প্রথম 200টি লাইন।
کاتلیا حرف نمیزنه
امم، حرف رو متوجه میشه
و باهوشه
راههایی برای برقراری ارتباط پیدا میکنه
پس اونقدر که به نظر میاد چالشبرانگیز نیست
میتونه حرف بزنه؟
هنوز نمیدونیم
ممکنه یه نقص مادرزادی باشه
یا یه جور مکانیزم دفاعی
و اینم ممکنه که فقط نخواد حرف بزنه
اینجا نوشته که قبلاً به شما برگردونده شده
به شماها
بله، اون رو به یه زوج مسن سپردیم
بازنشسته
بچههای بزرگسال و بدون نوه
فقط فکر کنم لقمه بزرگتر از دهنشون برداشتن
برداشتن
و به نظر میاد مشکلات سلامتی هم وجود داشته
برای کاتلیا؟
نه، کاتلیا از نظر جسمی خوبه
باشه
اون فقط به یه خانواده نیاز داره
ما واقعاً فقط میخوایم بیشترین کمک رو بکنیم
به خونه خوش اومدی
دنیل تو تعطیلات تابستونه
و من بیشتر وقتا از خونه کار میکنم
پس همهمون با هم خواهیم بود
اونجا جاییه که پاییز به مدرسه میری
حتی ممکنه معلمت بشم
اگه خوششانس باشی
اون منم
اون رابینه در حال ساختن یه خونه رویایی دیگه
شنا دوست داری؟
خب، چطوره بریم طبقه بالا؟
اونوقت میتونیم اتاقت رو بهت نشون بدیم
آره؟
مواظب پله اونجا باش
باشه. خب اتاق ما اون ته راهروئه
و اتاق تو همینجاست
خب
نظرت چیه؟
همش مال توئه
چندتا لباس نو برات تو کمد گذاشتیم
امیدوارم خوشت بیاد
اوه، اون عروسک من بود وقتی همسن تو بودم
مامانی، دوستت دارم حالا یه نفر جدید داره
که باهاش بازی کنه
احتمالاً باید چندتا عروسک تیرهتر هم بگیریم
اوم هوم
ناهار میخوری؟
نون تست دوست داری
یا بدون نون تست رو ساندویچات؟
فکر کنم تو از اون دخترای بدون نون تست هستی
منم همینطور
سلام مامان
دیگه نمیتونستم صبر کنم
اون چطوره؟
امم... دوستداشتنیه
اوه، خدا رو شکر
عزیزم، باید اینو بهت بگم چون دوستت دارم
رفتم تو اینترنت و فهمیدم چه اتفاقی افتاده
برای دختر کوچولوی جدیدت
وحشتناکه
چی؟ مامان... نه
مادرش کل خانواده رو تیکه تیکه کرده
شوهرش دوتا بچه دیگهش
اوه خدای من
پلیس جنازهها رو برده
تو کیسههای کوچیک مامان، بس کن
باید اینو بشنوی
ما از قبل میدونیم
اوه، که اینطور
بهش اشاره نکرده بودی
نه؟
اون غیرعادی به نظر نمیاد، میاد؟
یعنی بعضی وقتا این ارثیه
اون یه دختر کوچولوئه، مامان
اون خوبه
اون فقط یه سری گندکاریا رو پشت سر گذاشته
خب امیدوارم ازت قدردانی کنه
که قبولش کردی
اوه، خدا. دنیل
خب اون پنجره توئه درست اونجا
بعد لونه پرنده سمت چپش
من ساختمش
رابین، فکر میکنه خیلی کوچیکه
ولی، نمیدونم
من یه جورایی دوسش دارم
پرندهها دوسش دارن این که حتمیه
تا الان یه لونه کوچیک دارن
تخمای کوچولو... کوچولو
بچههای پرنده کوچولو
هی، میوه رو نخور
کپک زدهست
چی؟ خرابه
خوبه
من ساندویچ آوردم
راب
چه مرگشه؟
آره، من هیچ مشکلی نمیبینم
یخچال خوبه
همه چیز تو یخچال خراب شده، دنیل
معلومه که خوب نیست
یعنی
اوه، آره اوم هوم
اینم خراب شده
خردل ابدیه
بوش کن
اه. خدای من
آره، بهت گفتم میدونم
اه
باشه، باید کاتلیا رو برای خواب آماده کنم
نمیدونم خب، من درستش میکنم
اوم هوم میتونم درستش کنم
کاتلیا
مچمو گرفتی
تو مثل یه
گرملین کوچولو هستی
اون مایوی خیلی قشنگیه
میخوای اونو برای حمام کردن بپوشی؟
میدونی مجبور نیستیم
هیچ رازی رو نگه داریم
اشکالی نداره میفهمم
بپر تو
"کاتلیا"
اسم خیلی جالبی داری
میدونی من همیشه چه اسمی رو دوست داشتم؟
من اسم "جسیکا" رو دوست دارم"
فکر کنم خیلی قشنگه
دوسش داری؟
جسیکا؟
باشه، میخوای یه راز بدونی؟
در مورد من؟
تو اولین دختر کوچولوی من نیستی
قبل از تو چهارتا داشتم
ولی نتونستم ببینمشون
ولی اشکالی نداره چون دارم با تو آشنا میشم
باه
مثل یه حشره تو فرش راحت
برات یه کم آب آوردم
که اگه تشنهت شد
اوه، وایسا
یه دوست موقع خواب چطوره؟
برای توئه
اگه هر چیزی لازم داشتی
ما همین... ته راهروایم، باشه؟
اولین شب خونه بودنت مبارک
شب بخیر، کاتلیا
کتی
کتی؟
میدونم
کتی؟
میدونم فقط داشتم
یه چیزی رو امتحان میکردم
بد بود
آره، خب زیاد بهش نمیاد کتی باشه
نه، نیست
یه جوری نگام میکنه انگار داره ذهنی منو تیکه تیکه میکنه
حس میکنم دارم همشو اشتباه انجام میدم
نه نه، نه، نه، نه
فکر نکنم مجبور باشیم اینقدر تلاش کنیم
باشه؟
فقط بذار نفس بکشه
هوم؟ همه چیز جدیده
عجیب
اون ما رو نمیشناسه
ما اونو نمیشناسیم
هی دارم به مامانش فکر میکنم
چطور بعد از همچین اتفاقی به یکی اعتماد میکنی؟
چطور به کسی اعتماد میکنی؟
نمیخوام با ما اون حس رو داشته باشه
هوم
فقط
فقط واقعاً میخوام با من احساس امنیت کنه
کتی قرار نیست دلشو به دست بیاره
نه
هی سلام
ببین چی تو استخر پیدا کردم
اه اون چیه؟
باحاله. نمیدونم
فکر کنم باحاله
هی، کاتلیا، میخوای یه چیز باحال ببینی؟
فکر کنم خوابه
هی، با همه چاقوهای من چیکار کردی؟
هیچی
جداً؟ پس اگه برم تو پاتوق مردونهت
همه چاقوهامو پیدا نمیکنم؟
نه، نه، نه تو فضای من نمیای
اونجا فضای منه اونجا نمیای
اوم هوم برای... مادرا ممنوعه
مادرا
اونو بنداز دور
روز کاری خوبی داشته باشی
ممنون خداحافظ
خداحافظ
من تو خونه نمونه میمونم
منم...
اینجا
آه. هی
اینجایی
No comments yet. Be the first to leave one.