প্রথম 200টি লাইন।
صبح بخیر، عمهها. صبح بخیر، امبروز
منظورت صبح پر سر و صداست؟
صدای اون آهنگت بلند نبود؟ - انقدر که مُردهها رو بیدار کنه -
برای شوخی با مُردهها زوده؟
همم - و از کی تا حالا سیاه میپوشی؟ -
میخوای باحال بازی در بیاری؟ - بیخیال شو، عمه زی -
یه سال جدیده. یه چرخهی جدید
وقت کنار زدن تار عنکبوتهاست
موافقم
هیلدا، کسی برای مُردهخونه تماس نگرفته؟ - به هیچ وجه -
.و من مراسمهای ختم رو چک کردم .یه مدت باید ساکت باشه. مثل مقبره
محشره. نعشکش رو میبریم به آکادمی
میتونم باهاتون بیام؟ - اوه، ما الساعه میریم -
کشیش اعظم میخواد قبل از اجتماع اول
من رو به بقیه معرفی کنه
و مگه دبیرستان بکستر امروز دوباره شروع به کار نکرده؟
،کرده، ولی داشتم فکر میکردم باید تمرکزم رو بذارم روی
...درسهای ساحرگیم
انحصاریتر
برای یه مدت
داری از دبیرستان میای بیرون، دختردایی؟
فقط یه فرصت مطالعاتی میگیرم
موضوع چیه، عزیزم؟ - تحصیلات، عمه هیلدا -
توی دبیرستان بکستر، من هندسه میخونم
توی آکادمی هنرهای نادیده هندسهی مقدس میخونم
برنامهی تحصیلی آکادمی سختتر و مثمر ثمرتر از دبیرستان بکسترـه
...نمیخوای روزیلند و سوزی رو ببینی و هار
همم
اون یکی دوستات رو
به دبیرستان بکستر زنگ میزنم و میگم دچار مخملک شدی و
برای دو هفتهی آینده نمیتونی بیای
نگران نباشید، عمه زلدا. من با مدیر جدید حرف زدم و
،اون گفته تا هر وقت بخوام غیبتهام رو نادیده میگیره
آقای مرلین
توی دهنتون آدامسـه؟
فکر کنم
توی قوانین دبیرستان بکستر به وضوح اومده که
...آدامس جویدن ممنوعـه، پس
اون رو قورت بده، بیلی
متأسفم، خانم واردول
الان دیگه باید بگی مدیر واردول
به کارت برس
هیچکدومتون سابرینا رو دیدید یا باهاش حرف زدید؟
آروم باش. فقط یه سؤال بود
فکر کنم...داره از مسائل سر در میاره، هاروی
آره
زندگی ادامه داره، درسته؟
دوباره کلاس هنرهای پیشرفته رو برمیداری؟
.من...نمیتونم .امسال بسکتبال بازی میکنم
.یا حداقل امتحان میکنم .بابا توی گاراژ یه حلقه نصب کرده
توی تعطیلات یکم دوتایی بازی کردیم
تو و پدرت؟
.آره، اوضاعش خوب بوده .بعد از اون مشروب جادویی بهتر بوده
کِی تست میگیرن؟
،چون...نمیخوام به ویکا توهین کنم، راز ولی شاید منم بخوام بسکتبال بازی کنم
ولی فقط پسرا تیم بسکتبال دارن، سوزی - آره -
خب؟
خواهر زلدا
اگه من دستی باشم که ذهنِ ،شاگردان جوان رو شکل میده
اینا انگشتانم هستن
،ایشون برادر میکن هستن ،خواهر کارزول، برادر لاوکرفت
برادر بیرس و خواهر جکسون - سلام -
سلام. خیلی خوبه که در این شرایط جدید میبینمتون
...درست مثل همسرم کانستنس قبل از مرگش
خواهر زلدا زبانهای باستانی و کتاب مقدس تدریس میکنن
و باید بگم مفتخرم که
در کنار شما کار میکنم
،بعد از مرگ برادرم ادوارد
هرگز فکر نمیکردم که دوباره در آکادمی تدریس کنم
پرودنس، پسرم چشه؟ چرا گریه میکنه؟
من از کجا بدونم؟
پدر، با اینکه مثل یه دایه باهام رفتار میکنی، ولی من دایه نیستم
.جایگاه خودت رو فراموش کردی، پرودنس .هرطور بخوام باهات رفتار میکنم
حالا جودس کوچولو رو ساکت کن
بیا، بیا شیطون کوچولو
چیکار کردی؟
انعکاس درمانی. تا آرومش کنم
به جودس شیر بز میدادی؟ - بله، همونطور که گفته بودید -
خواهر هلدا، شما یه نابغهاید
سابرینا؟
برای یکی از سنتهای بزرگِ آکادمی، درست به موقع رسیدی
لطفاً نگو که امروز یه بچه زنده زنده خورده میشه
کاش همینطور باشه. یالا، بجنب
ضمناً خوشحالم موهات رو همینطوری نگه میداری. جذابـه
صبح بخیر، جادوگران و ساحرههای جوانم
لطفاً توجه کنید
با هر چرخهی تازه در آکادمی
انتخابات مرسوم برای یه پسر ارشدِ جدید انجام میشه
که به عنوان یک رابط بین دانشآموزان و اساتید انجام وظیفه میکنه
همچنین برای بقیهتون نقش الگو رو ایفا میکنه
الان همگی میتونید
دانش آموزی که میخواید رو کاندید کنید - !نیک -
!نیک - !آره -
!آره
!نیک! نیک! نیک! نیک
آکادمی نیکولاس اسکرچ رو به عنوان نامزد برای پسر ارشد انتخاب میکنه
کسی میخواد با نیکولاس رقابت کنه؟
فکرش رو میکردم
...نیکولاس جوان، اگه این نامزدی رو میپذیری
...عذر میخوام پدر بلکوود، ولی
هر کسی میتونه کاندید بشه؟
پسر ارشد طبق رسوم یه دانش آموز مذکره
...ولی این یه قانون واقعیـه، یا
تمام نامزدهای پسر ارشد لزوماً باید دانش آموزان تمام وقت باشن و
به هنرهای نادیدهمون پایبند باشن
.خب، من اینجام پدر، تمام وقت .برای یه مدت طولانی
و من کتاب هیولا رو امضا کردم چون خواستهی خدای تاریکی بود
،ولی اگه خودش نیک رو دستچین نکرده
میخوام فرصت مشارکت در آکادمی رو به طوری مفید داشته باشم
با ایجاد اختلال در اولین اجتماعِ صبحگاهی که درش شرکت میکنی؟
،با اطمینان حاصل کردن از اینکه تمام دانشآموزان ،بدون توجه به جنسیتشون
حس کنن صدایی دارن
من سابرینا اسپلمن رو نامزد میکنم
تأیید شد
از یکم رقابت بدم نمیاد
مخصوصاً وقتی خیلی بانمک باشه
پس آکادمی سابرینا اسپلمن رو ،به رسمیت میشناسه
،که با نیکولاس اسکرچ در کلیسای بیحرمتشده
سه چالش جادوگری انجام میده
باورکاوی، جوشش و حباب و احضار
در کنار رأی گیری
باشد که خدای تاریکی همراه جفتتان باشد
مرخصید
یادته، هیلدا؟
وقتی ادوارد پسر ارشد آکادمی بود؟
یادته چطور محفل رو با دانش و فنِ بیانش مات و مبهوت میکرد؟
اون مقام زندگیش رو تغییر داد
از پسر ارشد بودن تا کشیش اعظم شدن یه جادهی همواره
پسر ارشد، سابرینا؟
یعنی، این نشون دهندهی یه ویژگیِ بخصوصه، اینطور نیست؟
من به چالش کشیده شدم، عمه هلدا
و تویِ عوامانگیز مجبور بودی قبول کنی
خوشتیپ شدید
سلامِت رو به نیک میرسونیم - میرید دیدن نیک؟ -
کجا؟ - یه کلوب برای جادوگرا -
دورینز گری روم
،رسم آکادمیـه که کشیش اعظم پسرهای ارشدِ آینده رو
برای یه شب عیاشی ببره بیرون - پس چرا من دعوت نشدم؟ -
یه...کلوب برای مرداست
چرت نگو. حتی اگه میخواستی هم نمیتونی بری، سابرینا
قبل از باورکاوی باید خیلی مطالعه کنی
اگه عجله کنی، احتمالاً میتونی قبل اینکه
کاسیوس کتابخونهی آکادمی رو ببنده، بهش برسی
همم؟
همینکار رو میکنم
،ولی پسرا، وقتی زمانش برسه
شما بهم رأی میدید، مگه نه؟
من که نه
یه یه دلیلی اسمش پسر ارشده، سابرینا
بابت حمایتت ممنون، لوک
امبروز؟
بذار اول ببینیم توی سه چالش چیکار میکنی
من دیوونه شدم...یا الان امبروز منو مذمت کرد؟
چیکار کرد؟
صددرصد مذمت کرد
به خودم اجازه دادم چند جلد که شاید بخوای قبل از
باورکاوی فردا بخونی رو انتخاب کنم
ممنون، کاسیوس
خواهش میکنم، خانم اسپلمن
،فقط وقتی کارتون تموم شد در رو قفل کنید، ممکنه؟
احتمالاً وقتی صبح برمیگردی، هنوزم اینجام
!درود بر شیطان - !درود بر شیطان -
،پسرا، قبل اینکه شروع کنم باید یه چیزی رو روشن کنم
،به عنوان کشیش اعظم و مدیرتون
من جایی رو نمیشناسم که به اندازهی
این کلوب، داخلش فسق جریان داشته باشه
در واقع اصلاً اینجا نیستم
در دوران خودم، من پسر ارشد آکادمی بودم و این جایگاه من رو شکل داد
ارزشهایی بهم آموخت که همچنان بهشون پایبندم
ولی امشب ما فقط مَردیم
...و به همین خاطر مقداری سرگرمی فراهم کردم
لوک؟
.لذت ببرید، پسرا .سعی کنید به چیزی دست نزنید
اگه میتونید
آقایون، لطفاً توجه کنید
،فقط برای یک شب
،دختر هرود ،ملکهی هرزگیِ تاریخ
...اون به دزدیدن دلِ مردها شهرت داره و سرهاشون
...هشتمین مورد از عجایب دنیا
!سالومه
سلام؟
کاسیوس، تویی؟
تو زادهی اسپلمن هستی
تو کی هستی؟ - منو میشناسی، دختر -
من آزمودیس هستم
این یجور شوخیـه؟
چون اگه اینطوره، خنده دار نیست
من برات آلودگی و بیماری به ارمغان میارم
برات بهترین آفتها رو به ارمغان میارم
که دوباره برای آلوده سازی و خوردنِ
گوشت یه ساحرهی حرومزاده هجوم میارن
!یالا. یالا
!یالا، یالا
...معجونی، پیوندی، سحری
وقتی کتاب تبعیدیها رو میخوای کجاست؟
یا حتی سیلِم
این چه شوخیِ مسخرهایـه؟
نیکولاس، این یادآور تنها نتیجهی قابلِ قبولِ این رقابتـه
نوشیدنی میخوای، دختردایی؟
شبت با جادوگرا چطور بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.