Prvních 200 řádků.
خیلی برای تماشای این فیلم هیجان دارم
خیلی عجیبه که اولین باری که فیلم رو میبینیم
عملا ساختش تموم شده
آره، وقتی مثل ران هاوارد تدوین نهایی با خودت باشه
همینجوری میشه
دو تا اسکار میبری، فیلمی میسازی
که میلیاردها دلار پول درمیاره
یه جورایی میتونی هر کاری میخوای بکنی
خدا. من عاشق اکرانهای تدوین نهاییام
لازم نیست نکتهای به کارگردان بگم
قرار نیست اصلا نکتهای بگیم. این فیلم قراره بینقص باشه
- عاشق ران هاواردم - آره
- فیلم «ذهن زیبا» - آره بابا
وقتی میفهمی که پال بتانی خیالیه مغزت میپکه
پیچش داستانی به این میگن! گور بابای ام نایت شیامالان
آره. خیلی پیچش داستانی خوبیه
خیلیخب رفقا! بریم تو کارش!
خیلی خرکیفم سرش. فیلمای ران هاوارد یه چیز دیگهان
این یکی اکشن هم که هست
آنتونی مکی توش بازی کرده
مخاطب جوون رو جذب میکنه
من عاشق آنتونی مکیام
دیو فرانکو هم داریم
خانوما رو یه جور خیس میکنه که نگو
لطفا این جمله رو نگو
خیلیخب، میشه این نور کیری رو کم کنیم لطفا؟
بعد این با دیآملیوها جلسه دارم
- بریم تو کارش! - بریم عشق کنیم!
به به
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
- برو! میگم راه بیفت! - هی. آروم باش
نمیدونم کجا میری، خب؟
هرجا لعنتی! فقط راه بیفت!
- خیلیخب، لازم نیست داد بزنی - راه بیفت کسکش!
- مادر... اوه، پشمام! - کیری!
- راه بیفت حاجی! - ببین، نمی...
یا خدا!
برو!
یا خدا!
یا خدا!
اون تاکسی تخمی رو برام پیدا کنین
- آره! راضیم! - به به ران! چه کردی!
- فیلم باید اینجوری شروع بشه - عجب
- آره - خیلی خوبه
خیلیخب
- گلوله رو از شکمم بکش بیرون - فکرشم نکن
ده هزار دلار میدم بهت!
خیلی کسخلی! میتونم صبر کنم
که بمیری و کلش رو بردارم
اگه این کارو بکنی میکشمت!
- لطفا کمکم کن! - خیلیخب باشه
بذار برم اون رستوران چینیِ اونور خیابون
- چند تا چاپاستیک بگیرم - آره. یکم میگو هم بگیر. گشنمه
کلوچه یادت نرهها!
خیلی خندهدارتر از چیزیه که فکر میکردم
آره. خیلی خفنه
من و تو اونقدر فرق نداریم
کسانی رو دوست داشتیم
کسانی رو ناامید کردیم
کسانی رو از دست دادیم
ولی هنوز کارمون تموم نشده
حالا چون بد بودیم
دلیل نمیشه که دیگه نتونیم خوبی کنیم
از ماشین پیاده شو!
راه فراری نیست!
فکرشم نکن!
به درک
آره!
- پشمام! - نه
چه پایانی! باورم نمیشه
چی شد الان؟
- حرف نداشت - اسکار مال خودشه
این بهترین فیلم ران هاوارده
یکی از بهترین پایانهاییه که تا حالا دیدم
- خشکم زده - وایسین. هنوز مونده
- خیلیخب، بذار بشینم - عالیه
آره، اینم یه...
- یه پینوشته - پایان مسافرخونهست. ضمیمهشه
- آره - آره
خدای من. همون بچهی توی عکسه
سگ توش. بالاخره تموم شد
- این دیگه چه کوفتی بود؟ - نمیدونم
- اینو میدونیم که طولانیه - آره!
ولی این روزا خیلی فیلمها طولانیان
مثلا آخرین فیلمی که از مارول دیدم سه ساعت بود
مارول؟ این یه فیلم سهساعتهی ابرقهرمانی نبود. خب؟
اون سکانس مسافرخونه دیگه چه کسشری بود حاجی؟
نه هیولایی داشت، نه جنگی، نه ددپولی
فقط آدمها زل زده بودن به هم
آره، زیادی طولانیه
توهمی هستی اگه فکر کردی ملت اینو نگاه میکنن
کارم رو غیرممکن میکنه
چون ملت به همدیگه پیشنهادش نمیدن
این برش نهایی بود؟
نه، ران هنوز داره رو یه چیزایی کار میکنه
عالیه. پس میتونی بهش این نکته رو بگی
که اون سکانس بیسروتهِ مسافرخونه رو کوتاه کنه
آهان. آره. آره
- وایسا، چیه؟ چرا اینجوری شدی؟ - چی؟
- تو توهمی هستی؟ - نه، توهمی نیستم
بنظر منم سکانس مسافرخونه تخمیه، خب؟
- خیلیخب - آره
خب، ران ساعت یک برای جلسه تبلیغاتی میاد
چند تا ایده پوستر اولیه نشونش میدم
یه سر بیا همونجا نکته رو بهش بگو
خیلیخب، قبل از اینکه
به کارگردانهای اسطوره نکته گوشزد کنیم
باید توش عمیق بشیم. مطمئن بشیم
که نکتهی کاملا درستیه
الان که بهش فکر میکنم، شاید سکانس مسافرخونه
اونقدرم بد نباشه، نه؟
- بده - حاجی افتضاحه
- و اگه حذفش کنی، فیلم نقص نداره - خیلی بده
خب، شاید ما درکش نمیکنیم
ران فیلمساز خیلی بافکریه
اون بچهه پسر مردهی آنتونی مکیـه
پس یه استعارهی بصری از... پسرِ مردهشه؟
نه. مشخصه که اون سکانس همش خوابه
- روح بود - روح؟
بچهه روح بود
خودمون هم نمیتونیم سر معناش به توافق برسیم
همین به وضوح نشون میده که فیلم ریده
درسته
بنظر میاد تو تسلط خوبی به این قضیه داری
آره، دارم
پس شاید بهتره تو این نکته رو تو جلسه به ران بگی. میدونی؟
فکرشم نکن لاشی
نه، تو... کارگردان که
از بخش تبلیغات حرفشنوی نداره. مت...
ببخشید. الان مشکل چیه؟
مگه ران هاوارد به مهربونترین مرد هالیوود معروف نیست؟
خب موضوع همینه
معروفه به مودب و فروتن بودن
ولی من از یه منابعی شنیدم
که اتفاقا یه لاشیِ کینهایه
- ران هاوارد؟ منبعت کیه؟ - چی؟
من اینطور شنیدم. نمیخوام...
من اینو شنیدم، خب؟
خیلیخب. بعضی وقتا بدجنسی میکنه؟
- بدجنس میشه؟ - بدجنس میشه
چرا داری اینجوری رفتار میکنی؟
جوری رفتار نمیکنم
همیشه نقدهای تند استودیو رو گوشزد میکنی
تازه معمولا هم به کسایی که ازت متنفرن
ولی ران هاوارد اتفاقا بنظر میاد ازت خوشش میاد
- آره، منم میخوام همینجوری بمونه - حاجی
ببین، تذکر رو بهش میدم، خب؟ قبول
- بهش میگم - ساعت یک میاد
باشه، ساعت یک بهش میگم
ران هاوارد تو لابیـه
اوه لعنتی. یه ربع زود اومده که
بهش بگم بره؟
نه، اشکالی نداره. میام پایین بهش سلام میکنم
ران
- اوه، سلام - سلام
- خوشحالم میبینمت - همچنین
فقط خواستم حضوری بهت بگم که خیلی فیلمت رو دوست داشتیم
خیلی خوبه رفیق
خیلی خوششانسیم که تو رو توی تیممون داریم
- خیلی ممنون. لطف داری - نه، خواهش میکنم
میدونی، فیلم رو به بقیه نشون دادم
و بازخوردهای دلگرمکنندهای گرفتم
عالیه. من عاشق بازخوردم
- به شرط اینکه بازخورد خوب باشه - دقیقا. بازخورد خوب
- بهترین بازخورد همینه - بله
- بله - آره
خب... تو بازخوردی داری برام؟
آره، اتفاقا دارم
اونم اینه که...
کارت درسته رفیق
بازخورد من اینه. کارت درسته
- تا شب ازش استقبال میکنم - منم تا شب بهت همینو میگم
آره، عالیه. حرف نداره
من باید برگردم بالا
تو جلسه میبینمت
- خودمم باید یه تماس بگیرم - عالی. تماست رو بگیر
یکم دیگه میبینمت
لعنتی! ببخشید. شرمنده
- چطور بود؟ - خیلی خوب
- خیلی خوب؟ - بله
- چی شد؟ - حرف زدیم. خوب پیش رفت
- هی، داستان چی شد؟ - همش گوشته
- همش گوشته؟ - بله
- آره - یعنی چی؟
یعنی حرف زدیم و خیلی هم خوب بود
بهش نگفتی، مگه نه؟
- نکته رو بهش گفتی؟ - بهش گفتی دیگه؟
نه، قیافه بیخایهش رو نگاه کنین. جیکش درنیومده
ترجیح دادم بهش چیزی نگم
- بفرما - خدایا
به این نتیجه رسیدم که مصلحتآمیز نیست
- چرا؟ - چون من معروفم
به استعداددوستترین رئیس استودیوی هالیوود
و تدبیر کردم که
ارزشش رو نداره که آوازهم رو به خطر بندازم
No comments yet. Be the first to leave one.