Prvních 200 řádků.
رزماري ، لطفاً نرو
من فقط دارم سعي ميکنم که کمکت کنم - من ديگه بهت گوش نميکنم -
رزماري تو در خطر بزرگي هستي - من گوش نميدم -
! نه
ازتون ممنون که سريع اومديد
مقتوله ، همسر مرحوم ماتون تننت هست
! مؤسس موسسه مالي اعتباري کالشر
دوست نزديک سرهنگ گورنر
ما بايد از هليکوپتر استفاده کنيم ... باحاله ... ما دوتا شاهد داريم
يه نفر يه سيدان نقرهاي رو ديده که داشته عمداً اونو زير ميگرفته
در حال حاضر ما داريم از قوطيهاي آشغال نمونه برداري ميکنيم
خوشبختانه ما داريم صحنه رو بازسازي ميکنيم
به نظر ميرسه قتل عمدي بوده - ! مثل اينکه همه چيز رو ميدوني -
البته ولي براي من مهم نيست که به وسيلهي شما پشتيباني بشم
ما پشتيباني نميکنيم ، ما فرماندهي ميکنيم
بله ، قربان
... چند روز پيش رزماري گزارش گمشدنِ
پسر نوجوان خودش تراويس رو داد ، اون يه هفتهاس که گمشده
اما اون ، دوبار تا به حال از خونه فرار کرده
! و اون حکم جووي رو نقض کرده - جووي ديگه چيه ؟ -
دي يو اي ... مجوز آموزشي
خونهاش هشت پلاک پايينتره
پس ما فهميديم که داشته پياده ميومده خونه
اما از کجا ، من مطمئن نيستم - اون با من بود -
و شما دقيقاً کي هستي ؟
من کريستينا فراي هستم من مشاور روحي رزماري بودم
متأسفم ، من درست شنيدم ؟
خانوم فراي شما باهاش کجا بوديد ؟ - خونهي من -
ما جلسهمون رو تموم کرديم ما با شوهرش ارتباط برقرار کرديم
شوهرِ مُردهاش ؟
آه - اون ميدونست که قراره چنين اتفاقي واسش بيوفته -
... شوهرش بهش هشدار داد
! که اون داره خودشو تو بد مخمصه اي مي اندازه - از طرف کي ؟ -
من نميدونم من فقط يه واسطه هستم
يه واسطه واسه چي ؟
براي انرژيِ روح مُردهها
باشه
آه ، پس شما ميدونستيد که اين قتل قراره اتفاق بيفته ؟
من نميدونستم شوهرش ميدونست
من فقط به رزماري هشدار دادم
آه ، آره گرفتم ، با اجازهي خودش
اون همينطور يه واسطه براي انرژي روح مُردگان
اون توي اين قتل دخالت داره
خب پس تو يه انتخاب داري تو ميتوني يه جِنگير رو خبر کني
يا اينکه ميتونيم اين خانوم رو ببريم مرکز
خانوم فراي آيا شما ميتونيد فردا صبح به دفتر ما بياييد؟
فقط براي جواب دادن چند سوال دربارهي جزئيات
خوشحال ميشم اگه بتونم کمکتون کنم
لطفاً منو کريستينا صدا بزنيد
اين همه خشمي رو که من حس ميکنم از کجا مياد ؟
از من که نيست ، شايد از شما باشه
نه ، رزماري دوست من بود
من ناراحتم ؟ البته ، من عصبانيم ؟
فقط اون نفري که تونسته همچين کار وحشتناکي رو باهاش بکنه
اشتباه برداشت نکنيد
اما شما کاملاً وضعيت رو اشتباه درک كرديد
من ، منم ؟ آه . اين داره جالب ميشه
منتاليست * اپيزود هفتم - فصل اول
شما چه مدت بود که رزماري تننت رو ميشناختيد ؟ - تقريباً 3 سال -
آيا شما در قبال خدماتتون پولي رو دريافت ميکرديد ؟- ... بله ، مقدارش به نتايج مشتريهايِ -
مختلفي بستگي داشت
اما من هيچوقت کسي رو رد نکردم - شما از رزماري چقدر ميگرفتيد ؟ -
ساعتي 500 دلار - و در هفته چند ساعت باهاش بوديد؟ -
پنج تا شش
سه هزار دلار هر هفته ، خوبه
روح رزماري مسائل زيادي داشت
اون به يک کمک تخصصي نياز داشت
چه چيزي براش مشکل ايجاد کرده بود؟
شوهرش تکيهگاه محکمي توي زندگيش بود
بعدِ مرگش ، من فکر ميکنم اون يه مقدار آسيبپذير شد
و افرادي که اون نبايد بهشون اعتماد ميکرد
ضعفش رو تشخيص دادن تا اينطوري باهاش بازي کنند و اونو اذيت کنند - اوه ، واقعاً ؟ -
فرد خاصي در نظرته ؟
افراد خيلي زيادي براي نام بردن هستن
... در کُل
من فکر ميکنم روابطش با بچههاش اونو آزار ميداد
منظورت کلارا و تراويس هستند ؟ - امم -
چه جوري رنج ميکِشيد ؟
من متاسفم
فکر نکنم بخوام در اين باره بيشتر از اين با شما اطلاعاتي رو در ميون بذارم
تراويس چند روز پيش گمشده
اون چه چيزي دراين باره به شما گفت ؟ - حقيقت رو -
من خيلي دلم ميخواد کمکتون کنم اما اساس کار من رازنگهداري است
همون سوگندي که براي افشا نکردن راز بيمارامون
! همهي دکترها ناچارند ازش پيروي کنند شما مدرک تخصصي روانپزشکي داريد ؟ -
با مجوز رسمي ؟ بله من دارم
بيمار شما مُرده - جسم زميني اون مُرده -
هنگامي که روحش ، سفرش رو کامل کرد ميتونم ازش بپرسم
که آيا مشکلي نداره که من اطلاعاتش رو با شما درميون بذارم
با جزئيات بيشتري
من تموم جلساتمون رو در يک سي.دي ضبط کردم
اگه اون جواب مثبت بده ، من اونا رو به شما ميدم
چرا خودتو اونجوري به زحمت ميندازي ؟ چرا فقط ازش نميپرسي که چه کسي اونو کُشته ؟
قطعاً اين کار رو ميکنم ، اما ممکنه که اون ندونه
مرگ دنيايي بي پايان دارد
تو خوبي ؟ - دوست دارم که اينجوري فکر کني -
بله تو اينجوري هستي - به نظر من دوست داشتن همديگه خيلي مهمه -
تو چه حسي نسبت به خودت داري ؟ - ... آه ، تو به من بگو -
و بيخيال 500 دلار واسه يه ساعت شو
چون من بيمه ي خدمات دولتي هستم
باشه ، پس مجانيه
من فکر ميکنم تو مطمئن و گستاخانه عمل ميکني
اما از درونت تو مشکل داري
با احساس گناه عميق و از خود بيزاري
شايد يک تراژدي در گذشتهات وجود داره ؟
... اما تو کمي بيشتر از بي ثباتي
تو کارهاي سخت زيادي براي انجام دادن داري
تو خوبي
لطفاً اينقدر اغراقآميز حرف نزن
اما همه منو بخاطر تراژدي وحشتناکم ميشناسن
يک جستجوي نيم ساعته روي اينترنت
ميتونه بهتون بگه که من از گناه و خود بيزاري رنج ميبرم
... و چه جيزي باعث شده که تو فکر کني
من وقتام رو صرف تحقيق روي تو در اينترنت ميکنم؟
يه مقدارم خود درگيري داري ؟
ميتونم برم؟
بخاطر وقتتون ممنونم
! هر وقت که خواستيد ميتونيد به من زنگ بزنيد - باشه حتماً -
چي ؟
ما ميدونيم که اين خونه ماله کيه ؟
... تا دو روز پيش
ساکنينش تراويس تننت و رزماري تننت بودند
و ساکن موقت خونهشون جرمي هيل
عکس عکاس و خانوم تننت دوست پسر تننت
برطبق گفتههاي باغبان و مسئول استخر
دوولي دوولي بيا اينجا
ميتونم کمکتون کنم ؟ - آقاي هيل ؟ -
بله - تحقيقات اداري کاليفورنيا -
ميتونيم بياييم تو ؟ - بله مشکلي نيست -
اوه ، بابت شلوغي متاسفم
به نظر ميرسه شب قبل تنها نبوديد
بله درسته من در ... آه افتتاحيهي نمايشگاه بودم
اما يکي هميشه اينجاست
رزي دوست داشت مردم اطرافش باشند
و شما نوع خلاقانهي ما رو ميشناسيد
امم اگه بشه کار رو پيچوند
چه مدتيه که شما در اينجا زندگي ميکنيد ؟
اوه ، داره ميشه شيش ماه
من يه عکاس هستم
رزماري رو در يک نمايش ديدم
عکسهام رو به نمايش گذاشته بودم
و يه جورايي ما با هم مونديم ، من هيچوقت ترکش نکردم
پس شما و خانوم تننت عاشق هم بوديد؟
اين چيزيه که همه ميگن
که من عاشقش بودم و برعکس ، بله ، اما معشوقه ؟
ما به هم نزديک بوديم ، اون منو بهتر از همه ميشناخت
اينجا زندگي ميکرد
شما بايد بچههاشو به خوبي بشناسيد
کلارا که بزرگ شده ديگه زياد اين دور ورا نمياد
و تراويس ... اون بچه يه کمي مشکل داره
ميشه بيشتر توضيح بديد ؟
من فکر ميکنم بعد مرگ پدرش ، اون خودشو يه جورايي گم کرد
اون مواد مخدر مصرف ميکرد ، دزدي ميکرد ، گاهي مثل ديوانه ها رفتار ميکرد
آخرين باري که ديدينش کي بود ؟
تقريباً يه هفته قبل ، رزي توي اتاق خوابش مواد پيدا کرده بود
! اونا دعواي بدي داشتند ... اون گذاشت رفت نميدونم کجا رفت
اون هزار تا دوست ديونه داره که باهاشون قايم بشه
ببخشيد ميشه من يه نگاهي به اطراف بکنم ؟
نه بريد مشکلي نيست
متشكرم
رزماري شما رو چند ماه قبل در وصيت نامهاش قيد کرده بود ؟ اين طور نيست ؟
بله و من حس بدي نسبت به اين داريم ... در کل خيلي زياده ...
اما رزماري شخصي بسيار بخشنده بود
و اگه من بخشندگي اون رو رد ميکردم ممکن بود ... ميدونيد که
رد کردن خواستهاش درست قبل از اينکه بِميره
... اون يک قرار با وکيلش داشت
بهش گفت که ميخواد چند تا تغيير ديگه رو تو وصيت نامه به وجود بياره
واقعاً ؟ من نظر خاصي ندارم
فکر ميکنيد دربارهي چي بوده ؟
من تصور ميکنم ربطي به تراويس داشته
اونو از ارث محروم کنه تا شايد بشه تراويس روآدم کرد
ليسبون
آه ، شما استديوي من رو پيدا کرديد
اون خيلي زيبا بود ، اينطور نيست ؟
تو واقعاً خيلي از چشماش عکس گرفتي
مثله اينه که داره با ما حرف ميزنه - رزماري سوژهي سادهاي بود -
و اون عکسها هنوز نميتونه کارهاي اونو جبران کنه ميدونيد که اين جا خيلي کامله
! اوم ، اتاق تاريک ، جديد ترين تکنولوژي و تجهيزات عکس
خيلي خوبه که يه خير داشته باشي - من خوشبختم -
يا باهوش
شما گفتيد تراويس از خونه رفته واسه اينکه با مادرش دعوا کرده بود
شما دربارهي اين مطمئن هستيد ؟ - . خب ، البته . بودم -
من فکر ميکنم خانوم تننت خودشه نسبت به ... مشکلات پسري که پدرش رو از دست داده
. خودش رو به اون راه زده
تراويس بخاطر مادرش خونه رو ترک نکرد اون بخاطر شما خونه رو ترک کرد
شما دربارهي چي حرف ميزنيد ؟ - من فکر ميکنم اين اتاق تراويس بوده باشه -
اين يه پوستر قديمي روي ديواره
يه کاغذ ديواري پشت در هستش
و يه چند تا چاله
اين بالا درست جايي که توپ لاکروسا بهش ميخوره
!تراويس لاکروس بازي ميکنه ؟ ها ؟
! اون قبل از اينکه معتاد بشه اون کار رو ميکرد
و اينجا يه پنجره که يه ترک توشه
با ارنج راست يا مشت زده شده توش
بايد جر و بحث سختي بين شما بوده باشه
باشه ديگه بسه - ... تنها سؤال اينه که -
آيا شما اتاقش رو بعد از اينکه اون رفت تصاحب کرديد ؟
و يا اينکه اون رفت بخاطر اينکه شما اتاقش رو تصاحب کرديد ؟
شما وارد مسائل خصوصي من شديد ، لطفاً بريد بيرون
ببخشيد
No comments yet. Be the first to leave one.