The Bear

The Bear

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 4

Informace o verzi

The Bear S04E09 1080p WEB H264-SuccessfulCrab[Fa]
Komentář od bezzad

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-07-05
Stažení: 66
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫- سلام ‫- سلام، مامان

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم. خوبم

‫- باشه. برات... ‫- آره، ممنون. مرسی، آم...

‫برای رفتن عجله داری؟

‫نمی‌تونی بیایی داخل بشینی؟

‫- آره، باید برگردم به... ‫- اما...

‫خیلی کوتاه

‫- باشه ‫- خیلی‌خب، عالیه

‫- در رو ببند ‫- باشه

‫- میرم توی آشپزخونه ‫- باشه

‫- سلام، آقای کالینوسکی ‫- سلام، سید

‫اینجا قایم شدی؟

‫آره، کامپیوتر داره ترتیب ‫یه سری وسایل رو میده

‫منم اومدم یه‌کم قدم بزنم

‫درک می‌کنم

‫من...

‫ناامیدت کردم

‫چی؟

‫می‌دونی، اون قضیه‌ی شیر آب

‫آم...

‫متاسفانه قضیه برعکسه، ‫از لحاظ ناامیدن کردن

‫واقعاً می‌خواستم جواب بده

‫هنوزم وقت هست

‫خیلی نه

‫نه

‫می‌دونی، الان داشتم فکر می‌کردم، ‫واقعاً همین الان رو میگم...

‫به چی؟ بهم بگو

‫شغل‌هایی که توی دنیا از همه لذت‌بخش‌ترن،

‫یا حداقل سعی دارن لذت‌بخش باشن، خب؟

‫متاسفانه همه‌شون شغل‌های ‫به درد نخوری هستن، درسته؟

‫رستوران‌ها

‫- سینماها ‫- تئاترها. اَه

‫آره. آخرین برای که رفتی تئاتر ‫کِی بوده، ها؟

‫خب، راستش رو بخوای، ‫آخرین باری که چیزی دیدم،

‫شبیه فضای داخل رستوران بود

‫حرف منم دقیقاً همینه. ‫وقتی برای لذت بردن نمی‌مونه

‫می‌دونی مامانم بازیگر بوده؟

‫- نه بابا؟! ‫- آره، آره، آره

‫می‌دونی، نمایش‌های محلی، ‫بیش‌تر کارهای اجتماعی

‫اما... آره...

‫خاطرات خیلی واضحی ‫از آپارتمانمون دارم

‫از دورانی که خیلی کوچیک بودم

‫و خونه‌مون پر بود ‫از دوست‌های بازیگر و هنرمندش

‫و آدم‌هایی که لباس مخصوص ‫پوشیده بودن، نمی‌دونم. آره

‫- به نظر می‌رسه باحال بوده ‫- اومم

‫الان چیکار می‌کنه؟

‫اوه... هیچی

‫چند وقتی میشه که از دنیا رفته. آره

‫اوه، کِی...

‫- کِی از دنیا رفته؟ ‫- وقتی ۵ سالم بود

‫- گندش بزنن. سید، متاسفم. نه، ببخشید ‫- مشکلی نیست. ممنون

‫دیگه بهتره برگردم داخل

‫باید قاشق‌ها رو جمع کنم

‫خب، ممنون که اومدی ‫بهم سر زدی

‫آره

‫برای من واقعاً باعث خوشحالی بوده...

‫که...

‫بزرگ شدنت رو توی رستوران دیدم، ‫یا هر چیز دیگه‌ای

‫- لازم نیست اینطور بگی ‫- جدی میگم، سید

‫پیشرفت کردنت رو دیدم، می‌دونی

‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چقدر سخته

‫که با وجود برادرزاده‌ی احمق من ‫بتونی پیشرفت کنی

‫توی یه آدم حرفه‌ای سخت‌کوشی

‫و با همه مهربونی، می‌دونی

‫نمی‌دونم اصلاً چرا ‫هنوز اینجا کار می‌کنی

‫باشه. نمی‌دونم منظورت چیه، اما...

‫نه، همیشه فکر می‌کردم ‫توی اولین فرصت از اینجا میری، می‌دونی؟

‫اینجا خیلی به هم ریخته‌ست

‫اشتباه نمی‌کنی، اما... نمی‌دونم

‫اینجام

‫منظور منم همینه. دقیقاً

‫مادرت...

‫خیلی خوشحال میشه ‫که چنین دختری شدی

‫ممنون، عمو

‫اون پشت گرِیپ‌فروتِ خشک هم داری؟

‫آره، آره. چندتایی دارم

‫باشه

‫آه... گندش بزنن. پودر مالت ندارم. ‫میشه بری پایین و بیاری؟

‫- آره ‫- خوبه

‫هی

‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- باید چند جا رو امضا کنی. فراموش کرده بودم

‫همین الان؟

‫آره، وگرنه نمی‌تونم ‫خونه رو بفروشم، رفیق

‫دست‌هات رو بشور

‫اون رو یادته؟

‫- آه... نه. نه، فکر نکنم ‫- نه؟

‫عمو دَن

‫- نه ‫- نه

‫آدم احمقیه. آره

‫اون چی؟

‫- آه... نه ‫- عمو جان

‫اونم آدم احمقیه

‫اون چی؟

‫- آره. فکر کنم می‌شناسمش. آره ‫- آره، یادته؟ آره؟

‫- خاله کری. آره ‫- آره، آره

‫- اونم آدم احمقیه ‫- درسته

‫- وای ‫- می‌دونم، مگه نه؟

‫- اون عموئه؟ ‫- آره، آره، اونم زن اولشه، گِیل

‫آه

‫اونجا خیلی جوونه

‫آره

‫گفت... گفت توی یه کاری ‫داری کمکش میدی

‫آره. آره. دارم کمکش میدم ‫خونه‌ش رو بفروشه

‫- اوه ‫- اوهوم

‫می‌خواد بره کجا؟

‫نمی‌دونم. یه جای کوچیک‌تر

‫- ها ‫- بره توی یه آپارتمان

‫ها

‫ببین چقدر خوش‌تیپم

‫اوهوم

‫توی ایتالیا این عکس رو گرفتم

‫با پدرت رفتم ایتالیا

‫به محض اینکه به ایتالیا رسیدیم ‫با هم دعوامون شد

‫یه دعوای بزرگ کردیم،

‫و تا آخر شب خودم تنها ‫توی ایتالیا پرسه می‌زدم

‫- اومم ‫- آره

‫در نهایت نشستم ‫توی یه کافه و گریه می‌کردم

‫در واقع فکر کنم خونه‌ی یه زنی بود

‫حتماً خیلی قیافه‌م داغون بوده ‫چون خیلی باهام مهربون بود

‫و اون... نه، جدی میگم

‫برام یه لیوان اسپرسو درست کرد، ‫و برام ناهار درست کرد

‫ها

‫فلفل کبابی با یه سس

‫با سس قرمز؟

‫نه، نه. نه، نه، نه، سفید بود

‫خیلی حال به هم زن بود،

‫اما مثل سس مایونز با ماهی بود

‫توناتو

‫توناتو، آره

‫- آره ‫- آره، خیلی خوشمزه بود

‫ولی خیلی حال به هم زن بود

‫اومم

‫آره، دوران خوبی بود

‫درسته

‫طعنه بود

‫اوه. آخیش

‫مامان. مامان. من...

‫چیزی نیست

‫آره، نه، من فقط... نمی...

‫نه، نه. چیزی نیست

‫من... حالم خوبه. چیزی نیست

‫خوبم، کارمن. خوبم

‫باشه. فقط می‌خواستم بیام ‫این وسایل رو بهت بدم

‫نه، می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

‫واقعاً خوشحالم که اینجایی. ‫فقط خیلی استرس دارم

‫چرا استرس داری؟

‫چون بهت فکر می‌کنم

‫به ناتالی و ریچی و همه فکر می‌کنم

‫آره

‫و...

‫آم... میشه...

‫- مامان، من... ‫- نه، نه، نه

‫کارمن، میشه یه لحظه بهم فرصت بدی؟

‫- حتماً ‫- باشه، یه لحظه بهم فرصت بده

‫سریع برمی‌گردم

‫تو بمون همین‌جا. ‫فقط... الان برمی‌گردم

‫خب...

‫- وقتی توی عروسی دیدمت... ‫- آها

‫...بزرگ شده بودی، ‫و تبدیل به چنین مردی شدی

‫می‌دونی؟ و خیلی خوش‌تیپی

‫و برات خوشحالم

‫و من...

‫- می‌دونم یه کارهایی کردم ‫- آره

‫- و اوضاع رو خراب کردم ‫- آره

‫- و خیلی آدم بدی بودم. و... ‫- مامان، مجبور نیستیم درموردش حرف بزنیم

‫کارمن، من خیلی بدجنس بودم

‫و حرف‌هایی که می‌خواستم ‫بهت بزنم رو اینجا نوشتم

‫- حرف‌هات رو نوشتی؟ ‫- می‌خواستم...

‫می‌خواستم بهت بگم ‫که این موضوع‌ها رو می‌دونم،

‫و چنین احساساتی دارم

‫و می‌خواستم بهت... ‫می‌دونی، یه‌کم درمورد خودم حرف بزنم

‫می‌تونم این رو برات بخونم؟

‫- آره ‫- آره، باشه. باشه

‫آم...

‫باشه، یه لحظه صبر کن. ‫فقط یه لحظه بهم... فقط...

‫«سردرگم بودم

‫تنها بودم. ناراحت بودم

‫عصبانی بودم. آدم بدی بودم»

‫«برای بچه‌هام مادر خوبی نبودم

‫به خانواده‌ام بدی کردم

‫مشروب می‌خوردم. ‫جیغ و داد می‌کردم

‫دروغ می‌گفتم

‫و فریاد می‌زدم»

‫و بعدش...

‫و بعدش نوشتم: «متاسفم»...

‫- حدوداً ۲۵ بار ‫- اوهوم

‫چون متاسفم، کارمن

‫خیلی متاسفم

‫واقعاً متاسفم

‫و الان می‌بینم چطور آدمی هستی...

‫- اوهوم ‫- ...و ناتالی چطور آدمیه، و مایکل چطور آدمیه

‫مایکل چطور آدمی بود

‫و مردم حرف‌های خیلی خوبی ‫راجع به تو می‌زنن

‫و بهم میگن چقدر ‫آدم فوق‌العاده‌ای هستی

‫و شنیدم چیکار می‌کنی

‫و می‌دونم که من ناموفق بودم...

More Farsi Persian subtitles for The Bear

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left