Prvních 200 řádků.
...آنچـه گذشت
تو یه فاحشهخونه زندگی میکنی؟
بخاطر اینکه مشتریِ خیلی خوبی هستی بهت یه اتاق دادن؟
آقای مالکوم - خانم جین -
،اون... برام یه اتاق نگه میداره
چونکه اکثراً برای رسیدگی به کسب و کارم خارج از شهرم
ایان موری، خانم
تو پسر ایان و جنیای؟
بله
.من زن داییتام .کلیر
این کاری که شما با همسرم میکنید
دقیقاً چه ماهیتی داره؟
بهتره که این سؤال رو از آقای مالکوم بپرسین
آخر میخوای بهم بگی که دقیقاً شغلت چیه؟
من یه چاپگرم
چاپکردن مقالههای فتنهآمیز اونقدرا هم درآمد نداره
دیگه چیکارها میکردی؟
یکمهم قاچاقِ کالا کنارش
قاچاقِ چی؟ - .ویسکی -
یهنظر کمی سبک میاد، آقای مالکوم
تو دیگه کی هستی؟
...همینالان گمشو بیرون
::. مترجـم: سـروش ، حسامالدین .:: « Nora , SuRouSH AbG »
::. "سریالِ "غریبه .::
« قسمت هفتم: مشروبِ کرم دِ منث »
...نزدیکتر بشی، میزنم - چی؟ میزنی چی؟ -
حالا دیگه حتی نمیخوام باهات بخوام
!فقط میزنم میکشمت
!انگلیسی
چی شد اینجا؟
.انگلیسی
طبقهی پایین بودم، بعد برگشتم بالا
دیدم داشت وسایلتُ میگشت
،بعد منُ گرفت
،و منم باهات جنگیدم ولی
همهش خیلی سریع اتفاق افتاد
!داره نفس میکشه
.انگلیسی
انگلیسی، چی تو سرته؟
،نمیتونم بذارم همینجوری عذاب بکشه .باید یهکاری کنم
.چرا؟ اونکه بهت حمله کرد
.چونکه من یه طبیبام
.رگِ سرش پاره شده
.باید تورمشُ بخوابونم
بله؟
کیه؟ - .منم، ارباب -
با خانم جینام
چندتا از دخترها گفتن که توی .اتاق خوابتون صدای درگیری شنیدن
داشته از خودش دفاع میکرده
خواهش میکنم، کمکم کنید بخوابونمش روی تخت
طرف کیه؟ - .نمیدونم -
...انگلیسی
.بذار خـدا ببردش اون دنیا
باید سعیمُ برای نجاتدادنش بکنم، جیمی
متوجهی؟
.لطفاً
یکم ویسکی دارین؟ - .بله -
اونجا
گفتی که دنبال یهچیزی توی اتاق بوده
آره، دفترهای حسابکتابت
."جان بارتون"
مأمور مالیاته
خیلی بد شد که، ارباب
بله
بهنظر میاد که سِر پرسیوال فکر میکنه
نمیخوام به قرارمدارهامون وفا کنم
چه قرار مداری؟
اون کاری به خرید و فروش غیرقانونیِ نوشیدنیهامون نداره
و درعوض، قسمت زیادی از سودش رو میگیره
ولی مسیرهای تجارتیمون
.دیگه از ادینبرگ هم رفته اونطرفتر
و منم هنوز از این اوضاع مطلعش نکردم
فکر میکنید بهش خبر رسیده که وسعت کاریمون رو
تا "داندی" و آبروث" کشوندیم
بله، آره خب شاید
همین دیروز، سعی کرد پولِ بیشتری ازم بچاپه
حتماً این یارو رو استخدام کرده تا
بفهمه کجا بشکههای مخفیم رو انبار کردم
پس یعنی این یارو یکی از مأموران رشوهبگیرِ پادشاهه
آره، وقتی این مرده برنگرده
سِر پرسیوال هم حتماً میاد اینطرفها دنبالش
،این مسئلهی خیلی جدیایه .آقای مالکوم
با توجه به اینکه این بشکههایی که سر پرسیوال دنبالشونه
توی زیرزمینِ من مخفی شدن
خب، دیگه خیلی اونجا نمیمونن
،از طرفِ من ضرری بهتون نمیرسه
بهتون قول میدم
بذارین تا یکی از دخترای محتاطترم رو بفرستم بالا
تا سریع همهچیز رو دوباره مرتب کنه
.مرسی، خانم - .خواهش میکنم -
ازش یکم آبداغ و لگن هم بگیرید
و به چندتا ابزار جراحی هم نیاز دارم
یه متهی جراحی
،بفرستش پیشِ پزشک جراح .اون حتماً یکی داره
یهدونه چی؟ - برای چی؟ -
یه مته برای ایجادکردنِ .یه سوراخ توی جمجمهاش
...میرم ببینم چه کاری از دستم بر میاد
.خانم مالکوم
ممنونم
،بچهها رو جمع کن خیلیزود خبرهارو بهشون میدم
بله
هنوز یکمی وقت دارم
.باید برم داروخونه
یکمی مخلوطِ تریاک و چیزهای دیگه بگیرم
،میشه تا وقتی من برگردم کنارش بمونی اگه یهوقت بیدار شد؟
اون لیاقتِ رحم و بخششت رو نداره
.شاید
وقتی که خوب شد، میتونی تحویلِ مقامات بدیش
،میدونم که تازه برگشتی
پس شاید سیستمِ قضایی
این زمونه رو بهیادت نیاری، ولی
تنها چیزی که اونها میبینن این بوده که تو با یه مردی که شوهرت نبوده
تو یه فاحشهخونه تنها بودی
منکه یه فاحشه نیستم - اهمیتی نداره -
شهربانیچیا بیان اینجا، تو رو به جرم
حملهکردن به اون دستگیر میکنن
باید زود برم
کلهشق، مثل همیشه
خب، هرکاری لازمه بکن
من خودمهم یه بشکههای مشروبی دارم .که باید از شرشون خلاص شم
یکی رو میفرستم بالا تا در این بینی که نیستیم
حواسش به این یارو باشه
من واقعاً زنهایی رو که برای حرمتِ زندگی .یه انسان ارزش قائلن رو ستایش میکنم
پس خودت میتونی اونی باشی که میره بالا و از اون یارو مراقبت میکنه
بهنظر منکه خیلی احمقانهست
،اول سعی کنی یکی رو بکشی بعدش بیای درمانش کنی
فقط آرزو داشتم که خودمون .میتونستیم دخلشُ بیاریم
چند سالی هست که میخوام شکمِ .یه مأمور مالیاتی رو سفره کنم
خب، بانو همیشه خانم خاصی بوده
آره
پس چاپخونه چی، دایی جیمی؟
،اگه سِر پرسیوال یکی رو فرستاده اینجا حتماً برای چاپخونه هم میفرسته
،بذار هرچی میخواد بگرده من توی مغازهام بشکهای نگه نمیدارم
ولی وسایل دیگهای که اونجا نگه میداری
،سر پرسیوال که نمیدونه و نخواهد هم فهمید
و هیچ احدی هم نمیتونه ردِ اون نشریهها رو پیدا کنه
.بهخوبی مخفیشون کردم
بهعلاوه، اینکه الان بخوایم جابجاشون کنیم از اینکه کاری باهاشون نداشته باشیم خطریتره
مخصوصاً الان که سر پرسیوال خیلی بادقت حواسش به کارهاتون هست
بههمین خاطرم هست که دارم بخاطر فروختنِ ،این بشکهها به شما اعتماد میکنم
خیلی سریع، حتی اگه به معنای ضرر باشه
نمیتونیم ریسکِ لو رفتنشونُ به جون بخریم
نااُمیدتون نمیکنم، دایی جیمی
برای همینهم بود که مسئولیتشُ انداختم گردنِ تو
چیزی داری که شاید بتونه اعصابِ آدم رو آروم کنه؟
یه پیرزن دانا گفت که ریشهی گیاهِ ماندریک
.میتونه کمک کنه
نه، من... من از اون گیاهها .اینجا نگه نمیدارم
باعثِ علائم خطرناک .و ترسناکی میشه، متأسفانه
خیلی شرمندهم... نمیخوام بیادبی کنم
ولی تو یه اوضاعی هستم که باید فوراً بهش رسیدگی بشه
لطفاً وایسید تا نوبتتون برسه، خانم - ولی اورژانسیه -
سلامتِ خواهر عزیز من هم همینطور
و گیاه شوکران، چی؟
میگن که به بیماریِ افرادی .مثل خواهرم کمک میکنه
من یه طبیب پرتجربهام
اگه بذارین جلوتر از شما به کارم برسم
خوشحال میشم که خواهرتون رو درمان کنم
و بهطور رایگان؟ بخاطر سخاوتام؟
البته
ممنونم
،یه بطری لوندانوم میخوام
بههمراه یکم گیاه بومادران، و تورمنتیل
.و خواهشاً عجله کنید، جونِ یه مرد در خطره
بهنظر خوب داروها رو میشناسین
حالا این مرد بیچاره چه کسالتی داره؟
.یه زخم سرِ شدیده
بله
بیماری خواهر منم مربوط به سرش میشه
ولی بیشتر یهجور بیماریِ ذهنی و عصبیه
میشه دو شیلیگ، خانم - بله -
ممنونم
الان باید برم، ولی بعداً میتونم یه سری به خواهرتون بزنم
خیلی ممنون میشم
میتونید باهامون به
هندرسون در امارتِ کارابر تماس بگیرین
...اسممون هم کمپبل هست
.آرچیبالد و مارگارت کمپبل
ممنونم
50تا برای همهشون
...عه، مکدنیل
داری یه ویسکیهای برندیِ نابی
به ارزش صد پوند نگاه میکنیها
برندیِ فرانسوی، که از خودِ کونیاک گرفته شده
واقعاً یکی از نابترین برندیهاست
میتونی قیمتشونُ ببری بالا
و یه سود توپی ازشون به جیب بزنی
.50تا
ببین من ازت خوشم میاد، مکدنیل
پس از این پیشنهادِ کمت دلخور نمیشم
75تا
70تا
دیگه بیشتر هم نمیدم
بدونِ مجوز دولت این منم که دارم
با گرفتنِ این کالاهای قاچاقتون ریسک میکنم
75پوند، و سه بشکه
از مشروب "کرم دِ منث" هم گیرت میاد
نظرت؟
من کی باشم که نوشیدنیِ مجانی رو پس بزنم
قبوله
No comments yet. Be the first to leave one.