Narco-Saints (수리남) - First Season

Narco-Saints (수리남) - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Narco-Saints S01E01
Komentář od moonriverteam1
All.Vers NF تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/

Tagy

other
Zveřejněno: 2022-09-09
Stažení: 11
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

این سریال بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است

اما شخصیت ها و رویدادها به هدف دراماتیک شدن داستان، بازطراحی شده اند

(مرز سورینام (2009

کشوری به اسم سورینام میشناسی؟

احتمالا نه

یه کشور کوچیک آمریکای جنوبی ... که درست در شمال برزیل

با جمعیت 500هزار نفر، قرار گرفته

یک کشور با چندین نژاد و چندین زبان مختلف که نیمی از این سرزمین، جنگل می باشد

و بیش از نیمی از جمعیت آن، درگیر تجارت مواد مخدر هستن

کره ای ها تو همچین جایی، چیکار میکنن؟

داستانی که میخوام الان تعریف کنم همین داستانه

شاید باورش سخت باشه ولی میخوام همه چیز رو باهاتون در میون بزارم

چیزیه که از نزدیک، تجربه اش کردم

البته خیلی از شماها، صحت ادعاهای منو، زیر سوال می برید

قبل از اینکه نتیجه گیری کنین خوب بهم گوش کنین

نارکوی مقدس -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns

تلگرام و اینستاگرام -❤@moonriverteam_sns ❤-

در سال 1968، سالی که من متولد شدم

پدرم داوطلبانه، عازم جنگ ویتنام شد

و برای 5سال، تو جنگلها جنگید

تا وقتی که بالاخره آمریکایی ها عقب کشیدن و جنگ، به پایان رسید

دونگ دوچون، یانگ جو کره

و پدرم با یه پای لنگ، از جنگ به خونه برگشت

پدرم درست یه روز بعد از بازگشتش به خونه شروع به کار کردن کرد

تو تنها عکسی که میتونستم چهره شو به درستی ببینم

یه تفنگ خیلی بزرگ، دستش گرفته بود

مونده بودم تو اون کشور دور، چیکار می کرده

و اون تفنگ بزرگ رو، واسه چی نیاز داشته

ولی به دلایلی، خیلی میترسیدم ازش بپرسم

حدود سی سال برام طول کشید تا تونستم اینا رو بفهمم

تو راهنمایی، جودو رو به توصیه معلمم شروع کردم

این کارو کردم چون میتونستم برم مدرسه و رایگان، غذا بخورم

محکم بگیرش

!فقط رو پاها، تمرکز کن

!آره همینه

وقتی جودو رو شروع کردم، 14سالم بود

!کانگ این گو

همون موقع بود که مادرم، فوت شد

ماست

در نیمه های یه شب زمستونی در حالی که داشت ماست تحویل میداد، از حال رفت

و سه ساعت طول کشیده بود که یکی پیداش کنه

من و خواهر برادرهای کوچکترم یه جوری گریه می کردیم انگار تمومی نداره

ولی پدرم، حتی یه قطره اشک هم نریخت

...همینطوری بدون یه کلمه، ترشی سفره ماهی میخورد

و جرعه جرعه سوجو، تو گلوش می ریخت

آره، پدرم بیشتر از هر چیزی ترشی سفره ماهی دوست داشت

اون ما سه تا رو با تحویل سیمان، بزرگ کرد

اون به مدت شش سال، روزی 20ساعت رانندگی می کرد

ولی پدرم فقط همینقدر تونست طاقت بیاره

اون موقع بود فهمیدم که چرا نمیتونست تو مراسم ختم مادرم، اشک بریزه

...بار بدهی، و واقعیت زندگی

هر چی احساس غم و اندوه تو اون لحظه بود رو، در هم می شکست

باید یه جوری خرج زندگی رو در می آوردم

برای همین بالای کوه سویو به کوهنوردا، ماکگولی میفروختم

بفرمایین

و شب ها، تو یه بار کارئوکه کار میکردم

شب خوبی داشته باشین، قربان

فقط همینقدر میتونی بنوشی؟- !هی، بیا بازم مشروب بخور-

اینطور خیلی چیزا که تو مدرسه نمیتونی یاد بگیری رو، یاد گرفتم

ممنونم، قربان

امیدوارم از باقی شب، لذت ببرین قربان

لطفا اینجا پارک نکنید

چون به سختی تو خونه بودم خونه ام همیشه به هم ریخته بود

هوی عوضیا، خونه رو تمیز کنین خب

فهمیدم دیگه نمیتونم تنهایی اینطوری ادامه بدم

برای همین به دخترایی که میگفتن دوستم دارن، زنگ زدم

سلام، این گو هستم حال و احوالت خوبه؟

...آره، فقط میخواستم زنگ بزنم یه خواهشی

...خب

باهام ازدواج میکنی؟

!نه، شوخی نمیکنم

قبل اینکه زنگ بزنم، خیلی بهش فکر کردم

پول؟ -❤@moonriverteam_sns ❤-

منظورم اینه، خب میتونیم از حالا شروع به پول جمع کردن کنیم

میدونی بزرگترا همیشه چی میگن همین که ازدواج کنی، میتونی پول جمع کنی

خونه؟

بیخیال، زن

همین که پول جمع کنیم، میتونیم خونه بخریم خب

این همه سوال واسه چیه ؟

آپارتمان؟

هی، آپارتمان یکمی زیادی نیست؟

نمیخوای قطع کنی بیخیال حرفی که زدم، خداحافظ

وقتی بهشون پیشنهاد ازدواج می دادم همشون شوکه میشدن

ولی بعد، یه زن گفت باید بریم دنبالش و با همه وسایلش، اومد خونه

پانسیون

این دفعه، من شوکه شدم

داماد کانگ این گو عروس پارک هه جین

کلیسای جه ایل

همسرم، زندگیمو باثبات کرد

وقتی که خواهر و برادرام از دبیرستان فارغ التحصیل شدن، زندگی یکم آسونتر شد

و در همین حین، بچه های خودم به دنیا اومدن

ولی درآمدم واسه سیرکردن دو تا شکم دیگه، کافی نبود

تعمیرکاری ماشین رو یادگرفتم

و یه گاراژ جلوی پایگاه نظامی آمریکا تو دونگ دوچون، باز کردم

به لطف رفقایی که باهاشون جودو کار کرده بودم

تونستم تحویل غذای پایگاه نظامی آمریکا رو هم بگیرم

و واسه زنده موندن، مجبور شدم انگلیسی یاد بگیرم

تو بار، تونستم مدیر بشم و از مشتریا کمیسیون بگیرم

و در نهایت، اونجا رو خریدم

!واو- !وای-

تونستم یه خونه اقساطی بخرم هر چند مجبور شدم یه وام سنگین بگیرم

ریاضی100/100

رتبه چهارم، امتحانات نهایی کره ای کانگ هیونگ جو100/100

بچه بزرگم، عین خودم باهوش بود

تمام مدت، سخت تلاش میکرد

!بابا- ها؟-

میتونم فردا برم بار کارئوکی ـت؟

بار کارئوکی بابایی، فقط مال سربازای آمریکاییه

برای اینکه بتونی بیای توش باید شهروند آمریکا بشی

فکر میکردم دیگه واسه بقیه زندگیم همه چی رو آماده کردم

ولی نمیدونستم تا کی زندگیم با اون آرامش، ادامه پیدا میکنه

سیر - گوچوجانگ -❤@moonriverteam_sns ❤-

زندگی همچنان برام سخت میگذشت

هی، اینجا مال توئه ؟

!اگه نمیخوای کار کنی، در اینجا رو تخته کن

!بچه ها رو خبر کن- !من نشونتون میدم-

پدر و مادرم هم اینطوری زندگی کردن

هیچ وقت واسه یه غذای خوب ما رو نبردن بیرون

تنها کاری که کردن این بود که ...تا لحظه مرگشون

واسه گذران زندگی، تلاش کردن

چه فایده ای داره فقط برای زنده موندن، زندگی کنیم؟

میدونستم که نباید بزارم بچه‌هام مثل من زندگی کنن

باید یه چیزی تغییر میکرد

فرصت های شغلی

بزار ببینم

!این گو

ای خدای من

من از یه سفر دور دنیا برگشتم و نمیتونم یه سلام درست و حسابی بکنی بهم؟

این عوضیو ببینا

فکر کردم ماهی می فروختی نه اینکه خمیر سویا به موهایت بزنی

چطور دستگیر نشدی؟

لعنتی، تو آخه چی حالیته؟ تو توی این شبه جزیره کوچیک گیر افتادی

!این دقیقاً آخرین مد توی شینجوکوئه، مردک

هی، اینم واسه زن و بچه هاته

وای، شرط می بندم که میتونم از این مواد چندتا پارچه کهنه در بیارم

کهنه پارچه گل گلی، هان؟

خیلی بی مزه ای، مرد

فقط ببرش خونه واسه زنت ببینتش دیوونه اش میشه

بیا و شونه هامو ماساژ بده دردش داره منو میکشه

صبر کن

این مادربزرگ کیه؟ - چی؟-

!هی، یواش تر بابا

خانم، لطفاً بدن اونگ سو رو ترک کن - !هی! لعنتی -

!لطفا بدنشو ترک کن

خوشت میاد عوضی؟

!اینم سامهاپ ـتون، نوش جان - ممنون -

میخوای سوپ گرم بشه؟ - خوشمزه اس -

توی کلاس نهم، پدرم فوت کرد، و همه چیز برای ما سخت شد

منم نرفتم دبیرستان، میدونی؟

چون پایین ترین نمراتو داشتی نمیتونستی بری

!باید درست بگیش، پسر جون

به هر حال، دبیرستانو ول کردم و شروع کردم به یادگیری همه چی درباره حمل و نقل دریایی

بعد از 20 سال کار روی اون کشتیا

هنوزم به سختی میتونم زندگی بچه ـمو تامین کنم توام همینطوری دیگه، مگه نه؟

من و تو، واسه پول در آوردن به هر کاری دست زدیم

زندگی همه همینه خب فقط مال من اینطوری نیست که

یادت هست وقتی جودو رو کنار گذاشتی به من چی گفتی؟

گفتی باید یه کاری بکنی و الا زندگیت به گند کشیده میشه، ها؟

اما بعد اینکه خودتو پاره کردی تو زندگی، چی دستتو گرفته؟ ها؟

حداقلش یه آپارتمان قسطی خریدم، مرتیکه

!خر خدا، اونجا مال تو نیست، مال بانکه

به سختی میتونی بدهیاتو پرداخت کنی

هی اگه همینجوری به زندگیمون ادامه بدیم واقعا اوضاعمون بهم میریزه

پاره میشیم تا بدهیمونو صاف کنیم

داری به طرز عجیبی حرف مفت میزنی

چی میخوای بگی بهم؟

این سفره ماهی که داری میدی پایین

میدونستی که 99درصدش از شیلی میاد؟

اونا قبل از فروشش بهش برچسب "داخلی" میزنن

و این چیزا، اصلا ارزون نیست پسر

شنیدم این روزا اجناس وارداتی از شیلی هم خیلی گرونن

الان موضوع ماهی چیه؟ منظورت از این حرفا چیه؟

چیزی که میگم اینه

اگه این سفره ماهیا رو ...رو رایگان بیاری و

اینجا توی کره بفروشیش چه اتفاقی میوفته؟

هی، اگه به همین راحتی بود، تا الآن یکی دیگه این کارو کرده بود

عین چاپ اسکناسه

حالا کی بهت سفره ماهی مفتی میده ؟ !حتماً خل شدی

یه کشوری هست که هیچ کسی توش، سفره ماهی نمیخوره و همشو میریزن دور

و فقط من در این مورد خبر دارم

تا حالا اسم "سورینام" به گوشت خورده؟

سورینام؟ چیه، کشوره؟

دیدی؟ هیچ کس ازش خبر نداره. هی

من 20ساله دارم رو کشتی زندگی میکنم

و اوایل امسال، برای اولین بار گذرم به اونجا افتاد

اینو ببین

یه کشو کوچولو، بالای برزیله

کل جمعیتش فقط500هزار نفره

و خط ساحلیش پر از سفره ماهی ـه

اما معلوم شد که این افراد فکر می‌کنن که سفره ماهی ها

عجیب به نظر می‌رسن و بلا نسبت بلا نسبت بو عن میدن

واسه همین، همینطور میریزنشون دور

از سرپرست ماهیگیری پرسیدم از همین پیرمرد بی دندون اینجا

گفتش، حاضره همشو با یه قیمت پایین، بفروشه

خب، فکرشو بکن اگه بتونی همه این ...سفره ماهیا رو برداری بیاری

اینجا توی کره، بفروشی فکر می کنی چه اتفاقی میوفته؟

این واقعیه؟

حتما باید بخوری تا فرق شکلات و کثافت رو تشخیص بدی؟

میتونی باهام تا سورینام بیای

نه، حتی فکرشم نکن

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left