتون یکم لباس و وسایل مایحتاج آورده

.بریم دیگه

از اون‌جایی که جنی و ایان هنوز فکر می‌کنن که

...ما داریم می‌ریم فرانسه، پس - .نگران‌مون نمی‌شن -

براشون یه نامه فرستادم که توش همه‌چی رو توضیح دادم

.سعی کن به اُفق نگاه کنی

.شاید به رفع حال‌تهوع‌ات کمک کنه

.هنوز متوجهِ شکمم نشدم، انگلیسی

همین‌که دارم محوشدنِ اسکاتلند رو تماشا می‌کنم .به‌قدر کافی عذاب‌آور هست

دیگه بدون ایانِ جوان

پامُ توی سواحل‌مون نمی‌ذارم

پیداش می‌کنیم

آره

،اگه این باد ملایم پایدار بمونه

دیگه باید به بروشا نزدیک شیم

.روز به‌خیر

.صبح‌ به‌خیر، آقا

.دیگه بریم داخل، مستقر شیم - .آره -

باید... دستتُ بزنی به این .نعل‌‍ه، انگلیسی

.اگه نزنی، بد شانسی میاره

خب، اگه خوش‌حالت می‌کنه باشه

.روز بخیر

!روز شما هم بخیر

ببینم من نامرئی‌ام؟ - ...ام -

می‌دونی، زن‌ها روی کشتی بد شانسی میارن

.مو قرمزها هم همین‌طور

پس، تو بد شانسی میاری؟ - .آره -

،برای همینه که قبل از اینکه باهاش حرف بزنم .اول خودشون بهم یه‌چیزی میگن

.تنها راهی‌‍ه که میشه جلوی بد شانسی رو گرفت

اسکاتلند چطور این‌همه قرن دووم آورده؟

.فقط اسکاتلندی‌ها این‌طور نیستن، انگلیسی

...انگلیسی‌ها، اسپانیایی‌ها، هلندی‌ها

.همه‌شون خرافاتی‌های دریایی‌ان

نمی‌خوایم که با یه موز تو یه

ناوِ محافظ گیر بیفتیم

.ارباب - .فرگوس -

مارسلی؟

تو دیگه اینجا چیکار می‌کنی؟

.من و فرگوس با هم ازدواج کردیم

ببینم منظورت از این حرف چیه؟

شما که اصلاً همدیگه‌رو نمی‌شناسین

،از ماه آگوست قبل با هم می‌ریم بیرون

.و امروز صبح دستِ نامزدی زدیم

دست نامزدی؟ - ...یه مراسمی‌‍ که -

به دو نفر اجازه میده که اگه جلوی

،چندتا شاهد دست‌هاشونُ قفل کنن ،با هم ازدواج کنن

...و خودشونُ متأهل اعلام کنن، ولی

...نه اگه

باهاش هم‌بستر شدی؟ - .هنوز نه، ارباب -

.پس هنوز منعقد نشده

!کاپیتان

.باید کشتی‌رو متوقف کنیم

،اگه به چیزی نیاز دارین توی سینت‌آیوز نگه می‌داریم

.برای تدارکات پایانی

پس مارسلی همون‌جا پیاده میشه

یکی رو می‌فرستم که تا خونه همراهش بره

این سفر خیلی براش خطرناک‌‍ه

.اونُ که داری می‌بری

کلیر هیچ ربطی به تو نداره

،تو مادرمُ بخاطر این ج‍*نده‌ی انگلیسی ول کردی

،و مایه‌ی خنده‌ی خاص و عامش کردی و حالا میگی به من ربطی نداره؟

.عجب رویی داری تو

.بهم دستور میدی چیکار کنم، چیکار نکنم

مارسلی، عزیزم، نباید راجب

خانوم این‌طوری صحبت کنی

مادرت خبر داره؟ - .براش یه نامه فرستادم -

،پس حتماً کلکمُ می‌کنه می‌فرستمت بری خونه

،به همه میگم من و فرگوس .قبلاً با هم خوابیدیم

.نخوابیدیم، ولی هرجوری‌شده میگم

،پس، می‌بینی

.یا ازدواج می‌کنم، یا رسوا میشم

.باشه

می‌تونی تا جاماییکا بیای

.بعدش دیگه می‌برمت خونه

ولی فرگوس دستش‌هم بهت نمی‌خوره

.دو تا کوپه داریم، فرگوس با من می‌مونه

.مارسلی هم با کلیر

چی؟ - چی؟ -

.بیا بریم داخل، مریض میشی

.چیز... چیزیم نیست

.نه، خیلی‌هم هست

،ما بیست سال از هم جدا بودیم

بعد الان می‌خوای با اون هم‌اتاق شم؟

،مارسلی الان تحت مراقبت من‌‍ه .چه خوشت بیاد، چه نیاد

.وظیفه دارم که از عفتش محافظت کنم

.به‌نظر از عفت منم داری محافظت می‌کنی

.الان دیگه مریض میشم

.حتماً که اون‌جا خیلی ناراحتی

.باید رو یه تخت‌خواب پارچه‌ای بخوابی

اُه... تاب‌خوردن خیلی کمک نمی‌کنه

بگیر

ببینم چی داری به خوردم میدی؟

.چای زنجبیل

...اُه

باورم نمیشه فرگوس درمورد مارسلی .بهم دروغ گفت

.قرار می‌ذاشتن... از آگوست

...خب، فکر نکنم

هنوز متوجه شده باشن که

.یه عمر با هم زندگی‌کردن، یعنی چی

.ما هم نمی‌دونستیم، وقتی ازدواج کردیم

.بخاطر این‌که ازدواج ما زوری بود

اون دیگه چیه؟

زوج خوش‌بخت‌مون چندتا از وسایل‌مون

.رو از لالی‌براخ آوردن

وسایل‌مون"؟"

این‌ها لباس‌هامن، اون‌موقعی .که توی پاریس بودم

!خب، نگه‌شون داشتی که

...چرا نرفتی بفروشی‌شون، یا - بفروشم‌شون؟ -

خاطراتِ تو رو؟

.هرگز

...اون شنل سبزی که تنِ مارسلی بود

.می‌دونستم قبلاً یه جا دیده بودمش

...نمی‌تونستم لباساتُ بفروشم، ولی

بعد از اینکه فکر کردم دیگه نمی‌بینمت

به‌نظرم اشکالی نداشت که مارسلی .ازشون استفاده ببره

.امیدوارم که ناراحت نشده باشی - .نه -

حالا ببینم، همه‌شونُ یه شکلِ دیگه کرده؟

More Farsi Persian subtitles for Outlander

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left