Prvních 200 řádků.
گفتم تمومش کنید غذای کافی برای همه هست
یک هفته
دو تا جامعه رو با هم قاطی کردیم
هیچ آذوقه و ذخیره ای نداریم
یه جا رو میشناسم مریدین
جایی که قبلا زندگی میکردم
فرار کن
برو برو
فرار کن
داگ
!نه! نه
ولش کن
گفتم ولش کن
هیچوقت فکر نمیکردم دوباره ببینمت
آره منم همین فکرو میکردم
این بیرون چیکار میکنی؟
تنهایی؟
کسی رو با من دیدی؟
دیدم با بقیه هستی
اونا کین؟
یکی از اونایی؟
به یه گروه کوچیک برخوردم
نه با اونا نیستم
مثل همیشه سبک سفر میکنم
داریم میریم یالا داگ
زود باش
خنده داره- چی خنده داره؟-
همیشه فکر میکردم از تو بیشتر خوشش میاد
ببین، نمیدونم با کی میجنگی
اما من کاره ای نیستم
داریم میریم زود باش
:مترجمین Saint Cinema & Monster Sub , Milad Alderson
بذار ببینیم درست میگی یا نه
بخاطر تو برگشتم
همجا رو دنبالت گشتم
متاسفم کارت به این آدما کشید
این آدما خانواده منن
هیچوقت از دنبال من گشتن خسته نشدن
وقتی منو پیدا کردن برگشتم خونه
خانواده تو چی دریل؟
اونایی که دربارشون بهم گفتی
اونایی که اون بیرون بودن
خانواده من خیلی وقت پیش جنگ اشتباهی رو
با آدمای اشتباه شروع کردن
بهت که گفتم تنهام
خیلی آشغالی
بیاریدش بالا
دوباره
بقیه
هنوز اون بیرونن؟
ها؟
نزدیک اینجان؟
نمیدونم
رهبرتون کیه؟
اون زنه؟
من با اونا نیستم
کسشر نگو
بسه
شاو؟
گفتم بسه
بقیه اش با من
یکم زمان بدی به حرف میاد
همین الان هم بهت و.قت کافی رو دادم
گفتم بیارش بالا
باید همکاری کنی
همه چیز رو بهت گفتم
هیچی نگفتی
حرف بزن
رییس ما زیاد مهربون نیست
باهاشون معامله کردم
اونا بهم یکم غذا دادن
منم بهشون ابزار دادم
کمتر از یک هفته میشناختمشون
راحت باش اگه میخوای منو بکش
چیز دیگه ای ندارم بگم
نباید میوردیش اینجا
میدونم دارم چیکار میکنم
آره همش همینو میگی
دریل؟
خودتی؟
بقیه حالشون خوبه؟
نمیدونم دوستات کجان
فاقد اهمیت
...اما- اما و هیچی-
چون بهم کیسه غذا دادی
دلیل نیست برام اهمیت داشته باشی
فهمیدی؟
مهم نیست گوشت چی دارید
.هیچی نمیخوام
میشنوی چی میگم؟
لازمه خفه شی و منو تنها بذاری
فهمیدی؟
گرفتم آره
حق با من بود
باید میذاشتیم از گشنگی بمیری
کونی خان
هیچی به شما حروم زاده ها نمیگم
بلند شو بلند شو
ولم کنید
مثل همیشه سرسختی
فکر میکنی اینطوریه؟
ها؟
من سرسختم؟
باشه
کله شقی
باید حقیقت رو بهم بگی
هیچوقت بهت دروغ نگفتم
هیچوقت لیاه
الانم قرار نیست دروغ بگم
بذار دوباره امتحان کنیم
درباره اون آدما چی میدونی؟>
هیچ پخی نمیدونم
اگه میتونستم کمک میکردم
.میدونی میکردم
فقط داگ رو بده من برم
هیچوقت منو نمیبینی
این چیزیه که میخوای؟
چی شده؟
باسی رو پیدا کردیم
ترنر چی؟
تلاشم رو کردم نتونستم نجاتش بدم
سعیم رو کردم- چیزی نیست-
کار درستو انجام دادی
آوردیش خونه
خدایا، برادر خود، ترتر را پیش تو میفرستیم
لطفا او را نزدیک خود نگه دار
به نام تو خدایا آمین
آمین
خدا اینجاست
اون عصبانیه
من عصبانی ام
حسش میکنی؟
هووم؟
برو کاری کن خشم مارو حس کنن
چی شد؟
یکی از برادرهام مرده
اسمش مایکل ترنر بود
ما همه جای دنیا کنار هم جنگیدیم
پاپ آوردش تو بعد اخرین تور مون
وقتی گروه خودشو تاسیس کرد
فکردم شما سرباز بودین
ما بودیم
بعد خصوصی شدیم
بهم نگفته بودی یه مرک بودی
مگه مهمه؟
منظورم اینه همون کار لعنتیه
فقط فرقش این بود که ما واقعا میتونستیم قبض هامون رو پرداخت کنیم
مایکل دوستم داشت میدونی؟
اون خانواده نداشت
اون برادر کوچیکه ای بود که من هرگز نداشتم
برادر کوچیکی که همیشه میخواستم
و اون مرده
میدونی ما کلی آدم از دست دادیم
اینجا واین خیلی سخت بود
نه اینطوری
این اولین باره
خیلی وقت بود کسی که برام عزیزه رو ازدست نداده بودم
خب...
البته بجز تو
تو منو از دست ندادی
من برگشتم و تو نبودی
تو ترکم کردی
از تو پرسیدم چی میخوای
تو رفتی
من ترسیدم
از چی؟
رها شدن
دیگه مهم نیست به هر حال عملی نبود
نمیشه تو این دنیا خوشحال بود
نه تو این دنیایی اینشکلی
اینو تو میگی یا خانوادت؟
انگار تو هیچکاری نکردی
آدم کشتی
من از کار های که کردی خبر دارم
توحقی نداری که قضاوت کنی هیچ حقی
این منم دریل
خوب و بد
همش همیشه اینطوری بوده
باورت نمیکنم
خب من نمیتونم در این مورد کمکی کنم
اما میتونم کمکت کنم خودتو نجات بدی
چون با وجود همچی من هنوز دوست دارم
و نمیخوام اتفاق بدی برات بی افته
پس تو مجبوری که بهم یچیزی رو بگی
هرچیزی
چون اگه نتونی من نمیتونم فرماندمو کنترل کنم
یا که چیکاری میکنه
اون بخاطر ترنر عصبانیه
و میخواد که یکی تاوان بده
یه زن هست
اون رهبره
اونا داشتن رمزی صحبت میکردن چون من یه غریبه بودم
یه ادم قد بلند لاغری هست
خفه نمیشه
کشیش همون که شاتگان داشت
اونا تیم رهبرین؟
اره ولی اونا تعدادشون بیشتره
و یکی از افرادشون سرخود شد
و میخواست بره سی نفر با سی نفر از افرادشون ملاقات کنه
بخاطر همینه شما بیشتر از ۱۵ تا اومدین اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.