Prvních 200 řádků.
"قطار تخت خواب دار"
!لعنتی «فرانسوی»
میشه لطفا پنجره رو ببندید؟ - چی؟ -
میشه لطفا پنجره رو ببندید؟ «فرانسوی»
اوه اینجاست، ببین - کجا؟ -
اینجا، شمارهی ۹
اوه خدای من، از قبل اینجا آدم هست
خب؟
خوابَن - خب قطارِ تختِ خواب داره -
انتظار داری چیکار کنن؟ پینگ پونگ بازی کنن؟
صداتو بیار پایین ببخشید
این کیفا رو میبرم - خب، اینا چی؟ -
چروکیدَشونو برای عروسی نمیخوام
خب، آویزونِش کن بلیط هم چک کن، ببین کدوم تخت برای ماست
باشه - اره -
فقط عجله کن، خب؟ دارم سعی میکنم بخوابم
آره، ببخشید
اینجا برای مسواک زدن روشویی دارن ولی آبِش قهوهایـه
بهش اعتماد ندارم کدومِش برای ماست؟
نمیتونم ببینم - خب این چراغ رو روشن میکنم -
!لس
فکر کنم اون دو تا بالاییِـه ولی یه نفر رو اون یکیـه
اوه، شوخی میکنی
خب، مشکلی نیست ما این دو تارو میگیریم
نه من میخوام برم بالا - لس، شیش سالت نیست -
تنها چیزیه که مشتاقِش بودم
چی، بیشتر از عروسی دخترت؟
بیا بیدارش کنیم - !نه -
همین الانشم مزاحم این آقای محترم شدم
جفتمون میریم رو اون یکی اگه انقدر اصرار داری دلتو بزن به دریا
کریستال میز نیست که، میدونی «کریستال میز : سریالی فانتزی برای سال 1990»
به هرحال واسه چی خواست تو فرانسه عروسی بگیره؟
میتونستیم اتاق پشتیِ رستوران "چیز" رو مجانی بگیریم
چون میخواست تو کوههای فرانسه از خواب بیدار شه، لس
نه توی باغ مشروب فروشی در بری «بری : شهر کوچیکی در انگلیس»
بساطِ خورد و خوراک خوبی راه مینداختن
و یه هنرمندی هم برای شب داشتن که بیاد
اینجا هم بساط خوبی داره
تو تویِ فرانسهای، پایتخت آشپزی جهان
آره خب، من پای قورباغه نمیخورم
راجع به اون خفه شو، خودت آلت خرچنگ خوردی
چی؟ - خودت آلت خرچنگ خوردی توی مشروب فروشی -
اون کرب استیکـه، احمق آلت خرچنگ چیه دیگه «کرب استیک : نوعی غذا و تلفظش شبیه با آلت خرچنگه»
خب، نمیدونم فکر کردم که بزرگَن
میشه ساکت شید لطفا؟
ببخشید عزیزم، فقط داریم خودمونو جمع و جور میکنیم
آره نه
منم همینطور عشقم کاملا بویِ گند میدم
از شهرِ پراگ تا الان حموم نرفتم
البته نه صبر کن
عالیه. ببخشید، کسی میدونه تو چه کشوری هستیم؟
تویِ فرانسه هستی، عزیزم
اوه خدای من، تو فرانسهایم
چه بلایی سر اتریش اومد؟ آره، درسته
صبر کن ، صبر کن میرم تو راهرو
آره من توی کوپهام
نه، مثلِ اتاقـه آره
مثل یه هتلِ چرخ داره ...خیلی ریده. نه
میشه در رو ببندید لطفا؟ ببخشید؟ ببخشید؟
مضحکِه
زودباش، بیا لباسامونو دربیاریم
آره
تو... چیکار میکنی؟ ...داری پارَش میکنی... من نمیتونم
هیس - خب، دارم سعی میکنم کمک کنم -
هیس
چیکار میکنی سرِتو بیار بیرون
ببخشید، ولی مجبوریم بیدارِش کنیم
!نه - !جا نیست -
هی ببخشید
شما تو تخت ما هستید - ها؟ -
شما تو تختِ زن من هستید
آره - آره. مشکلی نداره؟ -
آره چرا که نه، بیا «فرانسوی»
اوه، نه، نه، نه، نه با شما که نه شما باید برید پایین
خب، به نظر خوب میرسه، آره «فرانسوی»
بهش ایده نده ...نه، اینجا
۹دی «شمارهی تختِ بلیطِشون»
۹دی
!تو تختِ اشتباه خوابیدی، باید تکون بخوری - چرا باید اینکار رو براشون بکنم؟ - «فرانسوی»
!چون بلیطِشو دارن - اونوقت چه فرقی داره من همین الانشم اینجا خوابیدم - «فرانسوی»
!چون نمیتونم بخوابم الان «فرانسوی»
جنگ جهانیِ سوم راه انداختیم اینجا
هی، حواسِت به اون لباسا باشه رفیق
!لباسها، نادون - !لس -
خب، نگاش کن پیرمردِ بربر
ممنون، آقا نمیخوایم دعوا درست کنیم
ولی بهتره بهش رسیدگی کنیم
ببینید، من یه مصاحبه دارم فردا صبح
ما 8 ساعت و 42 دقیقه وقت داریم
تا قبل اینکه به "بورگ سینت موریس" برسیم «بخشی در فرانسه»
ترجیح میدم اکثرِ اون زمان رو صرف خوابیدن کنم
آره ما هم همینطور، ببخشید زود باش لس، تکون بخور
اوه چرا من باید برم توش همش عرقی و وحشتناکـه
آقای محترم بهت گفت داره سعی میکنه بخوابه
ولی اول این لباسارو آویزون میکنم، باشه؟
هی، هی، هی اینا برای عروسی دخترمونه
گورتو گم کن «فرانسوی»
!کثافت
!اوه خواهش میکنم
دیگه ساکت میشم
بویِ گند میده
شب بخیر - شب بخیر -
!لس - میدونم ، آلارمِ سفرمِه -
خاموشش کن
فقط 30 ثانیه طول میکشه، الان تموم میشه
زیاد طول نمیکشه
!لس
گفتم بهت
همین پایینه
عالیه
در واقع از واگن درجه اول هم بهتره اینجا
واقعا؟
آره، به واقعیت بیشتر نزدیکه میفهمی چی میگم؟
بیا
درواقع منو یاد هتلی که تو "پنوکت" مونده بودم میندازه «پوکت: جزیرهای در تایلند»
دستشوییا حال بهم زن بودن - همهی این لعنتیا رو دوست دارم -
هند رفتی؟ - اوه، آره، عالی بود -
هپاتیت گرفتم - واقعا؟ نوع اول یا دوم؟ -
فقط اول
ولی باز دوستم "کلم" تیفوئید گرفت تو بمبئی
پدر و مادرش مجبور شدن به اورژانس هوایی پول بدن تا بیارنش بیرون
شبیه فیلم "کیلینگ فیلدز" بود «فیلمی درام و جنگی مربوط به ۱۹۸۴»
لعنتی، حالش خوب بود؟ - آره، نزدیک 3 پوند لاغر شد - «تقریبا ۱.۳۶ کیلوگرم»
خوشحال بود، یکم اضافه وزن داشت
خب، تو اروپا تحت تاثیر چه چیزایی قرار گرفتی؟
فقط عاشق تاریخ و بناها و اینجور چیزاش شدم
چیا دیدی؟ - اونی که تو بلژیکـه اسمش چی بود؟ -
همون پسر کوچولوئـه که دودولش زده بیرون؟
"له منکن پی"
"طراحی شده توسط "هرونیموس دیکوسنی در سال 1688، فکر کنم
آره، از نرده بالا رفتم و یه طوری عکس گرفتم که انگار داره تو دهنم میشاشه
وای خیلی خبیثی عاشقتم
خب، اگه کسی به من دستمال توالت بده متعلق به همه میشم
احتمالات زیادی برای این بیانیه وجود داره
اوه لعنتی، همش یادم میره اینجا آدم هست
بریم واگنِ تو؟ - نه، درواقع اینجا بهتره -
آره، حال میده
از اون موقعی که تو اومدی
سس باربیکیو
خب، مردها رو کشور به کشور چطور دیدی؟
نه اینکه بگم جندهای یا شایدم هستی، نمیدونم؟
نه، هستم. میتونستی بگی، راه زیادی رو اومدم
اوه، باشه، کی بهتره به نظرت؟ - خب، بستگی داره -
که آیا توی باتلاق های خیس هستیم یا بیابونی خشک
درواقع بیابونی از اروپا یادم نمیاد، به جز "تبرناز" در اسپانیا
نه، منظورم پوزیشن سکس بود
درسته، خوبه
یه پا جهانگرد هستی برای خودت؟
...خب، من میتونم یکم ماجراجو باشم
"گشتن تو تونلها و عابرپیادههای "دربی شایر احتمالا هیجان انگیز بوده
خب، پس عادت داشتی بری تو عمق، نه؟
بستگی داره چقدر غار مانند داریم حرف میزنیم
کمربندتو ببند، قراره سواریِ پر برامدگیای باشه
اوه، خدای من - چیشده؟ -
اون مُرده
یکی چراغو روشن کنه
موضوع چیه؟ تو کی هستی؟
...من... من یه نوشیدنی قبل خواب داشتم با ببخشید اسمتو یادم رفت
شونا - شونا -
تا موقعی که این آقا از آسمون افتاد زمین
از سر راهم برید کنار من دکترم
چه اتفاقی افتاده؟ رسیدیم؟ - این مرد از تختش افتاد - «فرانسوی»
فکر کردم خیلی ساکتـه
حالش خوبه، رفیق؟
اون مُرده
لعنتی
به نظر میاد زخم یا تاولی روی صورتش داره
...که ممکنه بیماریِ سرخ باد - اوه خدای من، ببخشید. نه این مال منِه -
برش میدارم برای بعد
امیدوار باشیم ازش استفاده کنم، نه؟
چیکار کنیم؟ - میرم یه نگهبان پیدا کنم -
همه اینجا بمونن نذارید کسی بره یا بیاد
یا خدا، حالت تهوع دارم «فرانسوی»
چی گفت؟ - نمیدونم، حتما یه چیزی راجع به شِرِک -
فکر میکردم که یکم سبز شدهها
اوه، وحشتناک بود. بهم داشت با اون چشای سبز خالی از احساسش زل میزد
ببخشید، فقط قیافهایه که تو سکس میگیرم
میخوای بیای بالا عزیزم، که دور از اون باشی؟
آره، مرسی
...درسته، خب، من بهتره برگردم به قسمت فرست کلاس، پس «فرست کلاس: درجه یک»
هی، هی. صبر کن رفیق صبر کن
اون رفیقمون گفت باید صبر کنیم تا نگهبان بیاد
...اوه، من فقط نمیخوام توی دردسر شارلی؟
شونا - شونا. شونا رو توی هیچ دردسری بندازم -
ور رفتن نصف شبی، و اینجور چیزا
داشتید اینکارو میکردید؟ تو یه اتاقِ پر از آدم؟
مطمئنم تو اون مدت داشتید میخوابیدید
راجع به این مطمئن باش کث
هی، داری چیکار میکنی؟ هی هی، موضوع چیه رفیق؟
دارم سعی میکنم پاسپورتشو پیدا کنم «فرانسوی»
دستِت رو بکش بیرون ازش
باید پدربزرگ بوده باشه «فرانسوی»
اوه اون نوه داشت، ببین
خانواده ی بیچارش حتی خبر ندارن هنوز
هی، ما شبیه اون بچهها تو فیلم "کنارم بمون" هستیم مثل کاری که "ریور فینیکس" کرد
فیلم خوبی بود
نتونستم کسی رو پیدا کنم، همه ی واگنها بسته بودن
هیچوقت کنارت نیستن وقتی نیازشون داری، نه؟
باید یکی باشه، فیلم "قطار فراری" نیست که
من یه پیشنهاد دارم، چرا از این هشدار استفاده نکنیم؟ - شاید ضروری نیست - «فرانسوی»
No comments yet. Be the first to leave one.