প্রথম 200টি লাইন।
« ايرانفيلم و تاينيموويز تقديم ميکنند » .:: TinyMoviez & IranFilm ::.
« تـرجمـه از عليـرضا و پـدرام » .:: Pedi.Bi & Oceanic 6 ::.
يه دقيقه بهم مهلت بده، باشه؟
خانم يوريک؟
اِم... من کارن هستم
کارن پيج. نميدونم بن تا حالا ...اسمم رو بهتون گفته بود يا نه
کارن، بله
هميشه خدا دربارهات حرف ميزد
واقعاً؟
فکر ميکرد با بقيه فرق داري
جوري که تا به حقيقت نرسي دستبردار نيستي
اين مساله رو ستايش ميکرد
،ما فرصت نشد بچهدار بشيم
سرمون به مسائل مختلف گرم بود، اما
اگه داشتيم، گمونم دوست داشت که بچهاي مثل تو داشته باشه
...خانم يوريک، من
فکر ميکنم اتفاقي که براي بن افتاد
تقصير منه
اونو وادار به کار روي مطلبي کردم که ...دلش نميخواست
بن يوريک اگه کاري رو دوست نداشت عمراً نميشد مجبورش کرد
ناسلامتي يه خبرنگار بود
به عشق همين زندگي ميکرد
و در راه انجام چيزي که دوست داشت ...فوت کرد
کاري که بايد انجام ميداد
بايد برگرديم
از آشنايي باهات خوشحال شدم کارن
چيزي... لازم نداريد؟
...کلاً هر چيزي که - نه -
بن ترتيب همه مسائل رو داده
وقتي چندين سال قبل داستان آب رودخونه بيخ پيدا کرد، سراغ بيمه رفت
هميشه هوام رو داشت
هنوزم داره
حالت چطوره؟
مثل يه پسر ديندار کاتوليک
اينقدر بده يعني، هان؟
مَرد خوبي بود
و حالا فوت کرده
چون جلوي بلايي که سر اين شهر داره مياد رو نگرفتم
نبايد خودت رو سرزنش کني متيو
هر کاري از دستت برميومد کردي
اونقدري که حتي نبايد ميکردي
و با اينحال به اينجا رسيديم
يه جوري اونجا وايساده بود که انگار دوستشه
انگار هيچ دخلي به اتفاقي که افتاد نداره
فکر ميکردم بن گفته که مدرکي دال بر اينکه
اليسون از فيسک پول ميگرفته نداره
.نه، اما با عقل جور درمياد ...توجيه ميکنه
ميدوني چي بيشتر نمک روي زخم ميپاشه؟
فاگي
حتي نيومد اونجا
گفتي پيغام گذاشته که
آره، پيغام گذاشت
گفت که يه کار مهمتر نسبت به مراسم ختم بن داره
بيخيال، عمراً همچين حرفي نميزنه
آره، خب، منظورش همين بود
تقصير منه، کارن
کل اين مسالهاي که با فاگي پيش اومده
نه، توي يه رابطه همه مقصر هستن
روال قضيه... اينطوريه
نه، نه هميشه
چرا نميري خونه و استراحت نميکني، هان؟
نميتونم
،هر دفعه که چشمهام رو ميبندم
...اگه فيسک بفهمه که من
که منم با بن
در سنت بنزت بودم چي؟
اگه بفهمه منم با مادرش حرف زدم چي؟
،اگه همچين اتفاقي بيوفته باهاش دست و پنجه نرم ميکنيم
چطور؟
توي اخبار به زور گفتن چه بلايي سر بن اومده
چون فيسک به رسانهها پول ميده
و پليس هم بابتش کسي رو دستگير نکرده
چون به اونا هم پول ميده
حق با فاگي بود
چطوري ميشه جلوي کسي رو گرفت که خرش اينقدر برو داره؟
اين يعني چيزاي بيشتري براي از دست دادن داره
ميفهمه من چيکار کردم - نه -
ميفهمه و بعدش مياد سراغ من
درست همونطور که رفت سراغ بن
بهت گفتم که نميذارم مويي از سرت کم بشه کارن
درست مثل وقتي بابت قضيه يونيونالايد اومد سراغت. توفيري نکرده
،هر کسي که ازش رشوه ميگيره
هر کسي که داره بهش کمک ميکنه شهر رو نابود کنه
بهمراه ويلسون فيسک بلايي که حقشونه
سرشون مياد
ويلسون؟
بايد توي تخت باشي
داشتم صدات ميکردم
...ببخشيد، من
صدات رو نشنيدم
مساله جالبيه؟
فقط انتقال وجوه سادهاس
وسلي واسم ترتيب کارها رو داده بود تا از کشور خارجت کنم
ميدوني که بدون تو نميرم - اينو هم ازت نميخوام -
فقط دارم بازبينيشون ميکنم و بعدش دوباره وجوه رو برميگردونم
همه چي مرتبه؟
...فقط اعداده، من
به ليلند ميگم يه نگاهي بهشون بندازه
فقط محض محکم کاريه
سناتور چري بعد از اينکه 10درصد باج سيبيلي بيشتر ازمون گرفت
با آخرين منطقهبندي موافقت کرد
نيمه پُر ليوان اينه که حالا هر چيزي که ميخواي توي ملکت ميتوني بسازي
،به همه زير ميزي داده شده همه همکاري ميکنن
اما بايد يه جايگزين براي تجارت هروئين گائو پيدا کنيم
،بدون اون
در نهايت به مشکل گردش وجوه غير رسمي برميخوريم
خبري نشده که چه بلايي سرش اومده؟
انگار آب شده رفته تو زمين
انتظارش رو نداشتم اما شايد متحدي نبود که فکر ميکرديم
شايد نباشه
اين چيه؟
از وسلي شب قبل از پيدا کردن جسدش خواستم که ترتيب انتقال پولها رو بده
فکر ميکردم مسائل اقتصادي بر عهده منه
بله، واسه همين ميخواستم يه نگاهي به اينا بندازي
بنظر مياد اختلالاتي در حسابهاي من هست
البته که هست. هميشه خدا دارم پولها رو جابجا ميکنم
يه روش کلکه تا کميسيون امنيت و تبادلِ اطلاعات آمريکا دستمون رو نخونه، چيز خاصي نيست
دستت داره ميلرزه
بخاطر اينه که هوا سرده
پس چرا عرق کردي ليلند؟
خيليخب، باشه، خداي من
ميدونستم دير يا زود قضيه رو متوجه ميشي
چيکار ميشه کرد؟
وسلي شَستش خبردار شد، نه؟
...باهات روبرو شد
و تو بهش شليک کردي
.نميدونم چه بلايي سر وسلي اومده در اون مساله دخيل نبودم
اما در مورد قضيه مسموم کردن توي مراسم دست داشتي، نه؟
تو و گائو؟
اون رفته و تو هم داري ازم دزدي ميکني
اونجوري که فکر ميکني نيست
سعي کردي منو بکُشي
مسمومکردن در مراسم عامالمنفعه
فقط واسه اين بود که جوري بنظر بياد که يکي قصد جونت رو داره
اما تو اصلاً هدف نبودي
ونسا؟
ما رو سرزنش ميکني؟
ببين از وقتيکه باهاش دوست شدي اوضاع چطوري شده
حواسپرت، احساساتي و دمدمي مزاج شدي
فقط ميخواستيم دوباره حواست جمع کار بشه
...اما
مشخصاً قضيه به خوبي پيش نرفت
راهمون از هم جدا خواهد شد
و نيمي از داراييهات رو هم با خودم ميبرم
فکر ميکني ميذارم بعد از کاري که کردي، راحت بري؟
دقيقاً همينکارو ميکني
چون کاراگاه هافمن پيش منه
هافمن بعد از قتل همکارش در بيمارستان اصلاً از شهر خارج نشد
پيداش کردم و براي روز مبادا نگهش داشتم
...اگه هر 24 ساعت يکبار تماس نگيرم
هافمن تحويل مأموران فدرال داده ميشه
و بهشون ميگه که چه غلطي ميکرده
...هافمن، اون
يه کِرم کوچولوي ترسوئه
عمراً عليه من قد علم نميکنه
با 10 ميليون دلار آدم شجاع ميشه
فکر ميکنه تحت برنامه ،حفاظت از شهود قرار ميگيره
و از اونطرف پول رو هم ميگيره
ميدونم که قبل از اينکه ،پول رو نقد کنه پيداش ميکني
اما تا اونموقع ديگه ...خسارت بهت وارد شده
و هر چيزي که اينقدر داشتي براش تقلا ميکردي نابود شده
آره، اما خودتم اين وسط گير ميوفتي
...کل عمرم رو صرف
پنهان کردن دارايي در خارج کشور از دست عوضيهايي مثل تو کردم
من و پسرم مثل يه تبادل ديگه خواهيم شد
که توي مبادله معاف از ماليات ناپديد ميشه
اما من آدم منصفي هستم
واسه همين فقط ميخوام نصف پولت رو بگيرم
حالا تو راه خودت رو برو منم راه خودمو
اسمش رو نميشه بازي دو سر بُرد گذاشت
منتها نزديکترين نتيجهايه که ميتونيم بدستش بياريم
...پس
با هم به توافق رسيديم؟
...من، اِه
نه
فکر نکنم رسيده باشيم
!بهش صدمه زدي
!صبر کن، وايسا
!به ونسا صدمه زدي
کل شهر رو بگرديد
هافمن رو پيدا کنيد و يه گلوله توي سرش خالي کنيد
از کجا ميدونستي اينجام؟
مدتي ميشه از سرگرميت خبر داشتم
چيزي نگفتم چون فکر ميکردم با قضيه پدرت ارتباط داره
حالا بهتر ميفهمم
فکر ميکردم الان بيرون هستي و داري با مشت به سر و کله ملت ميزني
بودم. يه سري به سردبير بن زدم
اليسون؟ - آره -
کارن فکر ميکنه با فيسک همکاري داره
به حرف هم اومد؟
نه، نزديکشم نشدم
زن و بچهاش بيرون دفترش اومدن دنبالش
فردا شب دوباره امتحان ميکنم
بنظر مياد که مشکل کنترل عصبانيت داري ميخواي دربارهاش حرف بزني؟
...تو کشيش من نيستي فاگي
اگه به مراسم ختم بن ميومدي کشيشم رو ميديدي
کارن ناراحت شد؟
بهش گفتم اتفاقاتي که
بين من و تو افتاده تقصير منه
الان سرمو تکون دادم
No comments yet. Be the first to leave one.