Prvních 200 řádků.
. بيخيال برودي ، همه توي شرکت بجز ما دارن جشن ميگيرن .بيا بريم
. کار دارم
. رفيق ، "منزفيلد " گفت 30 دقيقه ميتونيم بريم
. و ...من بايد 20 دقيقه پيش بهت ميگفتم
. بيا بريم . قراره "هيولايي " بشه
"باشه ، من ميام اگه قول بدي ديگه هيچوقت نگي " هيولايي
! بزن بريم
به سلامتي - خيلي خب -
اوهه، آره - ... مثل اينکه -
. قدمتش زياد بوده آره آره -
. دير گرفت -
" ميدوني ، اين پارتي خيلي " هيولاييه
. الان قول دادي که ديگه نگيش
دور آخر ؟ - . بزن بريم -
... هي ، ميتونم يه
.... هي رفيق ، دوتا
. من يک ماه بيشتر زنده نيستم .... خوشحال ميشم که
. بهم بگو تيم " 49اي ها " رو دوست داري نام تيم فوتبال آمريکايي
. اوه، من واقعا گروه " 49 اي ها" رو دوست دارم- بلند تر
. من عاشق گروه " 49 اي ها " ام
. خدايا ، من عاشق 49 اي ها ام امسال متعلق به اوناست
چي ميتونم براتون بريزم ؟
... دوتا پيک ميخوام يکي تکيلا ... يکي هم شرب ليمويي
. شراب ليمويي براي من نيست
... درواقع فکر ميکنم اين سکسيه که
. يه مرد با اعتماد به نفس نوشيدني دخترونه سفارش ميده
.... ميتونيد يه مقدار شکر اضافي داخل بريزيد
و يدونه از اون چتر کوچولوها روش بذاريد ؟
. من برودي ام ، طبقه بالا کار ميکنم - . من جني ام ، طبقه ي پايين کار ميکنم -
تو يکي از اون افراد متکبرِ طبقه بالايي هستي ؟
که 24 ساعته و هر روز هفته کار ميکنن ، آره ؟ . ما اونقدر کار نميکنيم -
تاحالا وقت استراحت داشتي ؟ - آره ، همينه -
. من 15 دقيقه وقت دارم
، خب ، خيلي خوب به نظر نمياد دلت نميخواد بعضي وقتا کار رو بپيچوني ؟
. نميدونم ، فکر کنم تاحالا دليل خوبي براي پيچوندن پيدا نکردم
داداش - مم ؟ -
منزفيلد براي هممون پيامک داده که ميخواد همه - همين الان برگردند سر کار
... چي فکر ميکني ؟ يه نوشيدني ديگه يا - اوه، خدايا -
نميدونم ، رفقا
.... اين منزفيلد از اون رئيسايي هست که
وقتي ناديده اش بگيري مشکلي نداشته باشه ؟
.... يا اون از اون نوع رئيساييه که
... براي يک ماه ميزکارت رو منتقل ميکنه به دستشويي
... چون تصميم گرفتي خوردن يه نوشيدني ديگه مهم تر از
. شرکتيه که اون با خونِ اجدادش ساخته
اون منزفيلده ، نه ؟ - . دقيقا خودمم -
. از ديدنت خوشحال شدم - منم همينطور -
خوبه ، بيدار شدي
، حدس بزن چي شده ؟ مامانم اين اطرافه . ميخواد بره به رستوران
. تو مياي نه ؟ فکر ميکنه خيلي جذابي
. يه عکس از خوابيدنت رو براش ارسال کردم
. داشتم شوخي ميکردم ، رفيق
. بايد قيافه ات رو ميديدي . خيلي خنده دار بود
.بايد تکون بخورم
. خيلي خب ، آروم تکونش بده ، عاشقشم
چطوري خداحافظي کنيم که احساس افتضاح و عجيبي نداشته باشيم ؟
ديشب کارمون خوب بود ؟
به جهنم و آره خيلي خب -
باز يا بسته ؟
. هر چي خيلي خب
ترجمه اي از : امير.م.ج
تو ، تري پيت
چاپلوسي کردنت از دنسون رو براي جلب اعتماد ادامه بده
. و منم اون مشتري رو ميدزدم
ضربه ي تخمي -
تنها راهيه که بتوني اين جوونا رو سر عقل بياري . ميدوني که ؟
. ميدونم فکر ميکني مثل مربي اونايي
. اما آخر سر ميفهمي که فقط تخم بقيه رو گرفتي دستت
. اون دختري که باهاش ديشب خوابيدم خيلي باحاله
. توي بخش "پشتيباني کارکنانِ" شرکت کار ميکنه
رفيق ، تو با يه دختر طبقه ي زيرزميني جور شدي ؟
مجبورت کرده بودن ؟
تو داري در موردم قضاوت ميکني ؟
چون خودت ليستي از وسايلي که دوست داري . باهاشون سکس داشته باشي داري
اوه، ببين ، اينو خط زدي ... خرس عروسکيه بزرگ "
. آره ،آره . توي مغازه ي اسباب بازي فروشي بوديم . بايد اينو ببينيد
دوستان ، دور هم جمع شيد
. اين قسمتش خسته کننده است . فقط بوس کردنه
خب ، اين خوبه
... من نگران بودم که شما ها
5 دقيقه قبل از جلسه ي صبحمون رو روي . بروشور تبليغاتي تلف کنيد
... به جاي اون ، دارم چيزي رو ميبينم که ... به خدا قسم
. که آرزو ميکردم به همه ي مشتري هامون نشونش بدم
. مرداي جووني که من براي مديريت پولشون انتخاب کردم
. دور هم جمع شدن
... فيلم يکي از همکارانشون رو در حالي که تظاهر ميکنه
با يه اسباب بازي سکس داره ، ميبينن
آقاي موير ، همراهيم نميکني ؟ - به خاطر اون خرس خيلي ناراحت شدم ، قربان -
اوناون مغازه خودش خرس هارو ميسازه . پسرم ميتونيم درستش کنيم
. با اين حال ، داشتم در مورد شب جمعه صحبت ميکردم
. تو برنگشتي سر کارت . اين کايل جوان زيرآبت رو زد
. و من ميدونم ، کايل . قول دادم که نگم کي بهم گفته
، اما پسرم . من بعضي وقتا دروغ ميگم
آقاي موير ، بيا پيش من توي بالکن ، اگه ميشه ، خواهشا ؟
بذار يکم حرف مردونه بزنيم . نظرت چيه ؟
. من شروع ميکنم بفرما ، بشين
در مورد "49 اي ها " چطوره ؟ کار کردن اينجا رو دوست داري ؟
. متاسفم که جمعه شب رو پيچوندم
.. فقط . يه دختره بود
بله
. شروع هر داستان غم انگيز اينطوره
... توي طبقه ي زيرزمين کار ميکنه
... چيزي که بايد در مورد کارکنان طبقه ي زيرزمين بدوني اينه که
. اونا بلافاصله بعد از دبيرستان ميان اينجا
... و اونا پشت ميزي نشستن که
. براي باقي عمرشون پشت اون ميز ميمونن
.... تنها راه فرار ازش
پيدا کردن يه برگ برنده ، مثل توئه ، آقاي موير
.... به نظر از اين جور آدما
. وقتي حرف زدنم تموم شد خبرت ميکنم
... حالا
... من دوست ندارم که وفا دار ترين حسابدارم رو بخاطر
. مشکلات شخصي فراوانش از دست بدم
برو پايين ، بهش بگو تمومه با ادب باش ، اما دقيق بگو
... حدس ميزنم الان داري مثل احمقا نيشخند ميزني چونکه
من بهت گفتم " وفادار ترين " ؟
همينطوره
. بلند شو
. تا بالکنم رو ترک نکردي خوشحالي نکن
. باورم نميشه با يکي از اون طبقه بالايي هاي بي عاطفه خوابيدي
هوس سکس يه شبه کردم . خب ؟
. سالي دوبار از اين کارا ميکنم
حال عجيبي داشتم . مامانم خونه اي رو که . توش بزرگ شده بوديم رو فروخته بود
کجا بود ؟ - همه جا -
. يه ماشين کارواني بود
خيلي باحال بود . بعضي وقتا خونه مون رو تا . مدرسه ام ميرونديم
تو چطور ، دريک ؟ توي مهموني ديشب کسي بلند کردي ؟
. اوه، پسر ، يه دختر کوبايي جور کردم
بدن عالي ، سينه هاي قشنگي هم داشت ، پسر
خوبه ، اسمش چيه ؟
. کسي رو پيدا نکردم -
. فکر کردم دروغ گفتن رو گذاشتي کنار
. آره ، دروغ اول رو نميتونم بذارم کنار . اين شخصيتمه
. جني داره کمکم ميکنه روراست باشم
. وقتي کسي سوال هاي دنباله دار بپرسه
. پس خواهش ميکنم . سوال هاي دنباله دار نپرسيد
پس حدس ميزنم برادرت نميتونه بليط هاي بازيِ نهايي برامون جور کنه ؟
. نه، رفيق ، قطعا ميتونه بليط هارو جور کنه
واقعا ميتونه بليطارو بگيره ؟ - معلومه که نه، پسر -
. برودي ! سلام
. نميدونستم اين پايين هم دفتر هست . واو ، اينجا گرمه
. آره ، چون تمام تجهيزات الکتريکي ساختمون اون پشته
. کاملا مطمئنم کسي از ما بچه دار نميشه
ببين ، ميخواستم در مورد اونشب يه چيزي رو برات . توضيح بدم
خودت رو اذيت نکن ، باشه ؟- . همه کارهاي عجيب موقع سکس دارن
من توي چشم خيره ميشم ، تو هم وقتي کارت تموم ميشه " داد ميزني " ياتزي
چي ؟ نميتونم کنترلش کنم " وقتي حشري ميشم ميگم "ياتزي
. سلام ، بچه ها ، ببخشيد دير آمدم
..... ديشب داشتم با همجنس گرا هام ميرقصيدم تا
خب ، الان
. لباس کارم رو ميپوشم
اين پسره طبقه بالاييه ؟
. تو مثل يه ابزار ميموني
. مودب باش - خيلي خب -
. تو مثل يه ابزار ميموني
. خيلي بهتر شد
. اوه، خيلي محشر بود
متاسفم ، بايد ميگفتم من اون تو بودم . تقصير من بود
، حالا هر چي پسر . خوشحالم که بالاخره سر کارم
. بايد يکم بخوابم
... به هر حال ميخواستم
بخش پشتيباني ساختمان
. بيا بيرون ، يه ثانيه حرف بزنيم
نه ممنون پسر - بيخيال -
. نقطه ضعف جنــي رو بهت ميگم
. خوشش اومد
هي رفقا ، کسي سيگار ميخواد ؟
. اين حال بهم زنه
مطمئني ؟ . اينا از آسمون ميفتن
هنوز روشنه
يعني تازه اس
حالا اينم نقطه ضعف جنـــي
ازش دور باش
. اون عاشق منه
. الان درست توي اون زمان جادووييه رابطمونيم
قبل از اين که خودش متوجه بشه رابطمون شروع شده
چه کار هاي خيالي تو و جني باهم انجام ميدين ؟
قدم زن کنار دريا ؟
ماست خونگي درست کردن با هم ديگه
و بعد يه گيلاس ميزاره روي دماغش ؟
و تو گازش ميزني ، درسته ؟ . اما تو خيلي سردته
حالا با هم ميريد به اون کافي شاپ
و شير قهوه سبوس دار با هم ميخوريد ، درسته ؟
. چون اون نميتونه لبنيات رو هضم کنه
و بعد تو ميگي " من عاشقتم عزيزم "
. و اونم دقيقا به تو نگاه ميکنه
و بعد چي ميشه ؟
آروم باش ، هاروارد
از کجا ميدوني من به هاروارد رفتم ؟
داشت با من حرف ميزد ، بچه مايه دار
بهش ميگيم " هاروارد " چون رفته دانشگاه
. يه دانشگاه اجتماعيه خيلي رقابتي
. يه برنامه ي 24 ماه بود . که من توي 22 ماه تمومش کردم
خب ، در مورد چي ميخواستي حرف بزني ؟
. دوست داشتم يه مقدار خصوصي تر باهات حرف بزنم
" خصوصي تر حرف بزنم "
.... شب جمعه عالي بود ، و تو دختر شيريني هستي ، اما
لنز هاي رنگي ميزاري ؟
نه
خيلي آبي ان
No comments yet. Be the first to leave one.