Prvních 200 řádků.
اميدوارم همه آماده باشند تا امشب بهشون خوش .بگذره
ساعت8شب ، روز شنبه ...و هنوز روز گرمي است
!افراد ، توجه کنيد
!پيش فنگ
مشخصات لطفا ، گروهبان يکم وايت .رهسپار شويد
.گمان ميکنم اينکارو ميکنم . خيلي ممنون
حالا بهتون يک ژنرال بزرگ را تقديم ميکنم ...يک دوست بزرگ
."جو کمپل "جنگجو
.ازاد
از همه ممنونم . همان طور که ميدانيد بازنشتگي رسمي .من تا هفته آينده نيست
اما اين مراسم ، امشب ...با شماها
...بازنشتگي واقعي من است. .زيرا تو و من ترس رو با هم شناختيم
.با هم کشتيم ...با درد و تقلا و تمام
.سربازان پياده نظامشون جنگيديم
ميدونيم که در مرگ جاوديي نيست .و اينکه هيچ کسي برنده جنگ نيست
.و اين دانش مارو تا ابد به هم پيوند ميده
اين موضوع ، و عشق به اين کشور که هيچ نيزه اي ...و گلوله اي
.خرد و شکافش نميده
.به سلامتي شما
.گروهبان وايت اينجاست - .لهجه ات رو بزار کنار -
.تنها چيزي که من رو زنده نگه ميداره همون لهجه جنوبي هستش
کارآگاه مهمان من چطوره؟ - .بيل ، من عاشق جاسوسي ام -
تو دو هفته گذشته عين چي تو اون خانه قايقى لعنتي عرق .مي ريختم
زمانت رو تنظيم کردي؟ - .آره ، من امشب با "بيلي" ملاقات ميکنم -
.و زماني که معامله رو انجام بديم دستگيرش خواهم کرد
.پس خوبه . مواظب خودت باش - .ممنون . گمان ميکنم مواظب خواهم بود -
...آه ، پسر
سوختت تموم شده؟ - .آره -
.براي همينه که دارم به يک تاير صاف با يک جفت انبردست نگاه ميکنم
.''اوخ - اوخ ! خانمِ سروانه'' - .اوخ - اوخ ! خانمِ سروانه -
.اين مثل کار "چيمپنزيز" ميمونه
.9تاي ديگه خسته شدند و رفتند يه آبجويي بزنند به رگ
من آچار فرانسه دارم ، ميتونم يه امتحاني بکنم؟ - .اگر نکنيد خودم ميارمتون اينجا -
.زاپاس رو بيار - .بله ، خانم -
..خداي من . اگر تو باران گير افتادي
.من مجبور ميشم که باهات ازدواج کنم
.تو بايد اينو قبول کني .زاپاس فقط براي مسافت 30مايل خوبه
...اگر يک نفر جرات کنه و بخواد براي شما يک
يک نامه تشکر يا يک سبد ميوه بفرسته ، اون فرد کجا... ميتونه شما رو پيدا کنه؟
.Psy Ops - چي؟ -
.عمليات روانى .من اونجا درس ميدم
چي درس ميديد؟
.بيشتر با ذهن مردم ور ميريم
...لعنتي
.خدمت شما .خالص و ساخت آمريکا
به "دلبرت" و من نفري 100هزار تا بده ، تو هم تا يک شنبه .اسلحه ها رو مي بيني
.زماني که اسلحه ها رو بگيرم تو هم پولتو ميگيري
.گوشت به من باشه ، خوشمزه از کجا بدونم که تو يک پليس نيستي؟
.من يک تروريستم - .خب ، اينجا رو ببين ، دلبرت -
.ما اينجا چه گوئارا لعنتي رو داريم
!يک تروريست
اون کلاه قرمز عجيبت کو ، پسر؟ .تمام ترويست ها اون کلاه رو دارند
...ببين ، احمق - ...دلبرت ، فکر کنم فرويدى هستش -
دلبرت ، ميخواي يه جوک بشنوي؟ - .نه -
چند تا تروريست لازمه تا يک چراغ برق رو از بين ببرند؟
.نميدونم - .بيخيال ، آروم باش -
.به نظر نمياد که ازم تحقيق جنائي بکنه
.حق با توئه ، رفيق .شرمنده
.ميدوني ، قبل از معامله ما يکم عصباني شديم
.پس يک شنبه مي بينيمت
.ميام اونجا - .آره ، اونجا بيا -
گونه کونتو شل کن ، دلبرت .مهماني ترسناک تموم شده
لازمه روغنت عوض بشه؟
.خير. اين نشاني از قدرداني من هستش
.اينا شکلات هاي خارجي هستند - .اونا محصول بت هستند -
.محصولات بت- محصولات بت؟-
بايد يکي ازش بر دارم؟ - .نه . همه محصولات "بت" رو دوست دارند -
شما دوست داريد؟ - .بله -
.بهم بگيد راجع به چه چيزي از اونا خوشتون مياد - ...من از صابون ها صورتي خوشم مياد -
من از نرم کننده پوست خوشم مياد ، مخصوصا .از مهره هاي حمام
گاهي اوقات من وان رو با نرم کننده پوست و مهره هاي .حمام پر ميکنم
چند تا شمع روشن ميکنم ، يکم آهنگ "کلتران" ميزارم .و ميزارم مزاحم هاي بدنم خيس بخوره
خيلي خوبه گروهبان يکم . من نسبت به تبعيض جنسى ...شما يک تهمت زدم
.و شما سه بار رقص "دنس فلور" رو قبول کرديد...
.نه دقيقا . من فقط مهره هاي حمام رو حفر ميکنم
.خب ، ممنون .احتمالا در آينده شما رو مي بينم
مرخص شدم؟ - .از نظر شما که اشکالي نداره؟ من کلي کار دارم -
.نه .من فقط اومدم که اون شکلات ها رو بهتون بدم
.ممنون . عالي بود تاير چطوره؟
.هنوز مي چرخه ، خانم - .خوشحالم -
.خب ، خدانگهدار ، گروهبان يکم - .خدانگهدار ، کاپيتان -
.ژنرال کمپل در حال فکر کردن به مقام معاون رئيس جمهوري مي باشد
منابع مي گويند که کانديد رياست جمهوي "بيل پست" ايشون ...رو به عنوان
دوست و رفيق خودش انتخاب کرده است .در ابتداي سال .کمپل در "وست پوينت" سخنراني کرد
که اين سخراني به عنوان حضوري بي طرف بود .و مثل سخنراني وعده و وعيدهاي کانديدها اجرا شد
رهبري کردن اين کشور .اين سرنوشت شماست
.حساب اون ماشين رو برس
.ببرش سمت در
.مياييم عقب
.گير کرد - به چي؟ -
.نميدونم بزار يک نگاه بندازم
."تلفن براي "پل برنر
گفتيد اسمتون چيه؟ - .فرانک وايت -
شما ارتشي هستيد؟ - .من در اسلحه خانه گروهبان هستم -
."مامور "برنر - .يک دفعه اون غش کرد -
پسرهاي ارتشيتون بيشتر داستان هاي پر از سوراخ دارند تا .داستان هاي برد هدف
.شرمنده . سرهنگ "کنت" است اينجا "برنر" هستش؟
.من "برنر" هستم - .فکر مي کردم "وايت" هستي -
.هر دوش ."شکستت دادم ، فرمانده "ياردلي
.هي "بيل ، نه ، تموم شده .بيلينگ مرده
.خيلي خب . اونجا مي بينمت
.صبر کن ، سرباز پسر .راجه به اين آقاي "بيلينگ" بهم بگو
سرباز پسر؟ .باشه ، رئيس ، حالا که ميخواي بدوني
.من برنامه داشتم صبح دستگيرش کنم
.اما فکر کنم اون فهميده بود من با اداره آگاهي هستم .مي بينمت
صبح بخير قربان ، مقصدتون؟ - .پايگاه اوربن وارفر -
اونجا کار داريد؟ - .بله -
.سلام بيل - ."سلام "پل -
چه خبر؟
.شکنجه ، ضرب و شتم ، قتل
کي جسد رو پيدا کرده؟ - .يکي از افراد تيم خنثي کردن بمب در حين انجام ماموريت -
.اولين نفر در صحنه سرباز يکم "رابينز" بوده
مظنونه؟ - .دختره ، بنابراين من صادقه به مظنون بودنش شک دارم -
.6تا از افرادم در حال محافظت از صحنه هستند .به هيچي دست زده نشده
...اوه ، نه
چيه؟ - .من چند روز پيش ديدمش -
...لعنتي .چقدر بد
.خانم دوست داشتني
.خيلي خب ، بزار ببينم .يکم خشونت اينجا داريم
.خونريزي شديد که با خفگي يکسان است
فکر ميکني خفگيه؟
...گمان ميکنم ، اما پارگي ايي در لباس زير ديده نميشه
.و همينطور نشانه واضحي از ماده مني...
ماشين مال اونه؟ - .آره -
چرا اون اينجاست؟ - .ستاد بهش زنگ زده بوده -
.مشاور تجاوز جنسى . سارا سانيئل - .قرباني نميتونه از مشاوره استفاده کنه -
.اما اون يک بازرس تجاوز جنسي هم هستش .اون ميخواسته سر ماموريتش بره
.اون قبول کرده که روي اين بمونه - شانس نداريم ، درسته؟ -
.تيم آزمايشگاه رو بفرست ، با "کال سيور" حرف بزن .يک حفاظ 50ياردي در اطراف جسد بکش
.از جاي پاها قالب و طرح بگير .تا ببينيم کي اينجا بوده و چه وقت بوده
.ما همچنين شخصا به کاپيتان کمپل و سوابق پزشکي نياز داريم
.قبلا اينکارو کردم - .ممنون -
.سارا سانهيل ، پل برنر - .و گروهبان دلبرت الکينز رو توقيف کن -
.اون کسي هستش که معامله اسلحه رو شروع کرد
.اون از اينجا تا مکاني که مرده پا برهنه راه رفته
بر روي پاشنه پاش و آسفالت لکه وجود داره . کجا زندگي مي کرده؟
ويکتوري گاردنز کجاست؟ - .خارج از پايگاه -
.بايد برم اونجا - .ميگم فرمانده اونجا ملاقاتمون کنه -
.من نميخوام با "ياردلي" کار کنم
تو نميتوني خونه يک فرد غير نظامي رو بدون مجوز بازرسي غيرنظامي .بگردي
.تو به مجوز تفتيش نياز داري
.ما "برنر" رو از خودش محافظت ميکنيم - اون اينجا خانواده داره؟ -
.البته - .پيشنهاد ميکنم بهشون خبر بدي -
شوخي ميکني ، درسته؟ - شوخي در چه مورد؟ -
.اين "اليزابت کمپل" هستش .اون دختر "کمپل" هستش
.فکر مي کردم ميدوني - .نه ، نميدونستم -
.دختر ژنرال
چيکار داري ميکني؟ - .احساس تهوع ميکنم -
- خب ، بالا بيار ، من برات آروغ ميزنم. - ماشينو روشن کن ، پل.
.فکر کنم گفتي حالت تهوع داري - .ماشينو روشن کن ،پل -
.نميخوام اين ناراحت کننده باشه - چرا ناراحت کننده باشه؟ -
.تو اخم کردي - .اين اخم نيست -
.باشه ، پس بد خلقي - .بازم اشتباهه -
.من فقط راجع به بروکسل فکر ميکنم .ما هميشه "بروکسل" خواهيم داشت
کجا؟ - .پايتخت بلژيک -
چرا؟
چرا پايتخته ، يا چرا هميشه بروکسل رو داريم؟
چرا به قتل رسيد؟
سود ، انتقام ، حسادت ...پنهان کردن يک جرم ، جلوگيري از رسوايي
.يا جنون آدمکشي - .درست اون چيزيه که تو کتابه
...اوه ، پسر
سلام .ما براي ديدن ژنرال اينجائيم
.من کاپيتان البي هستم . دستيار ژنرال
.کاپيتان فاولر ، معاون ژنرال شما رو داخل ميبره .لطفا همينجا صبر کنيد
.اون جذابه - ...اوه خواهش ميکنم -
...اون احتمالا احتراماتش رو در آيينه تکرار ميکنه
.لطفا بياييد داخل و بابت اومدنتون ممنون
ژنرال .بازرس هاي اداره آگاهي اينجا هستند
افسران ارتش .پل برنر و سارا سانهيل
.عميق ترين تسليت هاي ما رو بپذيريد - .بابت فقداني که بهتون وارد شده خيلي متاسفم ، قربان -
.ممنون .لطفا ، بنشينيد
...اول از همه ميخوام بدونيد که از طرف من شما اختيار کامل داريد
.و اختيار کامل بر روي هر نفري که در اين پايگاه است
شما عامل زمان رو درک مي کنيد؟ - .عامل زمان؟ خير ، قربان -
بعد از 36ساعت ، اف بي آي يک گروه رو براي تجسس .خواهد فرستاد
.ژنرال تا فردا ميتونه بر روي اين مسئله سرپوش بزاره
.به محض اينکه اف بي آي وارد بشه ، رسانه همه جا خواهد بود ...دختران من
.اونا مرگ کاپيتان کمپل رو به يک سيرک لعنتي تبديل مي کنند
.ما هر کاري از دستمون بر بياد مي کنيم ، قربان - .مطمئنم اينکارو مي کنيد -
.بزاريد رک باشم . اين دفعه تو روي اين تصميم ميگيري ، پل
تو يک سربازي يا يک پليس؟
.من يک سربازم ، قربان - .من رو اين مسئله حساب باز ميکنم -
.قربان ، من با دخترتون ملاقات داشتم - واقعا؟ کي؟ -
.فقط يک اتفاق بود .ايشون به عوض کردن يک تاير به من کمک کردند
.اون تقريبا همه کاري ميتونست بکنه .مادرش هم همينطوري بود
يک تاير رو تعمير کنه .کلي کيک ليمويي بپزه
.به 5زبان صحبت کنه .زن فوق العاده اي بود
.دو زن فوق العاده
.خيلي حيف شد
...اگر کار ديگري هست که الان از دستمون بر مياد
...فقط
.فقط اون حرومزاده رو پيدا کن - .بله ، قربان -
...قربان
.زماني که براي سربازي ثبت نام کردم کوچيک بودم .اونا منو مستقيم به ويتنام فرستادند
.شما فرمانده من بوديد .شما يک کاپيتان بوديد
.و من خيلي ترسيده بودم
يک روز ، زماني که من در ديدباني بودم .شما رد شديد و ترس را ديديد
"شما گفتيد ، "اهل کجايي؟ ."من گفتم : "بوستون
...شما گفتيد ، "ميدونستيد ديشب بوستون در ششمين بازي
فصل در مقابل سنت لوئيز برنده شد"؟
No comments yet. Be the first to leave one.