The Revolt of Mamie Stover

The Revolt of Mamie Stover

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

The Revolt of Mamie Stover 1956
Komentář od [email protected]

Tagy

other
Zveřejněno: 2026-06-12
Stažení: 27
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

سانفرانسیسکو - 1941

طغیان مامی استوور - 1956

کارگردان : رائول والش

جیم سلام کاپیتان

چه مدت در سرزمین اصلی بودی؟

زیاد بودم هونولولو به نظرم قشنگ میشه

کجا بودی؟ هو یوود

کتابمو بهشون فروختم

یعنی براشون فیلمنامه نوشتی؟

نه، نمی خواستم بمونم

تو خیلی قوی هستی

رفتن به خانه در جزایر در حالی که میتونستی در هالیوود بمونی

با وجود اونهمه بازیگران خوشگل در اطرافت

یه کم فکر کردم

یه کم بازی میکنی؟

هرچی تو بگی

این سفر چند مسافر داره؟

فقط یکی به جز تو

تا به حال مارلن دیتریش رو از نزدیک ملاقات کردی؟

تقریباً گاه گاهی

اون سکسیه؟ خیلی

میدونی، من اون فیلمشو سه بار دیدم

اونجا که اون آهنگو خواند و آن جوراب‌های بلند مشکی رو پوشید

و اون کمربند مشکی

همه چیز اون دختر با هم جوره

مسافر دیگرت هم خیلی بد نیست

شرکت قوانین سختگیرانه ای داره

کسب و کار و لذت با هم ترکیب نمیشن

چرا پلیس اونو سوار کرد؟

این بار با این کارت میبرم

پلیس فقط می خواست مطمئن بشه که اون از شهر خارج شده

چرا؟

میخوای چیکار کنی بذاریش تو کتاب یا چیزی؟

شاید

از اون یکی دوری کن پسرم برات خیلی هزینه داره

او مردانی مثل تو رو به نظافتچی ها می بره

شاید ارزشمند باشه

بیش از حد گران

می‌دونی ، وقتی یه خانم تا آخرین توانش تلاش می‌کنه

یه زمین‌خوار مثل تو برای اون سفارش داده میشه

و این خانم کار خودشو بلده

جز اینکه اون خانم نیست

اشکالی داری قهوه بخورم؟

از خودت پذیرایی کن

خانم استوور آقای بلر

حالتون چطوره؟

کاپیتان ، شما تا به حال در لیزبورگ، میسی سی پی بودی؟

نه پس باید برادرت بوده

یعنی یه نفر اونجا هست که شبیه منه؟

همزاد خودت

خب، اون چه کار میکنه شهرو اداره میکنه؟

نه ، اون جلوی دادگاه می ایسته

و خودشو می‌خارونه و به دخترها خیره میشه

شوخی های کثیف می کنه و فکر می کنه یه مرد کامله

می‌دونی کاپیتان ، وقتی یه ملوان دهنش کثیف شد

باید دستمالی برای پاک کردن چانه‌اش داشته باشه

کلیدهای ماشین تحریر به صدا در می آیند

کیه؟

جیم بلر

می‌خواستم بابت اون اراجیفی که تو اون اتاق گفتم عذرخواهی کنم

برو خودتو غرق کن

دوست دارم دوباره این عذرخواهی رو امتحان کنم ، خانم استوور

مهم نیست من قبلاً از این صحبتها زیاد شنیدم

خب ، من واقعا متاسفم که اتفاق افتاد

خب، شاید دوست داشته باشی به من لطفی بکنی

به جز غرق کردن خودم

نه ، شما میتونی زندگی کنی

اما لطفاً دیگه تمام شب صدای اون ماشین تحریر رو درنیار

تا بتونم یه کم بخوابم

یه چیز دیگه بخواه

تا انتهای سفر بقیه رو در طول روز می نویسم

چه جور چیزایی می نویسی؟

داستان ، عمدتاً برای مجلات

اگه ایده ای باشه ، میخری؟

مثلاً بخشی از داستان زندگی کسی؟

مال شما؟

شاید

داستان شما تمام شد

کی ، من؟ مامی استوور؟ احمق نباش

من هرگز در عمرم با نویسنده ای صحبت نکرم

فقط نام ها و جغرافیا تغییر میکنند

اما مردم تغییر نمی کنند

ببینم تو بیست ...

بیست و شش سال

از کدوم فامیل؟

پدرم هنوز در لیزبورگ زندگی می کنه

خب، این کارو ساده می کنه

در سال 1930، در سال 1933

مامی استوور قرار بود از دبیرستان لیسبورگ فارغ‌التحصیل شود

خوش تیپ ترین دخترکلاس اما نه شادترین

سیندرلا، اما نه لباس خواب ، نه کالسکه

اون هیچ‌وقت لباس‌های قشنگی نداشت چون پدرش، تام استوور...

چند دلاری که به دست می آورد صرف نوشیدن میکرد

اسمش پوپ گاس بود و مشروب هم نمیخورد

اون کار زیادی انجام نداد

اما دختر گاس استوور یک چیز داشت ظاهرش

مردها گفتند که اون مثل دودکش داغ و سوزانه

و این همه توجه مادر استوور رو نگران کرد

مامان یک هفته قبل از فارغ التحصیلی فوت کرد

چه کسی اسپانسر مسابقه زیبایی بود مامی ، لژیون یا الکس؟

طوری حرف می‌زنی که انگار هر روز این اتفاق می‌افته

خب ، همینطوره

من در روزنامه هایی کار می کردم که از مسابقات زیبایی حمایت مالی می کردند

من همه چی در مورد این سیندرلاهای خوش‌قیافه و قلب‌های مشتاقشون میدونم

و آنچه برای اکثرشون اتفاق می افته

تنها چیزی که نمیتونم بفهمم اینه که چرا به خونه شون بر نمیگردن

و با یه آدم بی‌چیز مثل اون پیرمرد ازدواج کنم؟

حدود یک سال بعد یه بار رفتم خونه

چند صد دلار پس‌انداز کرده بودم حسابی سر و صدا کردم

می خواستم همه فکر کنند من پولدارم و خانم خوبی شدم

من واقعاً از پیرمردم یه چکمه درآوردم

اون تو دادگاه به همه‌ گفت که من می‌خوام بخرمش

و یکی از همین روزها یه خونه با خدمتکار براش بخرم

و حالا در بسته شده؟

خودم بستمش

تنها دو نوع از مردم هستند که به خونه برمیگردن

ورشکست‌هایی که از راه می‌رسند و به عقب می‌خزند

و افراد موفقی که در خیابان اصلی تردد می‌کنند

در یک ماشین بزرگ در حالی که یک گروه موسیقی آهنگ " به خانه خوش آمدید " را اجرا می‌کنه

منتظر اون ماشین میمونم

به نرده های کشتی تکیه داده بود

و به افق نگاه میکرد

گویی برای نفوذ به آنچه در ماورا وجود دارد

به او گفت دوست دارم اینجا بایستم

خیلی بهم کمک میکنه

بهم یاد میده که به آینده نگاه کنم

فقط به جلو ، و نه هرگز به عقب

فکر کردم گفتی زندگی من قبلاً نوشته شده

اساساً همینطوره اما شما متفاوتش می‌کنی

مامی ، تو شخصیت‌پردازی جالبی داری

مثل یه مشت خاک تو یه کاسه؟ اوه ، البته که نه

ببین اگه مخالفت کنی بیخیالش میشم

نه ، منو پاره نکن

نه، نکن

اینکه داستانی درباره شما نوشته بشه تقریباً به اندازه یک دختر روی جلد بودن خوبه

میبخشی که دارم در باره خودم میخونم

چیه؟

میتونی بخوابی؟

هیچوقت نمیشه شب آخر خوابید

دلت میخواد به 20 تا سؤال جواب بدی؟

باشه ، رو عرشه می بینمت خیلی خب

اون ماه هونولولو شماست؟

بله ، دوستش داری؟

من بهش اعتماد ندارم

بچه که بودم منتظر بیرون آمدن ماه می موندم

تا جایی که میتونستم آرزو کنم

اما هیچوقت جواب نداد

جزیره مکان خوبی برای آرزو کردن و برای ساختن یک زندگی جدیده

آره؟ مثلاً چطوری؟

من شما رو برای اجاره اتاق متقاعد می‌کنم و بهت کمک می‌کنم شغلی پیدا کنی

در تجارت شکر یا یک کارخانه کنسرو آناناس

درآمدش چقدره؟

سی دلار یا بیشتر

بازم یه آدم مفلس دیگه

نه جیمی

من شانسمو برای یه پول بزرگ امتحان می‌کنم

یک بار، برای چند روز، آنقدر نزدیک بود که تقریباً میتونستم مزه‌ شو حس کنم

به هر حال کاملاً مطمئنم وقتی لنگر انداختیم شغلی پیدا میکنم

یکی از دوستان دخترم عملاً برام جور کرده

چه کاری هست؟

یه جایی هست که بهش میگن بنگالو بیست یا سی تا دختر دارن

خب، خیلی عالیه

مامی استوور ، بمب آنگلوساکسون در میان هولا هولاها

تا وقتی پول به حسابم ریخته بشه برای من مشکلی نیست

و تا وقتی که یه روز بتونم برگردم خونه

و به همه کسانی که به من و خانواده‌ام به دیده تحقیر نگاه می‌کردند ، نشون بدم

این درخواست زیادیه؟ نه ، فقط به دست آوردنش سخته

برداشتن هونکیوتونک از روی کمر میتونه کار بزرگی باش

وقتی زمان رفتن به خانه فرا می‌رسه

پیشنهاد میکنی چیکار کنم؟

بهت که گفتم هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم

هر کاری که بتونی؟

جیمی ، منو با خودت به خانه ات روی تپه می بری؟

راستشو بخوای ، میتونم از پسش بربیایم اگه یه کم بهم فرصت بدی

میتونی بهم لباس بپوشانی و یادم بدی که چطوری رفتار کنم

زندگی به این سادگی نیست

تو رو نمیشه با جادو به قله تپه برد

یا پشت سر کس دیگری

به عبارت دیگه، پاسخ منفیه

بله ، پاسخ منفیه

فکرشو میکردم

اون یکی از دوستان شماست؟ آره

شخص خاصیه؟ آنالی؟

آره ، یه جورایی خاصه

نوک تپه

آره

همه چی آماده است ، خانم متشکرم

ببین مامی ، من میدونم چیزی بهت بدهکار نیستم

اما اگه اینو به عنوان قرض بگیری احساس بهتری دارم

چیزی که بتونی تا وقتی جا افتادی بهش تکیه کنی

من نباید اینو قبول کنم ، اما میکنم

بعضی‌ها میتونن محترم باشن ، اما من نمیتونم

به امید دیدار

بابت پول و قایق سواری متشکرم

برای همه چی متشکرم ، هربرت

ممنون خانم خداحافظ

خداحافظ

جیمی

تقریباً نزدیک بود کشتی‌ تو رو با دستام بکشم داخل

خیلی خوشحالم برگشتی خونه منم همینطور

The Revolt of Mamie Stover subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left