প্রথম 200টি লাইন।
اوه، این که پینوکیوئه
من سیرانو رو خواسته بودم و اینو بهم دادن
دستتو خوندن
اینجا عالی به نظر میاد دست ری درد نکنه
هی، سم هی
هنوز نیومده پاتیل شدی؟
برات یه چیز کوچولو آوردم
ممنون
تو چی هستی، شترمرغ؟
"یک چیز بدون لکه"
پاک از این دنیا
با وجود سرنوشت خودم
"و اون پر سفید منه"
هی، سم هی، هری
چطوری رفیق؟
هی، بابت پدرت متاسفم
اوه، آره. من خوبم
گوش کن رفیق، چطور اتفاق افتاد؟
نمیدونم
یه تصادف عجیب بود
هی، اون موقع که با لباس گوریل
از دریاچه موجسواری کرد یادته؟
هیچوقت فراموشش نمیکنم
باید این سخنرانی قبول جایزه رو بدم
حتماً باید اون دماغ رو بزنی
"به نام پدرم این دیوارکوب 7 دلاری رو میپذیرم"
به هر حال نوشیدنی افتضاحیه
حیفه که رام رو قاطیش کنیم
تکنیک منو ببین ببخشید، سم
این تنها چیزیه که تو مدرسه خصوصی یاد گرفتم
همیشه تعلیق بودم مجبورم میکردن راهروها رو تی بکشم
یکی میخوای؟
جنس شخصی کوچیک خودم نه
باشه
خب چی باعث شده به این مهمونی بیای؟
هالووینه
اینم حرفیه
تو چی باعث شده بیای؟
یه چیزی که میشه در مورد نیک و ری گفت
اینه که همیشه بارشون رو بستن
آره، تو هر دستت یه چیزی داری
پس ری رو میشناسی؟
من نیک رو میشناسم
اوه، آره؟ چطور نیک رو میشناسی؟
تو چطور نیک رو میشناسی؟
من با این بچهها دوست قدیمیام
این یه لحظه حیاتیه
خب اسمت چیه؟
آنا
آره؟
من سم هستم
مهمونی عالیه
ممنون، همیشه
از طرف من از نیک خداحافظی کن
آره
باشه
خداحافظ خداحافظ
خب، میدونی، من سالها بود سیگار نمیکشیدم
ولی بهار ترکش میکنم
ولی میدونی کل کشور
مخالفشه پس حس میکنم وظیفمه
تو خیلی وسواسی هستی، سم
اوه، آره، همین الان تونستی بفهمی؟
همون لحظهای که چشمم بهت افتاد
راستش من دارم به صورت قسطی خودکشی میکنم
لعنتی
چی شده؟
چندتا عکس داشتم
عکس؟
آن
آنا، این... این کت من نیست
اوه، لعنتی، این کت یه نفر دیگهست
باید برگردیم باید برگردیم
اوه، بیخیال، ببخشید
میشه فقط... یه ثانیه بیشتر طول نمیکشه
میشه فقط برگردیم؟
میخوای برگردی؟
آره
من اینجا منتظر میمونم
فقط باید کت این یارو رو پس بدم
خیلی خب
بیا اینجا
محض احتیاط که اون بالا گیر کردی
یه وقتی بهم زنگ بزن نه، نه، نه، نه
الان برمیگردم
خواهش میکنم، منتظر میمونی؟
منتظر میمونم
قول میدی؟
قول میدم
خب، میتونی فقط بیای دنبالم
قرار نیست تا مترو پیاده برم
کفش دو اینچی پامه
آره، عالیه
هی سلام، سم
اوضاع چطوره؟
به هر حال، من داشتم میرفتم
هالووین مبارک
به خونه پدرت سر زدی؟
اوه، آره، آره امشب اونجا بودم
آره، کلی خرت و پرت هست که باید بریزم دور
خب تو چی؟ خونه پیدا کردی؟
آره، فکر کنم یه خونه تو سنت مارکز اجاره کردم
اوه، آره؟ چه باحال، خوبه خب
تو چند روز آینده قطعی میشه
خب، میدونی، اگه برای اسبابکشی کمکی خواستی
من بیکارم
پس داری میری؟
آره، باید برم
خیلی زوده
خب هی، این منِ جدیدمه
باید برم
در مورد اون اسبابکشی بهم زنگ بزن
آره، باشه
سلام، لیزا
چطوری؟
سم داره میره تا وقتی که هنوز میتونه درست ببینه
متوجه شدی؟
هی، مایک، اینو ببین رفیق
تو مترو ازم دزدی کردن
وقتی خواب بودم پول رو از شلوارم بریدن
گوش کن رفیق، میشه دوتا قهوه و روزنامه بدی؟
فردا پولشو میدم
آره، حتماً باشه، حله
ماد؟
سگوندو، چطوری؟
آقای سم، رفیق
داروی بعد از خماری
هی، سگوندو هی
آقای مرد هویجی
زنت و بچههای من چطورن؟
میتونی داشته باشیشون مستقیم برم پشت؟
پشت؟ پشت
پشت
خب تو مهمونی هالووین خوش گذشت؟
تو مهمونی هالووین خیلی خوش گذشت
هی، لنی، صدایی رو میکروفونها نداریم
بذار بهت بگم
این دختره رو دیدم، خب؟
یه راست اومد پیشم بدون هیچ مسخرهبازی
خیلی واضح گفت دنبال چیه، میدونی؟
خلاصه، منو برد به یه قایق لعنتی
یه قایق؟
لنی، میشه اینجا یه کم صدا داشته باشیم؟
اون، انگار، رو یه قایق زندگی میکنه
که یه جایی تو ترایبکا لنگر انداخته
هیچوقت همچین چیزی نشنیده بودم
بهت میگم، من انگار، عقلمو از دست داده بودم
لنی، میتونیم اینجا یه کم صدا داشته باشیم؟
خیلی خب، الان صدا دارین؟
ممنون
خلاصه، من عقلمو از دست داده بودم
و قبل از اینکه بفهمم منو برد رو عرشه کشتی
و کار خودشو باهام کرد
رو عرشه کشتی لعنتی، رفیق
جلوی همه این عجیب و غریبای هالووین
که داشتن اینور و اونور میپلکیدن و اینا
میشه رو آکوستیک یه کم صدا داشته باشم؟
آره، لنی، حواست به این بچهها باشه رفیق
باید یه تلفن بزنم
نیکی، هی، گوش کن رفیق
دارم سعی میکنم با این دختره که
تو مهمونی دیدم تماس بگیرم
گفت تو دعوتش کردی
نه، هیچوقت ندیده بودمش
داشتیم میرفتیم، غیبش زد
آنا
آره؟ گفت تو رو میشناسه
خیلی خب
خب، گوش کن، من تو رستورانم باید برم
باشه، میبینمت. سلیما
هی، رفیق، چطوری؟
اوضاع چطوره رفیق؟
خوبم
اینو میخوای؟
نه. نه، تو نگهش دار
خداحافظ، ماد
دلم برات تنگ میشه
باورم نمیشه چطور اون دوتا
بهم چشم غره میرن
در مورد من بهشون چی گفتی؟
اینقدر پارانوئید نباش
نه، دارن باهام مثل
اون دوست پسر احمقی که ولت کرده رفتار میکنن
اونی که داره اسبابکشی میکنه تویی، لیزا
خب، یعنی، یکی باید یه کاری میکرد
آره، خب
به هر حال، یعنی، تو به چیزی که میخواستی رسیدی
میدونی، آزادیت
اوه، سوزان، عالیه
میشه اون چراغ رو بذاری اینجا کنار اون
مواظب اون سیم باش، سوزان پات گیر میکنه
برای اون کمک میخوای؟
صبر کن، فقط برو کنار، برو کنار
همینه
خب، میخوای بیای بالا؟
چندتا آبجو تو یخچال دارم
و میخوایم از بیرون پیتزا سفارش بدیم، و
من نمیام باشه
خب، ممنون برای کمک
خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.