Truth & Treason

Truth & Treason

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Truth and Treason 2025 HDTS RGB-FA
ভাষ্য লিখেছেন MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

ট্যাগ

other
প্রকাশিত: 2025-11-05
ডাউনলোড: 54
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

زود باش سالومون!

راستی داریم کجا می‌ریم؟

بیاین مسابقه بذاریم بچه‌ها. بیا!

آه، می‌دونم کجا داریم می‌ریم.

برو! بپرید، بی‌عرضه‌ها.

لازم نیست این کارو بکنیم.

ایده‌ی خودت بود.

ایده‌ی فوق‌العاده‌ای بود… از اون پایین.

هلموت نگرانه که موهای قشنگش به‌هم بریزه.

آروم!

باشه. اگه تو بری منم می‌رم. تا سه می‌شمارم. یک.

وای، صبر کن، صبر کن!

شما دوتا ترسوی گندید.

نمی‌بینم تو بپری.

دو!

چرا، می‌بینی.

ووو! هاها!

هیچی نبود! بپر رودی!

آخ، لعنتی. سه!

بپرید، بی‌عرضه‌ها!

حرکت کنیم!

هلموت! هلموت!

چی فکر می‌کردم؟

هلموت! هلموت! هلموت! هلموت!

هلموت!

یک ملت! یک رایش!

یک پل…

سالومون! میای با ما گرهارد رو از ایستگاه بیاریم؟

نمی‌دونم، قطارش کی می‌رسه؟

شنبه، ساعت شش و نیم.

آه، داداش بزرگ برمی‌گرده.

باید ببینم می‌تونم بیام یا نه.

اوه اوه.

شما بچه‌ها خیلی دیر کردین.

خیلی دیر؟ می‌دونستم دیر کردیم، ولی این‌قدر نه.

یونیفرمت کو کارل؟

تو خشک‌شویی‌ست رولف.

مثل هفته‌ی پیش؟ یادداشت کن.

به چی می‌خندی؟

هیچی.

هیچی؟

خب پس فکر کنم باید بهم بگی چقدر متأسفی

که بهم خندیدی. برای هیچی.

چرا باهام حرف نمی‌زنی رولفی؟

خفه شو.

دوست‌پسرت الان می‌خواد بهم بگه چقدر متأسفه.

ببخشید.

درست گفتی، بی‌عرضه‌ی کوچولو.

هیچ‌کس به دوستم نمی‌گه بی‌عرضه.

برو کنار.

⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠

قراره گزارش بدم کارل! می‌شنوی؟!

پشیمون می‌شی!

عزیزم، آماده‌ست!

میای؟

صبح بخیر.

شیفت شب چطور بود؟

آخ، چقدر خوش‌تیپ شدی.

مامان، لطفاً، داری آب‌دهن می‌پاشی روم.

صبح بخیر هوگو.

صبح بخیر.

وقتی تموم کردم بهت می‌دم.

امروز روز بزرگیه، نه؟

اولین روز کار هلموته تو اداره‌ی شهر.

چی گفتن؟

جوان‌ترین کارآموزی که تا حالا گرفتن.

عصبی هستی؟

نه خیلی.

یعنی یه کم، فکر کنم، ولی آماده‌م.

بیانیه‌ی میهن‌پرستانه‌ت رو نوشتی؟

تا حالا هیچ‌وقت آلمان این‌قدر برای ما وطن نبوده

که الان هست.

در این عصر آتنی،

سپیده‌دم هزاره‌ی ناسیونال‌سوسیالیستی.

چهره‌های بی‌عیب‌ونقصی که تو خیابون از کنارشون رد می‌شی،

قدوقامت قوی‌شون.

شیوه‌ی پرتلاش رفتاری که دارن.

پلوتوکرات‌ها رفتن. اشراف پول‌پرست.

عمارت‌های پراکنده‌ی بورژوازی هرزه رفتن.

آماده‌ان برات.

امروز، ملت ما قوی و بلندقامت ایستاده

روی شونه‌های فوهرر ما، آدولف هیتلر.

وقتی جوهره‌ی بیانیه‌ی قبلی رو خلاصه می‌کنیم،

دو تا سؤال پیش میاد.

اول، چی ما رو از بقیه‌ی کشورهای صنعتی بالاتر می‌بره،

و… نکته‌ی دوم…

یا… اِ… یا سؤال.

چطور به این نقطه‌ی عظیم تاریخی رسیدیم؟

جواب هر دو سؤال یکیه.

هیچی کمتر از استقامت آلمانی ما نیست،

خون ما، طبیعت خودمون.

عالی بود. تو شانزده سالته؟

بله قربان.

خیلی خوب بود.

بیانیه‌ت رو تو خبرنامه‌ی اداره چاپ می‌کنیم.

چی فکر می‌کنی؟

- اون می‌شه… - عالی!

یادداشت‌هاتو بده به فرولاین کلوگه.

تایپشون می‌کنه.

اِ… یا شاید خودم…

به اداره‌ی عالی خوش اومدی.

🅳🅾🆆🅽🅻🅾🅰🅳 🅵🆁🅾🅼 🅼🅾🆅🅸🅴🅿🅾🆅🅸🅴

یادداشت‌هات؟

همین الان؟

پس تو همون نویسنده‌ی بااستعدادی

که همه دارن دربارش حرف می‌زنن.

«جوان‌ترین کارآموزی که تا حالا گرفتیم.»

تا حالا شنیدم.

ها.

بیا.

این میزشته.

ولی امروز همه‌ی اینا باید بایگانی بشن.

ما به اینجا می‌گیم «زیرزمین». حداقل من می‌گم.

جایی که همه‌چیز رو می‌ندازیم تو نسیان.

اون عقب برای کارمندای رسمی و دولتیه

و کارمندای مدنی.

اینجا برای کارمندای ایالتی و کارگرای خدماتی.

ترتیبی.

اونجا کپی‌های بایگانی‌شده‌ی کتابای ممنوعه رو نگه می‌داریم.

قفل به دلایل واضح.

و اینا به‌روزرسانی‌های سیاستی، هم استانی هم کشوری.

همه‌ش الفباییه، تقریباً.

و اون همه هم فقط چیزای اداری دیگه‌ست.

خودت می‌فهمی.

به اداره‌ی عالی خوش اومدی.

- هایل هیتلر. - هایل هیتلر.

صبح بخیر قربان.

کار به اینجا کشید؟

هنوز سیگار می‌کشی؟ فکر کردم آنه مجبورت کرد ترک کنی.

کرد.

ببین، زن منم داره سعی می‌کنه منو وادار به ترک کنه.

یه آلمانی خوبه.

فوهرر سیگار نمی‌کشه، اونم سیگارو ترک کرد.

متأهلی؟

می‌پرسم متأهلی،

ولی فکر کنم کاملاً صادق نیستم.

امروز صبح زنت رو آوردیم.

هیلده، درسته؟ و دخترت.

همین پایین سالنن.

چند دقیقه دیگه باهاشون گپ می‌زنیم.

ولی تو می‌دونستی، نه؟

اگه گیرت می‌انداختیم، باید خانواده‌ت رو هم می‌آوردیم.

بازجویی‌شون می‌کردیم.

آره، فکرشو کرده بودی

قبل از اینکه کودتای کوچولوتو برنامه‌ریزی کنی، نه؟

شایدم نه.

چرا همیشه این بخش رو فراموش می‌کنن؟

خب، بیخیال کش دادنش آلبرت.

کی اسلحه‌ها رو بهت فروخت؟

خودم پیداشون کردم.

هوم.

گرهارد!

هی! ببین کی بالاخره پیداش شد!

چرا ایستگاه نبودی؟

فرانسه چطور بود؟

مسخره. مثل آب خوردن. غذاهاش ولی عالی.

سالومون، میای بالا دسر؟

نمی‌شه از این گذشت، نه؟

معلومه که میاد.

به خاطر شما مووی پووی

خب، نظرت درباره‌ی هوگو چیه؟

آره، همون فکری رو کردم.

ولی مامان خیلی خوشحاله، نه؟

هنوز تو ماه‌عسلن فکر کنم.

می‌تونی راز نگه داری؟

اینو از کجا آوردی؟

موج کوتاهه.

می‌دونم چیه. از کجا آوردی؟

بازار سیاه فرانسه. له‌مارشه‌نوآر.

شششت. صداشو کم کن!

گیرنده‌ش فوق‌العاده‌ست.

می‌تونی خبر از هرجا بگیری. روسیه، هلند، بی‌بی‌سی.

صبر کن، برگرد عقب.

مندلسون.

تعجب کردم ازت.

گوش دادن به آهنگساز ممنوعه با بی‌سیم غیرقانونی.

این جرم سنگینه.

حالا این… این دیگه حرف نداره.

آره. موسیقی آمریکایی ممنوعه. کاملاً فرق داره.

بیا، بلند شو.

نمی‌تونم…

بیا داداش کوچیکه!

- نمی‌تونم. - چرا، می‌تونی.

- پاتو تکون بده. - من مثل…

آره می‌تونی، بیا.

آفرین!

شششت!

این سر و صداها چیه؟

داشتیم می‌رقصیدیم.

چی؟

می‌دونی، فقط سر به سر هم می‌ذاشتیم.

آه. آره، خب، دیره،

مامانتون مطمئنم صبح هر دوتاتونو می‌بره کلیسا،

پس باید…

درسته. می‌خوابونمش.

و تو. باید بری. منع رفت‌وآمد گذشته.

خوشحالم سالم برگشتی.

منم.

کلیسا می‌بینمت.

More Farsi Persian subtitles for Truth & Treason

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left