Prvních 200 řádků.
تبریک میگم لرنر اولین پروندهات رو حل کردی
ممنون ستوان هیکی خیلی از شما یاد گرفتم قربان
شما میدونستی. مگه نه؟
اگه من جای مایک بودم
ممکن بود همون کاری که اون انجام داد رو بکنم
و راحت بخوابم
این آدمها هرروز زندگیشون رو به خطر میندازن تا عوضیهارو شکار کنن
ما شبها راحت میخوابیم
چون این آدمها با چیزهای زشت سروکله میزنن
تا ما مجبور نباشیم اینکار رو بکنیم
برای همین قوانین مهمن من دنبال حقیقتم
حقیقت اینه که بعضی وقتها دپارتمان از خانواده ات محافظت نمیکنه
بعد از اینکه تو کل زندگیت رو صرف کردی تا از خانواده بقیه محافظت کنی
پلیسها
بیشترشون آدمهای خوبی هستن
مردان و زنان خوب
اما وقتی یه افسر پلیس از جنگ برمیگرده
اونها یه نوع پلیس متفاوتن
زندگیشون، شغلشون
دیگه مثل قبل نمیشه
انجام دادن کاری که باید انجام بشه اهمیت بیشتری پیدا میکنه
و نوع دیگری از جنگ شروع میشه
کجات تیر خورده؟
چطوری میخوایم از اینجا بریم؟
هلی کوپتر خودت چی فکر میکنی؟
بعد از چندسال خدمت
ثورتن و مورن به عنوان نفوذی پلیس مواد مخدر
حین همه گیری کرک در دهه نود به دپارتمان پلیس شهر نیویورک ملحق شدن
اونها اجبارا از شن خوردن به متر کردن خیابونها رسیدن
اونها گاها میتونن خیلی روی مخ باشن
اما هرکجا که میرفتن همیشه میدونستی که با همدیگه ان
فقط مرگ اون دوتا رو جدا میکرد
هی داداش آروم باش فقط یکم خوش میگذرونیم
آدم با جنس خودش نشئه نمیکنه حرومزاده
هی هی. بیا بریم
هی یو. من... دیدمش
همه اون تو تلو تلو میخورن. پز الکی میدن
کلی حرومزاده نشئه و پاتیل هی میرن و میان
چی پوشیده؟
از اون دختره چخبر؟
نم... نمیدونم مرد نمیدونم
یه مزخرف خاکستری، سیاه همچین چیزی
...نمیدونم مرد. من حواسم نبود
ممنون. مراقب باش
اره. باشه
آدممون اونجاست یه رفیق پیششه
آماده هستی؟
یه روز دیگه، یه در دیگه
ورود به روی رهبر مخبر بیان کرده دو مظنون حضور داره
مسلح هستن
شروع کنیم رییس
واحد، منتظر علامت سبز باشید
هی یو پاپی تو خوبی؟
اره خوبم. تو هم خوبی؟ - اره؟ اره -
اهوم - کسی داره؟ -
چی میخوای؟
میخوام روی این بتن بوسه بزنی
اره نیگا. اره بندازش
عوضی بازی درنیار اره وا کن
همراهت چی داری حرومزاده؟ - هیچ گهی ندارم -
دروغ نگو نیگا چی داری؟ ها؟
بهت گفتم هیچی ندارم مرد
این چه گهیه؟ باشه
باشه. حالا دروغ بگو
دستهاتو بذار پشت سرت تکون نخور
گرفتمت
جلو امنه
خیلی خب واحد. وضعیت سبز شد
پلیس! دستها بالا! دستها بالا!
بخواب! بخواب به پشت! همه بخوابید!
باشه باشه!
...این لعنتیها کی
دهنتو ببند! گمشو بیرون!
کجا به این سرعت لاغر مردنی؟
لعنت!
دهنتو ببند!
دهن لعنتیت رو ببند!
این چی داره میگه؟ - داره پز میده که دوست پسرش -
یه پلیس رو کشته - تام تام -
ارزششو نداره اون پلیس کشته پرونده رو لازم داریم
جیمی او؟
آدم تو اوضاعش چطوره؟
یه ریموت آژیر ماشین داره. کلیدی نیست
میخوای امتحانش کنم؟
حتما. آماده ایم
یکی از پلیسهای ما کشته شده
بنیتو بخاطر کشتن پلیس حبس ابد جلو روته
و از ۲۲سالگی این خیلی طول میکشه
اما من پلیس نکشتم
هی. باورت میکنم اما تو اونجا بودی
پس داشتی با رفیقت میچرخیدی
مگه اینکه تو صاحب این باشی
تو خودت رو خوب جلوه میدی با گفتن اینکه
"اره من یه ساقیام"
میدونی؟ "اما پلیس نمیکشم"
و بعدش بهمون میگی رینالدو چیکار کرد
و یه مشکل بزرگ دیگه داری
ما یه عالمه چیز تو آخورت پیدا کردیم
پس ارتباطت رو میخوایم
من نمیخوام مواد بفروشم من بچه دارم
باید به خانوادهام برسم چیزهایی هست که باید انجام بدم مرد
هی مرد. میفهمم چی میگی
من قضاوتت نمیکنم
ما همه هرکاری برای خانوادهامون لازم باشه انجام میدیم
حتی اگه به این معنی باشه کاری که بخاطر اونها درسته
کاملا درست نباشه
اما تو بهشون خیر نمیرسونی اگه ببرنت. درسته؟
پس بهم اسم پلیس کُش و ارتباطت رو بده
و من با دادستانی درستش میکنم
وقتی من میگم کاری انجام میدم
همه چیز رو میسنجم
چایو
کارت خوب بود
هی
بنویس چایو با اون پلیس چیکار کرد
نوشابهای چیزی میخوای؟
یو
چیه؟
تو میخواستی کمکم کنی
حتی با اینکه کار اشتباهی کردم؟
تو این دنیا هر نوعی درست و غلط وجود داره
میدونی، بعضیوقتها باید بخاطر خوبیِ بزرگ، یه کارِ بدِ کوچک بکنی
تو تفنگ یه پلیس مُرده رو داری باتومش دندونت رو شکسته
و نمیخوای هیچی بگی
چی باید بگم؟ من انجامش دادم؟
بنیتو قراره بگه تو انجامش دادی
باشه. خب؟ حالا هرچی
یا شاید یه چیز دیگه هست که بخوای بگی
چیزی نیست. میرم دادگاه شانسم رو امتحان میکنم
دوست دخترت گفت چایو پلیس رو کشته
تو قراره تو زندان بمیری
هی پلیس. ما همه مُردیم. باشه؟
پنج، ده. شاید ۵۰ سال
اما همگی یه موقعی میمیریم
مهم نیست
شما باعث شدید بازی یانکی رو از دست بدم
من اینجام، پیرم و عصبیام
همین الان مجبور بودم به افسر دایره جنایی گوش بدم
که عین جندهی ول دم گوشم گریه میکرد
چون شما بهش در مورد حکم اطلاع ندادید
راستش ما یه خبر از مخبرمون داشتیم
در مورد یه انبار یه مقدار زیاد مواد احتمالا چندتا اسلحه
و قرار بود سریع جابجا شه
اره. یکی از اون چیزها بود
یکی از اون چیزها عقل کل؟
آره - یکی از این چیزها چطوره؟ -
اشتباه کردید یا شکست خوردید
چون بخش جنایی ازم میخواد گزارش شما رو بنویسم
و اگه بخوام با یکی یا جفت اون دلایل جملهای رو شروع کنم
شما دوتا تا وقتی که یه رییسِ خوبِ دیگه بیاد
دیگه تعطیلی به چشم نمیبینید
من دفتر ثبت حکم رو بررسی کردم
اما هیچ استشهادی نیست
پس چیزی که من نمیدونم اینه که بهتون قبل از صدور حکم
در مورد تیرانداز گفته یا نه
رییس مخبر-۴۶۲۲ وضعیتِ مخبر محرمانه داره
که یعنی الزامی نیست
اره. و من نمیتونم با مخبر شما حرف بزنم
پس حرف شما در مقابل دایره جناییه
و شخصا اهمیت نمیدم
ما داریم سعی میکنیم یه پلیس کُش رو بندازیم پشت میلهها
این باید مهمتر از یه تماس تلفنی باشه
اوه. موافقم
اما شما قبل اینکه وارد اونجا بشید
نمیدونستید که اونجا پلیس کُش هست. میدونستید؟
یه خبر دقیقه آخری از مخبر
در مورد یه محموله آماده حرکت بود، پس ما هم رفتیم سراغش
نمیدونستیم تا وقتی که اسلحه و دندون شکسته رو پیدا کردیم
و مشکوک شدیم
رویهی مشخصی هست که باید دنبال بشه
کارآگاه ثورتن ...میدونی، اما، میدونی
من چی میدونم؟ - بله قربان -
...منظورم اینه که - سمت دردسر نرید -
بابا میتونم دستپوش بیسبالت رو نگه دارم؟
بازیکنهای بیسبال بهش میگن "دستکش" نه "دستپوش"
دستکش
من قبل اینکه به نیروی دریایی ملحق شم
دوبار قهرمانی ایالت برنده شدم
که با این چیز قدیمی بازی میکردم
آمادهای توپ بازی کنیم؟ - آره -
خیلی خب مارک
بیا به بابات نشون بده چی تو چنته داری
خیلی خب
آماده؟
دوباره
وهو. دوباره
خوبه
حالا توپ پرسرعت
چیشده بابا؟
هی خوبی؟
آره
باید بری دکتر عزیزم - آره -
یه هفته است اینجوری هستی
مطمئنی حالت خوبه؟
اره خوبم خوبم. خوبم
خوبم. اره - اره؟ باشه -
خیلی خب
آمادهای؟ حالت بگیر
هدف اینه، مامانت نیست
پسر خوب. دوباره - آفرین -
No comments yet. Be the first to leave one.