প্রথম 200টি লাইন।
« تـرجمـه از رضـا » .:: lvlr ::.
!منصفانه نیس، مال منه
بذار بازی کنه
.تماس خط شماره 7 رو جواب بدید... دکتر "لنکَو"، خط شماره 7
منصفانه نیست. من اصلاً اونو نمیشناسم
.ما فقط هممدرسهای هستیم نمیخوام این کارو بکنم
و منم نمیخوام بخاطر یه ستارهی کوچیک احمق
که یه کلوپ شبانه رو به آتیش کشیده، مخفیکاری کنم
فقط یه رومیزی بود. نمیدونم چطوری شروع شد
چون از حال رفته بودی
آخه اولین بار که نیست که یه نفر بیهوش میشه
و الان این شده تیترِ همهی مجلات
باید حواشی و شایعات رو در موردت تغییر بدیم
به فرزندی گرفتنِ دوست کوچولوت میتونه شروع خوبی باشه
!اون شکوندش
!گیم بوی منو شکوند
# !پتسی #
من واقعاً میخوام دوست تو باشم # # امیدوارم امروز هیچوقت تموم نشه
!پتسی اومده! پتسی اومده # # من واقعاً میخوام دوست تو باشم
# !پتسی اومده! پتسی اومده #
# ...من واقعاً میخوام # - این شکنجهست -
یه موقعیت خوب برای گرفتن عکس تبلیغاتی
.موقعیت برای گرفتن عکس اون به نظر مُرده میاد
بعضی وقتا بهوشه. فقط هنوز نمیتونه حوادث جدید رو به یاد بیاره
خب، خودت میتونی بهش بگی که "خوش برگشتی
"راستی، کل خونوادهات مُردن
دکترها اینو بهش میگن
میشه با کلاه گیست ور نری؟
خبرنگارها ممکنه هر لحظه برسن - خیلی میخاره -
!مامان، نگاه کن به هوش اومده
سلام جسی
،میدونم که الان ممکنه سردرگم باشی اما همهچیز مرتب میشه
پتسی نجاتت میده
!نه
چیزی نیست
!من الان... خودمو کشتم !سعی کردم خودمو بکشم
چیزی نیست، همهچی مرتبه - چرا باید این کارو بکنم؟ -
چیزی نیست - !من از خودکشی متنفرم
اون رفته. دیگه تموم شد. تموم شد
خیلیخب، این دروغیه که باید تحویل بقیه بدیم
.همهی ما باهم دوستیم برای خوردن یه نوشیدنی اومدیم اینجا
من یکی از مشتریهای سابقم رو دعوت کردم و اون خودکشی کرد
و ختم ماجرا - چی؟ -
میخوای دروغ بگم؟ - ...خیلیخب -
من نمیتونم دروغ بگم! تو دروغگو هستی
رابین، فقط به حرفش گوش بده - من آسیب دیدم -
،اگه میخوای جشن قتلعام کیلگریو رو توضیح بدی سعی خودتو بکن
آره. صحیح، یه زبالهدون تو یه خیابون دیگه پیدا میکنم
بیخیال بچهها
میدونید که نمیتونیم این قضیه رو توجیه کنیم
فقط کمک کنید، لطفاً
بهشون میگیم تو یه فرقه بودیم
چی؟ نه - حداقل فرقهها واقعی هستن -
یه بار یکیشون میخواستن منو عضو کنن = اینجوری دستگیرمون میکنن -
!پس حقیقت ماجرا رو میگیم
بخاطر روبن. بخاطر این دختره - !اونا مُردن -
و در این مورد هیچ کاری از دستم بر نمیاد
ولی میتونم گلوی کیلگریو رو پاره کنم
،خودتون دیدین چه اتفاقی افتاد و من دربرابر اون مقاومم
.ولی پلیسها در امان نیستن اینطوری به خودشون آسیب میرسونن
مثل همون کاری که ما کردیم
پس کمکم کنید از اینجا برم بیرون
تا بتونم اونا رو نجات بدم و کیلگریو رو بکشم
اهمیتی هم نداره چه کسایی سر این قضیه بمیرن؟
اگه اون زنده بمونه، بیشتر از اینا آدم میکُشه
اونا
همین؟ - بسیار خوب -
هنوز با اینا صحبت نکردین؟
خیلیخب، من از اینا یه اظهاریه میگیرم، خب؟ باشه
،با من بیاید خانوم تا اظهاراتتون رو ثبت کنیم
...رفتم توی بار که یه نوشیدنی بخورم، و
یهو دیدم که همه دارن جیغ میزنن
ولی درست ندیدم که چه اتفاقی افتاد
همهچیزو دیدم. با تکتکِ جزئیات
...میدونم که اون والدینش رو کُشته، اما
به نظر دختر بدی نمیومد
گفت که بعد از همهی این ماجراها به همدم و همصحبت نیاز داره
همهاش رفته توی مُخم. برای همیشه
گمون میکنم چیزی که واقعاً میخواست یه عده تماشاچی برای مرگش بود
خودشو کُشت. با یه لیوان
با پایهی جام شراب
.این انتخاب خودش بودی کسی چیزی بهش نگفته بود
فکر میکنم احساس گناه براش قابلتحمل نبود
این روزا کلی اتفاقای عجیب داره میافته
چطور؟
...خب
یه دختر روانی وارد یه بار شد و یه لیوان رو توی گردن خودش فرو کرد
همچین چیزی یعنی عجیبوغریب
من واقعاً از بیماری روانی متنفرم
به نظر منم منطقی میومد
چی؟
.معاوضهی آلبرت با هوپ منطقی به نظر میومد
خب، الان دیگه مُردن
مُردن؟ - آلبرت رو هم میشه مُرده به حساب آورد -
لعنتی، ماشینت رو خونی کردم
نگران نباش. ماشینم داره به خون عادت میکنه
میبرمت خونه، خب؟
مرکز درمانی "ریوربانک" چی؟
درسته، حتماً، به سرت ضربه خورده
ولی بیمارستان مترو-جنرال نزدیکتره
سردخونهی ریوربانک
یه فرد بینام و نشون رو بردن اونجا
برنامهی اسکن پلیس. ممکنه آلبرت باشه
درسته، یه نفر باید برای تدفینش اونجا باشه
گور بابای تدفین. دنبال سرنخ میگردم
...اینکه کجا پیداش کردن، چطوری کُشته شده بوده
هرچیزی که کمک کنه بفهمیم کیلگریو کجا بوده و کجا میره
نکنه میخوای مخفیانه بصورت یه جنازه وارد اونجا بشه؟
سر تا پات خونیه
.خب، اونجا سردخونهست مهمونی که نمیخوام برم
خیلیخب، اول میریم خونه بعد سردخونه
یالا، خوش میگذره
جستجوم رو محدود کردم به فوتیهای بینام توی 12 ساعت گذشته، افراد سالخورده
خب، بیشتر فوتیها آدمای پیر هستن
از کی تاحالا منفی باف شدی؟
فقط سعی میکنم واقعبین باشم - عالیه. ممنون -
هی
من از طرف دفتر پزشک قانونی اینجا اومدم
یه مورد مرد سالخورده هست
...که باید
بررسیش کنم
اسمتون؟ یه لیست اینجا دارم
"آه، "کاتیا بلهورتِنس
.کِلی هوانگ". جایگزین کلی هوانگ شدم" همینجا. استخدامی جدید هستم
کسی باهام تماس نگرفته که احازهی بازدیدهای بعد از ساعات کاری رو بدم
یعنی میگی کلی هوانگ رو از خودم در آوردم؟
کلی هوانگ زن واقعاً فوقالعادهای بود، و مُرد
ناراحتکننده بود
باید بری
خیلیخب، ببین، میدونی این کیه؟
اوه، این خجالتآورده
این تریش واکره
.و منم "موری تاتلبام" هستم منظورت چیه؟
منو نمیشناسه - تریش تاک؟ -
پرمخاطبترین تاک شویِ شهر؟
...این چطور
پتسی اومده، پتسی # # من واقعاً میخوام دوستت باشم
من یه لیست دارم. و اسم تو توش نیست
.خیلیخب، خیلی ممنون بریم
تو پرخور هستی، موری؟ - از یه غذای خوب خوشم میاد -
تریش میتونه توی هر رستوران شهر که بخوای یه میز برات بگیره
هرچی که باشه
"ساتر"
،وقتی اون رستوران رو زدن سرآشپزشون مهمون برنامهام بود
واقعاً؟
.حتماً باید مرغابی کانفیشون رو امتحان کنی فوقالعادهست
5 دقیقه. دردسر درست نکنین
.مرد سالخورده، یه ساعت پیش رسید چطوری دربارهاش شنیدین؟
شام توی اون رستوران باکلاس قراره باعث بشه حرف نزنی و همکاری کنی
اینه
مسئلهی عجیب
.یه ماشین بهش زده و پرتاب شده خوردن به زمین باعث مرگش شده
.اینجور تصادفها توی شهر کم دیده میشه چون سرعتها پایینه
پس، خودشو انداخته جلوی ماشین؟
من که اونجا نبودم
لعنتی
،اگه بازم فوتیهای پیر آوردن بهم زنگ بزن بخصوص اگه بدنشون داغون بود
،تکههای بدنشون گم شده باشه ،سرشون رو توی کونشون کرده باشن
...زانوهای شکسته، بدنهای حلشده توی اسید
"میز مخصوص سرآشپز رو توی "پِر سِی براتون میگیرم. ممنون. بهمون زنگ بزنید
اگه بتونم یه عده از کارکنان سردخونهها رو ،راضی کنم که فوتیها رو تحتنظر داشته باشن
ممکنه شانس بیارم
پویشگرانهست. خوبه
اگه فقط بخوای واقعبن باشی؟
داری عاجزانه به هر دری میزنی
اون باید بمیره
این خواستهی همهمونه
اون همهاش آدمای بیگناه رو میندازه سر راهم و منم هی گول میخورم
بخاطر اینه که داری سعی میکنی از اونا محافظت کنی
.دیگه نه مرگ هوپ این درس رو بهم داد
شک دارم که قصد اون چنین چیزی بوده باشه
یه سرخونهی دیگه هم 10تا بلوک پایینتره
،بعد از 24 ساعت بیخوابی حافظهی کوتاه مدت داغون میشه
دیشب بیهوش بودم، پس اونم به حساب میاد
بعد از 48 ساعت، دید مختل میشه ...قدرت قضاوت معیوب میشه
من خوبم
ولی من نیستم
باید بخوابم. تو هم همینطور
آره، حق با توئه
خودم پیاده میرم خونه. ممنون
"پنسیلوانیا پلازا، بیمارستان "سنت وینسنت
مسیر بعدیتون کجاست؟ - "بیمارستان "مونت ساینای -
بفرمایید
میخواین دوباره منتظر بمونم؟ - نه، ممنون -
اسم اینو میذاری انعام؟
هی، اینجا قبلاً سردخونه بوده؟
این وبسایت مزخرف
]چرا اینکارو کردی؟
حالا دیگه میتونی بکُشیش
اینکارو میکنم
میکُشمش
خودمم زیاد چیزی رو ندیدم
وسط خیابون بود؟
آسیب دیدین؟ - چه اتفاقی افتاد خانم؟ -
...نمی - اوه! چیزی شده؟ -
...چی... این - فکر کنم داره نفس میکشه -
اوه خدای من
حالش خوبه؟ - نمی... نمیدونم -
تکون میخوره؟ - وسط خیابون بود؟ -
.کامیون سعی کرد سرعتشو کم کنه ...میدونم، من
No comments yet. Be the first to leave one.