প্রথম 200টি লাইন।
ارباب نوبو
اقدامات لازم صورت گرفته
طبق انتظارمون آماده تدارکه
و طبق دستورات شما شرايط رو فراهم کرديم
سرجمع 20 هدف در نيويورک
...بعد از سالها جستجو
تقدير بلک اسکاي در دستان ماست
فقط اين دردويل تنها مانع راه ماست
دست به کار بشيد - ميخوايد به کدومشون حمله کنيم؟ -
همهشون
بايد يه کم استراحت کنيم
بزودي ميان سراغمون
مزخرف نگو. ميان دنبال اون. اين ديگه چه وضعيتيه؟
شرمنده پيرمرد اما ديگه نميتونم
روت حساب کنم
خيلي سادهاي
اونو بايد به اين صندلي ببندي، نه منو
مشکل اون نيست. نوپو و افرادشن
اونا اين شهر رو واسه پيدا کردن اون
زير و رو ميکنن متيو
سوختن شهرو تماشا ميکنن
بههمين خاطر گفتم که بايد با هم کار کنيم
ديگه "ما"يي وجود نداره
اين همه سال سعي کردم اونو رام کنم
بايد ميذاشتم تو همون ماشين از خونريزي بميره
بايد يه کم قدردان باشي. اون زندگيتو نجات داد
بلک اسکاي نبايد تحت سلطه کسي در بياد
يا ازش سواستفاده بشه و يا تحت مسحور بشه
بايد به هرقيمتي شده نابود بشه
ميخواي از ساده بودن حرف بزني؟
چون فعلاً به يه صندلي بسته شدي
و با فيس و افاده درباره يه جنگ باستاني حرف ميزني
اصلاً نقشهاي داري؟
دارم روش کار ميکنم
خب، پسرم تا وقتي که داري روش کار ميکني
يه لطفي بهم بکن
به خودت بيا
...بلک اسکاي - بلک اسکاي همهاش چرت و پرته، استيک -
فقط يه افسانهست و کسي بجز خودت باور نداره
تمام قاتلين "دست" باورش دارن
فکرميکني در اين مورد چيکار ميکنن؟
پس اعتقاد و باور من چي استيک؟
کاري که من ميخوام بکنم چي؟
تنهام بذار، متيو
استيک پايين ـه
بستمش به صندلي
ميدوني، هر احساسي که داري بالاخره ميگذره
تو چه ميدوني که من چه حسي دارم؟
...فقط
اين رو هم در نظر بگير که
چيزي به اسم بلک اسکاي وجود نداره
يه باور ذهني ـه، ميدوني؟ چرت و پرته
من از وقتي که بچه بودم بهم کُشتن رو ياد دادن
آره، شايد همه چيزايي که بهت ياد دادن دروغ بوده
استيک ميگه من يه موهبت دارم
...يه موهبت خاص که آدماي کمي دارن
آره "که آدماي کمي دارن يا لايقش هستن" ميدونم
منم اين حرفا رو شنيدم
...استيک از پندهاي خوش اقبالش خوشش مياد، اما
همينا رو لازم داشت چون
اون بچهها رو براي جنگيدن آموزش ميداد
نميتوني انکارش کني
چيزايي که "دست" ميگه اين توضيح رو ثابت ميکنه
چون از يه چيزي سر در نميارم
به اين معني نيست که آماده باورکردن يه داستان تخيليام
...درست يا غلط
افسانه ميگه که
وقتي بلک اسکاي رو گير بيارن
از پس همه چيز بر ميان
موضوع کاري که من ميخوام بکنم نيست
حتي اگه تو يه قفس هم باشم بازم خداي دروغين اونام
به اسم من کارهاي وحشتناکي ميکنن
چونکه فکرميکنن بلک اسکاي اونا رو شکست ناپذير ميکنه
خب، نميتونن تو رو بدست بيارن تو متعلق به هيچکس نيستي
و تو حتي باهوشتر و قويتر
..و قدرتمندتر از تمام کسايي هستي که ديدم
اما همينطور که هميشه هم ميگم
نيازي نيست که اونا بهت بگن کي هستي
سازمان اونا حتي از اکثر کشورها قديميتره
اونا قدرتمندن و سايهشون همه جا هست
و مثل "پارسا" با مخفي شدن
...نجات پيدا کردن
با گرفتن افسار آدمايي که يکدل بودن افسانهشون رو باورميکنن
اما اگه يه نوري به سمتشون بگيريم، پراکنده ميشن..خب؟
ميتونيم نابودشون کنيم
نه به روش استيک. به روش خودمون
...ميخواي بعد از اون همه
بلايي که سرت آوردم بهم اعتماد کني؟
نينجاهاي "دست" ميتونن ضربان قلبشون رو مخفي کنن
اما براي تو هميشه واضح و روشنه
کل زندگيم داشتم بخاطر اين جنگ مبارزه ميکردم
هر داستاني که بگي شنيدم
بعضيها ميگن نوبو سه دوره زندگي کرده
سوءپيشينه جنايتکاري که به قرنها پيش برميگرده
درست يا غلط، سردسته "دست" اونه
اما اون بهترين شانس ما واسه نابودکردن "دست" ـه
پس کار ما راحته. نوبو رو پيدا ميکنيم، ميکِشيمش بيرون
از "دست" جداش ميکنيم
بدون اينکه به افرادش خبر بده
اونقدرا هم آسون نيست
تسليم شدن آسونه
اونو ميکُشي؟
نه
اونطوري به يه شهيد تبديل ميشه
ميخوام از جايگاهش بر کنارش کنم
سلطنتشو ازش بگيرم و بندازمش تو يه سلول تا بپوسه
به اين فرقه رئيس مقدسشون رو نشون بدم
که اون جز يه آدم معمولي نيست
اول بايد پيداش کنيم - آره -
و نظرم اينه که مستقيم بريم به لونهي شير
تنها چيزي که انتظار ندارن
اينه که الان بهشون ضربه بزنيم
ميخواي همه چيزت رو بخاطر من به خطر بندازي؟
خب حالا چطوري انجامش بديم؟
تنهايي نه
با همديگه انجامش ميديم
« ايرانفيلم، تيويورلد و تاينيموويز تقديم ميکنند » .:: TinyMoviez &Tvworld & IranFilm ::.
« تـرجمـه از رضـا » .:: KingSlayer ::.
شرکت ما نشانگر
برترين موکلين هلزکيچن هست
البته با قبول پيشنهاد ما
يه دستيار شخصي، يه دفتر با ديد منظره
و فرصت پيشرفت و ساخت
شرکت خودتون رو پيدا ميکنيد
همکار قبلي شما خانم مارسي استال
سفارش شما رو بسيار شديد کردن
و بعد از بررسي محاکمه ننگين پانيشر
اگر شخص با استعدادي مثل شما
رو به تيم خودمون دعوت نکنم واقعاً احمقم
خوشبختانه براي شروع ميتونيد حقوق سالانه رقابتيمون رو دريافت کنيد
...اين هم
يکي از راههاي توضيحه
در آينده بهتر هم ميشه
هوگارث، چائو، بنوويتز و نلسون" چطوره؟"
خيلي طولانيه
طولاني خوب
شما چشمانداز متفاوتي دارين
و ما هم دقيقاً دنبال همچين چيزي هستيم
اگه چندماه گذشته رو در نظر بگيريد
شرکت بنده به يه وکيل بسيار کاردان نيازمنده
...شخصي مثل شما
کسي که از ريسک کردن نميترسه و پروندههاي غير رسمي انجام نميده
پروندههاي مرتبط به شورشيها
"بهتره بهشون بگيم "افراد بسيار پيچيده
فکرشم نميکنيد
امتحان کن
نميدونم والا
همه اينا رو ساختم که بتسي رو در امان نگه دارم
نه اينکه همينطوري بذل و بخشش کنم
بهت برش ميگردونيم، ملوين - بدون حتي يه خراش -
قول ميدم
اگه همينطور که ميگين باشه
دردسر ميخواد بياد سراغت؟
آره، يه کم - فکرشو ميکردم -
خب، خوبه که سرِت خلوت نميشه
قبل از اينکه يادم بره
اينا واسه توئن
کريسمس مبارک، نه؟
اون چيه؟
باتوم
مثل اونايي که پليسا دارن فقط هزار برابر از اون باحالتر
طراحي خودمه
کابل کامپوزيت فيبر فولادي مخصوص
لعنتي تقريباً نابودنشدني ـه
نگاش کن. ميتوني درازاش رو کم و زياد کني
بگير ببين چطوري کار ميکنه
مال من کو؟ - ..اين -
يه نمونهست. فقط يه دونه ساختم - هي، اشکالي نداره -
اينجا رو باش
ميتوني ازش به عنوان قلاب استفاده کني
يا براي مبارزه تن به تن
هرکاري باهاش ميشه کرد. بيا
ملوين، نميدونم چي بگم
هيچي نگو
...يعني، روزنامهها شايد چاپش نکنن اما
بعضي از ماها تو هلزکيچن
ميدونيم چه کسي مراقبمونه
واسه توئه رفيق
چه حسي داره؟
دونستن اينکه بچههايي که آموزششون دادي
ميخوان بخاطر جنگ تو مبارزه کنن
اونم در حالي که اينجا نشستي
بزرگترين اشتباه زندگيتو ميکني، فرزندم
شايد
اما اين اشتباه خودم خواهد بود چون زندگي خودمه
خيلي خب بريم
...ميريم وارد تونلها و از اونجا ميکشونيمشون بيرون
فاگي. فاگي
فاگي
فاگي
جواب ميدي؟ - فاگي -
آره، الان ميام - فاگي -
فاگي؟ - بله -
شرمنده رفيق الان وقت خوبي نيست
ميترسيدم که همينو بگي - ايستگاه پليسي؟ -
برت ميگه تو دردسر افتاده و به وکيل قانوني نياز داره
واسه همين اونقدر درمونده شده بود که به من زنگ زده
فکرکردم مشکل منه تا وقتي که اومدم اينجا
و يه نگاه بهش انداختم
يه اتفاق بدي افتاده. به من نميگه
No comments yet. Be the first to leave one.