Shelby Oaks

Shelby Oaks

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Shelby Oaks 2024 720p WEBRip x264 AAC YTS
ভাষ্য লিখেছেন Don Milo

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2025-11-18
ডাউনলোড: 51
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‏‫اینجا امن نیستم.‬

‏‫احساس می‌کنم زیر نظر هستم.‬ ‏‫مثل اینکه...‬

‏‫همه جا چشم‌های زیادی رو منه.‬

‏‫خیلی ترسیده‌ام.‬

‏‫میا!‬

‏‫مجریان‬ ‏‫کانال محبوب یوتیوب‬

‏‫«شکاکان ماوراءالطبیعه» حالا‬ ‏‫یک هفته است که ناپدید شده‌اند.‬

‏‫گمانه‌زنی‌ها درباره‬ ‏‫محل ناپدید شدن‬

‏‫این به اصطلاح‬ ‏‫«شکاکان ماوراءالطبیعه» زیاد است.‬

‏‫پیتر بیلی، لورا تاکر،‬

‏‫دیوید رینولدز، و رایلی برنن.‬

‏‫آخرین بار هفته پیش نزدیک‬ ‏‫لبه جنوبی‬

‏‫شهرستان دارک، اوهایو،‬

‏‫نزدیک یک شهر متروکه به نام‬ ‏‫شِلبی اوکس دیده شدند.‬

‏‫اداره پلیس شهرستان دارک می‌گوید‬

‏‫که تمام تلاش خود را برای پیدا کردن آن‌ها‬ ‏‫انجام می‌دهند،‬

‏‫اما سرنخ‌های بسیار کمی دارند.‬

‏‫اینا همه‌شون دلقک‌بازی در میارن.‬

‏‫اونا همیشه کلاهبردار بودن.‬

‏‫هنوز هم کلاهبردارن.‬

‏‫دارن شما رو تحریک می‌کنن.‬

‏‫فقط دارن برای قسمت بعدی‬ ‏‫هیجان ایجاد می‌کنن.‬

‏‫اخیراً استفاده از دو دوربین رو‬ ‏‫شروع کرده بودن.‬

‏‫پلیس یکی رو داره.‬

‏‫خب، اون یکی کجاست؟‬

‏‫خانواده‌ها درخواست کردند‬

‏‫که مردم این موضوع رو‬ ‏‫جدی بگیرند.‬

‏‫این یک شوخی نیست.‬

‏‫یک هفته کامل گذشت‬ ‏‫از زمانی که مطلع شدیم‬

‏‫از ناپدید شدنشون،‬

‏‫بدون هیچ پیشرفت جدیدی‬ ‏‫در پرونده،‬

‏‫دوستان و خانواده‌هاشون‬

‏‫دچار نگرانی بدترین‌ها شدن.‬

‏‫این رایلیه، همون طور که شما می‌شناسیدش،‬

‏‫مجری «شکاکان ماوراءالطبیعه».‬

‏‫این رایلیه که من می‌شناسم،‬ ‏‫خواهر کوچیکم.‬

‏‫اسم من میا واکر است.‬

‏‫من ۱۲ ساله که دنبال رایلی می‌گردم،‬

‏‫و دوست دارم شما هم اون رو‬ ‏‫مثل من بشناسید.‬

‏‫یک، دو، سه، چهار...‬

‏‫وقتی بچه بودیم، اون برای سن خودش‬ ‏‫خیلی بالغ بود.‬

‏‫همیشه در حال فکر کردن بود،‬

‏‫مسائل رو حل می‌کرد،‬ ‏‫چیزهایی رو می‌دید که بقیه نمی‌دیدن.‬

‏‫بعضی‌ها یه دفترچه خاطرات رؤیاهاشون دارن.‬

‏‫رایلی یه دفتر طراحی رؤیا داشت.‬

‏‫به محض بیدار شدن،‬ ‏‫بلافاصله شروع به طراحی می‌کرد.‬

‏‫اون رؤیاهای فوق‌العاده واضحی می‌دید.‬

‏‫و بعضی وقتا...‬

‏‫حتی کابوس‌هاش رو هم نقاشی می‌کرد.‬

‏‫توی دبیرستان،‬

‏‫اون هنر رو‬ ‏‫جدی‌تر گرفت.‬

‏‫و رایلی‌ای که من‬ ‏‫می‌شناختم ناپدید شد‬

‏‫وقتی داشت اجرا می‌کرد.‬

‏‫واقعاً از لاک خودش‬ ‏‫بیرون اومد.‬

‏‫و توی اون کار هم خوب شد.‬

‏‫وانمود می‌کرد خوبه‬ ‏‫وقتی که نبود.‬

‏‫پس با اون اشتیاقش،‬

‏‫تعجب‌آور نبود‬ ‏‫که کانالش بگیره.‬

‏‫در نیمه‌ی دوم‬ ‏‫قرن بیستم،‬

‏‫محققان یوفو،‬ ‏‫اهل جن‌گیری، مدیوم‌ها،‬

‏‫همه این‌ها یه نوع‬ ‏‫رمزآلودی داشتن.‬

‏‫حتی فکر تحقیق‬ ‏‫درباره ماوراءالطبیعه‬

‏‫داره تبدیل به یه جوک می‌شد.‬

‏‫اتفاقی که برای پارانوئید افتاد اینو عوض کرد.‬

‏‫از اون موقع، اهالی محل‬ ‏‫بهش می‌گن فقط‬

‏‫«آشیانه‌ی خودکشی».‬

‏‫یوتیوب تازه راه‌اندازی شده بود.‬

‏‫هیچ‌کس نمی‌دونست‬ ‏‫چی می‌تونه بشه، یا کی داره می‌بینه.‬

‏‫پارانوئیدها تونستن‬ ‏‫به یه مخاطب وصل بشن‬

‏‫که به کنفرانس‌های یوفو،‬

‏‫و اتاق‌های گفتگوی ماورایی،‬

‏‫محروم شده بود و اون مردم تشنه‌ی‬ ‏‫محتوا بودن.‬

‏‫تقریباً هر بار که فیلمبرداری می‌کردن،‬

‏‫چیزی رو ضبط می‌کردن که‬ ‏‫بیشتر محققان ماوراءالطبیعه‬

‏‫تمام عمرشون دنبالشن،‬

‏‫واسه همینه که این‌قدر‬ ‏‫مخالف داشتن.‬

‏‫می‌دونی، اولش،‬

‏‫فکر می‌کردم شاید دارن‬ ‏‫الکی وانمود می‌کنن، آره.‬

‏‫منظورم اینه که‬ ‏‫راه دیگه‌ای بلد نبودم توضیح بدم.‬

‏‫اما اینم می‌دونستم که رایلی‬ ‏‫چنین کاری نمی‌کنه.‬

‏‫اون این چیزا رو‬ ‏‫خیلی جدی می‌گرفت.‬

‏‫اون چی بود؟‬

‏‫رایلی، تنها نرو، رایلی.‬

‏‫آروم باش، آروم باش.‬

‏‫از کجا اومد؟‬

‏‫- وای! وای!‬ ‏‫- خدای من!‬

‏‫من باور دارم‬ ‏‫که خواهرم دروغگو نیست.‬

‏‫سعی کردم باهاش در موردش حرف بزنم‬

‏‫ولی بعد از قسمت زندان،‬ ‏‫خیلی ساکت شد.‬

‏‫خدایا.‬

‏‫چی شده؟‬

‏‫حس نمی‌کنی؟‬

‏‫نه. چی رو حس کنم؟‬

‏‫سرما.‬

‏‫وای خدا.‬ ‏‫اوه، لعنتی!‬

‏‫رایلی.‬ ‏‫- چی؟ چی؟‬

‏‫نه، اشکالی نداره.‬

‏‫ـ وایسا!‬ ‏‫ـ نه، رایلی!‬

‏‫رایلی!‬ ‏‫رایلی، نه!‬

‏‫باید همین الان بریم!‬

‏‫خیلی‌ها گفتن که این حرف‌ها دروغه.‬

‏‫ولی بعدش ویدیوها قطع شد‬ ‏‫و کانال از دسترس خارج شد.‬

‏‫بعضی از طرفدارها نگران بودن،‬

‏‫اما بیشترشون فکر می‌کردن‬ ‏‫یه شو تبلیغاتیه.‬

‏‫و بعد... همه چیز تغییر کرد.‬

‏‫خبر امروز: مجریان کانال یوتیوب،‬

‏‫«پارانوئیدهای ماوراءالطبیعه»‬ ‏‫پنج روزه که گم شدن.‬

‏‫بعد از اون بود که مردم‬ ‏‫موضوع رو جدی گرفتن.‬

‏‫گفتنش ناراحت‌کننده است،‬

‏‫اما شهرتشون واقعاً از همون‌جا شروع شد.‬

‏‫بعد از ناپدید شدنشون،‬

‏‫مردم سراسر دنیا‬

‏‫شروع کردن به زیر و رو کردن‬ ‏‫ویدیوهاشون‬

‏‫و دنبال جواب گشتن.‬

‏‫ویدیوهایی از اون دختر توی‬ ‏‫کانالش هست‬

‏‫که داره با کسی حرف می‌زنه‬ ‏‫که ما تا حالا ندیدیمش.‬

‏‫پلیس باید همه چیز رو چک کنه.‬

‏‫داشتن تصویر واضحی از ماشین یکی‬ ‏‫از اعضا‬

‏‫هم ممکنه در آینده به دردمون بخوره،‬

‏‫اگه نیاز باشه وسیله نقلیه‌ای رو‬ ‏‫شناسایی کنیم.‬

‏‫نظریه‌های زیادی بود،‬

‏‫اما هیچوقت چیز قطعی‌ای به دست نیومد.‬

‏‫پس، اینجا خیلی چیز هست‬ ‏‫که باید بررسی بشه.‬

‏‫و بعد، این کلیپ عجیب رو داریم‬

‏‫که اون داره با یکی دیگه از‬ ‏‫اعضای گروه، پیتر، حرف می‌زنه.‬

‏‫خب، ما تصویر دوربین امنیتی‬ ‏‫پمپ بنزین رو داشتیم،‬

‏‫و شماره کارت‌هاشون رو.‬

‏‫آخرین خرید ثبت شدهشون رو‬

‏‫همون‌جا، بیرون شلبی اوکس،‬ ‏‫انجام داده بودن.‬

‏‫پس می‌دونستیم که حداقل‬ ‏‫تا اونجا رفتن.‬

‏‫هر جایی که ممکنه بچه‌ها رفته باشن،‬

‏‫باید بررسی می‌کردیم.‬

‏‫پس محتمل‌ترین جا،‬ ‏‫شهربازی قدیمی بود.‬

‏‫حدود ۹۶ کیلومتر از اینجا فاصله داره.‬

‏‫مادرم همیشه ازش حرف می‌زد.‬

‏‫عاشق این بود که بچه بود‬ ‏‫اونجا بره.‬

‏‫یه سالن رقص داشتن و گروه‌های‬ ‏‫موسیقی اونجا اجرا می‌کردن.‬

‏‫تقریباً دلیل اصلی رفتن به‬ ‏‫شلبی اوکس همین بود.‬

‏‫پارک بعد از یه آتش‌سوزی‬ ‏‫خیلی بد در اواخر دهه نود بسته شد.‬

‏‫یه آتش‌سوزی خیلی بد.‬

‏‫خیلی‌ها فکر می‌کنن‬ ‏‫اونجا تسخیر شده.‬

‏‫شلبی اوکس از اواخر دهه نود‬ ‏‫تبدیل به شهر ارواح شده.‬

‏‫اما از دید این بچه‌ها،‬

‏‫اونجا یه معدن طلا بود.‬

‏‫امیدوارکننده به نظر می‌رسید،‬ ‏‫اما فقط یه بن‌بست دیگه بود.‬

‏‫می‌دونم شنیدنش برای مردم سخته،‬

‏‫اما فکر نمی‌کنم این‌ها‬ ‏‫چیزی رو نشون بدن.‬

‏‫فکر کنم انرژی باید صرف پیدا کردن‬ ‏‫قاتل بشه.‬

‏‫هر پلیس خوب این حس رو بلده.‬

‏‫وقتی کم کم درک می‌کنی که کسی که دنبالشی‬

‏‫به خونه برنمی‌گرده.‬

‏‫من و رابرت دو سال قبل از گم شدن رایلی همدیگه رو دیدیم.‬

‏‫من همیشه می‌خواستم مادر باشم‬

‏‫و رابرت همیشه می‌خواست بابا باشه.‬

‏‫و ما یه مدتی تلاش کردیم ولی... اتفاق نیفتاد.‬

‏‫و بعد...‬

‏‫وقتی رایلی گم شد،‬

‏‫دیگه...‬

‏‫دیگه وقتش نبود.‬

‏‫بعد از اون نه.‬

‏‫متأسفانه، جسد پیتر بیلی،‬

‏‫لورا تاکر و دیوید رینولدز‬

‏‫در کلبه‌ای بیرون شلبی اوکس اوهایو پیدا شد،‬

‏‫شهر ارواح متروکه‌ای که‬ ‏‫این جوانان‬

‏‫شاید برای برنامه‌شون،‬

‏‫«شکاکان ماوراءالطبیعه» داشتن بررسی می‌کردن.‬

‏‫روی در ورودی کلبه،‬

‏‫این نماد آزاردهنده، با خون کشیده شده بود.‬

‏‫رایلی برنان، مجری برنامه،‬

‏‫هنوز مفقوده.‬

‏‫من خیلی ترسیدم.‬

‏‫دوربین فیلمبرداری از صحنه کشف شد‬

‏‫که پلیس می‌گه ممکنه‬ ‏‫مجرم رو ضبط کرده باشه.‬

‏‫وقتی فیلم بیرون اومد،‬

‏‫باعث یه کمپین ملی شد.‬

‏‫منظورم اینه که نمی‌تونستی بری فروشگاه‬

‏‫بدون اینکه اون رو روی یه تابلو یا بیلبورد ببینی.‬

‏‫کی رایلی برنان رو برد؟‬

‏‫از روی ویدیو، تونستیم تشخیص بدیم‬

‏‫که مظنون یه مرد سفیدپوست، حدوداً یک و هشتاد و پنج‬

‏‫تا یک و هشتاد و هشت سانت بود،‬ ‏‫بر اساس قد پنجره.‬

‏‫دستکش به دست داشت.‬

‏‫پس اساساً هیچی نداشتیم.‬

‏‫و...‬

‏‫یه چیز دیگه‌ای هم بود.‬

‏‫یه چیز دیگه‌ای هم بود.‬

‏‫ما باید اون نوار رو ۵۰۰ بار نگاه کرده باشیم‬

‏‫قبل از اینکه عمومی‌اش کنیم.‬

‏‫هیچ‌کدوممون اون رو ندیدیم.‬

‏‫ولی حالا، انگار...‬

‏‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم.‬

‏‫اوه، خدای من.‬

‏‫آیا تا حالا در مورد کابوس‌هایی که‬

‏‫داشتم بهت گفتم؟‬

‏‫یه مرد رو توی پنجره‌ام می‌دیدم و...‬

‏‫احساس می‌کنم گیر افتادم.‬

‏‫این... یعنی، عجیبه، دیوانه‌واره.‬

‏‫نه، نه، حالت خوبه.‬ ‏‫- اما خب، من دیدم...‬

‏‫یه جورایی، تصاویری از...‬

‏‫مثلاً مدرسه،‬ ‏‫و زندان،‬

More Farsi Persian subtitles for Shelby Oaks

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left