Hannibal

Hannibal

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 3

রিলিজ তথ্য

Hannibal S03E09 HDTV x264-KILLERS
Hannibal S03E09 HDTV XviD-AFG
Hannibal S03E09 HDTV XviD-FUM
Hannibal S03E09 480p HDTV x264-mSD
Hannibal S03E09 480p HDTV x264-RMTeam
Hannibal S03E09 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Hannibal S03E09 720p HDTV x265 ShAaNiG
Hannibal S03E09 720p HDTV x264-KILLERS
ভাষ্য লিখেছেন Reza KingSlayer
Pro_translator | TvWorld

ট্যাগ

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
প্রকাশিত: 2015-08-01
ডাউনলোড: 61
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

...آنچه گذشت

.هانیبال لکتر تازگیش رو از دست داده

.کاری که این بابا داره می‌کنه یه خاصت جهانی داره

.این روانی با ماه هماهنگه

.ممکنه تا قتل بعدیش بیشتر از سه هفته وقت داشته باشیم

.من دیگه به این موضوع فکر نمی‌کنم .فکر نمی‌کنم دیگه به دردت بخورم جک

تو دنبال نظر هستی ویل؟

.من باید هانیبال رو ببینم

.این بوی همون خمیر ریش زننده‌ایه که توی دادگاه زده بودی

.سلام دکتر لکتر

.سلام ویل

یادداشت من به دستت رسید؟

.رسید. ممنون

قبل از این که از بین ببریش خوندیش؟

یا خیلی راحت انداختیش توی نزدیک‌ترین آتیش؟

...خوندمش

.و بعد سوزوندمش

.و به هر حال اومدی

.خوشحالم که اومدی

.ملاقاتی‌های دیگه‌ام... همه حرفه‌این

...روان‌پزشک‌های خسته‌کننده .ناشی‌های بی‌عرضه

.انترن‌های بدخط

.به کمکتون نیاز دارم دکتر لکتر

.آره، همین فکر می‌کردم

دیگه همدیگه رو به اسم کوچیک صدا نمی‌کنیم؟

...هر چی رسمی‌تر همدیگه رو خطاب کنیم

.من راحت‌ترم

...پشت بوی اون خمیر ریش

.بوی سگ و کاج و روغن حس می‌کنم

چیزیه که یه بچه انتخاب می‌کنه، نه؟

بچه‌ای توی زندگی تو هست ویل؟

.اگه یادت باشه بهت یه فرصت دادم

.برگشتم سمت شیکاگو و بوفالو

.خبرشو خونده‌ای - .روزنامه‌ها رو خونده‌ام -

.نمی‌تونم ببرمشون. اینجا بهم قیچی نمی‌دن

.معلومه

می‌خوای بفهمی چطوری انتخابشون می‌کنه؟

.گفتم شاید چیزی به ذهن تو برسه

.تو فقط اومده‌ای اینجا که منو نگاه کنی

.اومده‌ای بوی قدیمی رو بگیری

چرا خودت خودتو بو نمی‌کنی؟

Uh...

.از شما بیشتر انتظار داشتم دکتر

.این روش... دمده‌اس

.در حالی که تو آدم تازه‌ای هستی

تو پدر خوبی هستی ویل؟

.پرونده رو بده ببینم

.یه ساعت. می‌تونیم مثل قدیم‌ها راجع بهش حرف بزنیم

.ممنون

،درسته که طی قرن گذشته از ارزش‌های خانوادگی کاسته شده

.ولی هنوز هم وقتی بتونیم به خانواده‌هامون کمک می‌کنیم

.تو خانواده‌ای منی، ویل

چند نفر آدم رو کشته‌ای؟

.خیلی بیشتر از پدرت

می‌خوای منو بکشی؟

.خیلی متاسفم ابیگیل

.متاسفم که نتونستم توی این زندگی ازت محافظت کنم

،تشریفات مذهبی خونی نماد شامل نماد مرگن

.و بعد تولد مجدد

،مثل هر چیزی توی دنیای طبیعی

.الان سازگار و بعدا دگرگون می‌شی

.فرگشت یا مرگ

،حتی اگه امروز خودت رو بشناسی

.نمی‌تونی پیش‌بینی کنی فردا چه آدمی می‌شی

.انسان با توجه به گذشته‌اش تعریف می‌شه، نه آینده‌اش

...اگه تو بودی

چطوری این کارو می‌کردی؟

چطوری می‌کشتمت؟

.مثل پدرت خرخره‌اتو می‌بریدم

.ولی تو پدرم نیست

...تو پدرت رو قبول کردی

قبول کردن من انقدر سخته؟

.از هوشمندانه بودنش مطمئن نیستم

،انسان با پیر شدن خردمندتر نمی‌شه، ابیگیل

...ولی یاد می‌گیریم که

،تا اندازه‌ای شر به پا نکنیم یا ازش دوری کنیم

.بستگی به انتخاب خودمون داره

.نیاز به جمع‌آوری گوشت دارم

،نه نیم کیلو، فقط یه تیکه

.انقدر که بدون اون تیکه هم زنده بمونی

یعنی مثل انگشت؟ - ...طاقت گرفتن انگشتت رو ندارم -

.حتی یه دونه

.اون‌ها خیلی قشنگن

...و امیدوار بودم

.که بهت هارپسیکورد نواختن رو یاد بدم

.فعلا همینقدر بسه

.این میزان فشار رو اندازه‌گیری می‌کنه

.خون بدن رو سریع و بعد کند می‌کنه

آماده‌ی مرگ هستی ابیگیل؟

.آره

می‌شه دکمه رو خودم فشار بدم؟

.آره

.ابیگیل هابز مرده

.زنده باد ابیگیل هابز

TvWorld proudly presents

:ترجمه از

pro_translator

بیمارستان روان‌پزشکی بالتیمور

.خوشحالم که می‌بینم انقدر سرحالی ویل

.ولی آرزوم بود که اینجا نباشی

.آرزو و امید

دیدن دوباره‌اش چه حسی داشت؟

...انگار

.هانیبال داشت از جلو پشت جمجمه‌ام رو نگاه می‌کرد

.انگار مگس پشت سرم پرواز می‌کرد

...حس مزخرفی داشتم

.که اون هم با من بیرون اومد

،مجبور شدم بیرون در وایسم

،دور و برم رو نگاه کنم و مطمئن بشم تنهام

.این حسو خوب می‌دونم

.خوب حداقل جک کراوفورد راضی شد

.اون بهم عکس از خانواده‌های مختلف رو بهم نشون داد

.من به مالی و والتر نگاه کردم، و نتونستم نه بگم

.و جک روی تو حساب کرده بود

!هاها

هنوز با مارگوتی؟

.آره

.یه بچه هم داریم

.پسر یه ورجر- !هاها -

.یه پسر

.اوه... خوش به حال مارگوت

.خوش به حال من. من حملش کردم

.اون پسر منه

.اون وارث ورجره

خوب... اینجا چی کار می‌کنی؟

...فقط پنج در بین هانیبال

...و بیرون هست

.و من کلید همه‌اشونو دارم

...هانیبال هیچوقت

.رابطه‌ی خوبی با محدودیت نداشته

".کسی که با شیطان می‌پره باید خیلی مراقب باشه"

.من راهش نمی‌دم داخل، آلانا

.نگران من نباش

.من فقط نگران تو نیستم

.آخرین بار با تو تموم نشد

.این پسر خیلی خجالتی‌ایه ویل

.مشتاق دیدارشم

.مطمئنم می‌بینیش

احتمال داده‌ای که ممکنه زشت شده باشه؟

یا ممکنه خودش فکر کنه زشته؟

.جالبه

.جالب نیست

.تو قبلا بهش فکر کرده‌ای

.اون همه‌ی آینه‌های خونه رو شکست

.نه فقط به تعداد نیازش

...این تکه‌ها طوری گذاشته شده‌ان که بتونه خودشو

.توی چشم‌های آقای جاکوبی ببینه

تو می‌تونستی خودتو توی چشم‌های اون‌ها ببینی؟

موقع کشتنشون؟

...اولین پیوند کوچیک با قاتل

.می‌خاره و مثل زالو می‌گزه

...مثل تو، ویل

.اون نیاز به خانواده داره تا از چیزی که درونشه فرار کنه

.خیلی از شیوه‌ی کشتن شدن این خانواده‌ها اطلاعات داری

.طریقه‌ی زندگی اون‌ها طریقه‌ی انتخاب قاتلشونه

چطوری داره انتخابشون می‌کنه؟

تو چطوری قربانی‌های خودتو انتخاب می‌کردی؟

.زن و بچه‌ی آماده برای تامین نیازهات

...ناپسری یا نادختری

یه ناپسری تو رو از همه‌ی تقصیرهای .زیست‌شناختی رهات می‌کنه

.خودت می‌دونی که مورد تولید مثل نیست

نمی‌تونم اون ویژگی‌های بدی که تو رو .بیشتر از همه می‌ترسونن منتقل کنم

چرا شرحی از حیاطشون نیومده؟

،نقشه‌ی همه‌ی طبقه‌ها هست

.نقشه‌ی اتاق‌هایی که قتل‌ها توشون رخ داده

حیاطشون چطوری بوده؟

...بزرگ

حصار کشیده، با درخت. چطور مگه؟

...اگه این مسافر رابطه‌ی خاصی با ماه احساس می‌کنه

،ممکنه بخواد بره بیرون و یه نگاهی بهش بندازه

.قبل از این که خودشو تمیز کنه

،مثل اگه یه نفر لخت باشه

...بهتره حیاط خلوتی داشته باشه

.واسه‌ی همچین چیزی

.آدم باید مراعات همسایه‌ها رو بکنه

تا حالا خون توی نور ماه دیده‌ای، ویل؟

.کاملا سیاه دیده می‌شه

اومده‌ای منو تبنیه کنی؟

.من بعضی از تنبیه‌ها رو خیلی دوست دارم

.آره

حال مارگوت چطوره؟

.دنده‌های تو، دارن حرکت می‌کنن، هانیبال

.سر و صداشونو می‌شنوم

.کلیک، کلیک، بوم

،نمی‌دونم چه نقشه‌ای با ویل گراهام داری می‌ریزی

.ولی یه نقشه‌ای داری

چرا که نه؟

،تو همین الانش هم سرپوش رو شکسته‌ای

.و می‌خوای کاملا بازش کنی

.ویل اومد پیش من

.آره، اومد

.بهش توصیه کردم نیاد

.مطمئنم که این کارو کردی

...یعنی داری می‌گی من از باطنم

صلاح ویل رو نمی‌خوام؟

.من می‌گم این عین حقیقته

...تو شلوار احترام اخلاقی رو تن ویل کرده‌ای

.ویل هیچ تقصیری نداره

...من مودب بوده‌ام

.و تو هم پذیرای ادب من

More Farsi Persian subtitles for Hannibal

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left