Prvních 200 řádků.
آنچه در "کوانتیکو" گذشت
پس انتخاب کردی که مزرعه رو ترک کنی؟
باید خیلی به خودتون افتخار کنین، تعداد کمی تا اینجا پیش میان
ایمیل های لیدیا رو هک کردم
اون به خاطر کاری که با الیوت کرده، مستحق تاوانه
دوستت که مرد، اسمش چی بود؟
اسمش الیوت بود
از وقتی که کارلی رو دیدم، فهمیدم تو چی هستی
تو اینجایی تا منو اغوا کنی
تو کارلی هستی، مگه نه؟ دوست سباستین؟
بله، درسته من یه قاتل نیستم
تو یه بار تقریباً منو کشتی
شماها عضو "اف بی آی" هستین، هر دوتون
مشکلی نیست، مجبور نیستی حرف بزنی ولی مجبوری منو ببینی
تا یه ساعت دیگه کارم تمومه
الان مدرکی دارم که لئون والاس به هدفمون وفادار نیست
اون توی این هفته، از دور خارج میشه
اریک بویر یه تونل خدمات رو
از تموم نقشه های دیجیتالی این شهر، خارج کرد
محض احتیاط برای موقعی که، نیاز به یه راه خروج داشتن
یه چیزی درست نیست، افراد اینجا، بیش تر از اونیه
که قبلاً بود دارن خودشون رو قاطی جمعیت می کنن
اونا بین ما هستن خیلی خب، همه گوششون با من
داریم از این ساختمون خارج میشیم
بریم
خیلی خب الکس، حالا چی؟
نجات گروگان ها، قراره
هر لحظه، با نفوذ به محدوده دفاعی انجام بشه
معنیش اینه که، اونا ما رو نجات میدن
خب، "اف بی آی" به این نتیجه رسیده
که تموم کسانی که توی محدوده دفاعین
تروریست های بالقوه ای هستن که تغییر قیافه دادن
اونا انتظار دارن که ما، مسلح به کمربندهای انتحاری باشیم
اونا دارن با دستور آتش به اختیار، میان
که این یعنی، شلیک به محض دیدن
باشه، خب حالا ممکنه بریم سراغ قسمتی که
بهمون میگی چطوری اونایی که می خوان بدون معطلی دخلمون رو بیارن، رد کنیم
خب، یه تونل اینجاست که کسی درباره اش نمی دونه
زیر ساختمونه و به خارج از محدوده دفاعی میره
الان میریم اونجا، با همدیگه میریم اونجا
یا همینجا می مونیم و شانسمون رو امتحان می کنیم
خیلی هم خوب، دست توی دست همدیگه و با خوشحالی قدم بیرون می ذاریم
و اجازه میدیم تروریست ها فرار کنن
نه، اونا منو شکنجه کردن و لیز رو کشتن
اونا لیز رو کشتن، چون به این کشور خیانت کرده بود
یه مامور سرکش "سی آی ای"، که مرتبط با توطئه
ضربه زدن به ایالات متحده بود
خب، پس هر کس دیگه ای که کشته شده، تروریست بوده
آره؟ و تو از کجا می دونی؟
می دونم، چون بهشون کمک کردم پیداشون کنن
فهمیدن اینکه، کی شورشیه
و کی بی گناهه، کار من بود
فقط نمی دونستم که می کشنشون
هنوزم اینجا شورشیانی هستن که لازمه پیداشون کنی؟
بله، نمی دونم کی اند یا چند نفرن
ولی می دونم چطوری پیداشون کنم
و اگه موفق بشیم از اینجا زنده خارج بشیم، این کاریه که انجام میدم
دنبالم بیایین
در حال حاضر باید به تونل برسیم
خیلی خب، این یکی خیلی جالبه
به این ایمیلش نگاه کن
کیا رو برای "ای آی سی" استخدام کرده و چرا
با این وجود، هنوزم نمی دونیم اینا رو برای کی می نوشته
الکس پریش، به عنوان پشتیبان انتخاب شده
اون فداکار، قوی و یه رهبر واقعیه
ولی توی مناطق مبهم و نامعین، ناراحت و موذبه
حقیقتاً چرا دارم پول روانپزشک میدم؟
به همین دلیله تو رو، توی حلقه داخلی نبردن
تموم اینا ،درست جلوی چشمام انجام شدن
لیدیا می دونسته چطوری بازیم بده
می دونسته چطوری مجبورم کنه، موقعی که داشته درست همینجا فعالیت می کرده
اونجا رو نگاه کنم
همیشه کار نزدیک ترین افراد بهمونه، مگه نه؟
ببین، می خوای بخندی؟
چیزی که درباره لیز دیویس نوشته رو بخون
برترین انتخابم، بسیار مفید و اهل رقابت
حقش بیش تر از چیزیه که توی مزرعه ست
واقعاً کی این انتخاب ها رو انجام داده؟
لئون
لیدیا چهره خشک و بی حالتش رو تحسین کرده
ولی می ترسه یه روح ناهماهنگ با چهره اش، زیرش پنهون شده باشه
هم مزدور و هم مردی که می خواد از گناهاش توبه کنه
تو توی مونیخ، ماموریت رو خراب کردی
پای زندگی یه زن وسط بود، تنها کار درستی بود که میشد انجام داد
اگه مصونیت رو می خوای
باید مدارکی بهمون بدی که بتونیم ازشون، علیه اونا استفاده کنیم
این رو بهت گفته بودیم
می دونم
باید همزمان، جاسوس، قاتل و خائن
باشم، این آسون نیست
فکر کردم اون رابطه رو تموم کردی
خب، جواب که نمیدم، میدم؟
و دیانا؟
لیدیا فکر می کنه اون به شدت وفاداره
و مثل بقیه آدمکش های مزدور رفتار می کنه
حق با تو بود
لئون یه مشکله که با کمک همدیگه، بهش رسیدگی می کنیم
البته اگه احساساتت سر راهمون قرار نمی گیره
احساسات؟
به لئون؟
اون فقط به تو خیانت نکرده
بهمون خیانت کرده
می خوام از دور خارج بشه
هری دویل چه طور؟
من انتخابش می کردم
آره خب، اون استخدامش نکرده
اون می دونه هری، به اربابی به غیر از ارباب خودش، خدمت نمی کنه
و سباستین؟
خیلی می ترسه پاش رو، فراتر از حد و حدودش بزاره
هری و سباستین
در حال حاضر، حتی با همدیگه حرفم نمی زنن
خب همه اش همین بود؟
همه اش؟ فکر کنم خیلی چیزها رو در اختیار داریما
می دونیم کیا درگیرن، می دونیم اولویت هاش چی اند
نه کافی نیست، این یه استراق سمعه
و ما فقط، یه طرف مکالمه رو شنود کردیم
یه چیز واقعی لازم داریم، دارن برای کی کار می کنن
دارن روی چی کار می کنن
باید اونا رو موقع انجام کار، گیر بندازیم
واقعاً آماده ای که دختر خودت رو پایین بکشی؟
دیشب خونه نیومدی
لیدیا چطوره؟
خیلی خب، ببین
ما داریم میریم دنبال "ای آی سی"، اوون و من
از طرف "سی آیای"، حتی
اگه اونا هنوزم این موضوع رو ندونن
و داری اینا رو به من میگی، چون
چون نمی خوام وقتی سقوط می کنن، تو هم باهاشون سقوط کنی
هنوزم وقت داری که از جمعشون خارج بشی
اوه، باشه، پس داری در حقم لطف می کنی
نه نمی کنم، من فقط
تو هیچی درباره "ای آی سی" نداری و خودتم این رو می دونی
نباید همون چیزی رو ازم بخوای؟
نمی خوای اونا گیر بیوفتن؟
بهم بگین اینجا چی می بینین
پراکندگی شهرک نشینی اهالی شمال آمریکا
که توی تموم این رنگ و آب خسته کننده، نهفته ست
هدف دقیقاً همینه
چون چیزی که واقعاً شبیه یه پارک اداریه
در حقیقت، خونه یکی از مهم ترین مراکز جمع آوری داده های
آژانس امنیت ملیه
ولی شماها این رو متوجه نشدین، چون همه چی
درباره این دساختمون، از نمای صاف و یه دستش
تا زمینه آراسته اش، طراحی شده تا شماها رو گمراه کنه
تا مجبورتون کنه یه جور دیگه بهش نگاه کنین
حالا، وقتی بتونین همین کار رو بکنین
موقعی که بتونین کاری کنین که هدف، وقتی اینجایین، اونجا رو نگاه کنه
اون وقت می تونین با همه چیز فرار کنین
و این همون کاریه که ما توی "ان اس ای" می کنیم
به زور داخل میشین و بعدش هم خارج میشین
بدون اینکه اونا هرگز بفهمن، شماها اونجا بودین
متشکرم اون رهنمودهایی
که داره بینتون توزیع میشه
از اول تا آخرشون رو یاد بگیرین
یه ساعت دیگه دوباره تشکیل جلسه میدیم
سلام اوون
خب، امروز صبح گفتی این کلاس
قراره درباره ارتباط غیر شخصی باشه
بعد از اینکه رفتی، یه چیزی پیدا کردم
پس "ای آی سی" یه چیزی از داخل "ان اس ای" می خواد
و ما قراره بهشون کمک کنیم به دستش بیارن و بعدش در حین انجام کار، گیرشون بندازیم
این تنها راهیه که از متوقف کردنشون مطمئن میشیم
مرسی یقین داشته باش
ویل، می دونی اون پشت چی کار کردی؟
فقط یه هدف بزرگ و قلمبه روی پشتت کشیدی
افرادی که این تروریست ها، شکار می کردن
خب، آدمای خیلی خطرناکین
اونا می تونستن همه رو از توی یه اتاق مهر و موم شده، خارج کنن
جوری که انگار هیچ وقت اونجا نبودن و تو همین الان گفتی
سلام دوستان
من تنها چیزیم که بین شماها و آزادی قرار گرفته
ببین، بدم میاد که رک و راست و بی مروت باشم، ولی شانست
برای جون سالم به در بردن از این قضیه، بدون یه عالمه تلاش
برای زندگیت، رسماً نزدیک به صفره
دارم روی همین موضوع حساب می کنم
قراره همینطوری به راه رفتن ادامه بدیم تا اینکه افراد "ای آی سی" خودشون رو نشون بدن
زود باشین
مترجم:RaMANs
تو این داستان رو، برای گمراه کردن ساختی
تو زیادی می خوای بدونی، تروریست ها کیا هستن
تحریکشون کردی که دست به اقدام بزنن، تا شانس گیر انداختنشون رو پیدا کنی
ولی تو پا روی دمشون گذاشتی، تو می میری
هری من یه عالمه اشتباه مرتکب شدم
از جمله، خوابیدن با تو
این رو به عنوان کفاره ام در نظر بگیر
تنها چیزی که لازم داریم اینه که یکیشون دنبالش بره
برای برملا کردن هویت بقیه شون، یکی هم کافیه
خب، تا اون موقع، برو که رفتیم
با دقت و آروم
فکر کنم وقتش رسیده که ببینیم، آقای دویل واقعاً توی چی استعداد داره
زودباش بیا این بالا
تومجموعه ای از مهارت های خاص و ویژه رو داری، مگه نه؟
خب، داری درباره کی حرف می زنی؟
جیب کسی رو زدن، در عمل برای گمراه کردنه
وقتی بتونین یه چیزی رو از یکی، بردارین
بدون اینکه اونا حتی متوجه بشن شما برداشتینش، تا موقعی که، دیگه خیلی وقته دور شدین
اون موقع می تونین هر کسی رو توی هر شرایطی، گمراه کنین
خب هری، هنر دزدی رو بهمون یاد بده
رازت چیه؟ رازم؟
راز من، نیازمند طنازی و دلربایی
No comments yet. Be the first to leave one.