Love 101

Love 101 (Aşk 101)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Love 101 S02E02 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-NPMS
Love 101 S02E02 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-NPMS
Komentář od Reyez
█⫸ Reza Reyez | ترجمه از زبان ترکی | DigiMoviez.com

Tagy

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Zveřejněno: 2021-10-14
Stažení: 50
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

« Reza Reyez زیرنویس از »

‫اعوذبالله من الشیطان الرجیم. ‫بسم الله الرحمن الرحیم

‫خدایا نیت می‌کنم...

‫برای متوفی‌ای که اینجاست...

‫غسل میّد انجام میدم

‫خوش اومدی، عزیزم

‫ممنون

‫ممنون

‫بیا، پسرم، بیا

‫بیا

‫سینان!

‫- چرا نمی‌خوری؟ ‫- سینان!

‫سینان!

‫کجایی تو آخه؟ ‫قیامت شده خبر نداری

‫بیا سوارشو بریم

‫- کجا؟ ‫- تو راه میگم. میریم پیش ایشیک

‫الأن داریم کجا میریم؟

‫خونۀ خالۀ ایشیک

‫مادرشو بردن بیمارستان. ‫بهش آرامبخش میدن

‫الأن مامانش حتی نمی‌خواد تو صورت ایشیک نگاه کنه

‫ما با دختره چیکار کردیم؟ ‫همش تقصیر ماست

‫بیخیال. بسه نکن

‫داداش، دمت گرم. خسته نباشی

‫نوکرتم، عثمان

‫ایشیک!

‫ایشیک!

‫بریم بالا؟

‫چه بالایی

‫چیه؟

‫- نکن ایشیک، اینه رفتارت؟ ‫- آره ادا، همینه

‫من فکر می‌کردم باهم دوستیم

‫فکر می‌کردم یه گروهیم. ‫گمون می‌کردم یکی از شماهام

‫شما منو تو اولین مشکلتون انداختین بیرون، نه؟

‫ولی یه چیزی بهتون بگم

‫بخاطر اینکه اندازۀ شما دیوونه نیستم، ‫باعث نمیشه منو احمق جلوه بده

‫نه جونم، دیدیم چقدر دیوونه‌ای

‫هی، هیس

‫حق داری، ایشیک

‫تو خجالت نکشیدی تو روم دروغ گفتی؟

‫تو هم برای تلافی ریدی تو همه چی، نه؟

‫- آره! ‫- آفرین

‫بدون فکر یهو انجامش دادم

‫- خیله‌خب، الأن چی قراره بشه؟ ‫- نمی‌دونم، ادا!

‫- اصلاً به شما چه؟ ‫- خب پس دوتا گزینه داریم

‫یا تا فردا همین‌جا دعوا مرافه می‌کنیم

‫و یا باهم حرف میزنیم ببینیم، ‫چطوری یه راه‌حل برای ماجرا پیدا می‌کنیم

‫عثمان، این ماجرا راه حل نداره، من نابود شدم رفت

‫به‌علاوه، من اگه دنبال راه‌حل هم باشم، ‫از شماها کمک نمی‌خوام

‫ایشیک بسه دیگه. تو هم پیاز داغشو زیاد می‌کنیا

‫درو باز کن بیا بیرون حرف بزنیم

‫باز کن دیگه، ایشیک

‫در اصل عوض کردن این تصمیم ناممکن به‌نظر میرسه

‫و اینکه فقط نجدت نیست، ماشالا جلویِ

‫چشم مدیر آموزش پرورش رنگو ریختی...

‫- دقیقاً ‫- نه؟

‫یعنی اگه اون همون‌موقع اونجا نبود...

‫ما به یه نحوی با «نجدت گهی»...

‫توافق می‌کردیم و قضیه تموم میشد

‫الأن نجدت برای اینکه نمی‌تونه به یارو ‫جواب پس بده، تصمیمش رو عوض نمی‌کنه

‫اگه نجدت از مدیریت عزل شه...

‫بر روی تصمیماتش تجدید نظر میشه

‫اعتراض می‌کنن مثلاً

‫مدیر جدید هم اعتراض رو بررسی می‌کنه

‫و شایدم عوض کنه

‫وایسین ببینم

‫ما الأن داریم در مورد عزل شدن نجدت از مدیریت ‫باهم حرف می‌زنیم؟

‫نه دیگه!

‫وقتی همۀ راه‌ها بسته‌ست، ‫فقط یه راه هست که می‌تونی انجام بدی

‫اونم برکنار کردن شاهـه

‫الـو

‫صبح بخیر

‫ «نگهبانی»

‫- صبح بخیر ‫- چیزی هست که باید بدونم؟

‫یه اتفاقی افتاده...

‫- بپا ‫- ممنون

‫- پاس بده دیگه! ‫- احمد!

‫توپو پاس بدین به هم. دعوا نکین

‫به بچه دبیرستانیا میاد آخه؟

‫ «من خانومِ عشقـم»

‫- خوشگله خدایی ‫- خیلی

‫دوستان، خواهش می‌کنم این مجله رو بذارین کنار

‫استاد بورجو رو به گریه انداخت

‫چی؟

‫استاد کمال، اینجا بودین؟

‫- چی تو مجله هست؟ ‫- چیزه...

‫وقتی تابستون کار می‌کردیم، ‫البته شما نبودین...

‫- بیلی داشت مجله رو نگاه می‌کرد ‫- سوزان، ساکت شو

‫چیزی نیست، کمال

‫مثل اینکه عکس روی مجله دوست دختر قدیمی‌تون بوده

‫همین‌طوره

‫بله، ما هم نفهمیدیم چیکار کنیم

‫گفتیم دنیای آقا کمال خیلی بزرگه

‫گفتم اینجاها نمی‌مونن

‫یعنی گفتیم تو این دنیایِ کوچیک ما چیکار داره آخه؟

‫فقط بخاطر اینکه چیزی نمی‌دونستیم

‫بورجو رو نمی‌شناسید. شلوغش کرد دیگه

‫یعنی برای تو همه‌چی کوچیک به‌نظر میرسه، نه؟

‫یه مدرسۀ مسخره، ‫به اجبار اینجا موندی

‫توش هم یه دختر معلم خام پیدا کردی

‫استاد کمال! کمال!

‫بفرمایین، اینجا خالیه

‫بیا

‫پسرم. به اینجا برس

‫چی می‌خوای، استاد؟

‫از مالِ شما می‌خورم. استاد

‫الساعه

‫می‌بینی نه؟

‫بورجو خانوم نیستن

‫خانوم محترم دیگه با ما هم غذا نمی‌خوره

‫نفهمیدم

‫مدام دارن بی‌قانونی می‌کنن، ‫مدام از دندۀ چپ بلند میشه

‫مجبوریم، باید جریمه‌ش کنیم. اینطوری نمیشه

‫دقیقاً چرا؟

‫ول کن استاد. سرِ تو رو هم درد نیارم

‫معاون جدید رو بذارم، ‫این کارا رو می‌سپرم دست اون

‫این «بیلور» خوبه ها...

‫بی‌عرضه‌ست

‫نمی‌شه روش حساب کرد

‫نمیشه من سِمت معاونت رو قبول کنم؟

‫گفتی نمی‌خوام

‫فکر کردم. میشه. الأن می‌خوام

‫والا به‌نظرم خودشه

‫اصلاً به ذهنم نمی‌رسید، می‌دونی

‫اعتراف کن

‫کُشته مردۀ سیستمی که ‫درست کردیم، شدین

‫می‌خواین بخشی از این موفقیت باشین

‫به‌خدا خیلی خوشحالم

‫پسرم...

‫استاد یه چیز دیگه بخواه. ‫پرگوشت و پرملات باشه!

‫آفرین

‫چرا تشویق نمی‌کنین؟

‫- کیرتوش. ببین وضعیتـو ‫- رو نشان‌ها عن‌ـه

‫- ببین مدرسه رو به چه روزی انداخته ‫- نگو و نپرس

‫بخاطر این پروژه که قراره دانش‌آموزان رو ‫ برای رویایِ ورود به دانشگاه آماده کنه

‫استادمون رو هم تشویق می‌کنیم

‫آفرین

‫تبریک استاد

‫استاد، اینطور دسته دسته کردنِ بچه‌ها درسته آخه؟

‫اینطوری موفیقتِ زندگی رو اشتباه براشون ترسیم می‌‌کینم

‫باعث میشیم خودشون رو بی‌ارزش حس کنن

‫بازم دارین حرفای گنده مُنده می‌زنین، ‫استاد بورجو؟

‫با چه جایگاهی این حرفو می‌زنی؟

‫تا جایی که می‌دونم با میل خودتون، از سِمت معاونت...

‫استعفا دادین؟

‫نه؟

‫باشه

‫دیگه معاون نیستم، ولی این باعث نمیشه که...

‫به عنوان معلم مسولیت‌هام عوض شه

‫کتاب «جنایت و مکافات» رو خوندین، استاد؟

‫البته که خوندم. چطور؟

‫خب مثلاً من نخوندمش

‫شما هم برای من مثل کتاب نخونده‌این

‫همه دروغ گفتن به همدیگه که خوندن

‫در واقع یه کتاب خسته کنندس

‫خداروشکر که معاون جدیدمون، آقا کمال...

‫مثل شما نیست

‫خوبه!

‫استاد کمال، معاون شده؟

‫اگه مشکلی نیست

‫کرم؟

‫کجا رفت پسر؟

‫پسس!

‫چیه...

‫کرم، کرم! بس کن!

‫وایسا!

‫کسی نه چیزی دید، نه شنید

‫افتاد؟

‫یالا برو

‫ «سرویس مردانه»

‫یعنی در نهایت یه اتاقم برای اینکه ‫ما دوتا تنها باشیم، بهمون دادن

‫انگار تقدیر داره یه چیزی بهمون میگه

‫تقدیر؟ خب پیشنهاد دادن منم قبول کردم

‫فقط به خاطر اینکه درسام سبک بشه

‫باشه...

‫انگار آبتون با بورجو تو یه جوب نرفته

‫انگار دارین از هم فرار می‌کنین

‫حرفش نشده اومد!

‫خوش اومدی عزیزم بفرما

‫واقعاً ؟

‫واقعاً تصمیم گرفتی بخشی از این کار بشی؟

‫که درونش باشی، نه؟

‫همم

‫اوه، جوونا

‫بازم سه‌تاتون کنار همین، ها؟

‫صبح متعالی‌تون بخیر، عثمان خان

‫بخیره استاد، بخیر شه

‫چیه الأن؟ ‫کلابِ «گمشدن» ‌ـنتونـه؟

‫چرا کارایی که گفتم رو نمی‌کنین؟

‫- انگار یکم عقلش کمه! ‫- آره، انگار

‫متوجه نشدم

‫استاد، شما ایشیک رو اخراج کردین، ‫دیگه کار ما تمومه

‫درسته

‫قسر در رفتین

‫یادم بندازین شمارم یه مدت بندازم بیرون

‫فندق‌خوار

‫دیگه نوکریشو نمی‌کنم،

‫ولی نباید یه کار اشتباه بکنیم

‫از مدرسه اخراج نمیشیم

‫باید تا زمانی که یه راه‌حل برای ‫ایشیک پیدا نکردیم، این‌ورا باشیم

‫حله

More Farsi Persian subtitles for Love 101

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left