FROM

FROM

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

From S03E08 Thresholds 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Komentář od HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tagy

webdl
professional_translation
Zveřejněno: 2024-11-10
Stažení: 374
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 191 řádků.

‫« آنـچـه گـذشـت »

‫چش شده؟

‫- چه اتفاقی برات افتاد؟ ‫- منظورت چیه؟

‫از وقتی خواب رفتی ‫و چشمات کاملاً سفید شد

‫فرق کردی

‫توام حسش می‌کنی؟

‫بهتره بریم

‫حسش می‌کنی

‫آره می‌کنی

‫قضیه چیه؟

‫فکر من بود ‫نیاز داشت بیاد اینجا

‫مامان وقتی بچه بود ‫اینجا رو دیده بوده

‫شاید بخشی از وجودت باشه ‫که بدجوری دلش می‌خواد

‫تمام این قضایا با عقلت جور دربیاد

‫یه کابوس عادی نبود، جیم

‫خوابی بود که ماه‌ها می‌دیدم

‫میراندا گفت انتخاب شده بوده

‫اگر تقدیر این بوده که بیای اینجا

‫پس درهرصورت

‫به اون درخت توی جاده برمی‌خوردی

‫یه چیزایی می‌دونه

‫یه بار شنیدم داشت برای کریستوفر ‫یه داستان در مورد اینجا تعریف می‌کرد

‫مجبورش می‌کنیم دوباره تعریفش کنه

‫میشه برم توی زیرزمینت؟

‫می‌خوام این یه رازی رو بهم بگه

‫کمکم کن، الجین ‫می‌تونم همه‌تون رو نجات بدم

‫واقعاً همینجا اتفاق میفته؟

‫هرچی درونمه، داره قوی‌تر میشه

‫ویارهام دارن قوی‌تر میشن

‫- تمام مدت عصبانیم ‫- چیزی نیست

‫فاطیما، همه‌چی درست میشه

‫گفتم برو!

‫کمک!

‫من چیکار کردم؟ من چیکار کردم؟

‫بجنب

‫بگیر بشین

‫بگیر بشین. بهم بگو چی شد

‫توی گلخونه بودیم

‫داشتم...

‫و دیگه نمی‌خواستم اون چیزای فاسد رو بخورم

‫تیلی اومد داخل ‫و داشت سعی می‌کرد بهم کمک کنه

‫و موجی از عصبانیت وجودمو فرا گرفت ‫یه خشم عجیبی بود

‫انگار این چیزی که درونمه

‫داشت...

‫انگار اونجا بودم، ولی نبودم

‫و حس کردم دستم دراز شد ‫تا قیچی باغبانی رو برداره

‫و نتونستم جلوشو بگیرم

‫نمی‌خواستم این‌کارو بکنم ‫کاری از دستم برنمیومد

‫خب، این‌کارو می‌کنیم

‫امشب همینجا می‌مونی

‫و صبح که شد

‫الیس و من دنبال بهترین روش برای...

‫فکر می‌کنیم ببینیم چطور می‌تونیم پیش بریم

‫هیچ راهی نیست

‫هی. منو نگاه کن

‫تو عضو خانوادمی

‫و اون اتفاقی که افتاد

‫یه راهی برای حل کردنش پیدا می‌کنیم

‫باشه؟

‫فاطیما

‫باشه؟

‫باشه

‫خیلی‌خب

‫اگر نیاز داشتی چیزی بخوری...

‫نه، نه، نه، نه. لطفاً ببرش

‫ببین، هر اتفاقی داره برات میفته...

‫ببرش!

‫نمی‌خوام از این بدتر بشه ‫پس، اگر نیاز داری بخوری، بخور

‫پس تیلی چی؟

‫آخه... همونجا ولش کردم

‫- همونجا ولش کردم ‫- خیلی‌خب

‫- خدایا، همونجا ولش کردم ‫- گوش کن چی میگم، گوش کن

‫باید بذاریم یکی پیداش کنه

‫خدایا

‫نه، نه، نه، نه. می‌دونم. هی ‫منو نگاه کن، منو نگاه کن

‫ببین، ازت می‌خوام الان قوی باشی، باشه؟

‫نیاز دارم... الیس نیاز داره قوی باشی

‫لطفاً

‫آفرین

‫خیلی‌خب

‫خب، هوا داره تاریک میشه

‫هرچیم شد، در رو باز نکن

‫خیلی‌خب

‫چیزیمون نمیشه

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫میگما...

‫بعداً میام پیشتون

‫هی، ایتن، ایتن...

‫کیه؟

‫خیلی‌خب

‫کیه؟

‫سلام. شرمنده

‫تو کدوم خری هستی؟

‫شرمنده، من "هنری کاوانا" هستم

‫احتمالاً پسرم رو می‌شناسی، ویکتور

‫آها

‫آره. خوشبختم

‫همچنین...

‫خب...

‫عجب بند و بساطی داری

‫به جایی هم رسیدی؟

‫نه، نه چندان

‫اشکالی نداره یه لیوان برای خودم بریزم؟

‫راحت باش

‫نوش

‫کمک لازم داریم!

‫کمک! یکی بیاد کمک!

‫یکی بره دانا رو بیاره!

‫چیه؟

‫"تیلی"ـه!

‫گندش بزنن

‫دارم میرم خونه

‫کریستی یا ماریل رو ندیدی؟

‫- نه ‫- میشه جای من

‫بابت اینکه گذاشتن دیشب بمونم ‫ازشون تشکر کنی؟

‫نمی‌خوای از من تشکر کنی؟

‫ممنون، رندال

‫که اجازه دادی جایی بمونم

‫که ماریل و کریستی اجازه دادن بمونی

‫خواهش میشه

‫اوه، بهتره برگردیم

‫برگردیم همونجا، هرجایی که هست ‫بهتره برگردیم

‫و یه نگاهی بهش بندازیم

‫چیه؟

‫خب، معمولاً...

‫کافیه جایی باعث بشه ‫مو به تنم سیخ بشه

‫تا دیگه نزدیکش نشم

‫آره، ولی جفتمون حسش کردیم. مگه نه؟

‫اگر بتونه، مثلاً...

‫نمی‌دونم والا، کمکمون کنه...

‫و اگر بدترش کرد چی؟

‫ها؟

‫ببین

‫اینجا هیچی نیست که بخواد کمکمون کنه

‫خب؟ هیچی

‫پس نزدیک اون خراب‌شده نشو

‫باشه؟

‫یادت نره چی گفتم. اگر کسی پرسید

‫تو و فاطیما دیشب پیش من بودین. باشه؟

‫اگر حقیقت رو بهشون بگیم

‫و توضیح بدیم چی شده چی؟

‫- الیس... ‫- بگیم تقصیرش نبوده

‫می‌دونم. می‌دونم

‫شاید بعضی‌هاشون درک کنن

‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم با توضیح دادن حلش کنیم

‫می‌ذارنش توی قفس!

‫ نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته ‫ منو ببین

‫نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته ‫خودتو جمع و جور کن

‫برو داخل، برو بالا توی اتاقتون

‫یه سری وسایل بذار توی کیف ‫چیزای زیادی برندار

‫فقط در حدی باشه که دو روز

‫توی کلبه بمونه

‫- تو می‌خوای چیکار کنی؟ ‫- می‌خوام...

‫- بوید! ‫- یکم زمان برای خودمون بخرم. سلام!

‫سلام، یه چیزی پیدا کردیم

‫کسی چیزی ندیده؟

‫نه، نه تا جایی که...

‫نه تا جایی که فعلاً شنیدیم

‫نمی‌دونین کی این اتفاق افتاده؟

‫ممکنه امروز صبح بوده باشه ‫ممکنه دیشب بوده باشه

‫بخاطر برف و اینا

‫ افراد زیادی نمیان اینجا

‫اون چیزایی که شب‌ها میان

‫گمونم از قیچی باغبانی استفاده نمی‌کنن؟

‫نه

‫باید با تمام ساکنین خونه صحبت کنیم

‫بوید؟

‫آره، فکر خوبیه

‫با مردم صحبت کنین

‫من و الیس میریم جاده رو بگردیم

‫جاده رو بگردین؟

‫ممکنه کار افرادی باشه که می‌شناسیم

‫یا افرادی که نمی‌شناسیم

‫باید احتمال اینکه

‫افراد جدیدی دیروز اومدن

‫ولی خبردار نشدیم رو رد کنیم

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫خیلی‌خب. میگما...

‫می‌دونم معاون من نیستی، ولی...

‫باشه، حله، حواسم هست

‫بازجویی‌ها رو شروع می‌کنیم

‫باشه

‫میگما، کلانتر؟

‫کدورتی بین‌مون نیست؟

‫بریم ببینیم کار کی بوده

‫سلام، خوبی؟

‫باید با سارا صحبت کنیم

‫- کار اون نبوده ‫- تو از کجا مطمئنی؟

‫و من تنها کسی نیستم ‫که به اون مشکوک میشه

‫اگر فکر نمی‌کنی کار اون بوده، باشه

‫پس فقط باید بریم

More Farsi Persian subtitles for FROM

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left