From - Second Season

From - Second Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

From S02E02 720p WEB x265-MiNX
From S02E02 The Kindness of Strangers 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
From S02E02 The Kindness of Strangers 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
From S02E02 The Kindness of Strangers 480p WEBRip x264 RMTeam
From S02E02 The Kindness of Strangers WEBRip XviD RMX
From S02E02 The Kindness of Strangers 720p WEBRip HEVC x265 RMTeam
From S02E02 The Kindness of Strangers 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Komentář od Hami.Mogheyci
🅼🅶 کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی 🅽🅶

Tagy

web
720p
720
x265
webrip
x264
BRip
1080
480p
480
XviD
HEVC
Zveřejněno: 2023-04-30
Stažení: 200
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 192 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫باید برگردیم. ‫نباید اینجا باشیم! بزن کنار!

‫لطفا همگی سر جاتون بشینین!

‫اگه برنگردیم، اتفاقات بدی رخ مـ...

‫بزنین کنار دیگه!

‫- دانا! ‫- چیه؟

‫یه اتوبوس گنده دم غذاخوری پارک کرده!

‫زنی تو زیرزمین اون خونه...

‫گیر افتاده. بد نیست کمکمون کنین.

‫ساختمون که خودش خراب نمی‌شه!

‫جیم! بیا بریم!

‫وایستین. چیزی نمونده.

‫الجین؟

‫یکی بیاد کمک کنه!

‫بابا!

‫جولی!

‫برای زنده بیرون آوردن ما سه نفر،

‫باید آروم بلندش کنین.

‫باید هم درست بلندش کنین.

‫بابا، الانه که خورشید غروب کنه.

‫برای همین باید ما رو تنها بذارین.

‫همگی سوار بشین، زود باشین.

‫- راه میفتیم. بیاین بریم. ‫- وایستا ببینم!

‫- اتوبوس رو... ‫- نه! نه، نه!

‫دانا!

‫فاطمه، برگرد اینجا ببینم!

‫نمی‌شه که بیرون ولشون کنیم!

‫- فاطمه! ‫- فاطمه!

‫فورا برین توی غذاخوری.

‫- من هم دوستت دارم بابا. ‫- باید بریم داخل!

‫زود باشین. برین داخل، داخل!

‫اینجان. باید بریم.

‫- اینجا کجاست؟ ‫- اینجا زیر شهره.

‫اینجا محل سکونت هیولاهاست.

‫اینجا محل خوابشونه.

‫تونل اینجاست! ‫لطفا ازش برو بالا.

‫بدو، بدو، بدو، بدو!

‫ویکتور!

‫یه دلم می‌گه با شگفت‌انگیزترین آدمی...

‫که توی ناجورترین جای دنیا...

‫باهاش آشنا شدم، برم ایسلند.

‫اون یکی دلت چی می‌گه؟

‫می‌گه برگردم و...

‫و ببینم زنی که عاشقش شده بودم ‫ منتظرم مونده.

‫کسی اون بالاست؟

‫اگه کمک کنی، می‌تونم کمکت کنم.

‫موفق شدی.

‫چی...

‫زیاد وقت نداریم.

‫ازت می‌خوام من رو بکشی.

‫چرا چرت و پرت می‌گی؟

‫اینجا کجاست؟

‫ما که قرار گذاشته بودیم.

‫خودت گفته بودی حاضری من رو بکشی.

‫ای خدا.

‫کی چنین بلایی سرت آورده؟

‫اهل شهری؟

‫چی؟ اهل شهر...؟

‫- آره. ‫- وای، شهـ...

‫- وای. ‫- شهـ...

‫همیشه خیال می‌کردم ‫بدتر از شهر نداریم،

‫ولی بعدش وارد درخته شدم.

‫تو هم وارد درخته شدی؟

‫آره.

‫وارد درخته شدم، آره.

‫آدم از هرجا واردش بشه، ‫از جای دیگه‌ای خارج می‌شه.

‫گاهی اوقات گیر می‌کنه.

‫گاهی اوقات اسیر می‌شه.

‫همون مواقع آدم رو گیر می‌اندازن.

‫کی‌ها گیرش می‌اندازن؟

‫چهره‌ات مهربونه.

‫اسمت چیه؟

‫بوید هستم.

‫من مارتین هستم.

‫چند وقته که اینجایی مارتین؟

‫وای، خـ... خیلی وقتـ... آخ!

‫وای، ببخشید.

‫قبلا روزشماری می‌کردم،

‫ولی دیگه طاقت سال‌شماری نداشتم.

‫خیلی وقته که شاهد مهر و محبت نبودم.

‫واسه همین باید تا برنگشتن،

‫از اینجا بری.

‫من بدون تو نمی‌رم.

‫بوید.

‫وایستا ببینم، عضو... ‫عضو سپاه تفنگدارانی؟

‫تا ابد وفادار می‌مونم.

‫نباید کسی رو تنها بذاریم. ‫تو کمکم کردی، من هم کمکت می‌کنم.

‫جریان از این قراره، فهمیدی؟

‫بوید، اگه می‌خوای کمکم کنی،

‫من رو بکش دیگه.

‫خواهش می‌کنم.

‫همگی خونسرد باشین!

‫خونسرد باشین دیگه پدرسگ‌ها!

‫خواهش می‌کنم، هنوز کاری نکردین ‫که کار از کار بگذره.

‫صرفا سوتفاهم بزرگی پیش اومده.

‫ملت ناراحتن، ‫ولی اگه بذارین بریم...

‫می‌خواین برین؟

‫روحتون هم خبر نداره ‫اون بیرون چی در انتظارتونه.

‫کریستی کجاست؟

‫با دختره که سوار اتوبوس بود ‫تو اتاق پشتیه.

‫- همون پرستاره رو می‌گم. ‫- بگیرین بشینین.

‫با شما هم هستم، بشینین!

‫خیلی‌خب.

‫خودم می‌دونم ترسناکه،

‫ولی ما دشمنتون نیستیم.

‫دشمنتون اون بیرونه.

‫خب، چه حرف عجیبی زدی...

‫خواهش می‌کنم، بذارین توضیح بدم دیگه.

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، بذارین اول...

‫از درختی که تو جاده دیدین بگم.

‫شما از کجا می‌دونین درخت افتاده بود؟

‫درخته رو همه می‌بینن.

‫«منشأ» ‫«فصل دوم، قسمت دوم: مهر غریبه‌ها»

‫چقدر تا شهر مونده؟

‫خیلی مونده. بریم اونجا!

‫می‌تونیم تا صبح توش قایم بشیم.

‫باشه.

‫خیلی‌خب.

‫برو تو.

‫هیس.

‫باید ساکت باشیم.

‫اینجا طلسم نداریم.

‫این وسایل مال کیه؟

‫مال خودمه.

‫واسه چی اینجان؟

‫گاهی اوقات میام اینجا.

‫مقداری غذا دارم که بخوریم.

‫ماری.

‫چطور تونستی؟

‫قرار بود ناهار بخوریم.

‫داشتم می‌اومدم پیشت. ‫قرار بود ناهار بخوریم.

‫می‌دونم.

‫این همه مدت اینجا بودی؟

‫شش ماه گذشته‌ها. ‫اصلا تماس نگرفتی، اصلا...

‫راستش، من و والدینت...

‫به پلیس‌ها خبر دادیم.

‫ماری، متوجه نیستی...

‫چرت و پرت نگو.

‫این همه مدت دو ساعت بیشتر ‫باهام فاصله نداشتی،

‫پیش این جماعت...

‫شاتگان به دست...

‫و اون زن عوضی بودی.

‫انگار به فرقه مزخرفی ملحق شدی.

‫باید از اینجا برم.

‫نباید از غذاخوری بری بیرون.

‫برو کنار ببینم.

‫باید به حرفم گوش کنی، خب؟

‫تو حق نداری بهم بگی ‫چیکار بکنم و نکنم.

‫ببین.

‫می‌دونم اذیت شدی.

‫اوهوم.

‫می‌دونم شرایطمون خیلی داغونه.

‫ولی باید به حرفم گوش کنی، خب؟

‫اینجا...

‫با تصوراتت فرق می‌کنه.

‫حالت چطوره جیم؟

‫گمون کنم یه دنده‌ام شکسته باشه.

‫نفسم راحت بالا نمیاد.

‫به خودت سخت نگیر.

‫چیزیمون نمی‌شه.

‫قبلا هم چنین کاری کردی؟

‫شب تا صبح قایم شدی؟

‫اگه جواب مثبت بدم، ‫خیالت راحت‌تر می‌شه؟

‫این دیگه چه وضعیه؟ ‫خاک بر سرم!

‫نمی‌تونم تکون بخورم!

‫کمک کنین!

‫اسمت ریک بود، درسته؟

‫بریکم! ‫اسمم بریکه.

‫خیلی‌خب، باید خونسرد باشی رفیق.

‫ببینین، باید من رو نجات بدین، خب؟ ‫خواهش می‌کنم.

‫- بریک. بریک. ‫- سینه‌ام درد می‌کنه.

‫- بریک؟ ‫- چیه؟

‫باید ساکت باشی پسر.

‫دارم میام سمتت، خب رفیق؟

‫نفسم بالا نمیاد! ‫نفسم بالا نمیاد!

‫چرا، میاد.

‫داری حرف می‌زنی، مگه نه؟ ‫یعنی نفست بالا میاد.

‫کافیه آروم و پیوسته نفس بکشه.

‫خب؟ تام؟

‫دارم می‌رسم.

‫وایستا!

‫اذیت نکن دیگه پسر، ‫نباید این‌قدر حرکت کنی.

‫آهای، ببین من رو.

‫من رو می‌بینی؟

‫آره. ‫آره، می‌بینمت.

‫اِم، ولی ببین، اِم...

‫از جاهای تنگ زیاد خوشم نمیاد، خب؟

‫چیزی نیست.

‫ولی باید ساکت باشی.

‫من همین‌جام. ‫جفتمون همین‌جاییم، خب؟

‫جون سالم به در می‌بریم.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left