The Studio

The Studio

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Studio 2025 S01E03 WEB
Komentář od HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-04-02
Stažení: 163
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫خیلی برای تماشای این فیلم هیجان دارم

‫خیلی عجیبه که اولین باری که ‫فیلم رو می‌بینیم

‫عملا ساختش تموم شده

‫آره، وقتی مثل ران هاوارد تدوین نهایی با خودت باشه

‫همینجوری میشه

‫دو تا اسکار می‌بری، ‫فیلمی می‌سازی

‫که میلیاردها دلار پول درمیاره

‫یه جورایی می‌تونی هر کاری می‌خوای بکنی

‫خدا. من عاشق اکران‌های تدوین نهایی‌ام

‫لازم نیست نکته‌ای به کارگردان بگم

‫قرار نیست اصلا نکته‌ای بگیم. ‫این فیلم قراره بی‌نقص باشه

‫- عاشق ران هاواردم ‫- آره

‫- فیلم «ذهن زیبا» ‫- آره بابا

‫وقتی می‌فهمی که پال بتانی خیالیه ‫مغزت می‌پکه

‫پیچش داستانی به این میگن! ‫گور بابای ام نایت شیامالان

‫آره. خیلی پیچش داستانی خوبیه

‫خیلی‌خب رفقا! بریم تو کارش!

‫خیلی خرکیفم سرش. ‫فیلمای ران هاوارد یه چیز دیگه‌ان

‫این یکی اکشن هم که هست

‫آنتونی مکی توش بازی کرده

‫مخاطب جوون رو جذب می‌کنه

‫من عاشق آنتونی مکی‌ام

‫دیو فرانکو هم داریم

‫خانوما رو یه جور خیس می‌کنه که نگو

‫لطفا این جمله رو نگو

‫خیلی‌خب، میشه این نور کیری رو کم کنیم لطفا؟

‫بعد این با دی‌آملیوها جلسه دارم

‫- بریم تو کارش! ‫- بریم عشق کنیم!

‫به به

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫- برو! میگم راه بیفت! ‫- هی. آروم باش

‫نمی‌دونم کجا میری، خب؟

‫هرجا لعنتی! ‫فقط راه بیفت!

‫- خیلی‌خب، لازم نیست داد بزنی ‫- راه بیفت کسکش!

‫- مادر... اوه، پشمام! ‫- کیری!

‫- راه بیفت حاجی! ‫- ببین، نمی‌...

‫یا خدا!

‫برو!

‫یا خدا!

‫یا خدا!

‫اون تاکسی تخمی رو برام پیدا کنین

‫- آره! راضیم! ‫- به به ران! چه کردی!

‫- فیلم باید اینجوری شروع بشه ‫- عجب

‫- آره ‫- خیلی خوبه

‫خیلی‌خب

‫- گلوله رو از شکمم بکش بیرون ‫- فکرشم نکن ‫

‫ده هزار دلار میدم بهت!

‫خیلی کسخلی! ‫می‌تونم صبر کنم

‫که بمیری و کلش رو بردارم

‫اگه این کارو بکنی می‌کشمت!

‫- لطفا کمکم کن! ‫- خیلی‌خب باشه

‫بذار برم اون رستوران چینیِ اونور خیابون

‫- چند تا چاپ‌استیک بگیرم ‫- آره. یکم میگو هم بگیر. گشنمه

‫کلوچه یادت نره‌ها!

‫خیلی خنده‌دارتر از چیزیه که فکر می‌کردم

‫آره. خیلی خفنه

‫من و تو اونقدر فرق نداریم ‫

‫کسانی رو دوست داشتیم

‫کسانی رو ناامید کردیم

‫کسانی رو از دست دادیم

‫ولی هنوز کارمون تموم نشده

‫حالا چون بد بودیم

‫دلیل نمیشه که دیگه نتونیم خوبی کنیم

‫از ماشین پیاده شو!

‫راه فراری نیست!

‫فکرشم نکن!

‫به درک

‫آره!

‫- پشمام! ‫- نه

‫چه پایانی! باورم نمیشه

‫چی شد الان؟

‫- حرف نداشت ‫- اسکار مال خودشه

‫این بهترین فیلم ران هاوارده

‫یکی از بهترین پایان‌هاییه که تا حالا دیدم

‫- خشکم زده ‫- وایسین. هنوز مونده

‫- خیلی‌خب، بذار بشینم ‫- عالیه

‫آره، اینم یه...

‫- یه پی‌نوشته ‫- پایان مسافرخونه‌ست. ضمیمه‌شه

‫- آره ‫- آره

‫خدای من. همون بچه‌ی توی عکسه

‫سگ توش. بالاخره تموم شد

‫- این دیگه چه کوفتی بود؟ ‫- نمی‌دونم

‫- اینو می‌دونیم که طولانیه ‫- آره!

‫ولی این روزا خیلی فیلم‌ها طولانی‌ان

‫مثلا آخرین فیلمی که از مارول دیدم ‫سه ساعت بود

‫مارول؟ این یه فیلم سه‌ساعته‌ی ‫ابرقهرمانی نبود. خب؟

‫اون سکانس مسافرخونه ‫دیگه چه کسشری بود حاجی؟

‫نه هیولایی داشت، نه جنگی، نه ددپولی

‫فقط آدم‌ها زل زده بودن به هم

‫آره، زیادی طولانیه

‫توهمی هستی اگه فکر کردی ‫ملت اینو نگاه می‌کنن

‫کارم رو غیرممکن می‌کنه

‫چون ملت به همدیگه پیشنهادش نمیدن

‫این برش نهایی بود؟

‫نه، ران هنوز داره رو یه چیزایی کار می‌کنه

‫عالیه. پس می‌تونی ‫بهش این نکته رو بگی

‫که اون سکانس بی‌سروتهِ مسافرخونه رو کوتاه کنه

‫آهان. آره. آره

‫- وایسا، چیه؟ چرا اینجوری شدی؟ ‫- چی؟

‫- تو توهمی هستی؟ ‫- نه، توهمی نیستم

‫بنظر منم سکانس مسافرخونه تخمیه، خب؟

‫- خیلی‌خب ‫- آره

‫خب، ران ساعت یک برای جلسه تبلیغاتی میاد

‫چند تا ایده پوستر اولیه نشونش میدم

‫یه سر بیا همونجا نکته رو بهش بگو

‫خیلی‌خب، قبل از اینکه

‫به کارگردان‌های اسطوره نکته گوشزد کنیم

‫باید توش عمیق بشیم. ‫مطمئن بشیم

‫که نکته‌ی کاملا درستیه

‫الان که بهش فکر می‌کنم، ‫شاید سکانس مسافرخونه

‫اونقدرم بد نباشه، نه؟

‫- بده ‫- حاجی افتضاحه

‫- و اگه حذفش کنی، فیلم نقص نداره ‫- خیلی بده

‫خب، شاید ما درکش نمی‌کنیم

‫ران فیلمساز خیلی بافکریه

‫اون بچهه پسر مرده‌ی آنتونی مکی‌ـه

‫پس یه استعاره‌ی بصری از... ‫پسرِ مرده‌شه؟

‫نه. مشخصه که اون سکانس همش خوابه

‫- روح بود ‫- روح؟

‫بچهه روح بود

‫خودمون هم نمی‌تونیم سر معناش به توافق برسیم

‫همین به وضوح نشون میده ‫که فیلم ریده

‫درسته

‫بنظر میاد تو تسلط خوبی به این قضیه داری

‫آره، دارم

‫پس شاید بهتره تو این نکته ‫رو تو جلسه به ران بگی. می‌دونی؟

‫فکرشم نکن لاشی

‫نه، تو... کارگردان که

‫از بخش تبلیغات حرف‌شنوی نداره. مت...

‫ببخشید. الان مشکل چیه؟

‫مگه ران هاوارد به مهربون‌ترین ‫مرد هالیوود معروف نیست؟

‫خب موضوع همینه

‫معروفه به مودب و فروتن بودن

‫ولی من از یه منابعی شنیدم

‫که اتفاقا یه لاشیِ کینه‌ایه

‫- ران هاوارد؟ منبعت کیه؟ ‫- چی؟

‫من اینطور شنیدم. ‫نمی‌خوام...

‫من اینو شنیدم، خب؟

‫خیلی‌خب. بعضی وقتا بدجنسی می‌کنه؟

‫- بدجنس میشه؟ ‫- بدجنس میشه

‫چرا داری اینجوری رفتار می‌کنی؟

‫جوری رفتار نمی‌کنم

‫همیشه نقدهای تند استودیو رو گوشزد می‌کنی

‫تازه معمولا هم به کسایی که ازت متنفرن

‫ولی ران هاوارد اتفاقا بنظر میاد ‫ازت خوشش میاد

‫- آره، منم می‌خوام همینجوری بمونه ‫- حاجی

‫ببین، تذکر رو بهش میدم، خب؟ قبول

‫- بهش میگم ‫- ساعت یک میاد

‫باشه، ساعت یک بهش میگم

‫ران هاوارد تو لابی‌ـه

‫اوه لعنتی. یه ربع زود اومده که

‫بهش بگم بره؟

‫نه، اشکالی نداره. میام پایین ‫بهش سلام می‌کنم

‫ران

‫- اوه، سلام ‫- سلام

‫- خوشحالم می‌بینمت ‫- همچنین

‫فقط خواستم حضوری بهت بگم ‫که خیلی فیلمت رو دوست داشتیم

‫خیلی خوبه رفیق

‫خیلی خوش‌شانسیم که تو رو توی تیممون داریم

‫- خیلی ممنون. لطف داری ‫- نه، خواهش می‌کنم

‫می‌دونی، فیلم رو به بقیه نشون دادم

‫و بازخوردهای دلگرم‌کننده‌ای گرفتم

‫عالیه. من عاشق بازخوردم

‫- به شرط اینکه بازخورد خوب باشه ‫- دقیقا. بازخورد خوب

‫- بهترین بازخورد همینه ‫- بله

‫- بله ‫- آره

‫خب... تو بازخوردی داری برام؟

‫آره، اتفاقا دارم

‫اونم اینه که...

‫کارت درسته رفیق

‫بازخورد من اینه. کارت درسته

‫- تا شب ازش استقبال می‌کنم ‫- منم تا شب بهت همینو میگم

‫آره، عالیه. حرف نداره

‫من باید برگردم بالا

‫تو جلسه می‌بینمت

‫- خودمم باید یه تماس بگیرم ‫- عالی. تماست رو بگیر

‫یکم دیگه می‌بینمت

‫لعنتی! ببخشید. شرمنده

‫- چطور بود؟ ‫- خیلی خوب

‫- خیلی خوب؟ ‫- بله

‫- چی شد؟ ‫- حرف زدیم. خوب پیش رفت

‫- هی، داستان چی شد؟ ‫- همش گوشته

‫- همش گوشته؟ ‫- بله

‫- آره ‫- یعنی چی؟

‫یعنی حرف زدیم و خیلی هم خوب بود

‫بهش نگفتی، مگه نه؟

‫- نکته رو بهش گفتی؟ ‫- بهش گفتی دیگه؟

‫نه، قیافه بی‌خایه‌ش رو نگاه کنین. ‫جیکش درنیومده

‫ترجیح دادم بهش چیزی نگم

‫- بفرما ‫- خدایا

‫به این نتیجه رسیدم که ‫مصلحت‌آمیز نیست

‫- چرا؟ ‫- چون من معروفم

‫به استعداددوست‌ترین رئیس استودیوی هالیوود

‫و تدبیر کردم که

‫ارزشش رو نداره که ‫آوازه‌م رو به خطر بندازم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left