Anne of the Thousand Days

Anne of the Thousand Days

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Anne of the Thousand Days 1969
ভাষ্য লিখেছেন abedd
زیرنویس از عبد

ট্যাগ

other
প্রকাশিত: 2014-10-12
ডাউনলোড: 53
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

همه ي اونا؟

گناه کار

*خداحافظ,خداحافظl خوشيه گذشته ي من

* خوش اومدي درد من

* خوش اومدي اي عذاب به قلب من

*براي ديدن دوباره ي عشق من *

حکم اعدام سر هنري نوريس به جرم زنا

با ?نه ملکه ي انگلستان

اعدام براي اسميتون به جرم

زنا با ملکه ي انگلستان

به معاون فرماندار ار برج لندن براي اجراي حکم اعدامه

.آنه ملکه انگلستان

براي زنا و خيانت

سوخته يا سربريده شوند(اختيار با معاونه) براي رضايت پادشاه

آنه ملکه انگلستان

زن من

همسر من, Cromwell.

اون براي شما يه دختر بي فايده و يه پسره مرده به دنيا آورده

وقتي ما ازدواج کرديم اون به من قول پسر داد

من بايد پسر داشته باشم تا بعد از مرگ من نقش منو به عهده بگيره

خدا وجدانها رو هدايت کنه و پاسخ گوي دعاهاي پادشاه باشه

او اجازه نمي ده حق شما ناحق بشه -پس چرا از من دريغ مي کنه?

ترديدي در مورد خدا هست?

يا اون کسيه که به من ميگه تو بايد بميري؟ تو بايد شواهد و دادگاه رو آماده کني

وظيفه ي من اينه که مراقب باشم وظايف شاهنشاهي درست انجام بشه

ملکه از اين ازدواج بيزار بود و به تمابلات خودش مي پرداخته

به من خيانت کرده؟

اين کارو کرده؟, Cromwell? اين کارو کرده؟

سرور من ملکه شما خائنه و محکوم ه..

اين حکم قبل از شماست

اگه اون به من خيانت کرده اون بايد بميره

اگه من در حکومتم ....براي حفظ سلامت من و انگلستان از سنگ پراني ها,

اونا به شما مي گن که خدا اجازه نمي ده به ناحق محکوم کنيد

اگه من اينو بخوام،تمام زندگيم و کارهايي که کردم زير سوال مي ره.

به وقتش من اين سوالو خواهم پرسيد

يادداشت کن

يادداشت کن هنري مکس و اينکه اون اين کارو انجام داده

من اون مردا رو از قبل محکوم کردم, اشراف و دهقانان چرا نبايد يه ملکه رو محکوم کنم؟

اون به خودش ضربه زده يا منو به خاطر خودش دور ميکنه

اين فقط تا وقتيه که يه زن ديگه تو آغوشت داشته باشي

و چشم به راهه اونه وقتي که خودش دور باشه,

عذاب مي بينه با اون

و منتظر مي مون براي اونr تا براي بچه نتيجه بگيره...

تو به من پسر قول دادي

آنه

انه

اون جديده

کوچک ترين دختره بولينه تازه از دربار فرانسه برگشته

از اون خوشت اومده کيت؟

ما بايد اونو تو دربار براي دل خوشيه شما نگه داريم؟

هر طور که شما حکم کنيد سرورم

شايد من حکم ميکنم تو به من يه پسر بدي؟

-اي کاش که من بتونم - Amen.

اما تو نمي توني چون ازدواج تو در بهشت و جهنم اتفاق افتاده

بازي کنيد بازي کنيد ملکه آرزو مي کنه و من حکم مي دم

وقتي من گفتم نوازندگان رو بگو galliardبزنن

دليلي براي بيشتر اين وجود نداره

اسقف من

سرور من

-اگه مي شه سرورم - حرف سياستو نزن wolsey

برو با شيطان گپ بزن وقتي من دارم مي رقصم

نه فقط يه موضوع ساده داخليه يه عروسيه.

هر مردي که ازدواج مي کنه در حالي که مي تونه آزاد باشه احمقه

اينجا اينا زوجن

و پرسي جوان پسر نورتامبرلند است او عضو خانواده من است.

و انه بولين

خانواده ي اونا موافقن آيا شما هم با اين وصلت موافق هستيد؟

من بايد به اونا بگم که نه

نه سرورم شما گفتيد نه؟ نه

- اما اين بازيه عشقه - بگو بازي نکنن wolsey بازي نکنن

و به پدر مادر برادر و خواهر بزرگتر بولين هم بگو

به قلعه ي خودشون تو کنت برگردن و آنه رو هم با اونها بفرس

بله قربان

وولسي من خستم من خستم از اين دربار

من بايد به شکار برم

در کشور زيباي کنت

سرورم -تشريفاتو بزار کنار

من قصد دارم همه ي شما رو شرمنده کنم شما نفس هاي کوتاهي داريد

- A misspent life, sir. - No doubt.

بررتون تو زمانو مثل يه مرد کر نگه داشتي

-سرورم انگار از اسرار من آگاهه - نورفولک تو اين سنو سال اتشين به نظر مياي

-بهتره از اينه که به وسيله ي اون دروغ بگم(در مورد سن و سال کل کل مي کنن) بله ولي با کي؟

پرسي تو خوب رهبري مي کني يک شماليي روستايي

با اجازه شما

بانو آنه مايلي رقص دربار فرانسه رو به شاه آموزش بدي؟

همچين چيزي وجود نداره سرورم مي تونن رقص انگليسي ياد بگيرن

خوب گفتي

درست گفتي

The galliard. Play.

عالي جناب؟

به بولين بگيد مايلم خصوصي باهاش صحبت کنم

بله سرورم - و بعد از اون آماده ي سفر بشيد

سفر؟ -بله

شاهين از جايي که کبوتر وجود داره به راحتي عبور نمي کنه

به قلعه ي هور تو کنت

ماري اين بايد گفته بشه شاه مي خواد با من تنهايي صحبت کنه

اون نخواسته منو ببينه

نه مستقيمن

اين يعني اون مي خواد رابطشو با من تمام کنه

واقعن؟ حقيقتو به من مي گي؟

نمي شه به اين چيزها اطمينان کرد هميشه راهي واسه رفتن به جهنم هست

وقتي يه دختر خودشو کامل در اختيار ...

تو مي دوني چرا من خودمو در اختيار شاه قرار دادم

وقتي من تخته خوابم رو يه روي شاه باز مي کنم زندگي واسه شما راحت تر مي شه

Steward of Tonbridge and Penshurst.

Sheriff of Bradsted. Viscount.

و حالا خزانه دار شاه

تو نمي خاي درامدتو از دست بدي؟ مي خواي پدر؟

ماري من هميشه تو رو دوست داشتم تمام اينا درسته

شاه هميشه با من خوب بده چون تو با اون سخاوت مند بودي

اما تو احمقي چون اون هر چي خواسته گرفته ولي تو چيزي نخواستي

وقتي اعلاحضرت دستش به چيزي نرسه واسه به دستن آوردنش ديوونه مي شن

براي چيزي که به راحتي مي تونه به دسته بياره اگه اون تحقير بشه هر چي که داري رو ازت مي گيره

من نمي تونم کمکت کنم حالا برو و مشکلي درست نکن

من نمي خوام در خطر باشيم

چرا اين طوري شدي؟ -از پدر عزيزمون بپرس

پدر لرد کاردينال اينجا هستن

بولين من مي خواستم تو رو ببينم تا در مورد بانو صحبت کنيم -بله سرور من

آنه؟ -نه

چرا نه؟ پادشاه تقريبن اينجا هستن -ايشون به پرسي علاقه من شدن

اين هرگز به فکر من نرسيده بود که شاه به اون نظر داشته باشه

سرورم شاه اينجا هستن

زماني نيست -دخترو براي من بياريد

به پادشاه بگيد شما چه آشغالي هستيد ولي به من زمان بديد

براي پرسي جوان شاه به چيزي که من بپيشنهاد بدم عمل خواهد کرد

Whoa, boy.

عالي جناب

تنها پادشاه شما ،توماس بدون مراسم شاه شما هنري

اين افتخار بزرگيه

از هري پرسي؟

آنه کجاست؟بانو اليزابت؟

من اينو تو اتاقش پيدا کردم

-اوه کشيش امروز صبح اوضاع جهنم چگونه است؟ -به قدر کافي گرم سرورم

با حرارته خاصي فعال در کسب وکار پادشاهي

بله با ميل سپر شيطان مي شيد

و باسن خود را در محراب خدا برشته مي کنيد

- اون داشت با تو صحبت مي کرد؟ - بله سرورم

خوبه خوبه

و چه وقت ممکنه من اين دسته گل زيباي شما رو بو کنم؟

اگه منظور شما آنه اون جلوي آينه خودشه

لباس جديد ،انگشتاني عصبي شايد بايد نيم ساعتي بهش فرصت بديد

ما همه روزو فرصت داريم توماس - من يک دسته ي جديدي از سگ دارم

و تعداد زيادي گوزن تو علفزار وجود داره

- ما شکار ديگري خواهيم داشت - شکار عالي

- تو به ما ملحق نمي شي؟ - به نظر مي رسه دو روح حقير وجود داشته

که به نظر مي رسه آموزش ديني نياز دارن من بايد به اونها برسم

کاملن درسته لرد من کاملن امور خدا در صدر امور قرار داره!

و کي مي دونه شايد سود دنيوي هم داشته باشه

Oh, Your Majesty...

پيداشون کن و واسه من بيارشون

توماس يه صحبت خصوصي باهات دارم قبل از اينکه آنه رو ببينم

بله عالي جناب؟

معمولن مردي در موقعيت من دچار وسوسه مي شه

به نظر اين کشور داره راهه خودشو مي ره

- نه سرورم - چرا نه؟ چه کسي مي تونه به من نه بگه؟

به جز خدا توماس

من زانو مي زنم دعا مي کنم و اون جواب مي ده

اما به طريقي ديده ميشه

جناب پاپ روي شما نام مدافع ايمان رو گذاشته

درسته من مرد دين داري هستم

من کارها رو مطابق با خواست خدا و کليسا انجام مي دم

و همين طور مردم ،خودم و تو توماس

تو پيروي مي کني؟

اين يه روش پيچيده ي شخصيه براي عبادت خداست سرورم

اين شامل دو تا دختره تو هم مي شه توماس

اونا از دوستان ما هستند؟ -بله

و اونها اطمينان کافي به ما دارن؟؟

آيا اونا شبا در مورد من با هم زيرزيرکي صحبت نمي کنن؟

کي مي دونه سرورم

يکيشون در اختيار شماست و اون يکي رو هم که زيرنظر داريد

آيا من آنه رو براي خودم دارم؟

- من پاسخ صادقانه مي خوام - اون احمق نيست سرور من

خوبه خوبه

اين چيزيه که من هميشه موقع عبادتم از خدا مي خوام

که اون اجازه نده که فکري به ذهن و قلبه من وارد بشه

اين چيزي نيست که اون مي خواد

اون هرگز شکست منو نمي خواد

اما اعلاحضرت متوجه اين هست که اين به نظر....

چي؟

اين بهانه ايه که شما

از يک کاسه ي خشک آب بنوشيد (اين اولين فيلميه که ترجمه مي کنم و فکر ميکنم فيلم اشتباه اتخاب کردم پر از ضربالمثل کنايست)

من پادشاه انگلستانم وقتي من دعا مي کنم خدا جواب مي ده

بله عالي جناب

و به هيچ مردي اجازه نمي دم مواخذم کنه

يا زني

دوباره

- من از دست خودم عصبانيم - چرا؟

فکر سالها بودن تو دربار فرانسه منو از پا در مياره

من توسط زن بازا و زبون بازها و اشراف زاده هاي فرانسوي گير افتاده بودم

و از هيچ کدومشون خوشم نمي اومد

و به محض اينکه من برگشتم گرفتار عشقه ...

- روستايي شمالي عالي جناب اين طور گفت - درست گفت

هيچ مردي نمي تونه برقصه آواز بخونه نمي تونه...

- اون مي تونه تو رو در آغوش بگيره -نه به اون خوبي که من مي تونم اين کارو کنم

اما اين آغوشيه که من مي خوام ب راي دلايلي که خدا خودش ميدونه

من عاشق نگرانيه توام

ااگه ما براي ازدواج به قدر کافي عاشق هميم چيزي نبايد جلودارمون باشه

So?

-مي تونيم با هم بخوابيم قبل از ازدواج -اگه تو مي خواي

منو ببوس

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left