Prom Dates

Prom Dates

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Prom Dates 2024 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Komentář od Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-03-24
Stažení: 29
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫باورم نمیشه بالاخره داریم یه جشن فارغ التحصیلی واقعی رو میبینیم

‫آماده ای؟

‫وای خدای من

‫بیا به هم قول بدیم جشن فارغ التحصیلی شب ما باشه

‫و تو با عشق زندگیت اونجا باشی

‫و محبوب ترین دختر مدرسه ملکه جشن فارغ التحصیلی

‫اون من میشم

‫هر کاری که لازم باشه میکنم

‫پیمان جشن فارغ التحصیلی

‫پیمان جشن فارغ التحصیلی

‫وای خدای من

‫چیکار کنم؟ ‫آروم باش

‫همه چیز درست میشه ‫نمیدونم چجوری آروم باشم

‫اشکالی نداره تو خوبی ‫من خوبم

‫من خوبم

‫من خوبم

‫ آروم ‫تو خیابون مثل باله راه میرم

‫تا دم در ورودی سوار موتور شدم

‫لاستیک های سفید مثل سس مایونز

‫گروه خفن من مریضن

‫و تنها چیزی که لازم داریم دو تا چرخ خوبه

‫ بنزین تو باکه ‫پول تو بانکه

‫و یه مامان کوچولوی بد که باسنش تو صورتمه

‫من خفنم

‫باورم نمیشه لباسی که چهار ماه پیش سفارش دادم اصلا نیومده

‫از چهار ماه پیش هرگز نیومد

‫فکر میکنی بخاطر اینه که اسم تحویل تو رو دیک شارتیولی گذاشتیم؟

‫شاید ولی اون تنها لباسی بود که لوکا فکر میکرد توش شبیه ملکه جشن فارغ التحصیلی میشم

‫خب آماده ای؟

‫فکر کنم آره

‫وای

‫وای خدای من

‫جس تو واقعا شبیه یه آلت تناسلی مردونه شدی

‫خب تو شبیه پریودی شدی ‫خواهش میکنم

‫چرا اصلا لباس هایی مثل این رو میسازن؟

‫انگار هیچکس توشون خوب نمیشه

‫این خیلی مزخرفه

‫خب میخوای سوشی بخوریم یا پیتزا؟

‫اوه یادم رفت بهت بگم لوکا منو برای ناهار دعوت کرده

‫میتونیم تو رو برسونیم

‫من ترجیح میدم با تلما و لوئیز لیفت بگیرم

‫بیخود حرف نزن

‫لوکا

‫هانکی

‫میخواستم بهت پیشنهاد بدم ولی ب ام و برای سرعته نه راحتی

‫شک دارم جا بشی

‫یه جا تو جلسه برام نگه دار

‫میبینمت

‫آره امیدوارم آلتش بیفته

‫گمشو احمق

‫فقط میخواستم زمان تنهایی مون رو به حداکثر برسونم

‫زمان تنهایی مون رو با هم

‫اوه

‫باشه

‫ من

‫ من

‫باشه

‫ من فقط

‫داری چیکار میکنی؟ ‫فقط نمیخوام اولین بارمون

‫ساعت 11 صبح باشه

‫تو پارکینگ

‫فقط تا فردا شب صبر کن

‫بعد از جشن فارغ التحصیلی یه اتاق هتل کامل برای خودمون داریم

‫ارزش صبر کردن رو داره ‫من نمیخوام

‫خودمو بهت تحمیل کنم یا هرچی

‫فقط

‫میخوام بهت نزدیک باشم

‫منم میخوام بهت نزدیک باشم

‫خب؟ ‫نه متاسفم

‫خب برای ناهار میخوای چیکار کنیم؟

‫باید برم بشکه رو برای قبل جشن فارغ التحصیلی بگیرم پس

‫خب میخوای امشب به جاش وقت بگذرونیم؟

‫نمیتونم فوندوی خانوادگی جمعه است

‫درسته

‫خب اگه نظرت عوض شد خوشحال میشم بالاخره پدر و مادرت رو ببینم

‫اوم

‫اگه بخوای میتونم تو رو برگردونم مدرسه

‫آره عالی میشه ممنون

‫باشه

‫همون مکان عشق متفاوت

‫فقط وقتی احساس بدی دارم بهت زنگ میزنم

‫حس شامپاین بهتر از هر چیز واقعیه

‫ پول نقد رو بده ‫ کیف رو بده ‫غارت رو بده

‫همه چیز رو میخوام عشق رو بده قلبتم بده

‫کسی رو سرزنش نکن شعله رو بگیر فقط من و تو

‫هی

‫فقط میخواستم بگم ممنون که تکالیف مثلثات رو برام فرستادی

‫فقط باید یه چیزی تحویل میدادم

‫فرصت نکردم تمومش کنم چون اجرا داشتم

خدایا حالت خوبه؟

‫فقط خفه شدم

‫الان گوزیدی؟ ‫نه

‫فکر کردم صدای گوز شنیدم

‫ نه نشنیدی

‫باشه خب بعدا میبینمت

‫هی

‫اینجایی

‫انجی چی میخواست؟

‫فقط درباره تکالیف مثلثات حرف میزدیم

‫چندش

‫وای لعنتی برای اون خیلی بده

‫گرگ کجاست؟

‫نمیدونم گفت یه چیزی شبیه

‫کار شورای دانش آموزی داره

‫خیلی خب بچه ها آروم بشید

‫خیلی خب ارشدها میدونم بعضیاتون قصد دارید فردا شب

‫از نظر جنسی کارا رو به مرحله بعد ببرید

‫این کلمه ایه که میتونیم اینجا استفاده کنیم

‫همه ما بزرگسالیم یا تقریبا

‫برای همین یه نمایش کوچیک آماده کردم که ببینید

‫قبل از اینکه شب جشن فارغ التحصیلی کاری کنید

‫که نتونید پس بگیرید

‫کیرت رو بخور

‫خفه شو

‫دهناتون رو ببندید

‫بارداری نوجوانان شوخی نیست

‫مگر اینکه برای یه آدم بامزه اتفاق بیفته

‫محافظت کلید موفقیته

‫میخوام به هر جانسون تو این اتاق نشون بدم

‫که کاندوم ها واقعا سایز مناسب همه هستن

‫دقت کنید

‫حالا تصور کنید من همون چیز مورد نظر هستم

‫وای خدای من

‫آره باید فقط کاندوم رایگان پخش میکردن و تمومش میکردن

‫مثل یه متخصص واقعی مسائل جنسی حرف میزنی

‫من فقط یه بار انجامش دادم ‫اونم بیشتر از منه

‫خدایا هنوز باورم نمیشه که گیج شدم

‫و ملاقات تو با یوهان دانشجوی تبادلی رویایی رو از دست دادم

‫ آره

‫آره خیلی عجیبه که مجبور شد فوری برگرده آلمان

‫انگار همون روز بعدش خیلی بده

‫یه اطلاعیه نهایی داریم

‫در جشن فارغ التحصیلی خوش بگذرونید

‫و به خاطر خدا از کاندوم استفاده کنید

‫میخواستم ازت بپرسم مشکلی نداری

‫که جشن قبل از جشن فارغ التحصیلی رو به جای خونه تو خونه لوکا بگیریم؟

‫تیم فوتبال اونا تصمیم گرفتن

‫یه مهمونی بزرگ لحظه آخری راه بندازن و لوکا کاپیتانه پس

‫جدی میگی؟

‫مامانم یه چیز کامل برامون برنامه ریزی کرده بود

‫میدونم

‫ولی اون خیلی هیجان زده است

‫باشه

‫به شرطی که آماده شدنمون هنوز خونه من باشه

‫ البته

‫آره خب هیچی بدتر از این نمیتونه باشه

‫اون گرگه؟

‫شب اوه

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫شب اوه

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫داره همین الان پیشنهاد همراهی جشن فارغ التحصیلی میده؟ ‫وای خدای من

‫لطفا نه

‫لطفا با من به جشن فارغ التحصیلی بیا هانا موز من

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫لطفا به جشن فارغ التحصیلی بیا

‫وای خدای من داره نزدیکتر میشه

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫شب شبه شبه شبه

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫شب شبه شبه شبه

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫دارن یه مهار بهش میبندن

‫خدای من

‫یه پا دو پا سه پا برقص

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫شش پا هفت پا هشت پا برقص

‫شب جشن فارغ التحصیلی اومده و من نمیخوام تنها برم

‫وای خدا

‫هانا لطفا با من به جشن فارغ التحصیلی میری؟

‫آره فقط لعنتی تمومش کن

‫اون گفت بله

‫همیشه نمایش های عمومی بزرگ ابراز علاقه با اونه

‫بهش گفتم این کار رو نکنه

‫اون برای تو رقص موز طراحی کرد

‫واضحه که از روی عشق بوده

‫چهار ماهه با لوکا قرار میزارم هنوز نمیتونم

‫متقاعدش کنم منو به پدر و مادرش معرفی کنه

‫خودتو خوش شانس بدون

‫باورم نمیشه شما دو تا به کالج های جداگانه میرید

‫یادت میاد وقتی فهمیدی که اون

‫با یه دسته از موهای تو میخوابید؟

‫حس و حال دیت لاینه

‫آره فکر کنم یه کم فاصله چیز خوبیه

‫هیچکس گوشیش رو در نیاورد

‫تو دقیقا گوشیت رو در آوردی

‫ میخوای امشب وقت بگذرونیم؟ ‫ودکا هیثر داره مهمونی میده ‫وای خدا امیدوارم من تنها هانا تو برنامه ام باشم

‫نمیخوام سال اول کالج با یه همچین لقبی شناخته بشم

‫سال اول کالجم

‫شوخی میکنی؟ ‫اون عاشقشه

‫در واقع خیلی خوب ساخته شده

‫کمرش خیلی صافه

‫با اینکه خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمش

‫"گرگ بهم گفت امشب برم خونشون برای "یه سورپرایز

‫حدس میزنم یه قبر مشترکه

‫ولی میتونیم برسونیمت خونه

‫چرا برادرت اینجاست؟

‫میدونی دیوونم میکنی؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left