Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت
من با پدر واقعیم ملاقات کردم، جالبه، نه؟
اون وانمود کرد که منو دوست داره تا بتونه کلیه منو بدزده
من تو رو دیشب تعقیب کردم اون خونه پدرت بود، درسته؟
بهم قول بده که دیگه اونجا نمیری
باشه
تو فکر میکنی اولین کسی هستی که فریب میخوره؟
تو به یک پدر نیاز داشتی و من به یک کلیه
هی، هلن - باید یکی رو انتخاب کنی -
من یا پدرت
اسمم هنری گیله. اهل مینسوتا هستم
تو نقشه بالونت رو میکشی ما میریم اونجا و پیداش می کنیم
اگه اشتباه کنم، اونا منو دار میزنن
میدونی کجاست یا نه؟
من برگشتم اونجا تا همسرم رو دفن کنم
این نقشه بالونشه - این حداقل یک روز پیاده روی نیاز داره -
باید حرکت کنیم - اینجا مکانیه که باید بالون باشه -
باید مطمئن بشیم
اگه من یکی از اونایی باشم که دشمن شما هستن، چی؟
هیچ بالونی وجود نداره من نقشه یک جای خلوت جزیره رو کشیدم
و هنگامی که دوستان شما به اونجا برسن یه دسته از افرادم منتظرشون هستن
فکر کنم خیلی خوبه که با اونا نیستم، درسته؟
من چیکار کردم که شایسته این برخوردم؟
چی؟ یک جوان، نمیتونه دوست دخترش رو بدون دلیل به گردش ببره؟
جوان؟
درسته، جوان
منو داری کجا می بری؟
بهت نمیگم، پس سوال نکن
می تونم بهت کمک کنم؟
تو فقط همین آگهی ترحیم رو بخون و قهوه بنوش
من همه چیز رو ردیف می کنم
از قسمت آگهی ترحیم ایراد نگیر این بخش قشنگترین قسمت روزنامه است
هیچکس از مرده ها ایراد نمیگیره
دارم به این فکر می کنم که مراسم تدفین بهترین بخش روزنامه است
جان
جان، اسم پدرت چیه؟
چطور؟ - اسمش آنتونیه؟ آنتونی کوپر؟ -
آره، درسته
اون مرده
نقشه محل بالونت رو دوباره بکش
شوخی کردم. شما رو سر کار گذاشته بودم
نزدیک بالون من هیچی نیست
من فقط ناامید بودم. حرف احمقانه ای زدم. متاسفم
به هر حال دیر شده. اون خیلی از اینجا دور شده، جک
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است - درسته -
برگردونش به اسلحه خونه
چرا بهش اجازه میدی اینجوری باهات حرف بزنه؟
هی، صبر کن - خفه شو -
جان، متاسفم
جان
شاید اشتباه کرده باید اون طرف صخره رو جستجو کنیم
ما سه ساعته که داریم جستجو می کنیم هیچ بالونی وجود نداره
چارلی - پس چرا این نقشه رو کشیده؟ -
تو بهش گفته بودی که در صورت پیدا کردن بالون، ازش محافظت می کنی
تو دو روز تنهاش گذاشتی در این مدت میتونه نقشه فرار بکشه
کار ما اینجا تمومه
چارلی - بیا اینجا، اینطرف -
سعید
اون گفت که همسرش رو اینجا دفن کرده؟
چرا اینجا بارون نمیاد؟
هارلی، آنا رو ندیدی؟ - اون دیروز با سعید و چارلی -
به سمت جنگل رفت - دیروز؟ -
نگفت کجا میره؟
خب، اینجا کسی به من چیزی نمیگه
شاید اگه نقش نخود سیاه رو بازی کنم مفیدتر هستم
هیچ نخود سیاهی وجود نداره هارلی
ببخشید جک، خیلی داغ کرده و بهونه میگیره میشه یه نگاهی بهش بندازی؟
بله. البته، البته - ممنونم -
نخود سیاه، رفیق. نخود سیاه
تبش کاملا قطع شده؟ - کاملا -
یه جوری شدی، انگار حواست پرته
من خوبم. حال آرون هم خوبه
ممنونم
دکتر، وقت داری؟
دستم توسط یه ستاره دریایی گزیده شد
خب، ظاهرا عفونی نشده. یه کمی ملتهب شده
آره. درسته. ملتهب شده
فکر کنم پول رایج در اینجا فرق کرده
آره
اون صدای چی بود؟
جان؟
موضوع چیه؟
مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟
ما می تونستیم به گردش بریم
به زودی، بهت قول میدم
هی
شاید کلیه خودش رو برات کنار گذاشته باشه
ما که زنده و باقی ماندیم
سرانجام به آسمان میرویم و با پروردگار ملاقات می کنیم
و زندگی ابدی رو با معبود خود، پیش رو داریم
ما اینجا جمع شدیم تا به روح آنتونی کوپر بگیم که پیوند ما از هم گسیختنی نیست
و همه دست به دست هم دادیم تا به سمت و مسیر حضرت مسیح حرکت کنیم. آمین
میخوای چیزی بگی جان؟
تو رو می بخشم
لطفا اقدام کنید
جان؟
هی، تو اینجایی؟
صدای چیه؟ جان؟ چی شده؟ حرف بزن
میشه ساکت باشی؟ - بگو چه اتفاقی افتاده؟ -
... آخه چه اتفاقی - میشه خفه شی؟ -
ده ، نه ، هشت
هفت
شش ، پنج ، چهار ، سه ، دو - شاید بهتر بود می فهمیدی، جک -
گفتم خفه شو - یک -
چه اتفاقی افتاده؟
چهار تا پاپایا شرط میبندم - نمیتونی شرط رو زیاد کنی، من شرط بستم -
میتونی یه کارت برداری یا اونا رو بیاری پایین
به من نگاه نکن
دستت رو نشون بده هارلی. وگرنه تو رو می بره
رفیق، کارتهای خیلی مزخرفیه - نه، اینطور نیست -
ولی تو نمیدونی - کارتهای تو ردیفه -
اون یه خال مشابه داره
من چطور؟ من چی دارم؟
گفتنش سخته، ولی تو این دست رو داری برای تفریح بازی میکنی
خب، بد هم نیست گاهی اوقات ارزش امتحان کردن رو داره
دیگه کارت بر ندار، هارلی
هی، آقای اینکاره
تو احتمالا بازی پوکر رو از تلویزیون دیدی با همینقدر تجربه این پسر رو راهنمایی میکنی؟
باید به دریچه برگردم - برای رفتن به اونجا دیر نمیشه، دکتر -
چطوره اینقدر که ادعا میکنی خودت رو نشون بدی؟
فکر کنم بتونم یک یا دو دست بازی کنم
هی، چه خبر شده؟
تو هنوز اونجایی؟ جان؟ جان؟
من اینجام
اون صداها چی بود؟ مشکلی بوجود اومده؟
... بگو ببینم - هیچ مشکلی نیست -
نظرتون چیه آقای لاک؟
این ساختمون، ضد زلزله
و بدون کوچکترین پوسیدگیه
همه اینا توی گزارشم اومده
و فکر میکنم شما و همسرتون یه خونه قشنگ رو انتخاب کردید
اگه یه شوهر داشتم، مطمئنم خوشحال میشد
اگه ممکنه این صورتحساب رو امضا کنید
سلام پسرم
چی میخوای؟
ببین جان
میدونم کاری که با تو کردم اشتباه بود
تو کلیه منو دزدیدی
من در حال مرگ بودم
تو میتونستی ازم درخواست کنی میتونستی فقط ازم درخواست کنی
از من چی میخوای؟
من خودم رو کشتم برای اینکه از دست دو نفر راحت بشم
اوه، چیکار کردی؟ زندگی اونا رو هم دزدیدی؟
نه. ازشون 700 هزار دلار بردم
اونا رو توی صندوق امانات بانک گذاشتم
این دو نفر امکان داره توی بانک باشن تا خودم رو نشون بدم
به همین دلیل بهت نیاز دارم تا اون پول رو برام بیاری
فکر کردی من احمقم؟
من 200 هزار دلارش رو بهت میدم
این پول، جبران کاری که با تو کردم رو نمیکنه
ولی بهترین کاریه که میتونم برات بکنم
من تا فردا بعدازظهر توی هتل فلایت لاین نزدیک فرودگاه می مونم
و بعدش میرم. با پول یا بدون پول
جان، اگه دوباره ندیدمت
درکت خواهم کرد
ما زندانی شدیم
چی؟
درهای اضطراری بسته شدند. اینجا مسدود شد
نمیتونم خارج بشم
... سعی کردی تا با اهرم - آره، ولی نتونستم -
... شاید
... شاید اگه هر دوی ما - ازم میخوای که کمکت کنم؟ -
آره
اگه کمکت کنم در رو باز کنی
بعدش منو به همین جا برمیگردونی؟
درسته
میخوام یه قولی بهم بدی جان
میخوام قول بدی که نزاری افرادت بهم آسیب برسونن
اگه دروغ نگفته باشی نگرانیت برای چیه؟
یه اتفاقاتی برای اونا افتاده یه اتفاقاتی که تقصیر من نبوده
اونا هیچکس رو برای سرزنش کردن به غیر از من پیدا نکردن
برای همین، میخوام بهم قول بدی که
ازم محافظت کنی
مهم نیست چه اتفاقی بیفته
تو کی هستی؟
اسمم هنری گیله
اهل مینسوتا هستم
و مثل خودت، توی این جزیره سقوط کردم
خیلی خب. بهت قول میدم
رفیق، من کنار میکشم - منم نیستم -
فکر میکنی ذهنم رو میتونی بخونی، دکتر؟
تو هنوز سه تا پاپایا داری
برمیداری یا میای پایین
خب، فعلا تو دردسر افتادی
من دو تا بی بی دارم
دو تا شاه
وای رفیق
البته نمیتونم ذهنت رو بخونم
خب، فکر کنم تموم شد - منظورت چیه تموم شد؟ -
ساویر، تو باختی. همش رو برنده شدم
عادلانه نیست اگه بخوام از این بیشتر ببرم
خب، من باز هم انبه دارم
میخوای باز هم بازی کنی؟
کلی میوه بردم، مرد - میخوام همش رو پس بگیرم -
میخوای برم ترازو بیارم؟
زمان تفریح تموم شد، چطوره شرط زدن یه مشت بزنیم؟
... ولی من - زود باش هارلی -
بریم. بهتره اینا رو تنها بذاریم
یه دست دیگه دکی
چی شرط میبندی؟
No comments yet. Be the first to leave one.