From - First Season

From - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

From S01E02 The Way Things Are Now 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
From S01E02 WEBRip x264-ION10
From S01E02 The Way Things Are Now 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
From S01E02 The Way Things Are Now 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S01E02 The Way Things Are Now 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S01E02 The Way Things Are Now WEBRip XviD-RMX
From S01E02 WEB H264-TVD
From S01E02 720p WEB H264-JFF
From S01E02 WEB H264-RBB
From S01E02 The Way Things Are Now 480p WEBRip x264-RMTeam
Komentář od TheFlashPoint
🔴 محمد سید ǀ 30Nama🔴

Tagy

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
480p
480
XviD
Zveřejněno: 2022-02-21
Stažení: 228
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫مگان، داری چیکار می‌کنی؟

‫می‌شه بیام تو؟

‫مگان، نه!

‫مردها باید از خانواده‌شون محافظت کنن، فرانک!

‫چشم‌هات رو باز کن و ببین!

‫نه!

‫«نورمن، چیزیت نمی‌شه.»

‫«به پدر و مادرم بگو خداحافظی کردم.»

‫متأسفم، رفیق. ‫نورمن مُرده.

‫مامان! ‫جولی نورمن رو کُشت.

‫نورمن چی شد؟

‫هیولاها کُشتنش.

‫چیزی به اسم هیولا وجود نداره، عزیزم.

‫چرا یه درخت وسط جاده‌ست؟

‫حتماً طوفانی چیزی زده انداختتش زمین.

‫ببخشید که مزاحم مراسمتون می‌شم. ‫می‌خواستم بدونم...

‫می‌تونید راه بزرگراه رو نشونم بدید؟

‫آره، همون مسیرِ اون تپه رو بگیر و برو،

‫دقیقاً به همون سمتی که داشتی می‌رفتی، ‫بعدش خودت پیداش می‌کنی.

‫چطور ممکنه؟ ‫ما توی همون جادۀ لعنتی هستیم.

‫تبی؟

‫بابا، فکر کنم داره ازش خون می‌ره.

‫یه چیزی تو پاشه!

‫آهای! کمک لازم داریم!

‫فقط استراحت کن. ‫زود برمی‌گردم.

‫ببین چه گندی به بار آورده.

‫خب، نمی‌شه گفت تقصیر اونه.

‫دوست ندارم.

‫بذار ببرمت طبقۀ پایین.

‫- می‌تونی بچه‌هه رو توی کاروان بخیه کنی؟ ‫- خب، نمی‌دونم...

‫می‌شه یه کاریش کرد.

‫- می‌دونی که این خودکُشی ـه. ‫- مراقب خانواده باش.

‫هر چی دیدی، بازم با نهایت سرعت بدو.

‫هر صدایی شنیدی...

‫- بازم واینستا. ‫- این تقصیر تو نیست.

‫منظورت چیه؟

‫گردنش رو بگیر.

‫- آره، داری عالی پیش می‌ری. ‫- ایتن، ایتن...

‫خوبه، خوبه، خوبه، خوبه.

‫تُف توش!

‫کریستی؟

‫دارن میان!

‫کانال رسمی تیم ترجمۀ 30نما ‫CinamaSub@

‫مترجم: «محمد سید» ‫تلگرام: GoodBadUgly@

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫Officalcinama@

‫دستات رو بذار زیر گردنش. ‫زیر گردنش! خوبه.

‫- چرا تموم نمی‌شه؟ ‫- کریستی؟

‫- مشکلی نیست، مشکلی نیست. ‫- ایتن، بیخیال!

‫داریم خوب پیش می‌ریم. ‫فقط راه انتقال هوا رو همون‌طوری باز نگه دار.

‫خیلی خب. ایتن؟

‫ایتن؟

‫ایتن؟

‫نفس می‌کِشه. ‫وضعیتش ثبات پیدا کرد. خب؟

‫ضربان داره. چیزی نیست. چیزی نیست.

‫اونجا حال همه خوبه؟

‫برگشتن!

‫نه، صبر کن.

‫اونا برامون برگشتن.

‫می‌ذاری بیان تو؟

‫نه.

‫منتظرِ چی هستیم؟

‫نمی‌ذارم بیان تو.

‫پس من کمکشون می‌کنم بیان تو.

‫جیم، نه!

‫جیم، ببین... وایستا! ‫آهای! جیم، جیم!

‫برو عقب! باید... باید...

‫آروم... آروم باش. ‫خیلی خب، رفیق.

‫خیلی خب. ‫خیلی خب، رفیق.

‫اونا آدم نیستن و نیومدن اینجا تا کمک کنن، جیم.

‫ولم کن، پسر.

‫خیلی خب. خوبی؟

‫ولم کن!

‫کثافتِ لامصب!

‫خیلی خب.

‫می‌بینید؟ می‌بینیدش؟

‫دقیقاً اونجاست، بیاید. ‫داره درست می‌شه.

‫- یالا! برید، برید! ‫- یالا! بیاید بریم.

‫- صبر کنید، مامانم کجاست؟ مامان! ‫- یالا! برید!

‫دیگه داریم می‌رسیم. ‫راهتون رو برید.

‫- یالا! ‫- واینستا! برو، برو، برو.

‫- آهای، آهای! ‫- مراقب باشید.

‫مراقب باشید پاتون رو کجا می‌ذارید. ‫هِی، هِی، هِی!

‫عن توش! بلندش کنید.

‫خوبی؟ ‫اینجا کمک لازم دارم.

‫- نه، نه! ‫- برگردیم؟

‫کِنی، تو ببرشون. ‫کِنی، باید ببریشون.

‫برید، برید، برید. ‫واینستید! نگاه نکنید.

‫- زود باش! ‫- نه، نه، نه، نه.

‫باید پاشی! باید پاشی!

‫باید پاشی!

‫یالا!

‫کثافت، زود باش!

‫دیگه بس کن.

‫یه عده دارن روی تپه می‌دوئن! ‫یه عده دارن روی تپه می‌دوئن!

‫یه عده دارن روی تپه می‌دوئن!

‫- برید، برید، برید! ‫- کی اونجاست؟

‫- به عقب نگاه نکنید! برید! ‫- چرا داریم...

‫یالا! برید! برید!

‫چیکار می‌کنی؟ ‫در رو باز کن!

‫اونا آدم نیستن.

‫الیس اون بیرونه. ‫چه مرگته؟

‫نمی‌شه. نه! گفتم نه!

‫صاف برید سمتِ در! ‫یالا!

‫- در رو باز کنید. ‫- آهای؟

‫- آهای! در رو باز کنید. ‫- کمک لازم داریم.

‫آهای، آهای!

‫- چه خبره؟ چرا در رو باز نمی‌کنن؟ ‫- دانا!

‫دانا، بذار بیایم تو.

‫این بیرون یه سِری آدم هستن! ‫در رو باز کنید.

‫- دانا، بذار بیایم تو. ‫- می‌شنوید؟

‫چیکار می‌کنید؟

‫- بذارید بیایم تو. ‫- تفنگ رو بذار زمین و در رو باز کن!

‫دانا!

‫گفتی نذاریم هیچکس بیاد تو.

‫- هیچ‌وقت بعد از تاریکیِ هوا در رو باز نکنید! ‫- می‌دونم که ترسیدی،

‫ولی واقعاً می‌خوای بذاری اون آدما بمیرن؟

‫دانا، آهای! ‫درِ وامونده رو باز کنید!

‫بهشون نگاه نکن.

‫نه، نه، نه، نه، نه.

‫- جولی! ‫- آهای! چیکار می‌کنی؟

‫منو نمی‌شناسی؟

‫وای خدا!

‫- برید داخل! ‫- برید، برید، برید، برید.

‫شما، بخوابید روی زمین!

‫چی؟

‫- همین الان بخوابید روی زمین! ‫- نه، نه، نه.

‫کسی لازم نیست بخوابه روی زمین! ‫نه!

‫تو گاله رو ببند! ‫گفتم بخوابید روی زمینِ کوفتی!

‫- چرا؟ ‫- هر کار می‌گه بکنید.

‫- فوراً! ‫- چیزی نیست.

‫ببندینشون!

‫دانا، بیخیال بابا!

‫ما یه پروتکل داریم.

‫الیس، بیخیال شو.

‫خیلی خب.

‫چرا این کار رو می‌کنی؟

‫ما که کاری نمی‌کنیم.

‫خواهش می‌کنم؟!

‫مامان...

‫چیزی نیست. چیزی نیست.

‫من اینجام، من اینجام. ‫چیزی نیست، عزیزم.

‫اونا رفتن؟

‫معلوم نیست.

‫خوبی؟ آهای، جیم؟

‫ببینم، حواست اینجاست؟

‫آره.

‫گفتی...

‫گفتی اونا آدم نیستن.

‫درسته.

‫پس چی هستن؟

‫خب، نمی دونیم که.

‫ببین،

‫این طلسم‌ها از خونه‌های توی شهر محافظت می‌کنن.

‫نمی‌دونم چرا جواب می‌دن، ‫ولی اگه یکی از اینا داشته باشی...

‫و درها و پنجره‌ها رو بسته نگه داری، ‫دیگه نمی‌تونن بیان تو.

‫تا حالا روی یه وسیلۀ نقلیه امتحانش نکردم.

‫این غیرممکنه.

‫آره، درسته.

‫قبلاً هم این‌جوری تشنج کرده بود؟

‫نه، هیچ‌وقت!

‫چیه؟ یعنی چِش شده؟

‫هیچی. فعلاً معنیِ خاصی نداره.

‫ممکنه به‌خاطر خیلی چیزا باشه،

‫ضربۀ روحیِ بعد از حادثه و از اینجور چیزا. ‫ولی الان...

‫باید روی در آوردنِ این از توی پاش تمرکز کنیم.

‫بابا؟

‫سلام.

‫می‌دونم.

‫من همینجام. همینجام.

‫خیلی خب، عزیزم، یه سوزن کوچولو بهت می‌زنیم، باشه؟

‫اون چیه؟

‫یه جور آرام‌بخش ـه، ‫فقط برای این‌که آروم نگهش داره.

‫خیلی خب.

‫خیلی خب. حله. به من نگاه کن.

‫به من نگاه کن. ‫نه، لازم نیست ببینیش.

‫همین‌جوری خوبه. ‫به من نگاه کن، به من نگاه کن.

‫خیلی خب.

‫- همینه، همینه. ‫- تموم شد.

‫بیا، اینجا رو داشته باش. تموم شد.

‫آره، آره. چیزی نیست.

‫- خوب شد؟ ‫- آره. تموم شد. تموم شد.

‫اون از کاروان اومده؟

‫نه. ‫از یه ماشین دیگه‌ست.

‫بیرونِ شهر، یه تصادف شده.

‫پس دوتا ماشین بودن؟ ‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

‫آره. منم ندیده بودم.

‫ساعت مُچیِ قشنگیه.

‫ببین، کاری به ساعتش نداشته باش.

‫چرا؟ اینجا که براش فایده‌ای نداره.

‫برای تو هم فایده‌ای نداره.

‫ولی ساعت خوشگلیه.

‫خودشم خوشگله.

‫یعنی، حتی با وجود خون و مابقی داستان‌ها...

‫خیلی خوش‌قیافه‌ست.

‫به چیزی دست نزن، باشه؟

‫حله.

‫فقط یه کم اینجا می‌مونم و بهش نگاه می‌کنم.

‫دخترم کجاست؟

‫حالش خوبه. چیزی نشده.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left