Prvních 189 řádků.
خب، اینجوری شروع میکنیم، مثلاً بگیم که
یه جورایی افتتاحیه یا مقدمه هم داریم؟
مثلاً وقتی میریم روی سن، یا همینجوری یهو میریم سر اصل مطلب؟
چیزی که من تو ذهنم بود اینه که سن تاریک باشه
آره. نور از پشت، اوکی؟
فقط یه سایه میبینن، خب؟ از من
خوشم اومد. اوکی
با سرِ پایین. آره
و تو هم پشت پیانویی و شروع میکنی به
راستش
مثلاً چهجوری؟
نه، نه، نه، نه، نه
یه ذره افتتاحیهتر، یه جور شروعِ باحالتر
و من اشاره میکنم، و این چراغ قرمز روشن میشه، و من
و چراغهای قرمز دور تا دور روشن میشن
اینطوری
و بعد، یهو، بوم! رو صورت من
رو به تماشاچیها، اونجوری
شب بخیر رفقا. چیزی که قراره ببینید
چیزیه که تا حالا لنگهش رو ندیدید
ما گروه «نیروانا دِ بند» هستیم
و الانه که فرستاده بشید به کره ماه
و بعدش، من اون حرکت دو-قدمیم رو میزنم
و اینجا اصلاً حرف نمیزنیم
فقط... فقط باید تکون خوردن منو تماشا کنن
آه
ها! و زنای توی جمعیت اینجوری میشن که
«این دیگه چه کوفتیه؟! این یارو کیه؟»
فکرشم نمیکردید اینجوری بشه
و بعدش... دقیقاً همونجا، آهنگ میترکه
بوم! میریم توش
و بعد، تو صاف آهنگ اول رو شروع میکنی
که هر چی اون لحظه بهمون الهام شد میزنیم
اگه جمعیت داشتن جیغ میکشیدن
اگه گفتن «بیشتر، بیشتر...»
اونوقت طولانیترش میکنیم. همینطور برای جمعیت اجرا میکنیم
حس میکنم همون اولِ کار
درخواست اجرای مجدد میکنن
اوکی. فکر کنم اینجوری بشن که
مثلاً «دوباره، مقدمه رو دوباره برو!»
خب، برنامه از این قراره
چرا یه کلاب با یه گروه قرارداد میبنده؟
چون آهنگ خوب میزنن؟ نه
چون کلی آدم میکشن اونجا؟ نه
اوکی
تراکت! هان؟
تراکتهایی که توش چی نوشته؟
نیروانا دِ بند. اوکی
تراکتهایی که روش نوشته «نیروانا دِ بند»
ولی اینا به مردم چی میگن؟
بیاین کجا ببینیمشون؟ ما که اجرا نداریم
خب، اونوقت ما... خواهیم داشت
هدف اینه که کاری کنیم «ریوولی» باهامون قرارداد ببنده، درسته؟
آره، آره. خب، پس ما... یه عکس هم از خودمون میذاریم روش
میدونی چیه؟ بیا تراکتها رو بسازیم، نقشه ردیف پیش میره
ما امشب توی ریوولی اجرا داریم
جی، یه حسی دارم
همه چی برای ما ردیف میشه
جی! فهمیدم چیکار کنیم
هووو
خب، پس... وای
اسم این نقشه هست «حرکات کششیِ»
«دور هفتم»
سقوط آزاد
اوه
مرحله اول: سقوط آزاد میکنیم
به داخلِ
اسکایدوم
یه لحظه صبر کن
ما وسط بازی، میریم بالای برج سیاِن
فکر نکنم بشه تا اون نوکِ نوکش رفت
میپریم
توی فضای بازِ گنبد استادیوم
کل جمعیت دیوونه میشن چون میگن «این چیه؟
«حمله تروریستیه؟» ولی در واقع ما داریم میایم
باید علامت صلح رو نشون بدیم
اوکی، صبر کن، صبر کن... همینطور که معلق میایم پایین
اونجا فرود میایم. بعد من میکروفون رو میگیرم
فرض کن این بطریِ «اوربیتز»... اوه
میدونی اوربیتز چیه؟
فرض کن میکروفونه
این یه چیز عتیقه و خاصه، میدونی
این آخرین بطریمونه. من
این نوشیدنی رو میشناسی؟ آره
میکروفون رو میگیرم
فرود اومدیم. «خانمها و آقایان
«احتمالاً براتون سواله که چرا اینجا سقوط آزاد کردیم...»
سقوط آزاد «نمودیم»؟
«احتمالاً براتون سواله که چرا اینجا سقوط آزاد نمودیم.»
سقوطوار شدیم؟ فکر نکنم. سقوط آزادیدیم؟
هممم. همون «سقوط آزاد کردیم» درسته دیگه، نه؟
«احتمالاً براتون سواله که چرا اینجا سقوط آزاد کردیم؟»
سقوط کردیم. اصلاً اصلاحش میکنم
«خانمها و آقایان
«احتمالاً براتون سواله که چرا ما اینجاییم.»
چون سقوط آزاد خودش واضحه. دیدن که پریدیم
به بقیه چی میگی؟
البته به جز نابیناها
«برای اونایی که ندیدن چه اتفاقی افتاد
«ما سقوط آزاد کردیم.»
منم افتادم تو همون تله. نقشه رو بگو
اون... «یه رعد و برق توی هر بطری.»
خدایا، دلم واسه اینا تنگ شده بود. شاید این آخرین بطریِ موجود تو کل دنیا باشه
خب، نقشه اسکایدوم چی شد؟
خب، بیا فقط... بیا فقط انجامش بدیم
«خانمها و آقایان
احتمالاً براتون سواله که ما کی هستیم
«ما گروه نیروانا دِ بند هستیم
«و امشب، فقط برای یک شب
«در یک اجرای اختصاصی
«در کلاب ریوولی، تقاطع کوئین و اسپاداینا اجرا داریم
«بعدِ بازی اونجا میبینیمتون.»
و بعد من یه کم صحنهگردانی میکنم و میگم
«یه کم درباره خودمون...»
تو، اونجا روی سکوها
تو توی ریوولی اجرا داری؟
این رو در واقع برای خودم میپرسم. ما تو ریوولی اجرا نداریم
جوابش رو میدونم. میدونم، ولی مگه نمیبینی؟ این
پس داریم به همه میگیم برن سر اجرایی که اصلاً نداریم
اگه بسازیش، خودشون میان. قانونش اینه: «بنا کن تا بیایند.»
مگه نه؟
مطمئنی جواب میده؟
این آخرین نقشهایه که من و تو مجبوریم بکشیم
و تا جایی که به من مربوط میشه
ما امشب توی ریوولی اجرا داریم
خوب نگاه کن، جی
این آخرین باریه که ریوولی رو به عنوان یه شهروند عادی میبینی
به عنوان شهروند؟ چون امشب اجرا داریم
اجرا داریم... دقیقاً از همونجا وسایل رو میبریم تو
کیبوردت رو میزنی زیر بغلت
آه
دخترا هم ازت عکس میگیرن
دخترا قرار نیست از من عکس بگیرن
اوه، چرا، میگیرن
شرط میبندی؟! نه، نمیگیرن
شرط میبندی که ازت عکس میگیرن؟ آره، حتماً میگیرن
سلام
اون چیه پشتت قایم کردی؟
خوبه. اِه، یه چتر نجاته
راستش این برای همین کاره
یه چیزی میخوایم که مثلاً بتونه ببره
آخه قراره خیلی بریم بالا
و فکر کنم یه مهاربندِ ایمنی تنمون کنن
یا یه چیزی شبیه اون
و آیا یه قیچیِ سیمچین مثل این
میتونه ببره
مثلاً یه جور مهاربند رو؟
نه... شما با
ولی اصلاً میخواید چیکار کنید؟
سوال من اینه
قضیه اینه که... ما قراره بریم اون بالا، روی
روی برج سیاِن، توی اون قسمت «لبهنوردی»
اومهوم
جایی که اون جلیقههای ایمنی
فکر کنم یه جلیقه ایمنی تنت میکنن
و ما یه چیزی میخوایم که بتونه، مثلاً
طناب یا کابلش رو ببره
میفهمی چی میگم؟
اوممم... میتونید
ولی نکته اینجاست
به خودتون شوک وارد میکنید
چون اگه سیم برقدار رو ببرید
دچار برقگرفتگی میشید
ولی... اوه، من که سیمِ برق رو نمیبرم
دارم پارچه رو میبرم، سیم برقدار رو که نمیبرم
چی میشه اگه اصلاً نذارن با این از بازرسی رد شیم؟
در واقع مچتون رو میگیرن
میگم که لازم دارم
بله قربان؟ اینجا بتونهی پیشساختهی دیوار گچی دارید؟
چی؟ بتونهی دیوار گچی؟
بتونهی دیوار گچی. دویست و چهل و سه
دویست و چهل و سه. ممنون
ولی به نظرم
میدونی چیه؟ من... مثلاً
نمیدونم. آره
فقط... مواظب باش رفیق
جداً فکر نمیکنم ارزشش رو داشته باشه. اوکی؟
درسته. ولی
من، اِ... منظورم اینه که
شما آزادیِ انجام این کار رو دارید
من یه لیبرتارین هستم
شما این اختیار رو دارید که
هر غلطی که دلتون میخواد بکنید
ولی چیزی که باید... من معتقدم
به عنوان یه... آدم عاقل
من باید، اِ
جلوی شما رو بگیرم که همچین گندکاریهایی نکنید
ولی اینها احتمالاً کابل رو میبُرن
اگه واقعاً بخوای، آره میبُره
No comments yet. Be the first to leave one.