প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه گذشت
از کجا میدونی هانیبال فلورانسه؟ - .بوتیچلی -
داری اونها رو سمت خودت میکشی، مگه نه؟
.من دنبال هانیبال نمیگردم .میدونم کجاست
من سه میلیون دلار میدم به کسی که .دکتر رو زنده تحویل من بده
.من کارگاه رینالدو پازی هستم
.دکتر لکتر حواسجمعه. بلاخره حملهاشو میکنه
.گیر میافتی .همین الانش هم ترتیبش داده شده
.جک
...زخمی شده
.و نگرانه
.نه، هانیبال نگران نمیشه
...دونستن این که در خطره به اندازهی کشتن
.حواسش رو پرت نمیکنه
...اگه رینالدو پازی تصمیم گرفته بود به عنوان مامور قانون
،وظیفهاش رو انجام بده
.خیلی سریع هانیبال لکتر رو شناسایی میکرد
...گرفتن حکم کمتر از نیم ساعت
.وقتش رو میگرفت - ...پازی از همهی این اختیارات -
.محروم شده بود
،به محض این که خواست هانیبال رو بفروشه
.تبدیل به یه شکارچی پولی شد
.خارج از قانون و تنها
.ما هم هینجوری اینجاییم: خارج از قانون و تنها
...به پلیس ایتالیا گفتهای که دنبال
هانیبال لکتر هستن؟
.انگیزهاشون واسهی پیدا کردن دکتر فل به صورت قانونیه
،با شناخت اون، ارزشش
.فقط به شکستن قانون تشویقشون میکنه
.اینجوری میشه مسابقهی آزاد - .و هانیبال از دستمون درمیره -
تو هم باهاش فرار میکنی؟
.بخشی از وجودم همیشه اینو میخواد
.باید اون بخشو از خودت جداش کنی
.نه، البته، اینجا پیداش کردهاین
،نه به خاطر نمایشگاه
.بلکه به خاطر جمعیتی که جذب خودش میکنه
.توی مشتت بود، شکست خورده بود
چرا نکشتیش؟
.شاید لازمه تو این کارو بکنی
.میخوام بتونم این خیابونها رو حفظی بکشم
...میخوام بتونم پالازو وچیو و کلیسای جامع
.رو بکشم
.تو تا یه مدت طولانی اینجا برنمیگردی
.خاطرات فلورانس همهی دار و ندارم میشن
.فلورانس جایی که توش مرد شدم
.من پایانم رو در شروعم میبینم
.پایان همهی ما رو میشه از شروع دید
،تاریخ خودش رو تکرار میکنه
.و ازش گریزی هم نیست
.کم وسیله جمع کردهای
.برای تو چمدون بستهام
.اینجا جاییه که من تو رو ترک میکنم
،یا به عبارت دقیقتر
.جایی که تو منو ترک میکنی
.قصد نداشتم اینجوری خداحافظی کنم
.تصور دیگهای ازش داشتم
.من نه
،میدونستم قصد خوردن منو داشتی
...و میدونستم که اصلا قصد
.عجله کردن نداشتی
.حیفه که مزهات رو نچشم
.من برای ذائقهی تو به اندازهی لازم خوابونده نشدهام
...وقتی اومدن دنبالت
...و میآن
از من چی میگی؟
.کمکت میکنم حوادث رو طوری که میخوای تعریف کنی
.کمکت میکنم چون تو ازم خواستی
...هنوز هم ممکنه از من غذا درست کنی هانیبال
.ولی امروز نه
TVCenter & TVWorld
proudly present
:ترجمه از
pro_translator مسعود و کیارش نعمت گرگانی
...دم خوک، ریز شده برای این که
.به انگشتهای شقه شده زیبایی بده
.غذای انگشت
.ما با دست دنیا رو لمس میکنیم
.دست لمسی و حسیه
...اگه یه دست از بیمار قطع کنین و
.هنوز هم انگشت کاذب رو حس میکنه
...تصور کنین دکتر لکتر چه حسی پیدا میکنه
.وقتی شما رو دحین ذرهذره خوردن انگشتهاش ببینه
،اوه، شعر، کوردل. شعر
.توی یه سس با سرکهی زنجبیلی و سیاه
...ممم. بیشتر پوست و استخونه
!اوه - ...انگشتهای واقعی -
.گوشتهای بیشتری دارن .بعد نوبت مغز استخوانه
...اینجا داخل سس
.لوبیای مخمره
.آه، من زنجبیل رو ترجیح میدم
.نه، نه
.تفش کنین
.کاسهی مرتعش بودا
.صدای ناقوس نشون دهندهی شروع یه روز تازهاس
.بوداها گوشت نمیخورن - ...این گوشت نیست -
.این انسانه
.بابا همیشه میگفت گوشت کار انسانه
.اون از پیشکسوتان تولید دام بود
.مطمئنم اونم یه نفر رو خورده
.باید اعتراف کنم این منم به هیجان میآره
...از دید من خوردن دکتر لکتر
.شما آرامشبخشه
.شما رو تبدیل به شکارچی نهایی میکنه
."خوشم اومد. "شکارچی نهایی
.میتونیم به سبک مرغابی آمادهاش کنیم
ها؟
.برای آماده کردن مرغابی باید شکنجهاش داد
،پوستش رو میکنیم
...بعد با عسل داغ چربش میکنیم
.و از گردن آویزونش میکنیم تا خشک بشه
.و کبابش کنیم تا سوخاری بشه
.تبدل جوهری
.گوش میکنم. بگو
.حس میکنم یه عالمه پول واسهی یه لاشهی ایتالایی دادم
.تهمتهای زیادی بهش زده میشه
.به گوش همه برسونین که پازی آدم کثیفی بود
اگه آدم کثیفی بود بهتر درک میکردن. آدم کثیفی بود؟
.به جز این مورد خبر ندارم
...اگه رد پازی رو بزنن
و به شما برسن چی؟
.اوه، میتونم ترتیب اونو بدم
.ترتیب پازی رو که دادین
...من یکم علاقه به
...اون تیکه گوشت گرونقیمت
.که اون سر سیم برق تکون میخوره دارم دکتر بلوم
.به نفعتونه شما هم علاقهمند بشین
هانیبال میتونه خیلی خوب ناپدید بشه .و واسهی شما هیچی نمیمونه
.بهتره یه پلیس دیگه بخرین
.بهتره کلا دپارتمان رو بخرین
.باید دنبال هانیبال لکتر باشین
یکی از بیمارهاشون هستین؟
.نه، بیمارشون نیستم
کجاست؟
،این که به خودتون اجازه دادین وارد بشین
،ببخشید که پررویی میکنم و میپرسم
شما کی هستین؟
.خانواده
.و این همه راه از خونه اومدهاین
کی هستی؟
.من روانپزشکش هستم
.اهداف پزشکی
.ظاهرا پرندهاش هستین
.من هم پرندهاشم
...اون ما رو توی قفس میذاره
.تا ببینه چی کار میکنیم - ...پرواز میکنیم -
.یا خودمون رو تا حد مرگ به میلهها میکوبیم
.شما پرواز نکردهاین
.دارین دقیقا سمتش پرواز میکنی ...اون چطوری
همچین فداکاریای رو ایجاد میکنه؟
.روانپزشکش شمایین
...میتونین به چیزهایی که من
...از تجربهام با اون یاد گرفتهام
.و از وضعیت ساکت مردهها اضافه کنین
شما اونجا بودین؟
...وقتی هیولای وحشی درونش
...ازش خارج شد
...و وارد دنیا شد
تماشاش کردین؟
...من هیولا
.و رشدش هم دیدم
.یه نفر دنبال کشتنشه
.فکر میکنم بیشتر از یه نفر باشن
چی میخوای؟
.میخوام توی قفس بذارمش
...فکر میکردم ویل گراهام بزرگترین اشتباه هانیبال بود
...واسهام سواله که شاید شما باشی
،خوب، با اجازهاتون
.باید داروم رو مصرف کنم
خانم فل اگه اشتباه نکنم؟
.شوهر من دکتره
.بیماریم رو مداوا میکرده
و اون بیماری چیه خانم فل؟
.گیج میشم
.او بیخیال. دست از تظاهر بردار
.حالا هر شخصیتی که هست، بدلیا
.اسم من لیدیا فل هست
...انتظار داری باور کنیم که یه جورهایی
...خودت رو
توی تاریکی ذهن هانیبال لکتر گم کردهای؟
که لیدیا فل یه ساختمانه؟
این شمایی، نه؟
.خوب، الان دیگه واقعا گیج شدهام
...من... حرفتونو
.باور نمیکنم
...شما
...گیج نشدهای
.بدلیا
.اسم من اون نیست - ...اوه، میدونی -
...کی هستی و چی کار کردهای دقیقا میدونی
.چطوری قسر در بری اینها چیه؟
آرامبخش؟ خوابآور؟
اتانول؟ هیوسین؟
میدازولام؟ - ...همون معجونی که -
.دکتر لکتر به میریام لس میداد
.داری آلیبی* خودتو آماده میکنی
.و من حتی از دستت عصبانی هم نیستم
.واقعیتش رو بخوای خیلی هم تحت تاثیر قرار گرفتهام
.بیشتر به خاطر این که هنوز زندهای
...وقتی سر عقل اومدی
.خیلی دوست دارم بدونم چطوری جون سالم به در بردی - ...شما میگی شوهر من -
No comments yet. Be the first to leave one.