Cleo

Cleo

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Cleo (2019) [TranslatedByAshkanHidi](1)
Komentář od Yashar Québec 1996

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-06-19
Stažení: 4
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

کلئو

سلام، آقای دِ واکتر؟

سلام، کلئو هستم.

کلئو فان دال.

بله.

درمورد پرونده‌ی پدر و مادرم تماس می‌گیرم.

بله.

بله، باشه.

خیلی خب.

ممنون.

خداحافظ.

کلئو؟

شام آماده‌ست.

خدایا، به ما برکت بده،

و این نعمت‌های تو، که مقدر است از بخشش تو نصیبمان بشه،

و به ندارها هم روزی برسان.

به نام پدر، پسر و روح‌القدس، آمین.

- نوش جون! - نوش جون.

کلئو، می‌تونی فردا شب پیش برونو بمونی؟

با پولت قرار دارم.

فردا یه مهمونی دارم.

حس و حال مهمونی داری؟

بی‌خیال مامان‌بزرگ، مایرا دعوتم کرده.

کجاست؟

کلاب ۷.

همون کلاب شبونه؟

شوخی می‌کنی؟

منم واسه خودم زندگی دارم.

تو فقط ۱۷ سالته، کلئو.

من سن تو بودم داشتم بافتنی یاد می‌گرفتم.

منم ۷ سالمه، مامان‌بزرگ.

می‌دونم عزیزم، تو دیگه پسر بزرگی شدی.

گوش کن، فردا رو پیش بچه می‌مونی، شنبه آزادی.

- قبوله؟ - قبوله.

به دکتر فردونک زنگ می‌زنی یه وقت بگیری؟

من دکتر لازم ندارم.

مامان...

سلام مینوس.

گشنته، مینوس؟

بیا دیگه، مینوس.

گشنته.

خیلی خنده‌دار بود.

- سلام جی‌بی. - همه‌چی ردیفه؟

با منه.

مرسی.

منم می‌خوام بتونم این کارو بکنم.

مایرا، همه‌شون پاهای خیلی درازی دارن.

- هی، کلئو! - هی.

- سلام ورا. - خیلی وقت بود ندیده بودمت.

دقیقاً شیش ماه، مگه نه؟

واقعاً متاسفم که نیومدم ببینمت.

با مدرسه و اینا، خیلی سرم شلوغ بود، ببخشید...

اشکالی نداره.

ولی حالت بهتره؟

آره، همه‌چی عالیه.

- هی مایرا، چطوری؟ - هی برام.

- شما...؟ - کلئو.

قرص؟

بخور پس.

شب بخیر.

۱۰ یورو.

- هی برام، خوش می‌گذره؟ - هی، کلئو...

حالت خوبه؟

خوبم.

چرا بالا خواه من در اومدی؟

خوشم نمیاد ببینم زن‌ها کتک می‌خورن.

این رو بگیر.

زیاد میای اینجا، نه؟

بستگی داره.

بهت آسیب زد؟

می‌تونست بدتر باشه.

تو چی؟

درد داره؟

یه کم.

اگه بخوای، من همین نزدیکی‌ها، تو اندرلشت زندگی می‌کنم.

می‌تونم بهت یه کم یخ بدم بذاری روش.

خب، میای؟

تا حالا نشده تو بروکسل بترسی؟

نه، اینجا زندگی می‌کنم.

باشه، ولی واسه یه دختر یه کم دیر وقته که تک و تنها کنار کانال باشه.

عین مادربزرگم حرف می‌زنی.

دارم می‌برمت خونه‌م ولی حتی اسمت هم نمی‌دونم.

لئوس.

قشنگه.

کلئو.

تو راهرو سر و صدا نکن.

چیزی می‌خوری؟

نه، ممنون.

می‌تونی بشینی.

ما دوتا رو نگاه کن اینجا نشستیم، دوتا چلاغ.

- جمعیتتون تو خونه زیاده؟ - سه نفریم.

برونو، داداش کوچیکه‌م، مامان‌بزرگم و خودم.

مامان و بابات چی؟

اونا رفتن واشنگتن.

واشنگتن؟

آره...

اونا معتاد به کار هستن، با یه علاقه بی‌جا به بچه‌دار شدن.

دیپلماتن.

تو چیکار می‌کنی؟

تو یه پیست کارتینگ کار می‌کنم.

- کارتینگ؟ - آره.

- کارتینگ‌سواری می‌کنی؟ - نه، مکانیکم.

من بیشتر به داخل ماشینا علاقه دارم.

من از ماشینا متنفرم.

تفاهم بین‌مون موج می‌زنه.

نمی‌خوای شماره‌مو بگیری؟

خودکار ندارم.

- موبایل نداری؟ - دیگه نه، ندارم.

ولی تلفن ثابت دارم.

اوکی.

به سبک قدیم.

بگو دیگه.

۰۲...

۰۲۶۵۷۸۶۵

حتماً بهت زنگ می‌زنم، لئوس.

- خوب بخوابی. - تو هم همین‌طور.

دختر پیانیست اهل دیلبیک از تصادف مرگبار جاده‌ای جان سالم به در برد.

این پیانیست و همسرش بر اثر سقوط ماشین‌شان در داخل کانال آب، فوت کردن.

تصادف مرگبار ژاک فان دالِ پیانیست و همسرش، ای. ديریکس.

دختر ۱۶ ساله‌ آنها، ک. فان دال، جان سالم به در برد.

گوجه.

سالاد.

گل‌کلم.

نمی‌تونی از گل‌کلم استفاده کنی.

اِ کلئو، بیدار شدی.

دیر اومدی خونه؟

حدودای ۲.

با دوچرخه برگشتی؟

مایرا همراهم اومد.

- ما غذا خوردیم، گشنته؟ - نه، خوبم.

خُماری داری.

به کارتام نگاه نکنیا.

- خوش می‌گذره؟ - آره.

- تو هم می‌خوای بازی کنی؟ - شاید بعداً.

باشه.

بیا کلئو.

- مرسی. - حالت بهتر میشه.

یه سری از لباسای مامان رو گذاشتم تو اتاق خوابت.

چند تا پلیور مشکی خیلی قشنگ اونجا هست.

بهت خیلی میان.

نمی‌خوام لباسای اونا رو بپوشم.

حالا هر چی، تیپ من که نیست.

تیپ اون نیست.

- نوبت کیه؟ - توئه.

دادگاه در تعقیب و گریز مظنون است.

- سلام. - سلام.

- درد داره؟ - نه.

- کی این کارو باهات کرد؟ - یه عوضی.

دوباره رفتی کلاب ۷؟

داری بهم دروغ میگی.

می‌دونی که می‌تونی باهام حرف بزنی.

افسرده شدی؟

مطمئنی می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟

- اگه دوباره داری چیزی رو قایم می‌کنی... - اوه، آفرین!

- بهم بگو چی شده. - دست از سرم بردار، ژان.

یوهان سباستین باخ دفترچه نت برای آنا ماگدالنا باخ

سرگئی راخمانینف مجموعه کامل پرلودها برای پیانو

- ما اومدیم. - سلام کلئو.

سلام مامان‌بزرگ، سلام برونو.

- دوباره داری پیانو می‌زنی؟ - نه.

ژاک فان دال، لطفاً بعد از صدای بوق پیغام بذارین.

ژاک فان دال، لطفاً بعد از صدای بوق پیغام بذارین.

حتماً تمرینت رو ادامه بده.

کلئو.

سلام، آقای پیترز.

بیا.

چطوری؟

فکر می‌کنی از پسش برمیام؟

راخمانینف.

خیلی بلندپروازانه‌ست.

یه فان دال از پسش برمیاد، مگه نه؟

- هنوزم پیانو می‌زنی؟ - یه کم.

برو تو کارش.

یالا، تاب بخور بیا بالا.

تاب بخور بیا بالا.

...سه.

دوباره اون پسر مرموزه توی کلاب ۷ رو دیدم.

بیرون منتظرم بود.

اسمش لئوسه.

اسم قشنگیه، لئوس، نه؟ کاملاً بهم میایم.

- کاملاً لای پاهات جا می‌گیره. - چی!

آخه لعنتی، کلئو.

حداقل ده سال بزرگتره و واقعاً هم خوش‌تیپه.

پس حتماً یه دوست‌دختر داره دیگه.

حسودیت میشه.

توی فیس‌بوک آمارشو درآوردی؟

من دیگه توی فیس‌بوک نیستم، خودت که می‌دونی.

خب، لئوس، دیگه چی ازش می‌دونی؟

- مایرا، خودم بهش زنگ می‌زنم، باشه؟ - باشه پس.

خب چی بهش بگم؟

«سلام لئوس، کلئو‌ام...»

بی‌گدار به آب زدنه.

مشکل چیه، فقط ازش بخواه با هم برین بیرون.

«مایلی این روزا با هم بریم یه چیزی بزنیم؟»

در آینده‌ای نزدیک؟

- بالاخره می‌خوای باهاش برنامه کنی یا نه؟ - بی‌خیال بابا!

«هی عزیزم، می‌خوای بیای با هم یه چیزی بزنیم؟»

برو بابا.

باشه، صبر کن.

فقط صبر کن.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left